چرا بعضی آدم ها همیشه منتظر اتفاق بد هستند؟ مغزی که حتی در روزهای آرام هم دنبال خطر می گردد

خط سلامت:آیا تا به حال دیده اید فردی حتی وقتی همه چیز خوب است، باز هم منتظر اتفاق بد باشد؟ کسی که وقتی تلفنش زنگ نمی خورد نگران می شود، با کوچک ترین تغییر رفتار دیگران دنبال نشانه خطر می گردد، درباره آینده بارها سناریوهای منفی می سازد و حتی در آرام ترین روزها نمی تواند کاملاً آسوده باشد؟

چرا بعضی آدم ها همیشه منتظر اتفاق بد هستند؟ مغزی که حتی در روزهای آرام هم دنبال خطر می گردد

به گزارش خط سلامت، این وضعیت را نمی توان همیشه با جمله هایی مانند زیادی فکر می کنی یا مثبت فکر کن توضیح داد.

در برخی افراد، اضطراب به گونه ای عمل می کند که ذهن دائماً در حال پیش بینی، ارزیابی و جستجوی تهدید است؛ حتی زمانی که خطر واقعی و فوری وجود ندارد.

 چرا مغز انسان دنبال خطر می گردد؟

توانایی تشخیص خطر یکی از سازوکارهای اساسی بقاست. مغز باید بتواند تغییرات محیط را بررسی کند و در صورت وجود تهدید، بدن را برای واکنش آماده کند. مشکل زمانی آغاز می شود که این سیستم بیش از اندازه حساس شود. در این وضعیت، یک موقعیت مبهم ممکن است به سرعت به عنوان نشانه ای از خطر تفسیر شود. مثلاً: پیام همسر دیر پاسخ داده می شود.

ذهن می پرسد: نکند اتفاقی افتاده؟   بعد: نکند از من ناراحت است؟  و چند دقیقه بعد: نکند رابطه مان در خطر است؟

اتفاق واقعی فقط یک پاسخ دیرهنگام به پیام بوده است؛ اما ذهن از یک داده مبهم، چندین احتمال تهدیدکننده می سازد.

پاضطراب همیشه با ترس آشکار شروع نمی شود

گاهی فرد اصلاً خودش را آدم ترسویی نمی داند. او ممکن است بگوید:  من فقط آینده نگرم. یا   من دوست دارم برای همه چیز آماده باشم.  یا   اگر به بدترین حالت فکر کنم، غافلگیر نمی شوم.

این جملات مهم هستند، زیرا نگرانی گاهی برای فرد یک کارکرد روانشناختی پیدا می کند. او تصور می کند نگران بودن، او را آماده تر و امن تر می کند،  اما اگر نگرانی به شیوه اصلی فرد برای مقابله با عدم قطعیت تبدیل شود، ذهن ممکن است وارد چرخه ای پایان ناپذیر شود.

چرا نگرانی موقتاً آرام مان می کند؟

این قسمت یکی از مهمترین بخش های ماجراست.   فرد نگران می شود.  بعد شروع می کند به تحلیل کردن: اگر این اتفاق بیفتد چه؟، اگر آن اتفاق بیفتد چه؟، پس بهتر است این کار را انجام بدهم.

گاهی با فرد دیگری مشورت می کند، چیزی را چند بار بررسی می کند یا برای اطمینان گرفتن سؤال می پرسد. در نهایت برای مدت کوتاهی احساس آرامش می کند. همین کاهش اضطراب می تواند باعث شود مغز یاد بگیرد: نگران شدن و بررسی کردن، من را آرام می کند.

در نتیجه، دفعه بعد که با ابهام روبرو می شود، دوباره همان مسیر را انتخاب می کند. به این ترتیب، نگرانی می تواند از یک واکنش موقت به یک الگوی تکرارشونده تبدیل شود.

پژوهش ها نیز نقش نگرانی، عدم تحمل عدم قطعیت و رفتارهایی مانند اطمینان جویی و اجتناب را در تداوم اضطراب بررسی کرده اند.

اضطراب

وقتی ندانستن برای مغز غیرقابل تحمل می شود

یکی از مفاهیم مهم در فهم اضطراب، عدم تحمل عدم قطعیت است. هیچ انسانی نمی تواند آینده را کاملاً پیش بینی کند،  اما بعضی افراد با ندانستن بسیار سخت کنار می آیند. برای آنها جمله ای مانند: نمی دانم چه اتفاقی خواهد افتاد. ممکن است بسیار ناراحت کننده باشد. ذهن بلافاصله تلاش می کند این خلأ را پر کند  و چون اطلاعات کافی وجود ندارد، شروع به ساختن سناریو می کند.

