هر درد روانی تروما نیست؛ برای جدی گرفتن رنج، به برچسب نیاز نداریم

خط سلامت: اتفاق تمام شده، اما اثرش هنوز در زندگی مان جریان دارد. خواب، اعتماد یا احساس امنیت دیگر مثل گذشته نیست و برای توضیح این تغییر، دنبال یک نام می گردیم. آیا نامی که انتخاب می کنیم، تجربه ما را روشن تر می کند یا تفاوت های مهم را از چشممان پنهان می سازد؟

هر درد روانی تروما نیست؛ برای جدی گرفتن رنج، به برچسب نیاز نداریم

به گزارش خط سلامت، واژه تروما در گفت و گوهای روزمره کاربرد زیادی پیدا کرده است. فردی پس از جدایی، دیگری بعد از شکست کاری و کسی پس از یک تعارض خانوادگی، تجربه خود را تروما می نامد. اما هر اتفاق ناراحت کننده ای لزوما تجربه تروماتیک نیست و تجربه تروما نیز به تنهایی به معنای ابتلا به اختلال استرس پس از سانحه نیست. برای شناخت دقیق رنج روانی، باید میان استرس، بحران، تجربه آسیب زا و اختلال ناشی از آن تفاوت گذاشت.

استرس؛ فشار روانی بدون تشخیص تروما

امتحان، مشکلات مالی، تعارض با همسر، مهاجرت و فشار کاری می توانند ذهن و بدن را تحت فشار قرار دهند. فرد ممکن است مضطرب، خسته یا زودرنج شود و خواب و تمرکزش تغییر کند. شدت این فشار گاهی زیاد است، اما دشوار بودن تجربه به تنهایی برای نامیدن آن به عنوان تروما کافی نیست. همچنین استرس طولانی مدت، حتی بدون تشخیص اختلال استرس پس از سانحه، می تواند به توجه و مداخله نیاز داشته باشد.

بحران چه تفاوتی دارد؟

بحران زمانی مطرح می شود که فرد احساس کند راه های معمول مقابله برای مدیریت وضعیت کافی نیستند. طلاق، ورشکستگی، فقدان یا تغییر بزرگ زندگی ممکن است چنین وضعیتی ایجاد کنند. فرد نمی داند چگونه تصمیم بگیرد یا زندگی خود را دوباره سامان دهد. بحران می تواند بسیار دردناک باشد، اما با اختلال استرس پس از سانحه یکی نیست؛ هرچند این وضعیت ها ممکن است همزمان رخ دهند.

تروما یک تعریف واحد در همه زمینه ها ندارد

در چارچوب تشخیص اختلال استرس پس از سانحه در راهنمای تشخیصی و آماری اختلالات روانی، مواجهه با مرگ واقعی یا تهدید به مرگ، آسیب جدی یا خشونت جنسی اهمیت دارد. این مواجهه، بسته به شرایط، می تواند مستقیم، از طریق مشاهده یا به شکل های مشخص دیگری رخ دهد.

اما در رویکردهای مراقبت آگاه از تروما، تعریف گسترده تری نیز به کار می رود که تجربه رویدادها یا شرایط آسیب زای جسمی و هیجانی و پیامدهای ماندگار آنها بر عملکرد و سلامت فرد را در نظر می گیرد. بنابراین، نباید تعریف تروما را در همه زمینه ها به معیارهای یک تشخیص محدود کرد. نکته اساسی این است که تروما و اختلال استرس پس از سانحه مترادف نیستند.

رنج را بفهمیم، برچسب را قطعی نکنیم

در نگاه تخصصی دکتر مریم سامانی، روانشناس بالینی و متخصص تروما و آسیب های روانی، نام گذاری باید به فهم تجربه و انتخاب کمک مناسب منجر شود. کوچک شمردن درد فرد با این استدلال که دیگران هم چنین تجربه ای داشته اند، راه شناخت را می بندد. از سوی دیگر، نسبت دادن قطعی تروما یا یک اختلال به هر تجربه دشوار نیز می تواند تصویر نادقیقی ایجاد کند. پرسش اصلی این است که چه اتفاقی افتاده، فرد آن را چگونه تجربه کرده و چه تغییری در زندگی او باقی مانده است.

