سوگ طولانی‌مدت چیست؟ چرا بعضی افراد سالها درگیر فقدان‌ اند؟

خط سلامت: همه‌گیری کرونا به پایان رسیده است، اما برای خانواده‌ هایی که در آن سالها عزیزی را از دست دادند، آثار روانی آن فقدان لزوماً به پایان نرسیده است. مرگ ناگهانی، بستری در بیمارستان، ناتوانی در ملاقات با بیمار، خداحافظی نکردن، محدودیت مراسم سوگواری و همزمانی فقدان با ترس و ناامنی اجتماعی باعث شد تجربه سوگ برای بخشی از خانواده‌ ها دشوارتر شود. سالها بعد، بعضی از این افراد همچنان با دلتنگی شدید، احساس گناه، اجتناب، اختلال خواب یا احساس بی‌ معنایی زندگی دست‌ وپنجه نرم می‌ کنند.

سوگ طولانی‌مدت چیست؟ چرا بعضی افراد سالها درگیر فقدان‌ اند؟

به گزارش خط سلامت، اگرچه سالها از پایان بحران حاد کووید-۱۹ گذشته است، اما پیامدهای روانی مرگهای ناشی از آن هنوز برای برخی خانواده‌ ها ادامه دارد. پژوهش‌ های جدید نشان می‌دهد در بخشی از افراد، سوگ ناشی از کووید-۱۹ می‌ تواند به واکنشی پایدار و ناتوان‌ کننده تبدیل شود که نیازمند ارزیابی و درمان تخصصی است.

چرا بعضی سوگ‌ های مربوط به کرونا هنوز ادامه دارند؟

دکتر مریم سامانی، روانشناس بالینی، می‌گوید: برای برخی افراد، دشواری سوگ ناشی از کرونا فقط به خود مرگ مربوط نبود؛ بلکه شرایطی که مرگ در آن اتفاق افتاد نیز اهمیت داشت.

بسیاری از بیماران مبتلا به کووید-۱۹ در بیمارستان بستری شدند و اعضای خانواده به دلیل محدودیت‌ های بهداشتی امکان ملاقات منظم با آنها را نداشتند. برخی خانواده‌ ها حتی فرصت خداحافظی حضوری با فرد در حال مرگ را پیدا نکردند. در چنین شرایطی، ممکن است فرد پس از مرگ با پرسش‌ ها و احساساتی مواجه شود که مدت‌ ها در ذهن او باقی می‌ مانند: آیا می‌ توانستم بیشتر کنارش باشم؟، آیا می‌ دانست چقدر دوستش داشتم؟، آیا اگر زودتر اقدام می‌ کردیم، زنده می‌ ماند؟

این افکار به خودی خود به معنای اختلال روانی نیستند؛ اما اگر به شکل مداوم ادامه پیدا کنند و زندگی فرد را تحت تأثیر قرار دهند، نیازمند توجه بیشتری هستند.

کرونا فقط عزیزان مان را از ما نگرفت

یکی از تفاوت‌ های مهم تجربه فقدان در دوران همه‌گیری این بود که مرگ عزیزان در شرایطی اتفاق افتاد که بسیاری از افراد همزمان با چندین فقدان دیگر روبرو بودند. از دست دادن شغل، کاهش درآمد، محدود شدن روابط اجتماعی، ترس از بیماری، کاهش احساس امنیت و تغییر ناگهانی سبک زندگی همگی همزمان با مرگ یک عزیز رخ می داد.

به همین دلیل، فرد ممکن بود فقط برای یک انسان سوگواری نکند؛ بلکه برای امنیت، آینده، ارتباطات و زندگی‌ ای که پیش از همه‌گیری می‌ شناخت نیز احساس فقدان داشته باشد.

پژوهش‌ های انجام‌ شده در سالهای اخیر نیز نشان داده‌ که شرایط خاص همه‌گیری، از جمله محدودیت‌ های اجتماعی و اختلال در مراسم سوگواری، می‌ توانست تجربه داغدیدگی را پیچیده‌ تر کند.

