به گزارش خط سلامت فرد ممکن است با خودش بگوید: من که سال هاست درباره آن اتفاق فکر نمی کنم؛ پس چرا دوباره این قدر به هم ریختم؟ پاسخ را باید تا حدی در نحوه پردازش و ذخیره تجربه های شدید در مغز جست و جو کرد.
تروما همیشه به معنای داشتن یک خاطره واضح و قابل تعریف نیست. گاهی اثر یک تجربه آسیب زا می تواند در قالب واکنش های هیجانی، جسمی، رفتاری و ارتباطی باقی بماند.
تروما فقط یک خاطره بد نیست
هر اتفاق ناخوشایندی الزاماً تروما ایجاد نمی کند. تجربه های آسیب زا زمانی اهمیت بالینی بیشتری پیدا می کنند که فرد احساس کند امنیت، کنترل یا تمامیت روانی او به شکل جدی تهدید شده است.
شدت و نوع واکنش نیز به عوامل مختلفی بستگی دارد؛ از جمله ویژگی های فرد، شرایط وقوع اتفاق، حمایت اجتماعی و تجربه های قبلی. به همین دلیل دو نفر ممکن است یک رویداد مشابه را تجربه کنند اما پیامدهای روان شناختی کاملاً متفاوتی داشته باشند.
مغز هنگام تجربه یک تهدید شدید چه می کند؟
وقتی فرد احساس خطر می کند، سیستم های مختلف مغز و بدن برای مقابله با تهدید فعال می شوند. توجه به نشانه های خطر افزایش پیدا می کند بدن برای واکنش سریع آماده می شود و مغز تلاش می کند اطلاعات مربوط به اتفاق را پردازش کند.
در تجربه های بسیار شدید، ترسناک یا تکرارشونده، این فرایند می تواند با تغییراتی در پردازش حافظه و تنظیم هیجان همراه شود. به همین دلیل، بعضی افراد بعد از یک تجربه آسیب زا نسبت به نشانه هایی که یادآور خطر هستند حساس تر می شوند.

چرا یک بو یا صدا می تواند احساسات قدیمی را برگرداند؟
حافظه فقط مجموعه ای از تصاویر و جملات نیست. مغز می تواند عناصر مختلف یک تجربه را به یکدیگر پیوند دهد؛ از جمله صدا، بو، مکان، احساس بدنی و هیجان ؛ بنابراین ممکن است یک محرک ظاهراً ساده، شبکه ای از تداعی های مرتبط با تجربه گذشته را فعال کند.
مثلاً فردی که در یک موقعیت خاص تجربه ای بسیار ترسناک داشته، ممکن است سال ها بعد با شنیدن صدای مشابه، بدون اینکه ابتدا بتواند دلیل واکنش خود را توضیح دهد، دچار اضطراب شود. این به معنای آن نیست که مغز گذشته را با زمان حال اشتباه گرفته است؛ بلکه یک نشانه فعلی می تواند سیستم هشدار را فعال کند.
چرا بعضی افراد بعد از سال ها هنوز واکنش شدیدی نشان می دهند؟
تداوم علائم پس از تروما می تواند تحت تأثیر عوامل مختلفی باشد. برای بعضی افراد، اجتناب از یادآوری حادثه باعث می شود فرصت پردازش و مواجهه تدریجی با خاطرات دشوار کمتر شود.
در برخی افراد نیز باورهایی مانند: دنیا دیگر امن نیست. من نمی توانم به کسی اعتماد کنم یا هر لحظه ممکن است دوباره اتفاق بدی بیفتد؛ می توانند احساس تهدید را پایدارتر کنند. این باورها لزوماً آگاهانه و عمدی نیستند. گاهی فرد حتی نمی داند چرا در موقعیت هایی خاص بیش از حد آماده دفاع یا فرار می شود.
آیا هر خاطره دردناکی به PTSD منجر می شود؟
خیر. اختلال استرس پس از سانحه یا PTSD یک اختلال روانشناختی مشخص با مجموعه ای از معیارهای تشخیصی است. وجود یک خاطره ناخوشایند یا ناراحت شدن هنگام یادآوری یک اتفاق به تنهایی به معنای PTSD نیست.
در PTSD علائمی مانند تجربه مجدد ناخواسته، اجتناب، تغییرات منفی در شناخت و خلق و برانگیختگی و واکنش پذیری افزایش یافته می توانند وجود داشته باشند و این علائم باید الگوی مشخصی داشته باشند و باعث اختلال قابل توجه در زندگی فرد شوند. بنابراین تشخیص باید توسط متخصص انجام شود.
تروما چگونه می تواند روی روابط اثر بگذارد؟
یکی از مهمترین پیامدهای تجربه های آسیب زا می تواند تغییر احساس امنیت در رابطه با دیگران باشد. فرد ممکن است بیش از گذشته مراقب رفتار دیگران باشد. یک اختلاف کوچک را نشانه طرد شدن تلقی کند. به سختی اعتماد کند. یا برعکس، برای جلوگیری از تنش دائماً نیازهای خودش را نادیده بگیرد.
در چنین شرایطی، مشکل لزوماً بد بودن رابطه فعلی نیست. گاهی تجربه گذشته باعث شده سیستم روانی فرد در رابطه جدید نیز به دنبال نشانه های خطر بگردد. این موضوع به ویژه در افرادی که آسیب های بین فردی یا تروماهای مکرر را تجربه کرده اند اهمیت بیشتری پیدا می کند.
آیا خاطرات تروما همیشه باید کاملاً به یاد آورده شوند؟
خیر. این تصور که درمان تروما الزاماً یعنی فرد باید تمام جزئیات یک اتفاق را بارها بازگو کند، ساده سازی بیش از حد درمان تروماست.