مشکل اینجاست که مغز برای پر کردن ابهام همیشه بهترین سناریو را انتخاب نمی کند. گاهی بدترین احتمال را می سازد؛ چون از دیدگاه بقا، آمادگی برای خطر بالقوه اهمیت زیادی داشته است.

آیا هر کسی که نگران است، اختلال اضطرابی دارد؟

قطعاً نه. نگرانی بخشی طبیعی از زندگی انسان است. همه ما درباره سلامت، خانواده، پول، آینده یا تصمیم های مهم زندگی نگرانی هایی داریم. موضوع زمانی اهمیت بالینی پیدا می کند که نگرانی؛  شدید و مداوم باشد؛  کنترل کردن آن دشوار شود؛ بخش زیادی از زمان ذهنی فرد را اشغال کند؛  باعث اختلال در خواب و تمرکز شود؛   روابط یا عملکرد شغلی و تحصیلی را تحت تأثیر قرار دهد   یا با علائم جسمی و روان شناختی قابل توجه همراه شود.  در چنین شرایطی، ارزیابی تخصصی اهمیت پیدا می کند.

چرا بعضی افراد حتی بعد از حل شدن یک نگرانی، نگرانی دیگری پیدا می کنند؟

اگر نگرانی درباره یک موضوع تمام شود اما بلافاصله نگرانی دیگری جای آن را بگیرد، شاید مسئله فقط موضوع نگرانی نباشد.

مثلاً: امروز نگران سلامتی هستم. فردا نگران رابطه. پس فردا نگران کار. بعد نگران آینده فرزند.

در چنین الگویی، می توان پرسید:  آیا مشکل من موضوع نگرانی است یا رابطه من با عدم قطعیت؟  این تمایز در فهم اضطراب اهمیت زیادی دارد.

 مغز مضطرب چگونه یک موقعیت خنثی را تهدید تفسیر می کند؟

فرض کنید مدیر شما در محل کار فقط بگوید: بعداً با شما صحبت می کنم. برای یک فرد، این جمله کاملاً خنثی است، اما فردی که حساسیت بیشتری نسبت به تهدید دارد ممکن است بلافاصله فکر کند: حتماً مشکلی پیش آمده.، نکند از عملکردم ناراضی است؟،   نکند قرار است اخراجم کنند؟ در اینجا اتفاق بیرونی تغییر نکرده است. آنچه تغییر کرده، تفسیر ذهنی از اتفاق است.

این همان نقطه ای است که مداخلات شناختی ـ رفتاری می توانند اهمیت پیدا کنند: کمک به فرد برای شناسایی افکار خودکار، بررسی شواهد و پیدا کردن تفسیرهای واقع بینانه تر. هدف این نیست که فرد همیشه مثبت فکر کند. هدف این است که بین   ممکن است اتفاق بدی بیفتد  و   حتماً اتفاق بدی خواهد افتاد؛  تفاوت بگذارد.

 وقتی آماده باش دائمی خسته کننده می شود

زندگی در حالت آماده باش می تواند انرژی زیادی مصرف کند. فرد ممکن است احساس کند هیچ وقت واقعاً استراحت نمی کند.

حتی در زمان فراغت، ذهن مشغول آینده است.  حتی هنگام خواب، نگرانی ادامه دارد. حتی وقتی اتفاق خوبی رخ می دهد، ذهن می پرسد:  اما اگر بعدش اتفاق بدی بیفتد چه؟

در این شرایط، آرامش برای فرد ممکن است ناآشنا شود.  او به جای اینکه آرامش را تجربه کند، به دنبال دلیل نگرانی بعدی می گردد. این همان نقطه ای است که اضطراب می تواند کیفیت زندگی را به شکل قابل توجهی تحت تأثیر قرار دهد.

 چه چیزی می تواند به شکستن این چرخه کمک کند؟

اولین قدم، تلاش برای حذف کامل نگرانی نیست.  هدف واقع بینانه تر این است که فرد رابطه خود با نگرانی را تغییر دهد.  چند سؤال می توانند شروع خوبی باشند:این نگرانی درباره یک مشکل واقعی است یا یک احتمال فرضی؟،   آیا اکنون کاری از دست من برمی آید؟،   اگر کاری از دستم برمی آید، اقدام مشخص من چیست؟   و   اگر کاری از دستم برنمی آید، آیا ادامه دادن این فکر واقعاً مرا آماده تر می کند؟

همچنین درمان های روانشناختی مبتنی بر شواهد، به ویژه درمان شناختی ـ رفتاری، برای بسیاری از اختلالات اضطرابی مورد استفاده قرار می گیرند و می توانند به فرد در شناسایی الگوهای فکری و رفتاری مرتبط با اضطراب کمک کنند.

