به گزارش خط سلامت، شروع آلزایمر را نمی توان فقط با اولین علامت فراموشی تعریف کرد، زیرا ممکن است تغییرات زیستی مرتبط با بیماری مدت ها پیش از آنکه فرد یا اطرافیانش متوجه اختلال حافظه شوند، در مغز آغاز شده باشد. همین تفاوت میان شروع تغییرات زیستی و شروع علائم، یکی از مهمترین مفاهیم در شناخت امروزی بیماری آلزایمر است.
آلزایمر ممکن است قبل از فراموشی شروع شده باشد
پژوهش های چند دهه اخیر نشان داده اند که فرایندهای زیستی مرتبط با بیماری آلزایمر می توانند سال ها پیش از ظهور دمانس و حتی پیش از بروز اختلال شناختی واضح آغاز شوند. در این دوره، فرد ممکن است کاملا زندگی عادی داشته باشد، کار کند، امور مالی خود را مدیریت کند، با خانواده و دوستان ارتباط داشته باشد و حتی در آزمون های معمول شناختی عملکرد طبیعی نشان دهد.
با این حال، در سطح زیستی ممکن است تغییراتی در مغز در حال شکل گیری باشد. در چارچوب های پژوهشی بیماری آلزایمر، این مرحله با عنوان آلزایمر پیش بالینی یا Preclinical Alzheimer's Disease شناخته می شود. منظور از آن دوره ای است که شواهدی از تغییرات زیستی مرتبط با بیماری وجود دارد، اما علائم بالینی قابل توجه هنوز ظاهر نشده اند.
این موضوع یک نکته مهم دارد: وجود یک تغییر زیستی به معنای آن نیست که فرد حتما در آینده نزدیک دچار دمانس خواهد شد. مسیر بیماری در افراد مختلف یکسان نیست و عوامل متعددی می توانند بر سرعت یا حتی شکل بروز آن اثر بگذارند.
چند سال قبل از فراموشی، مغز ممکن است تغییر کند؟
اینجا یکی از رایج ترین سوء برداشت ها شکل می گیرد. گاهی گفته می شود آلزایمر دقیقا 10، 15 یا 20 سال پیش از علائم شروع می شود. اما علم چنین عدد ثابتی برای همه افراد تعیین نکرده است.
شواهد پژوهشی نشان می دهند که برخی فرایندهای بیماری می توانند بیش از یک دهه پیش از ظهور دمانس قابل تشخیص آغاز شوند و در بعضی افراد فاصله میان تغییرات زیستی و علائم می تواند بسیار طولانی باشد اما این فاصله از فردی به فرد دیگر متفاوت است.
سن، عوامل ژنتیکی، سلامت عروق، فشار خون، دیابت، فعالیت بدنی، خواب، عوامل سبک زندگی، ذخیره شناختی و بیماری های همراه می توانند با مسیر سلامت شناختی ارتباط داشته باشند. بنابراین نمی توان برای همه افراد یک جدول زمانی یکسان ترسیم کرد. به همین دلیل جمله ای مانند آلزایمر دقیقا 20 سال قبل شروع می شود، بیان علمی دقیقی نیست.
تعبیر دقیق تر این است که تغییرات زیستی مرتبط با آلزایمر می توانند سال ها و حتی دهه ها پیش از بروز دمانس آغاز شوند.

مسیر آلزایمر یک اتفاق ناگهانی نیست
برای درک بهتر این موضوع، بهتر است آلزایمر را یک فرایند طولانی تصور کنیم، نه بیماری که ناگهان در روز مشخصی شروع شود. در یکی از ساده ترین مدل های توضیحی، می توان مسیر بیماری را به چند مرحله تقسیم کرد. ابتدا ممکن است تغییرات پاتولوژیک در سطح زیستی ایجاد شوند. سپس این تغییرات در طول زمان بیشتر می شوند و آسیب های دیگری در مغز شکل می گیرد. بعد از آن ممکن است تغییرات شناختی بسیار ظریف ظاهر شوند که هنوز زندگی روزمره فرد را مختل نکرده اند.