هدف درمان، ایجاد امنیت، کاهش علائم، افزایش توانایی تنظیم هیجان و کمک به پردازش تجربه آسیب زا به شیوه ای متناسب با وضعیت فرد است. نوع درمان نیز باید بر اساس شرایط فرد و ارزیابی تخصصی انتخاب شود.
روش های درمانی مبتنی بر شواهد متعددی برای PTSD وجود دارند، از جمله برخی رویکردهای شناختی ـ رفتاری و درمان های مواجهه ای و همچنین EMDR.

وقتی بدن هنوز فکر می کند خطر تمام نشده است
گاهی فرد از نظر منطقی می داند که اتفاق مربوط به گذشته بوده است، اما بدن او همچنان واکنش نشان می دهد. ممکن است هنگام مواجهه با یک محرک خاص ضربان قلب بالا برود؛ بدن منقبض شود؛ تنفس تغییر کند؛ احساس ترس یا بی قراری ایجاد شود؛ یا فرد تمایل شدیدی به دور شدن از موقعیت پیدا کند. این واکنش ها می توانند بخشی از فعال شدن سیستم دفاعی بدن باشند.
به همین دلیل، گفتن جمله دیگر تمام شده، بهش فکر نکن معمولاً پاسخ مناسبی به فردی که با علائم تروما درگیر است، نیست. او ممکن است دقیقاً بداند که خطر گذشته است، اما سیستم هشدار بدن هنوز به نشانه هایی از آن تجربه حساس باشد.
دیدگاه روانشناختی دکتر مریم سامانی
تروما فقط چیزی نیست که برای فرد اتفاق افتاده؛ مهم است ببینیم بعد از آن اتفاق، فرد چگونه دنیا را تجربه می کند.
ممکن است حادثه تمام شده باشد، اما اگر فرد هنوز احساس کند: امن نیست، نمی تواند اعتماد کند، باید همیشه مراقب باشد یا اگر آرام شود دوباره آسیب ببیند، در واقع بخشی از تجربه آسیب زا هنوز در زندگی امروز او فعال است. از این زاویه، درمان فقط پاک کردن یک خاطره نیست. هدف، بازگرداندن احساس امنیت و اختیار به زندگی فرد است.
آیا می توان از فعال شدن دوباره تروما جلوگیری کرد؟
همیشه نمی توان محرک ها را حذف کرد. اما می توان واکنش به آنها را تغییر داد. شناخت محرک ها، یادگیری مهارت های تنظیم هیجان، ایجاد حمایت اجتماعی و دریافت درمان تخصصی در صورت وجود علائم پایدار، می توانند بخشی از مسیر بهبود باشند.
نکته مهم این است که فرد مجبور نیست برای همیشه قربانی تجربه گذشته باقی بماند. مغز انسان ظرفیت یادگیری و تغییر دارد و درمان می تواند به فرد کمک کند رابطه متفاوتی با خاطرات و محرک های مرتبط با تروما پیدا کند.
چه زمانی مراجعه به متخصص ضروری است؟
اگر بعد از یک تجربه آسیب زا، علائمی مانند کابوس های مکرر، یادآوری های ناخواسته، اجتناب شدید، گوش به زنگی، تحریک پذیری، اختلال خواب یا مشکلات جدی در روابط و عملکرد روزمره ادامه پیدا کرده اند، ارزیابی توسط روان شناس یا روان پزشک اهمیت دارد. هرچه مشکل زودتر شناسایی شود، امکان انتخاب مداخله مناسب نیز بیشتر خواهد بود.
حرف آخر
گذشته همیشه قابل تغییر نیست، اما رابطه ما با گذشته می تواند تغییر کند. یک تجربه آسیب زا ممکن است سال ها قبل اتفاق افتاده باشد، اما اگر سیستم روانی هنوز آن را به عنوان تهدیدی مرتبط با زمان حال پردازش کند، اثر آن می تواند در زندگی امروز دیده شود. درک این مسئله به ما کمک می کند به جای سرزنش فرد بگوییم:
واکنش تو بی دلیل نیست؛ مغز و بدنت تلاش می کنند از تو محافظت کنند، حتی اگر خطر دیگر وجود نداشته باشد. و درمان، می تواند به این سیستم دفاعی یاد بدهد که میان خطر گذشته و امنیت امروز تفاوت بگذارد.
منابع علمی
American Psychiatric Association. (2022). Diagnostic and Statistical Manual of Mental Disorders: DSM-5-TR
Yehuda, R., & LeDoux, J. (2007). Response variation following trauma: a translational neuroscience approach to understanding PTSD. Neuron, 56(1), 19–32
Brewin, C. R., Gregory, J. D., Lipton, M., & Burgess, N. (2010). Intrusive memories in psychological disorders: characteristics, neural mechanisms, and treatment implications. Psychological Review, 117(1), 210–232
Lewis, C., Roberts, N. P., Andrew, M., Starling, E., & Bisson, J. I. (2020). Psychological therapies for post-traumatic stress disorder in adults: systematic review and meta-analysis. European Journal of Psychotraumatology, 11(1)
Watkins, L. E., Sprang, K. R., & Rothbaum, B. O. (2018). Treating PTSD: A review of evidence-based psychotherapy interventions. Frontiers in Behavioral Neuroscience, 12, 258
برای ورود به صفحه اینستاگرام کلیک کنید.تمام مطالب سایت اختصاصی و توسط تحریریه خط سلامت تولید شده است، استفاده با ذکر منبع و لینک دهی بلامانع است