خیانت عاطفی یا جنسی؛ کدام بیشتر آدم را می شکند؟ قصه زنی که نمی دانست از کدام خیانت بیشتر آسیب دیده است

خط سلامت: زن وقتی وارد اتاق شد، چند دقیقه کنار در ایستاد. انگار هنوز نمی دانست باید بنشیند یا فرصت دارد تصمیمش را عوض کند. بعد آرام گفت: دکتر، من نمی دانم کدامش بیشتر خیانت است.

خیانت عاطفی یا جنسی؛ کدام بیشتر آدم را می شکند؟ قصه زنی که نمی دانست از کدام خیانت بیشتر آسیب دیده است

به گزارش خط سلامت، سؤال ساده به نظر می رسید، اما پشت آن ماه ها خشم، شک، بی اعتمادی و سردرگمی وجود داشت. همسرش می گفت رابطه جنسی با زن دیگری نداشته است. اما ماه ها با زنی دیگر پیام رد و بدل کرده بود؛ هر روز، گاهی صبح زود و گاهی نیمه شب.

از زندگی اش برای او گفته بود. از خستگی هایش، مشکلاتش و چیزهایی که مدت ها بود با همسرش درباره آنها حرف نمی زد.

زن گفت: می گوید چون رابطه جنسی نداشته، خیانت نکرده. اما من احساس می کنم یک نفر دیگر وارد زندگی ما شده است.

چند لحظه سکوت کرد و پرسید: دکتر، من دارم زیاده روی می کنم؟

 خیانت عاطفی چیست و چرا می تواند رابطه را به هم بریزد؟

در روانشناسی رابطه، خیانت را نمی توان فقط با یک رفتار مشخص تعریف کرد. مرزهای خیانت در زوج ها یکسان نیستند و ممکن است یک زوج رابطه جنسی خارج از رابطه را مهم ترین مرز بدانند، در حالی که برای زوجی دیگر، صمیمیت عاطفی پنهانی با فردی دیگر نقض جدی تعهد باشد.

اما یک نکته در بسیاری از تجربه های خیانت اهمیت دارد: پنهان کاری، شکستن توافق های رابطه و انتقال بخشی از صمیمیت رابطه اصلی به فردی خارج از آن.

زن گفت: اگر فقط یک بار رابطه جنسی داشت، شاید می توانستم بفهمم یک اشتباه بوده. اما این یکی ماه ها طول کشیده. هر روز با هم حرف می زدند.

در این لحظه، مسئله دیگر فقط این نبود که رابطه جنسی اتفاق افتاده یا نه. بخشی از زندگی عاطفی همسر او برای مدت طولانی در جایی خارج از رابطه اصلی جریان پیدا کرده بود.

چرا خیانت عاطفی برای بعضی افراد بسیار دردناک است؟

برای فرد خیانت دیده، همیشه نوع رفتار تعیین کننده شدت درد نیست. گاهی آنچه بیشترین آسیب را ایجاد می کند، احساس ورود فردی دیگر به بخش های خصوصی و عاطفی رابطه است.

زن گفت: با من درباره مشکلاتش حرف نمی زد، اما با او حرف می زد. من نمی دانستم روزش چطور گذشته، اما او می دانست. مدت ها بود از من تعریف نکرده بود، اما آن زن هر روز به او می گفت چقدر جذاب و موفق است.

در چنین شرایطی، فرد ممکن است احساس کند فقط زمان یا توجه همسرش را از دست نداده؛ بلکه جایگاه عاطفی خود را نیز در رابطه از دست داده است.

این احساس می تواند با پرسش هایی دردناک همراه شود: من دیگر برای او کافی نبودم؟ چه چیزی را به دیگری می داد که به من نمی داد؟ آیا واقعا دوستم داشت؟

 خیانت جنسی چه آسیبی به رابطه وارد می کند؟

خیانت جنسی نیز می تواند احساس امنیت، اعتماد و ارزشمندی فرد را تحت تاثیر قرار دهد. فرد ممکن است خودش را با شخص سوم مقایسه کند و از خودش بپرسد: آیا او را بیشتر از من می خواست؟ چه چیزی در من کم بود؟ آیا از نظر جنسی برای همسرم کافی نبودم؟ اما اینجا باید مراقب یک خطای رایج بود.

خیانت لزوما نشانه کمبود ظاهری، جنسی یا شخصیتی فرد خیانت دیده نیست. رفتار خیانت آمیز می تواند تحت تاثیر مجموعه ای از عوامل فردی، رابطه ای و موقعیتی قرار داشته باشد و مسئولیت انتخاب رفتار خیانت آمیز را نمی توان به ویژگی های فرد آسیب دیده منتقل کرد بنابراین اینکه فرد سوم چه ظاهری داشته، چند ساله بوده یا چه ویژگی هایی داشته، لزوما پاسخ این سؤال نیست که چرا خیانت اتفاق افتاده است.