در مرحله بعد، اختلال شناختی خفیف می تواند ظاهر شود و در برخی افراد، با ادامه روند بیماری، دمانس آلزایمری ایجاد شود. البته این مسیر برای همه افراد دقیقا یکسان نیست و مرز میان مراحل نیز همیشه کاملا مشخص نیست.
آمیلوئید و تاو در این داستان چه نقشی دارند؟
یکی از دلایلی که دانشمندان می توانند درباره آغاز زیستی آلزایمر صحبت کنند، شناسایی تغییراتی مانند تجمع آمیلوئید بتا و تغییرات غیرطبیعی پروتئین تاو در مغز است.
در مقالات قبلی این مجموعه دیدیم که آمیلوئید می تواند در فضای خارج از سلول های عصبی تجمع پیدا کند و به شکل پلاک های آمیلوئیدی دیده شود. در مقابل، تاو درون نورون قرار دارد و وقتی دچار تغییرات غیرطبیعی می شود، می تواند به شکل تجمعات تاو و کلاف های نوروفیبریلاری دیده شود. اما نکته مهم این است که آلزایمر فقط داستان آمیلوئید و تاو نیست.
آسیب سیناپسی، اختلال عملکرد نورون ها، التهاب عصبی، تغییرات عروقی و اختلال در سد خونی مغزی نیز می توانند در روند بیماری نقش داشته باشند. بنابراین نمی توان یک مولکول یا یک اتفاق را به تنهایی آغازگر تمام موارد آلزایمر دانست.
چرا ممکن است فرد هنوز هیچ علامتی نداشته باشد؟
این یکی از جذاب ترین پرسش های علم آلزایمر است. چطور ممکن است تغییراتی در مغز وجود داشته باشد، اما فرد همچنان بتواند زندگی روزمره خود را به شکل طبیعی ادامه دهد؟
یکی از مفاهیم مهم در پاسخ به این پرسش، ذخیره شناختی است. همان طور که در مقاله مربوط به ذخیره شناختی توضیح دادیم، مغز افراد مختلف ممکن است در برابر آسیب های مشابه، ظرفیت متفاوتی برای جبران داشته باشد. به همین دلیل ممکن است دو فرد در یک سن، تغییرات زیستی مشابهی داشته باشند اما شدت علائم شناختی آنها یکسان نباشد.
این تفاوت به این معنا نیست که ذخیره شناختی می تواند آلزایمر را متوقف کند. بلکه یکی از فرضیه های مهم این است که ظرفیت های شناختی و شبکه های مغزی می توانند در برخی افراد برای مدتی طولانی تر آثار آسیب را جبران کنند.
پس اولین فراموشی، آغاز آلزایمر نیست؟
اولین فراموشی قابل توجه ممکن است زمانی باشد که بیماری از مرحله ای طولانی از تغییرات زیستی عبور کرده باشد. اما از طرف دیگر، هر فراموشی نیز به معنای آلزایمر نیست.
فراموش کردن گاه به گاه یک اسم، جای گذاشتن وسایل یا به یاد نیاوردن یک کلمه می تواند در زندگی طبیعی اتفاق بیفتد و دلایل مختلفی داشته باشد. خواب ناکافی، استرس، افسردگی، برخی داروها، مشکلات جسمی و عوامل متعدد دیگر نیز می توانند روی حافظه و تمرکز اثر بگذارند.
آنچه اهمیت بیشتری دارد، تغییر پایدار و پیشرونده در عملکرد شناختی است؛ به ویژه زمانی که این تغییرات شروع به اختلال در کارهای روزمره کنند.
به همین دلیل تشخیص آلزایمر با یک فراموشی ساده یا یک تست کوتاه اینترنتی امکان پذیر نیست و نیازمند ارزیابی پزشکی و شناختی مناسب است.
