به گزارش خط سلامت در بسیاری از رابطه های عاطفی، مشکل از نبود گفت و گو شروع نمی شود؛ از شنیده نشدن شروع می شود. دو نفر ممکن است بارها درباره یک موضوع صحبت کنند، توضیح بدهند، ناراحت شوند و حتی ساعت ها بحث کنند، اما در پایان هر دو با این احساس بمانند که طرف مقابل هنوز حرف اصلی آنها را نفهمیده است.
گاهی یکی از زوجین هنگام صحبت کردن به دنبال دفاع از خود است و دیگری همزمان مشغول آماده کردن پاسخ بعدی است. گاهی یک نفر فقط می خواهد احساسش دیده شود، اما طرف مقابل بلافاصله راه حل ارائه می دهد. در بعضی رابطه ها نیز اختلاف کوچک، خیلی سریع به سرزنش، دفاع، سکوت یا فاصله گرفتن تبدیل می شود.
چرا گفت و گو در بعضی زوج ها به صمیمیت منجر می شود و در بعضی دیگر به دورتر شدن؟
دکتر مریم سامانی، روانشناس بالینی و مدرس دانشگاه، در این گفت و گو توضیح می دهد چرا بعضی زوج ها با وجود صحبت های فراوان، همچنان احساس می کنند یکدیگر را نمی فهمند و چگونه می توان الگوی ارتباطی رابطه را تغییر داد.
آیا زیاد صحبت کردن به معنای ارتباط مؤثر است؟
برای بررسی این موضوع با دکتر مریم سامانی، روانشناس بالینی و مدرس دانشگاه گفت و گو کرده ایم.
- چرا ممکن است دو نفر ساعت ها با هم صحبت کنند اما احساس کنند همدیگر را نمی فهمند؟
دکتر مریم سامانی: چون گفت و گو با ارتباط واقعی یکی نیست. گاهی هر دو نفر در حال صحبت کردن هستند، اما هیچ کدام واقعاً در حال شنیدن نیستند. یکی حرف می زند تا از خودش دفاع کند و دیگری همزمان در ذهنش پاسخ بعدی را آماده می کند. در چنین شرایطی، گفت و گو به یک رقابت تبدیل می شود؛ هر کس می خواهد ثابت کند حق با اوست. در حالی که در یک رابطه سالم، هدف گفت و گو همیشه برنده شدن نیست. گاهی هدف این است که بفهمیم طرف مقابل چه تجربه ای دارد، حتی اگر با برداشت او موافق نباشیم.
-یکی از شکایت های رایج زوج ها این است که همسرم اصلاً من را نمی فهمد. منظور از این جمله چیست؟
دکتر مریم سامانی: این جمله معمولاً فقط به معنای نفهمیدن کلمات نیست. گاهی فرد می خواهد بگوید: احساس می کنم ناراحتی من برای تو مهم نیست یا وقتی درباره مشکلم صحبت می کنم، سریع راه حل می دهی یا وقتی ناراحت هستم، به جای اینکه کنارم باشی، از من دفاع می کنی یا مرا مقصر می دانی.
در واقع، بسیاری از افراد در رابطه فقط به دنبال پاسخ نیستند؛ می خواهند تجربه هیجانی شان دیده و معتبر شناخته شود. البته اعتبار دادن به احساس به معنای تأیید تمام برداشت های فرد نیست. می توان گفت: می فهمم که این اتفاق برایت خیلی ناراحت کننده بوده است.
بدون اینکه الزاماً بگوییم: پس تو در مورد همه چیز درست می گویی! این تفاوت برای ارتباط سالم بسیار مهم است.
-چرا بعضی زوج ها خیلی سریع وارد حالت دفاعی می شوند؟
دکتر مریم سامانی: وقتی فرد احساس کند مورد حمله، سرزنش یا تحقیر قرار گرفته، ممکن است به جای شنیدن پیام، از خودش دفاع کند مثلاً جمله: تو هیچ وقت به من توجه نمی کنی! ؛ معمولاً شنونده را به سمت دفاع می برد: این طور نیست! من که دیروز...
اما اگر همان نیاز به شکل دیگری بیان شود: وقتی امروز چند ساعت با هم صحبت نکردیم، احساس کردم برایت مهم نیستم و دلم می خواست کمی بیشتر کنار هم باشیم.
احتمال اینکه طرف مقابل بتواند نیاز را بشنود بیشتر می شود، بنابراین گاهی مشکل فقط محتوای حرف نیست؛ نحوه بیان نیاز نیز اهمیت دارد.