وقتی خیانت عاطفی و جنسی با هم اتفاق می افتند

زن بعد از چند جلسه، واقعیت دیگری را تعریف کرد. رابطه همسرش فقط پیام و گفت و گو نبود. آنها یک بار نیز با یکدیگر ملاقات کرده بودند و بعد از آن رابطه ادامه پیدا کرده بود.

زن گفت:  من دیگر نمی دانم کدام قسمت بیشتر من را آزار می دهد.

حالا ذهن او میان چند سؤال رفت و آمد می کرد: رابطه جنسی؟ پیام ها؟ احساسات؟ دروغ ها؟ پنهانکاری؟   اما در درمان، همیشه مفید نیست که از فرد بخواهیم بین این بخش ها یکی را به عنوان بدترین اتفاق انتخاب کند.

گاهی سؤال مهمتر این است: کدام بخش از این تجربه بیشترین آسیب را به احساس امنیت، اعتماد و ارزشمندی شما وارد کرده است؟

خیانت عاطفی بدتر است یا خیانت جنسی؟

پاسخ واحدی برای همه زوج ها وجود ندارد. دو نفر ممکن است با یک رفتار مشابه روبرو شوند، اما تجربه روانی کاملا متفاوتی داشته باشند. برای یک فرد، رابطه جنسی خارج از ازدواج مهمترین مرز شکسته شده است.

برای فردی دیگر، اینکه همسرش ماه ها با شخص دیگری صمیمیت عاطفی داشته، دردناک تر است. برای شخص دیگری نیز ممکن است دروغ های مکرر و پنهان کاری، بیش از خود رابطه خارج از ازدواج آسیب ایجاد کرده باشد. به همین دلیل، در زوج درمانی فقط پرسیدن اینکه رابطه جنسی اتفاق افتاده یا نه، کافی نیست.

باید پرسید:

این اتفاق برای شما چه معنایی داشت؟

آیا احساس کردید جایگزین شده اید؟

آیا احساس کردید دوست داشته نشده اید؟

آیا اعتماد شما از بین رفت؟

آیا تصویر شما از خودتان آسیب دید؟

آیا گذشته رابطه ناگهان معنای دیگری پیدا کرد؟

آیا خیانت عاطفی همیشه بدون رابطه جنسی است؟

خیانت عاطفی و خیانت جنسی دو دسته کاملا جدا و غیرمرتبط نیستند. یک رابطه ممکن است ابتدا با صمیمیت عاطفی و پیام های مکرر شروع شود و بعد به رابطه جنسی برسد.  گاهی نیز فرد تلاش می کند رابطه را در سطح عاطفی نگه دارد، اما همچنان مرزهایی را که با شریک اصلی خود درباره رابطه تعیین کرده، نقض می کند.

بنابراین برای فهمیدن اینکه آیا رفتاری در یک رابطه خیانت محسوب می شود، باید هم به رفتار واقعی و هم به توافق ها و مرزهای همان رابطه توجه کرد.

یک سؤال سخت در اتاق درمان: اگر عاشق او شده بود، بهتر بود؟

زن یک روز پرسید:

اگر شوهرم می گفت عاشق آن زن شده، بهتر بود؟

پاسخ ساده ای برای این سؤال وجود نداشت. ممکن بود شنیدن اینکه همسرش به فرد دیگری دل بسته، برای او دردناک تر باشد. ممکن بود رابطه عاطفی طولانی را سخت تر از یک رابطه جنسی کوتاه تجربه کند.

اما مسئله اصلی این نبود که کدام نوع خیانت ذاتا بدتر است. مسئله این بود که اعتماد چگونه شکسته شده و آیا امکان بازسازی آن وجود دارد یا نه.

خیانت را نباید به مسابقه تبدیل کرد

 مقایسه اینکه خیانت عاطفی بدتر است یا خیانت جنسی، اگر قرار باشد به یک جدول رتبه بندی تبدیل شود، ممکن است ما را از زخم اصلی رابطه دور کند.

اگر فرد می گوید: او بدنش را به دیگری داد. باید دید پشت این جمله چه احساسی قرار دارد. ممکن است ترس از مقایسه باشد. ممکن است احساس طردشدگی باشد. ممکن است عزت نفس آسیب دیده باشد.

اگر فرد دیگری می گوید: او عاشق شخص دیگری شده بود. ممکن است درد اصلی، از دست دادن جایگاه عاطفی و ترس از جایگزین شدن باشد. بنابراین درمان به جای مسابقه گذاشتن میان دو نوع خیانت، تلاش می کند به معنای این اتفاق برای فرد و رابطه نزدیک شود.

