کسی که خیانت دیده چرا نمی ‌تواند ماجرا را از ذهنش بیرون کند؟ زخم خیانت و نشخوار فکری

خط سلامت: گاهی یک اتفاق تمام می‌ شود، اما در ذهن آدم تمام نمی‌ شود. رابطه تمام شده، پیام ها پاک شده اند، فرد سوم از زندگی کنار رفته و حتی ممکن است همسران تصمیم گرفته باشند دوباره زندگی مشترک شان را ادامه دهند؛ اما ذهن کسی که خیانت دیده، هنوز همان جا ایستاده است.

کسی که خیانت دیده چرا نمی ‌تواند ماجرا را از ذهنش بیرون کند؟ زخم خیانت و نشخوار فکری

به گزارش خط سلامت، بعد از خیانت چرا ذهن مدام به گذشته برمی گردد؟ وقتی مغز دنبال پاسخ نیست، دنبال امنیت است . نیمه های شب، وقتی خانه ساکت می شود، یک تصویر دوباره برمی گردد؛ یک پیام، یک جمله، یک تاریخ یا حتی یک لحظه که ناگهان معنای رفتارهای گذشته را تغییر داده است.

فرد با خودش می گوید: چطور متوجه نشدم؟

بعد سؤال دیگری می آید: از کی شروع شده بود؟

و بعد ذهن سراغ گذشته می رود: آن روز که گفت سر کار بوده، واقعا سر کار بود؟

بعد از خیانت، ذهن گاهی شبیه کارآگاهی می شود که مدام به دنبال قطعه گمشده داستان می گردد. اما مسئله همیشه پیدا کردن حقیقت تازه نیست. گاهی ذهن در جستجوی چیزی عمیق تر است: احساس امنیتی که از دست رفته است.

چرا بعد از خیانت ذهن مدام گذشته را مرور می کند؟

خیانت می تواند احساس امنیت و اعتماد در رابطه را به شدت تحت تاثیر قرار دهد. بعد از آشکار شدن آن، ذهن ممکن است نسبت به نشانه های تهدید حساس تر شود و تلاش کند بفهمد چه اتفاقی افتاده و چگونه می توان از تکرار آن جلوگیری کرد. اگر بفهمم اولین نشانه چه بوده، شاید دوباره فریب نخورم. اگر بفهمم چرا متوجه نشدم، شاید بتوانم از خودم محافظت کنم. اگر همه جزئیات را کنار هم بگذارم، شاید بالاخره داستان کامل شود.

این تلاش برای فهمیدن در روزها و هفته های نخست پس از کشف خیانت می تواند قابل درک باشد. اما همیشه به آرامش ختم نمی شود. گاهی مرور گذشته از پردازش تجربه فاصله می گیرد و به نشخوار فکری تبدیل می شود.

تفاوت فکر کردن درباره خیانت با نشخوار فکری چیست؟

فکر کردن معمولا به سمت فهمیدن یا حل یک مسئله حرکت می کند. فرد اطلاعات را بررسی می کند، به نتیجه ای می رسد و می تواند برای مدتی ذهن خود را از موضوع جدا کند اما در نشخوار فکری، ذهن بارها به همان نقطه برمی گردد، بدون اینکه پاسخ تازه ای به دست بیاورد.

چرا این کار را کرد؟ از کی شروع شده بود؟ چطور نفهمیدم؟ آیا واقعا دوستم داشت؟ آن روز کجا بود؟

این پرسش ها ممکن است ساعت ها تکرار شوند، اما پاسخ تازه ای تولید نکنند. به همین دلیل نشخوار فکری گاهی شبیه حل مسئله به نظر می رسد، در حالی که فرد در یک حلقه تکراری ذهنی گرفتار شده است.

چرا خیانت می تواند معنای خاطرات گذشته را تغییر دهد؟

خیانت فقط یک اتفاق مربوط به زمان کشف آن نیست. گاهی معنای گذشته را نیز تغییر می دهد. ممکن است فرد سال ها یک سفر مشترک را خاطره ای عاشقانه بداند، اما بعد از فهمیدن خیانت، همان سفر برایش تبدیل به یک علامت سؤال شود.

آن روز که تلفنش را جواب نداد، کجا بود؟ آن جلسه کاری واقعا چه بود؟ چرا آن شب رفتار متفاوتی داشت؟ حتی خاطراتی که زمانی نشانه محبت تلقی می شدند، ممکن است دوباره بررسی شوند.

به همین دلیل فرد گاهی احساس می کند باید تمام سال های رابطه را از ابتدا مرور کند. او فقط با یک اتفاق تازه روبه رو نیست؛ بلکه در حال بازنگری در معنایی است که قبلا برای بخش هایی از زندگی مشترک خود ساخته بود.