آیا بعد از چند سال هنوز سوگ داشتن طبیعی است؟

دکتر مریم سامانی، روانشناس بالینی،  می گوید:  بله.  چون ماندگاری دلتنگی به تنهایی به معنای بیماری نیست.ممکن است فرد سالها بعد با دیدن عکس عزیز فوت‌ شده، شنیدن صدای مشابه، رفتن به یک مکان خاص یا نزدیک شدن به سالگرد مرگ، دوباره احساس غم شدیدی را تجربه کند. سوگ قرار نیست الزاماً به معنای فراموش کردن فرد فوت‌ شده باشد. بسیاری از افراد به تدریج یاد می‌  گیرند در حالی که خاطره عزیز از دست‌  رفته را حفظ می‌ کنند، زندگی خود را نیز ادامه دهند.  مسئله زمانی جدی‌تر می‌ شود که فرد سالها بعد همچنان در وضعیت شدید دلتنگی، ناباوری، اجتناب یا ناتوانی در برگشتن به زندگی روزمره باقی مانده باشد.

سوگ طولانی‌مدت چیست؟

وی می گوید: امروزه «اختلال سوگ طولانی‌مدت(Prolonged Grief Disorder )یک تشخیص رسمی در نظام‌ های تشخیصی معتبر است. بر اساس DSM-5-TR، در بزرگسالان زمانی می‌توان این اختلال را مطرح کرد که حداقل ۱۲ ماه از مرگ گذشته باشد و فرد همچنان واکنش شدید و پایدار به فقدان داشته باشد؛ در کودکان و نوجوانان این بازه حداقل ۶ ماه است. البته تشخیص فقط بر اساس گذشت زمان انجام نمی‌ شود و شدت علائم، اختلال در عملکرد و تفاوت با هنجارهای فرهنگی نیز باید بررسی شود.

نشانه‌ های هشداردهنده شامل موارد دلتنگی یا اشتیاق شدید و مداوم برای فرد فوت‌ شده، اشتغال ذهنی شدید با مرگ، ناباوری نسبت به فقدان، احساس شدید تنهایی، دشواری در پذیرش مرگ، اجتناب گسترده از یادآورهای فقدان یا ناتوانی جدی در بازگشت به زندگی روزمره است؛  بنابراین نباید هر فردی را که هنوز بعد از چند سال عزادار است، «سوگ پیچیده» تلقی کرد.

بی‌ خوابی و خستگی را هم جدی بگیریم

سوگ فقط یک تجربه عاطفی نیست؛ می‌ تواند خواب، انرژی، اشتها و تمرکز را نیز تحت تأثیر قرار دهد. فرد داغدار ممکن است دچار بی‌ خوابی، کابوس، خستگی، کاهش تمرکز، تحریک‌ پذیری یا تغییر اشتها شود. این علائم به تنهایی تشخیص اختلال سوگ نیستند، اما وقتی شدید، پایدار و مختل‌ کننده عملکرد فرد باشند، بهتر است ارزیابی حرفه‌ ای انجام شود.

کودکان چگونه سوگ ناشی از کرونا را نشان می‌ دهند؟

وی خاطر نشان کرد: کودک ممکن است نتواند به شکل مستقیم بگوید که هنوز برای فقدان والد، پدربزرگ، مادربزرگ یا فرد دیگری سوگوار است.

به همین دلیل، واکنش او ممکن است در رفتار ظاهر شود: تغییر در خواب، کابوس، چسبیدن بیشتر به والدین، تغییر در بازی، کاهش تمرکز، تحریک‌پذیری، پرخاشگری، افت عملکرد تحصیلی یا صحبت مکرر درباره مرگ، اما این نشانه‌ها اختصاصی سوگ نیستند و باید در زمینه سنی و خانوادگی کودک بررسی شوند.

