ضعف عضلانی از چه سنی هشداری برای آلزایمر زودهنگام است؟

خط سلامت: یک مطالعه طولی با تقریباً ۶۰۰۰ بزرگسال میانسال و مسن نشان داد که ضعف عضلانی یک عامل هشداردهنده قوی برای دمانس آینده است.

 ضعف عضلانی از چه سنی هشداری برای آلزایمر زودهنگام است؟

 پژوهشگران دریافتند افرادی که قدرت گرفتن با دست یا سرعت بلند شدن از صندلی پایینی داشتند، حدود ۲.۷ تا ۲.۸ برابر بیشتر در معرض دمانس قرار داشتند، حتی پس از تنظیم وزن و شاخص توده بدن. این ارتباط برای مردان و زنان و در رده های سنی ۵۰ تا بالای ۶۵ سال صادق بود. ضعف عضلانی ممکن است از طریق التهاب مزمن، ضایعات ماده سفید مغز و آسیب عصبی همزمان با مسیرهای شناختی، با کاهش عملکرد مغز مرتبط باشد.

به گزارش خط سلامت آزمایش های ساده عضلانی می توانند برای غربالگری خطر دمانس در سالمندان مفید باشند و مداخلات تقویت عضلانی ممکن است شروع دمانس را به تعویق بیندازد.

آیا ضعف عضلانی با دمانس مرتبط است؟

بزرگسالان میانسال و مسن با قدرت عضلانی پایین، خطر بیشتری برای ابتلا به دمانس دارند. خطر دمانس در افرادی با کمترین قدرت گرفتن دست یا کندترین زمان بلند شدن از صندلی ۲.۷–۲.۸ برابر بیشتر است. این ارتباط حتی پس از لحاظ وزن و شاخص توده بدن پایدار است. ضعف عضلانی بالا و پایین تنه می تواند علامت هشدار اولیه کاهش شناختی باشد. آزمایش های ساده عضلانی می توانند برای غربالگری و پیشگیری از دمانس استفاده شوند.

یک تحلیل جدید نشان می دهد که ضعف جسمانی به عنوان یک علامت هشداردهنده قوی برای کاهش شناختی در زندگی بعدی عمل می کند. پژوهشگران دریافتند که بزرگسالان میانسال و مسنی که عضلات ضعیف تری داشتند، در مقایسه با همسالان قوی ترشان، احتمال بسیار بیشتری داشتند که دمانس را تجربه کنند.

نرخ دمانس در سطح جهانی با افزایش امید به زندگی در حال افزایش است. این وضعیت فشار زیادی بر خانواده ها و سیستم های بهداشتی وارد می کند. کارشناسان پزشکی به شدت به دنبال شاخص های اولیه برای شناسایی افراد در معرض خطر قبل از شروع از دست دادن شدید حافظه هستند. یکی از شاخص های احتمالی سارکوپنیا است، که کاهش توده و قدرت عضلانی مرتبط با سن است. تحقیقات قبلی نیز ارتباط بین ضعف جسمانی و سلامت مغز را نشان داده اند، اما بسیاری از تلاش های پیشین برای اندازه گیری این ارتباط، تفاوت های اندازه بدن افراد را لحاظ نکرده بودند.

وی جین و همکارانش از دانشگاه پزشکی  به دنبال روشن کردن این رابطه بودند. آن ها می خواستند ببینند آیا این ارتباط حتی پس از تنظیم بر اساس شاخص توده بدن و وزن نیز برقرار است یا خیر. آن ها همچنین قصد داشتند قدرت بالاتنه و پایین تنه را بررسی کنند، زیرا بیشتر تحقیقات قبلی تنها بر قدرت گرفتن با دست تمرکز داشتند. تیم معتقد بود رویکرد جامع می تواند بینش بهتری در مورد اینکه چگونه کاهش جسمانی ممکن است بازتابی از تغییرات مغز باشد، ارائه دهد.