جدایی دردناک؛ آیا حتما اختلال استرس پس از سانحه است؟

پس از پایان یک رابطه طولانی، فرد ممکن است گریه کند، بد بخوابد، اشتهایش تغییر کند و مدام به گذشته فکر کند. این نشانه ها به تنهایی برای تشخیص اختلال استرس پس از سانحه کافی نیستند. واکنش به فقدان رابطه، مشکلات سازگاری، افسردگی یا وضعیت های دیگر باید بررسی شوند. اگر رابطه با خشونت جنسی، آسیب شدید یا تهدید جدی همراه بوده باشد، ارزیابی رویدادهای تروماتیک نیز اهمیت پیدا می کند.

یک کابوس یا ترس پس از حادثه، برای تشخیص کافی نیست

پس از یک حادثه شدید، ترس، خاطرات مزاحم و تغییر خواب ممکن است رخ دهند. تشخیص اختلال استرس پس از سانحه نیازمند بررسی مجموعه نشانه هاست؛ از جمله بازتجربه حادثه، اجتناب، تغییرات منفی در شناخت و خلق و تغییر در برانگیختگی و واکنش پذیری. در چارچوب این راهنمای تشخیصی، تداوم بیش از یک ماه و رنج قابل توجه یا اختلال در عملکرد نیز اهمیت دارند. با این حال، برای دریافت کمک در روزهای نخست لازم نیست منتظر گذشت یک ماه ماند.

تجربه های مکرر و اختلال استرس پس از سانحه پیچیده

تجربه های شدید، طولانی یا تکرارشونده نیز باید با دقت بررسی شوند. اختلال استرس پس از سانحه پیچیده در طبقه بندی بین المللی بیماری ها جایگاه تشخیصی مشخصی دارد. این عنوان را نباید معادل هر رابطه دشوار، کودکی سخت یا دوره پراسترس دانست. همچنین تروما پیچیده، به عنوان توصیف تجربه ها، با تشخیص اختلال استرس پس از سانحه پیچیده یکسان نیست.

برای معتبر بودن درد، به تشخیص خاصی نیاز نداریم

خیانت می تواند اعتماد را فرسوده کند، تحقیر مداوم بر احساس ارزشمندی اثر بگذارد و فقدان زندگی را زیرورو کند. نداشتن تشخیص اختلال استرس پس از سانحه، هیچ کدام از این رنج ها را بی اهمیت نمی کند. نوع مشکل، شدت آن و نیاز فرد تعیین می کند چه حمایتی مناسب است؛ نه صرفا واژه ای که برای تجربه انتخاب کرده ایم.

اگر خاطرات ناخواسته، اجتناب، احساس خطر، تغییر خواب یا دشواری در روابط و کارهای روزمره ادامه دارند، ارزیابی تخصصی می تواند کمک کننده باشد. پرسش راهگشا فقط این نیست که آیا تروما دارم؛ مهم تر این است که این اتفاق چه اثری بر زندگی امروز من گذاشته و برای روبه رو شدن با آن به چه کمکی نیاز دارم.

پایان خبر برای ورود به صفحه اینستاگرام دکتر مریم سامانی (روانشناس بالینی) کلیک کنید.
ارسال نظر

اخبار پربازدید
آخرین اخبار
خط سلامت
فیلم ها
  • خط سلامت: عشق و حسادت با هم مرتبط هستند زیرا یک هورمون مشترک در این دو احساس نقش دارد. عشق احساسی است که به هورمون…

گزارش ویژه
پادکست
اتاق درمان