آیا باید خاطرات عزیز از دست‌رفته را کنار گذاشت؟

دکتر سامانی معتقد است: هدف سوگ سالم، پاک کردن خاطره فرد فوت‌ شده نیست. صحبت کردن درباره فرد، دیدن عکس‌ ها، مرور خاطرات، نگه داشتن یادگاری‌ها و حتی ادامه برخی سنت‌ ها می‌ تواند به فرد کمک کند ارتباط عاطفی خود را با گذشته حفظ کند و همزمان جایگاه جدیدی برای فقدان در زندگی فعلی خود پیدا کند. مشکل زمانی ایجاد می‌ شود که فرد نتواند از خاطره به زندگی امروز بازگردد و تمام زندگی‌ اش حول فقدان شکل بگیرد.

مهمترین مسئله امروز: بازگشت به زندگی

اکنون که سالها از همه‌گیری گذشته است، سؤال اصلی دیگر این نیست که «چگونه در دوران کرونا سوگ را تحمل کنیم؟»

سؤال مهمتر این است: اگر هنوز بعد از چند سال با فقدانی که در دوران کرونا اتفاق افتاده زندگی می‌ کنیم، چگونه می‌ توانیم آن را پردازش کنیم و دوباره به زندگی امروز برگردیم؟

در این مرحله، فرد می‌ تواند به جای تلاش برای حذف غم، به تدریج رابطه خود با فقدان را بازسازی کند. بازگشت به خواب منظم، تغذیه مناسب، فعالیت بدنی، ارتباط با خانواده و دوستان، ایجاد فعالیت‌ های جدید و ساختن برنامه‌ های آینده می‌ تواند بخشی از این روند باشد.

چه زمانی مراجعه به روانشناس ضروری است؟

اگر فرد احساس می‌ کند سال‌ها پس از مرگ عزیزش هنوز نمی‌ تواند زندگی عادی خود را از سر بگیرد، به‌شدت از مکان‌ ها یا موضوعات مرتبط با فقدان اجتناب می‌ کند، دچار احساس گناه شدید است، روابطش آسیب دیده یا غم و دلتنگی عملکرد روزانه او را مختل کرده است، مراجعه به متخصص سلامت روان اهمیت دارد.

درمان اختلال سوگ طولانی‌ مدت می‌ تواند شامل مداخلات روانشناختی تخصصی و درمان‌ های مبتنی بر شواهد باشد. هدف درمان این نیست که فرد عزیز از دست‌ رفته را فراموش کند؛ هدف این است که بتواند همزمان با حفظ خاطره و معنای رابطه، زندگی خود را نیز ادامه دهد.

کرونا تمام شده است؛ اما همه سوگ‌ ها تمام نشده‌

پایان همه‌گیری به معنای پایان تجربه روانی همه کسانی نیست که در آن دوران عزیزی را از دست داده‌ اند. برای برخی افراد، مرگ یک عزیز در دوران کرونا با یک زنجیره از تجربه‌ های دشوار همراه شد: مرگ ناگهانی، ناتوانی در خداحافظی، تنهایی، محدودیت مراسم سوگواری، ترس، ناامنی و فقدان‌ های همزمان.

سالها بعد، اگر این تجربه هنوز زندگی فرد را متوقف کرده باشد، مسئله فقط «غمگین بودن» نیست؛ ممکن است فرد نیاز داشته باشد این فقدان را در یک فرایند درمانی بازبینی و پردازش کند.

فراموش کردن عزیز از دست‌ رفته هدف نیست؛ دوباره زندگی کردن، در حالی که جای این فقدان را در زندگی خود پذیرفته‌ ایم، هدف مهمتری است.

پایان خبر برای ورود به صفحه اینستاگرام دکتر مریم سامانی (روانشناس بالینی) کلیک کنید.
ارسال نظر

اخبار پربازدید
آخرین اخبار
خط سلامت
فیلم ها
  • خط سلامت: عشق و حسادت با هم مرتبط هستند زیرا یک هورمون مشترک در این دو احساس نقش دارد. عشق احساسی است که به هورمون…

گزارش ویژه
پادکست