تیم پژوهشی از داده های مطالعه طولی انگلیس در زمینه سالمندی (ELSA) استفاده کردند، پروژه ای طولانی مدت که سلامت و رفاه مردم در انگلستان را دنبال می کند. تحلیل شامل نزدیک به ۶۰۰۰ شرکت کننده بود که همه آن ها حداقل ۵۰ سال سن داشتند. پژوهشگران این افراد را برای یک دوره میانه حدود نه سال دنبال کردند.

برای اندازه گیری قدرت بالاتنه، تیم از دینامومتر دستی استفاده کرد. شرکت کنندگان دستگاه را با دست غالب خود تا حد توان فشار دادند و بیشترین نیروی وارد شده در سه تلاش ثبت شد.

قدرت مطلق همیشه بهترین شاخص سلامت نیست. افراد سنگین تر معمولاً به توده عضلانی بیشتری برای حرکت بدن خود نیاز دارند نسبت به افراد سبک تر. برای حل این مسئله، پژوهشگران امتیازهای قدرت گرفتن با دست را استاندارد کردند و اندازه گیری ها را بر اساس شاخص توده بدن (BMI) و وزن کل فرد تنظیم کردند تا مقایسه منصفانه بین افراد با اندازه های مختلف فراهم شود.

تیم همچنین به روش قابل اعتماد برای ارزیابی عملکرد پایین تنه نیاز داشت. آن ها از تستی با استفاده از صندلی استفاده کردند. شرکت کنندگان باید پنج بار از حالت نشسته به ایستاده بر می خاستند، سریع ترین زمان ممکن، بدون استفاده از دست ها برای حمایت. زمان تکمیل پنج تکرار با کرنومتر ثبت شد و زمان کندتر نشان دهنده ضعف عضلات پا بود.

در طول دوره پیگیری، ۱۹۷ شرکت کننده دمانس گرفتند، که حدود ۳.۳ درصد از جمعیت مطالعه را تشکیل می داد. داده ها الگوی واضحی بین ضعف عضلانی و تشخیص های شناختی نشان داد.

شرکت کنندگانی که کمترین قدرت مطلق گرفتن دست را داشتند، احتمال بالایی برای تشخیص دمانس داشتند. خطر آن ها تقریباً ۲.۸ برابر بیشتر از کسانی بود که بیشترین قدرت گرفتن دست را داشتند. این رابطه حتی پس از لحاظ کردن تفاوت های وزن بدن نیز پایدار ماند.

با نگاه به قدرت استاندارد شده بر اساس BMI، این روند همچنان ادامه داشت. کسانی که در پایین ترین سطح قدرت نسبت به اندازه بدن خود قرار داشتند، بیش از دو برابر خطر دمانس داشتند. این نشان می دهد که کیفیت پایین عضله یک علامت خطر است، صرف نظر از وزن فرد.

نتایج مربوط به قدرت پا نیز به همان اندازه متمایز بود. افرادی که بیشترین زمان را برای بلند شدن از صندلی صرف کردند، احتمال بالاتری برای ابتلا به دمانس داشتند، تقریباً ۲.۷۵ برابر بیشتر از کسانی که سریع بلند می شدند.

پژوهشگران بررسی کردند که آیا این روندها بر اساس ویژگی های جمعیتی متفاوت است یا خیر و دریافتند که الگو برای مردان و زنان یکسان است. این الگو همچنین برای بزرگسالان میانسال بین ۵۰ تا ۶۴ سال و کسانی که بالای ۶۵ سال بودند، صادق بود. ارتباط به نظر خطی بود، یعنی با هر کاهش تدریجی در قدرت، خطر برآورد شده دمانس افزایش می یافت.

تیم یک تحلیل حساسیت انجام داد تا از صحت داده ها اطمینان حاصل کند. آن ها شرکت کنندگانی که در دو سال اول مطالعه دمانس گرفتند را حذف کردند تا احتمال اینکه ضعف عضلانی ناشی از دمانس پیش تشخیص داده شده باشد، رد شود. نتایج پس از این حذف عمدتاً همان باقی ماند.