زن کم کم سؤالش را تغییر داد

در جلسه های بعدی، زن کمتر درباره زن دیگر حرف زد.

در ابتدا می پرسید:او چه چیزی داشت که من نداشتم؟

بعد پرسید:چرا شوهرم این کار را کرد؟

و سرانجام پرسید: اگر بخواهیم بمانیم، چطور می توانیم دوباره زندگی کنیم؟

این تغییر کوچک، از نظر درمانی اهمیت زیادی داشت.او کم کم از مقایسه خودش با فرد سوم فاصله گرفته بود و داشت درباره زندگی خودش تصمیم می گرفت. فرد خیانت دیده نباید تمام زندگی خود را صرف مقایسه با شخص سوم کند. اینکه فرد سوم زیباتر، جوان تر، جذاب تر یا متفاوت تر بوده، به خودی خود توضیحی برای خیانت نیست.خیانت معیار ارزشمندی فرد خیانت دیده نیست.

آیا بعد از خیانت می توان رابطه را ادامه داد؟

در برخی زوج ها ادامه رابطه امکان پذیر است، اما ادامه دادن به معنای پاک کردن اتفاقی که افتاده نیست. اگر زوج تصمیم به ماندن بگیرند، لازم است درباره آنچه رخ داده، مرزهای رابطه، مسئولیت هر یک، اعتماد و شکل آینده رابطه گفت و گو کنند.

اگر رابطه خارج از ازدواج همچنان ادامه داشته باشد، دروغ و پنهان کاری ادامه پیدا کند یا فرد خیانت کننده مسئولیت رفتار خود را نپذیرد، مسیر ترمیم رابطه می تواند با موانع جدی روبه رو شود. در مقابل، پایان دادن به رابطه خارج از ازدواج، پذیرش مسئولیت، ایجاد شفافیت و آمادگی هر دو نفر برای کار روی رابطه می تواند زمینه بررسی امکان ترمیم را فراهم کند.

پژوهش های زوج درمانی نیز نشان داده اند که برخی مداخلات درمانی در شرایط مناسب می توانند به کاهش آشفتگی و بهبود عملکرد رابطه پس از خیانت کمک کنند.

پایان قصه؛ زنی که دیگر خودش را با زن دیگر مقایسه نمی کرد

چند ماه بعد، زن هنوز نمی گفت همه چیز فراموش شده است.

یک روز گفت:فکر می کنم تازه فهمیده ام چیزی که بیشتر از خود خیانت اذیتم می کرد، این بود که فکر می کردم من را انتخاب کرده است و بعد فهمیدم انتخاب های دیگری هم در زندگی اش داشته که من از آنها خبر نداشتم.

مکث کرد و ادامه داد:هنوز اعتماد کامل ندارم، اما دیگر هر روز خودم را با آن زن مقایسه نمی کنم.

این جمله یکی از نشانه های مهم تغییر بود. او دیگر ارزش خودش را با انتخاب همسرش اندازه نمی گرفت.

سوال اصلی  این نیست که کدام خیانت بدتر است

هیچ پاسخ واحدی برای این سؤال وجود ندارد که خیانت عاطفی دردناک تر است یا خیانت جنسی. برای یک نفر، تماس جنسی خارج از رابطه مهم ترین مرز شکسته شده است. برای دیگری، ماه ها صمیمیت عاطفی پنهانی می تواند زخم عمیق تری ایجاد کند. برای فردی دیگر، شاید دروغ ها و پنهان کاری های پس از خیانت، بخش دردناک ماجرا باشد بنابراین در زوج درمانی، سؤال مهم تر این نیست که: کدام خیانت بدتر است؟

سؤال این است: چه چیزی در این خیانت بیشترین آسیب را به احساس امنیت، اعتماد، ارزشمندی و پیوند عاطفی فرد وارد کرده است؟

وقتی این سؤال پیدا شود، گفت و گو از مقایسه با فرد سوم فاصله می گیرد و به سمت چیزی می رود که واقعا اهمیت دارد: فهمیدن زخم رابطه و بررسی امکان ترمیم آن.

پایان خبر برای ورود به صفحه اینستاگرام دکتر مریم سامانی (روانشناس بالینی) کلیک کنید.
ارسال نظر

اخبار پربازدید
آخرین اخبار
خط سلامت
فیلم ها
  • خط سلامت: عشق و حسادت با هم مرتبط هستند زیرا یک هورمون مشترک در این دو احساس نقش دارد. عشق احساسی است که به هورمون…

گزارش ویژه
پادکست
اتاق درمان