آیا می توان آلزایمر را قبل از علائم تشخیص داد؟
امروزه روش هایی برای شناسایی برخی نشانگرهای زیستی مرتبط با بیماری وجود دارند؛ از جمله بررسی آمیلوئید و تاو با روش های تصویربرداری یا آزمایش های زیستی خاص. همچنین پژوهش درباره نشانگرهای خونی آلزایمر با سرعت زیادی در حال پیشرفت است اما این موضوع با یک آزمایش ساده برای تشخیص آلزایمر در تمام افراد بدون علامت تفاوت دارد.
استفاده از نشانگرهای زیستی در افراد بدون علامت، هنوز موضوعی تخصصی است و تفسیر نتیجه آن باید در چارچوب بالینی و علمی مناسب انجام شود. مثبت بودن یک نشانگر نیز به تنهایی به معنای پیش بینی قطعی زمان بروز دمانس نیست.
آیا می توان روند آلزایمر را تغییر داد؟
همین جا اهمیت شناخت مرحله پیش بالینی مطرح می شود. اگر بیماری سال ها پیش از ظهور علائم آغاز شود، دانشمندان فرصت بیشتری برای مطالعه عوامل خطر، عوامل محافظتی و درمان های احتمالی خواهند داشت. به همین دلیل بخش مهمی از پژوهش های جدید آلزایمر به جای انتظار برای ظهور دمانس، بر شناسایی تغییرات زیستی و مداخله در مراحل زودتر متمرکز شده است.
در همین مسیر، کنترل عوامل خطر قابل تغییر اهمیت پیدا می کند. سلامت قلب و عروق، فشار خون، دیابت، فعالیت بدنی، خواب، مصرف دخانیات و برخی عوامل سبک زندگی در پژوهش های مربوط به خطر زوال شناختی مورد توجه قرار گرفته اند.
البته کاهش عوامل خطر به معنای تضمین نکردن آلزایمر است. هیچ سبک زندگی نمی تواند برای یک فرد خاص تضمین کند که هرگز به آلزایمر مبتلا نخواهد شد.
نگاه روانشناختی
از نگاه روانشناسی بالینی، یکی از مهمترین نکات این است که نباید مفهوم آلزایمر پیش بالینی را به اضطراب دائمی درباره حافظه تبدیل کنیم.
وقتی فرد می شنود آلزایمر ممکن است سال ها پیش از علائم آغاز شود، ممکن است هر فراموشی کوچک را نشانه یک بیماری جدی تلقی کند. این در حالی است که حافظه انسان ذاتا خطاپذیر است و فراموشی روزمره به خودی خود نشانه آلزایمر نیست.
آنچه اهمیت دارد، شناخت تفاوت میان تغییرات طبیعی حافظه و تغییرات پایدار و رو به پیشرفت شناختی است. در صورت وجود نگرانی واقعی، ارزیابی علمی بسیار مفیدتر از جستجوی مداوم علائم در اینترنت است.
آلزایمر از کجا شروع می شود؟
پاسخ کوتاه این است که یک نقطه شروع واحد برای همه بیماران وجود ندارد. اگر منظور از شروع بیماری، نخستین تغییرات زیستی باشد، ممکن است فرایند بیماری سال ها پیش از ظهور فراموشی آشکار آغاز شده باشد. اگر منظور نخستین علائم شناختی باشد، زمان دیگری مطرح می شود. و اگر منظور زمانی باشد که اختلال حافظه یا سایر توانایی های شناختی زندگی روزمره را مختل می کند، وارد مرحله بالینی متفاوتی شده ایم. بنابراین آلزایمر بیشتر شبیه یک فرایند تدریجی است تا یک اتفاق ناگهانی.
فراموشی همیشه اولین فصل داستان آلزایمر نیست؛ ممکن است زمانی که حافظه هنوز ظاهرا سالم است، فصل های زیستی بیماری از مدت ها قبل در مغز آغاز شده باشند.
برای ورود به صفحه اینستاگرام دکتر مریم سامانی (روانشناس بالینی) کلیک کنید.تمام مطالب سایت اختصاصی و توسط تحریریه خط سلامت تولید شده است، استفاده با ذکر منبع و لینک دهی بلامانع است