چندین نظریه زیست شناختی ممکن است این نتایج را توضیح دهد. یکی از این نظریه ها مربوط به هیپراینتنسیتی های ماده سفید است، که ضایعاتی هستند که در اسکن مغز ظاهر می شوند و آسیب به شبکه ارتباطی مغز را نشان می دهند. تحقیقات قبلی نشان داده است که کاهش قدرت عضلانی اغلب با افزایش این ضایعات مرتبط است.

مکانیزم احتمالی دیگر مربوط به ارتباط سیستم عصبی است. سیستم هایی که حرکت، حواس و شناخت را کنترل می کنند به هم مرتبط هستند. آسیب به مسیرهای عصبی که عضلات را کنترل می کنند ممکن است همزمان با آسیب به مسیرهای شناختی رخ دهد.

التهاب نیز ممکن است نقش خاصی داشته باشد. التهاب مزمن شناخته شده است که به هر دو بافت عضلانی و نورون ها آسیب می رساند. سطوح بالای نشانگرهای التهابی در خون با سارکوپنیا و دمانس مرتبط است و چرخه ای ایجاد می کند که در آن التهاب هم بدن و هم مغز را همزمان تخریب می کند.

نویسندگان چند محدودیت در کار خود ذکر کردند. این مطالعه مشاهده ای بود و می تواند رابطه بین دو عامل را نشان دهد، اما نمی تواند ثابت کند که ضعف عضلانی به طور مستقیم باعث دمانس می شود. ممکن است عوامل سبک زندگی اندازه گیری نشده به هر دو وضعیت کمک کنند.

این مطالعه همچنین تا حدودی به تشخیص های پزشکی خود گزارشی شده تکیه داشت که ممکن است گاهی به دلیل عدم یادآوری دقیق تاریخچه پزشکی، نادرست باشد. علاوه بر این، مطالعه بین انواع مختلف دمانس تمایز قائل نشد و آلزایمر و سایر اشکال کاهش شناختی را در یک گروه قرار داد.

جمعیت مطالعه محدود به بریتانیا بود و شرکت کنندگان عمدتاً سفیدپوست و بالای ۵۰ سال بودند. نتایج ممکن است به طور کامل برای جمعیت های جوان تر یا گروه های قومی متفاوت قابل تعمیم نباشد. تفاوت های فرهنگی و ژنتیکی ممکن است بر رابطه قدرت دمانس در مناطق دیگر جهان تاثیر بگذارد.

با وجود این ملاحظات، پیامدهای آن برای سلامت عمومی روشن است. مطالعه بر ارزش حفظ قدرت عضلانی با افزایش سن تاکید دارد. قدرت گرفتن با دست و سرعت بلند شدن از صندلی آزمایش های ساده و غیر تهاجمی هستند که پزشکان می توانند به راحتی برای غربالگری خطر دمانس استفاده کنند.

تحقیقات آینده باید بر استراتژی های مداخله ای تمرکز کنند تا مشخص شود که آیا تقویت عضلات می تواند شروع دمانس را به تعویق بیندازد. آزمایش های بالینی شامل تمرینات قدرتی منطقی ترین گام بعدی خواهد بود.

پژوهشگران نتیجه گرفتند که قدرت عضلانی یک جزء کلیدی از سالمندی سالم است. قدرت هر دو اندام بالایی و پایینی اهمیت دارد. مداخلاتی که بر تقویت کل بدن تمرکز دارند می توانند راهی موثر برای حمایت از سلامت مغز باشند. شناسایی زودهنگام کاهش جسمانی فرصتی برای مراقبت پیشگیرانه فراهم می کند.

پایان خبر برای ورود به صفحه اینستاگرام دکتر مریم سامانی (روانشناس بالینی) کلیک کنید.
ارسال نظر

اخبار پربازدید
آخرین اخبار
خط سلامت
فیلم ها
  • خط سلامت: عشق و حسادت با هم مرتبط هستند زیرا یک هورمون مشترک در این دو احساس نقش دارد. عشق احساسی است که به هورمون…

گزارش ویژه
پادکست