 نگاه روانشناختی دکتر مریم سامانی

معتقدم یکی از ظریف ترین بخش های اضطراب، جایی است که نگرانی با مسئولیت پذیری اشتباه گرفته می شود. فرد ممکن است فکر کند:  اگر نگران نباشم، یعنی بی خیال شده ام. در حالی که این دو یکی نیستند.

مسئولیت پذیری یعنی وقتی مسئله ای واقعی وجود دارد، آن را ببینیم و برایش اقدام کنیم. اما نگرانی یعنی بارها و بارها در ذهن خود احتمال وقوع اتفاقی را بررسی کنیم، بدون اینکه الزاماً اقدام تازه ای به دست آوریم.  بنابراین یکی از پرسش هایی که در کار روانشناختی ارزش زیادی دارد این است: این فکر، مرا به حل مسئله نزدیک می کند یا فقط اضطرابم را طولانی تر می کند؟

اگر پاسخ این باشد که فکر کردن هیچ اقدام جدیدی ایجاد نمی کند، شاید زمان آن رسیده باشد که فرد به جای تلاش برای رسیدن به اطمینان صددرصدی، ظرفیت خود برای تحمل ابهام را تقویت کند. زیرا زندگی بدون عدم قطعیت وجود ندارد.

قرار نیست مغز ما یاد بگیرد هیچ خطری در جهان وجود ندارد؛ قرار است یاد بگیرد که برای زندگی کردن، لازم نیست همه خطرهای احتمالی را از قبل حل کرده باشیم.

 خودارزیابی کوتاه

به الگوی نگرانی خودتان نگاه کنید. اگر بیشتر روزها:

□ درباره اتفاق های آینده سناریوهای منفی می سازید؛

□ برای آرام شدن مرتب اطمینان می گیرید؛

□ یک موضوع را بارها و بارها تحلیل می کنید؛

□ با وجود حل شدن یک مشکل، سریعاً نگران موضوع دیگری می شوید؛

□ نمی توانید ذهن خود را از نگرانی جدا کنید؛

□ یا نگرانی خواب، تمرکز و روابط شما را مختل کرده است؛

بهتر است به جای سرزنش خود، این الگو را جدی بگیرید.

این وضعیت قابل ارزیابی و درمان است.

یادگیری در 1 دقیقه

اضطراب همیشه با یک ترس بزرگ و آشکار وارد زندگی ما نمی شود. گاهی آرام و منطقی به نظر می رسد:   فقط دارم احتیاط می کنم. فقط می خواهم آماده باشم.  فقط دارم احتمالات را بررسی می کنم.

اما اگر ذهن هیچوقت اجازه ندهد زندگی در شرایط ندانستن تجربه شود، نگرانی می تواند خودش به منبع فرسودگی تبدیل شود.

آرامش به معنای مطمئن بودن از آینده نیست؛ آرامش یعنی بتوانیم با وجود نامطمئن بودن آینده، زندگی امروز را ادامه دهیم.

منابع علمی

 Newman, M. G., et al. (2013). Worry and generalized anxiety disorder: A review and theoretical synthesis of evidence on nature, etiology, mechanisms, and treatment. Annual Review of Clinical Psychology, 9, 275–297

 Goodwin, H., Yiend, J., & Hirsch, C. R. (2017). Generalized anxiety disorder, worry and attention to threat: A systematic review. Clinical Psychology Review, 54, 107–122

 Carpenter, J. K., et al. (2018). Cognitive behavioral therapy for anxiety and related disorders: A meta-analysis of randomized placebo-controlled trials. Depression and Anxiety, 35(6), 502–514

 American Psychiatric Association. Diagnostic and Statistical Manual of Mental Disorders, Fifth Edition, Text Revision (DSM-5-TR). 2022

پایان خبر برای ورود به صفحه اینستاگرام کلیک کنید.
ارسال نظر

اخبار پربازدید
آخرین اخبار

دکتر مریم سامانی، روانشناس بالینی و عضو هیأت علمی دانشگاه

خط سلامت
فیلم ها
  • خط سلامت: عشق و حسادت با هم مرتبط هستند زیرا یک هورمون مشترک در این دو احساس نقش دارد. عشق احساسی است که به هورمون…

گزارش ویژه
پادکست