چرا ذهن نمی تواند برای خیانت یک دلیل قطعی پیدا کند؟

ذهن انسان برای اتفاق های مهم به دنبال علت می گردد. اما خیانت معمولا نتیجه یک علت واحد نیست. عوامل فردی، کیفیت رابطه، شرایط موقعیتی، باورها، فرصت ها، تصمیم های شخصی و عوامل دیگری ممکن است در رفتار فرد نقش داشته باشند بنابراین پاسخ به سؤال چرا این کار را کرد، همیشه یک جمله ساده و قطعی نیست.

گاهی فرد ماه ها تلاش می کند یک علت نهایی پیدا کند، در حالی که حتی کامل ترین توضیح هم نمی تواند تمام درد ناشی از خیانت را از بین ببرد.

اینجا یک تفاوت مهم وجود دارد: فهمیدن علت یک رفتار با حل شدن آسیب روانی ناشی از آن یکی نیست.

نشخوار فکری بعد از خیانت چه زمانی مشکل ساز می شود؟

فکر کردن درباره خیانت بلافاصله پس از کشف آن لزوما نشانه اختلال نیست. ذهن برای پردازش یک تجربه دردناک به زمان نیاز دارد.

اما اگر فرد برای مدت طولانی نتواند ذهن خود را از ماجرا جدا کند، خوابش مختل شود، تمرکز خود را از دست بدهد، عملکرد روزانه اش کاهش پیدا کند یا بیشتر ساعات روز درگیر بررسی گذشته باشد، بهتر است این وضعیت جدی گرفته شود.

در این شرایط ممکن است اضطراب، اختلال خواب، علائم افسردگی یا واکنش های شدید مرتبط با استرس نیز همراه آن ایجاد شوند.

مسئله فقط این نیست که فرد زیاد فکر می کند؛ مسئله این است که فکر کردن دیگر تحت کنترل او نیست و زندگی روزمره را اشغال کرده است.

چرا چک کردن تلفن بعد از خیانت آرامش دائمی نمی آورد؟

یکی از واکنش هایی که ممکن است پس از خیانت دیده شود، افزایش رفتارهای اطمینان جویانه است. فرد تلفن را بررسی می کند، پیام ها را دوباره می خواند، شبکه های اجتماعی را چک می کند یا به دنبال نشانه های جدید می گردد. برای چند دقیقه اضطراب کاهش پیدا می کند. اما بعد سؤال دیگری ایجاد می شود.

اگر این پیام پاک شده باشد چه؟ اگر شماره دیگری وجود داشته باشد چه؟ اگر چیزی را ندیده باشم چه؟ و دوباره بررسی آغاز می شود.

این چرخه می تواند شبیه الگوی اطمینان جویی در اضطراب عمل کند؛ یعنی رفتاری که در کوتاه مدت اضطراب را کاهش می دهد، اما در صورت تکرار می تواند وابستگی فرد به بررسی کردن را بیشتر کند.

هدف درمان این نیست که فرد را مجبور کنیم بی خیال شود. هدف این است که بتواند اضطراب و ناامنی خود را بدون گرفتار شدن در چرخه بررسی بی پایان مدیریت کند.

چرا افکار خیانت شب ها شدیدتر می شوند؟

در طول روز، ذهن با کار، فرزند، رفت و آمد، مسئولیت های خانوادگی و مسائل مختلف درگیر است. وقتی شب فرا می رسد و محرک های محیطی کمتر می شوند، فرصت بیشتری برای بازگشت افکار ایجاد می شود.

از طرف دیگر، کم خوابی و خستگی نیز می توانند تنظیم هیجان و کنترل توجه را دشوارتر کنند. در نتیجه ممکن است فردی که شب ها ساعت ها درباره خیانت فکر می کند، روز بعد تحمل هیجانی پایین تری داشته باشد و همین خستگی، زمینه را برای افکار تکراری بیشتر فراهم کند.

یک چرخه شکل می گیرد: خیانت، فکر کردن، بی خوابی، خستگی، کنترل هیجانی کمتر و دوباره فکر کردن.

 نشخوار فکری را با ضعف شخصیت اشتباه نگیریم

در کار بالینی، یکی از نکات مهم این است که فرد آسیب دیده را به خاطر ناتوانی در فراموش کردن سرزنش نکنیم.

گاهی فرد می گوید: من خودم هم می دانم نباید اینقدر فکر کنم، ولی نمی توانم.

این جمله را باید جدی گرفت. ذهن او در تلاش است تجربه ای را پردازش کند که احساس اعتماد و امنیتش را به هم زده است. بنابراین گفتن جملاتی مانند بی خیال شو، گذشته را رها کن یا اینقدر حساس نباش، لزوما کمکی به او نمی کند.

یکی از تفاوت های مهم در مسیر درمان این است که میان پردازش تجربه و زندگی کردن در تجربه فاصله ایجاد شود. فرد باید بتواند درباره گذشته فکر کند، آن را بفهمد و حتی درباره آن احساس داشته باشد، بدون اینکه هر بار دوباره در همان لحظه فرو برود.

