به گزارش خط سلامت وقتی مادری پس از زایمان از اضطراب، بیخوابی شبانه یا افکار منفی میگوید، نخستین احتمال معمولاً افسردگی پس از زایمان است. اما اگر پشت این علائم، کابوس های تکرارشونده، فلش بک و ترس از یادآوری لحظه تولد پنهان شده باشد چه؟
پژوهشی که ۲۸ اوت ۲۰۲۶ در British Journal of General Practice منتشر شده، توجه ها را به اختلالی جلب می کند که ممکن است مدتها زیر سایه تشخیص های رایج باقی بماند: اختلال استرس پس از سانحه مرتبط با زایمان یا PTSD پس از زایمان.
نویسندگان برآورد کردهاند در بریتانیا دستکم ۱۵ هزار زن در سال ممکن است پس از زایمان به PTSD مبتلا شوند، بی آنکه تشخیص مناسبی دریافت کنند. به باور پژوهشگران، رقم واقعی احتمالاً از این میزان بیشتر است؛ زیرا بسیاری از نشانه ها یا گزارش نمی شوند یا با افسردگی پس از زایمان اشتباه گرفته می شوند.
وقتی خاطره زایمان تمام نمی شود
دکتر مریم سامانی می گوید: افسردگی پس از زایمان می تواند با اندوه مداوم، کاهش انگیزه، اضطراب، افکار منفی و اختلال خواب همراه باشد. بخشی از همین علائم در PTSD نیز دیده می شود؛ موضوعی که تشخیص را دشوار می کند.
بااینحال، در PTSD معمولاً ردپای خود تجربه آسیب زا پررنگ تر است. فرد ممکن است بارها صحنههایی از زایمان را به صورت ناخواسته بازتجربه کند، کابوس ببیند، دچار فلش بک شود یا از مکان ها، گفتگوها و موقعیت هایی که یادآور زایمان هستند دوری کند.
گاهی حتی مراجعه دوباره به بیمارستان، شنیدن صدای دستگاههای پزشکی یا صحبت درباره تولد نوزاد می تواند خاطره ای را فعال کند که برای دیگران پایان یافته، اما برای مادر همچنان در حال تکرار است.
وی ادامه می دهد: البته افسردگی و PTSD دو تشخیص کاملاً جدا کننده از یکدیگر نیستند؛ یک فرد ممکن است همزمان نشانه های هر دو اختلال را تجربه کند. تشخیص دقیق باید بر پایه ارزیابی تخصصی انجام شود.

آیا فقط زایمان های سخت آسیب زا هستند؟
یکی از مهمترین نکات این پژوهش آن است که شدت پزشکی زایمان الزاماً تعیین نمی کند آن تجربه تا چه اندازه برای مادر آسیب زا بوده است. ممکن است پرونده پزشکی، زایمان را طبیعی یا بدون عارضه جدی ثبت کرده باشد، اما مادر در همان لحظات احساس کرده باشد جانش در خطر است، صدایش شنیده نمی شود یا هیچ کنترلی بر اتفاقات ندارد. ترس شدید، درماندگی، درد، مداخلات ناگهانی و احساس نادیده گرفته شدن می توانند تجربه ای را که از نگاه بالینی موفق بوده، از نظر روانی به رویدادی آسیب زا تبدیل کنند.
این تفاوت میان آنچه از نظر پزشکی رخ داده و آنچه فرد تجربه کرده است، یکی از دلایلی است که PTSD مرتبط با زایمان ممکن است دیده نشود. نبود عارضه جسمی شدید، به معنای نبود آسیب روانی نیست.
خلأ تشخیصی در مراقبت های اولیه
پژوهشگران همچنین به کمبود ابزارهای مناسب و راهنمای عملی برای شناسایی PTSD مرتبط با زایمان در مراقبت های اولیه اشاره کرده اند. پزشکان و ماماها ممکن است نشانه های عمومی مانند بی خوابی، اضطراب و افکار منفی را تشخیص دهند، اما درباره فلش بک، کابوس، اجتناب یا بازتجربه کردن زایمان پرسش مشخصی نپرسند.
در نتیجه، ممکن است فقط بخشی از مشکل دیده شود و مادر درمانی دریافت کند که با تجربه اصلی او تناسب کامل ندارد.
این یافته ها بر ضرورت آموزش بیشتر متخصصان، طراحی ابزارهای غربالگری دقیق تر و ایجاد فضایی امن برای روایت تجربه زایمان تأکید می کنند. گاهی یک سؤال ساده اما مستقیم " آیا هنوز لحظاتی از زایمان را ناخواسته دوباره تجربه میکنید؟" می تواند مسیر تشخیص را تغییر دهد.

رنجی که نباید عادی سازی شود
دکتر سامانی تاکید می کند: مادرشدن اغلب با روایت هایی از شادی، عشق و آغاز یک زندگی تازه همراه است. همین تصویر اجتماعی ممکن است حرف زدن درباره ترس، خشم یا آسیب روانی پس از زایمان را دشوار کند. برخی زنان نیز تصور می کنند باید این نشانه ها را بخشی طبیعی از دوران پس از تولد نوزاد بدانند و در سکوت تحمل کنند.
اما فلش بک، کابوس های مداوم، اجتناب شدید و احساس بازگشت به لحظه ای تهدیدکننده، صرفاً خستگی مادرشدن نیستند. توجه به این علائم به معنای کم رنگ کردن افسردگی پس از زایمان نیست؛ بلکه یادآوری می کند سلامت روان مادران پیچیده تر از آن است که همه تجربه ها را با یک برچسب توضیح دهیم.
وی می گوید: پس هر نشانه روانی پس از زایمان، افسردگی نیست. برای هزاران مادر، مسئله ممکن است زخمی باشد که از لحظه تولد باقی مانده و هنوز نامی برای آن پیدا نشده است.
برای ورود به صفحه اینستاگرام کلیک کنید.تمام مطالب سایت اختصاصی و توسط تحریریه خط سلامت تولید شده است، استفاده با ذکر منبع و لینک دهی بلامانع است