- آیا انتقاد همیشه برای رابطه مخرب است؟
دکتر مریم سامانی: نه. در یک رابطه سالم هم ممکن است افراد از رفتار یکدیگر ناراضی باشند و درباره آن صحبت کنند. مشکل زمانی جدی تر می شود که انتقاد از یک رفتار مشخص، به حمله به شخصیت تبدیل شود. تفاوت زیادی وجود دارد بین وقتی قرارمان را بدون اطلاع تغییر دادی، ناراحت شدم و تو اصلاً آدم قابل اعتمادی نیستی.
در جمله اول، درباره یک رفتار صحبت می شود. در جمله دوم، هویت فرد مورد حمله قرار گرفته است. وقتی گفت و گو دائماً به حمله شخصی تبدیل شود، احتمال اینکه دو نفر واقعاً مسئله را حل کنند کاهش پیدا می کند.
- پس زوج ها هنگام اختلاف باید چه چیزی را تغییر دهند؟
دکتر مریم سامانی: اول باید بفهمند که هر اختلافی الزاماً نشانه شکست رابطه نیست. دو انسان با دو تاریخچه، دو خانواده، دو سبک تربیتی و دو نیاز متفاوت وارد یک رابطه می شوند. طبیعی است که همیشه درباره همه چیز توافق نداشته باشند.
آنچه اهمیت دارد این است که اختلاف چگونه مدیریت می شود. یکی از مهمترین مهارت ها این است که فرد بتواند بین مسئله و شخص تفاوت بگذارد. من می توانم با رفتار همسرم مخالف باشم، بدون اینکه نتیجه بگیرم خودش آدم بدی است.
همچنین باید بتوانیم وقتی شدت هیجان بالا رفته است، گفت و گو را موقتاً متوقف کنیم و بعد، زمانی که هر دو نفر آرام تر هستند، به آن برگردیم.
- آیا سکوت همیشه نشانه بی تفاوتی است؟
دکتر مریم سامانی: خیر. گاهی فرد برای تنظیم هیجان خود نیاز دارد مدتی فاصله بگیرد. اما بین مکث برای آرام شدن و تنبیه کردن طرف مقابل با سکوت تفاوت وجود دارد.
اگر فرد بگوید: الان خیلی عصبانی هستم و نمی توانم درست صحبت کنم. نیم ساعت زمان می خواهم و بعد برمی گردیم و درباره اش حرف می زنیم.
این یک مکث تنظیم کننده است. اما اگر فرد بدون توضیح، طرف مقابل را ساعت ها یا روزها در بلاتکلیفی نگه دارد تا او را تنبیه کند، مسئله متفاوت است.
- اگر یک زوج احساس کند مدت هاست هیچ گفت و گوی مؤثری ندارند، چه زمانی باید کمک تخصصی بگیرند؟
دکتر مریم سامانی: وقتی الگوی اختلاف به شکل مداوم تکرار می شود و زوج ها هر بار به همان نقطه برمی گردند، مراجعه به زوج درمانگر می تواند مفید باشد.
به خصوص وقتی تعارض ها شدید شده اند، اعتماد آسیب دیده، صمیمیت کاهش پیدا کرده یا گفت و گوها دائماً به تحقیر، تهدید یا قطع ارتباط منجر می شوند.
زوج درمانی فقط برای زمانی نیست که رابطه در آستانه جدایی قرار دارد. گاهی کمک تخصصی می تواند قبل از عمیق شدن آسیب، الگوهای ناکارآمد ارتباطی را شناسایی کند.
یک تمرین ساده برای امشب
دکتر مریم سامانی: امشب به جای اینکه به همسرتان بگویید: تو هیچ وقت من را درک نمی کنی.
یک جمله مشخص تر امتحان کنید: وقتی ... اتفاق افتاد، من ... احساس کردم و چیزی که از تو نیاز دارم این است که ...
سپس به جای آماده کردن پاسخ خود، فقط چند لحظه تلاش کنید بفهمید طرف مقابل چه می گوید. هدف این تمرین حل تمام مشکلات رابطه نیست. هدف، تغییر دادن الگوی گفت و گو است.
حرف آخر دکتر مریم سامانی
رابطه سالم رابطه ای نیست که در آن هیچ اختلافی وجود نداشته باشد. رابطه سالم رابطه ای است که در آن دو نفر بتوانند حتی هنگام اختلاف، انسان بودن یکدیگر را فراموش نکنند. گاهی پشت جمله: تو من را نمی فهمی؛ یک نیاز بسیار ساده پنهان شده است: می خواهم احساس کنم برایت مهم هستم!
یکی از مهمترین مهارت های زوجی این باشد که بتوانیم پشت خشم، انتقاد و سکوت، نیاز واقعی خود و طرف مقابلمان را ببینیم.
برای ورود به صفحه اینستاگرام کلیک کنید.تمام مطالب سایت اختصاصی و توسط تحریریه خط سلامت تولید شده است، استفاده با ذکر منبع و لینک دهی بلامانع است