آیا هدف درمان، فراموش کردن خیانت است؟

فراموش کردن نه همیشه ممکن است و نه لزوما هدف درمان است. هدف این نیست که خاطره پاک شود. هدف این است که خاطره دیگر کنترل کننده زندگی فرد نباشد. ممکن است فرد سال ها بعد همچنان بداند که در رابطه اش خیانت اتفاق افتاده، اما دیگر هر صبح با آن بیدار نشود و هر شب با آن به خواب نرود.

خاطره باقی می ماند، اما شدت هیجان و میزان تسلط آن بر زندگی می تواند تغییر کند. این همان جایی است که ترمیم روانی از فراموشی جدا می شود.

اگر رابطه بعد از خیانت ادامه پیدا کند، چه اتفاقی برای ذهن می افتد؟

اگر زوج تصمیم بگیرند رابطه را ادامه دهند، نشخوار فکری فرد آسیب دیده فقط یک مسئله فردی نیست. رفتار طرف مقابل نیز اهمیت دارد.

اگر فردی که خیانت کرده همچنان دروغ بگوید، اطلاعات مهم را پنهان کند، رفتارهای متناقض داشته باشد یا احساسات طرف مقابل را کوچک بشمارد، زمینه برای احساس ناامنی می تواند همچنان باقی بماند. در مقابل، شفافیت، ثبات رفتاری، پاسخ گویی و پذیرش مسئولیت می توانند به ایجاد شرایطی کمک کنند که اعتماد دوباره به تدریج بررسی و بازسازی شود بنابراین در برخی موارد، آرام شدن ذهن فرد آسیب دیده فقط به تکنیک های فردی وابسته نیست؛ رابطه نیز باید به محیطی قابل پیش بینی تر و امن تر تبدیل شود.

با افکار تکراری درباره خیانت چه کنیم؟

اولین قدم این نیست که به خودمان دستور بدهیم فکر نکن. تلاش برای بیرون کردن اجباری یک فکر از ذهن، همیشه نتیجه مطلوب نمی دهد. به جای جنگیدن با فکر، می توان آن را شناسایی کرد.  مثلا: الان ذهن من دوباره دارد گذشته را بررسی می کند.

بعد می توان پرسید: آیا این فکر اطلاعات تازه ای به من می دهد؟  یا فقط همان سؤال قبلی را دوباره تکرار می کند؟

اگر پاسخ این است که اطلاعات تازه ای وجود ندارد، می توان به جای ادامه دادن حلقه ذهنی، توجه را به فعالیت دیگری برگرداند. این کار ساده به نظر می رسد، اما برای فردی که مدت ها در چرخه نشخوار فکری بوده، به تمرین و گاهی کمک تخصصی نیاز دارد.

چه زمانی بعد از خیانت باید از متخصص کمک گرفت؟

اگر افکار مربوط به خیانت به شکل مداوم ادامه پیدا کنند و خواب، اشتها، کار، روابط اجتماعی یا عملکرد روزمره را مختل کنند، مراجعه به متخصص سلامت روان می تواند کمک کننده باشد.

به ویژه اگر فرد احساس کند دیگر کنترل افکار خود را ندارد یا اضطراب و علائم افسردگی شدیدی را تجربه می کند، بهتر است این وضعیت فقط با عنوان حساسیت زیاد یا فراموش نکردن توصیف نشود. گاهی یک زخم رابطه ای آنقدر عمیق است که برای ترمیم، به مداخله روانشناختی نیاز دارد.

خیانت تمام می شود، اما ذهن برای ترمیم به زمان نیاز دارد

خیانت ممکن است در یک روز کشف شود، اما ذهن برای کنار آمدن با آن به یک روز فرصت نیاز ندارد. گاهی ماه ها طول می کشد تا فرد بتواند از خودش بپرسد: حالا با این حقیقت چه کنم؟

پاسخ این سؤال برای همه یکسان نیست. بعضی افراد رابطه را ادامه می دهند، بعضی تصمیم به جدایی می گیرند و بعضی برای مدت زمانی میان ماندن و رفتن مردد می مانند.

اما در هر شرایطی، یک مسئله روانشناختی اهمیت دارد: خیانت نباید برای همیشه تمام زندگی روانی فرد را اشغال کند. ممکن است روزی برسد که خاطره هنوز وجود داشته باشد، اما دیگر هر بار که به یاد می آید، تمام وجود فرد را با خود نبرد.

درمان قرار نیست گذشته را پاک کند؛ قرار است کمک کند گذشته در جای خودش بماند تا آینده دوباره امکان پیدا کند.

پایان خبر برای ورود به صفحه اینستاگرام کلیک کنید.
ارسال نظر

اخبار پربازدید
آخرین اخبار

دکتر مریم سامانی، روانشناس بالینی و عضو هیأت علمی دانشگاه

خط سلامت
فیلم ها
  • خط سلامت: عشق و حسادت با هم مرتبط هستند زیرا یک هورمون مشترک در این دو احساس نقش دارد. عشق احساسی است که به هورمون…

گزارش ویژه
پادکست
اتاق درمان