چرا آدم ها خیانت می کنند؟ واقعیت روانشناختی پشت یکی از پیچیده ترین رفتارهای رابطه

خط سلامت: اگر واقعا دوستم داشت، هیچ وقت خیانت نمی کرد ؛ این جمله بعد از کشف خیانت زیاد شنیده می شود و از نظر عاطفی قابل فهم است، اما از نظر روانشناختی، ماجرا پیچیده تر از این است.

چرا آدم ها خیانت می کنند؟ واقعیت روانشناختی پشت یکی از پیچیده ترین رفتارهای رابطه

به گزارش خط سلامت،  خیانت همیشه از نبود عشق شروع نمی شود. گاهی در رابطه نارضایتی وجود دارد، گاهی فرد از نظر عاطفی فاصله گرفته است، گاهی مسئله به تعهد مربوط می شود و گاهی پای فرصت، هیجان، نیاز به تنوع یا ضعف در مهار تکانه ها به میان می آید.

پژوهش های روانشناختی نیز نشان می دهند خیانت یک رفتار تک علتی نیست و مجموعه ای از عوامل فردی، رابطه ای و موقعیتی می توانند احتمال آن را افزایش دهند.

خیانت دقیقا چیست؟

قبل از اینکه بپرسیم چرا کسی خیانت می کند، باید بدانیم درباره چه رفتاری صحبت می کنیم. خیانت فقط رابطه جنسی خارج از رابطه نیست. در پژوهش ها، مفهوم خیانت می تواند رفتارهای جنسی، عاطفی یا رمانتیکی را در بر بگیرد که با توافق ها و مرزهای رابطه اصلی در تضاد باشند. به همین دلیل، چیزی که برای یک نفر خیانت محسوب می شود، ممکن است برای فرد دیگری در همان شکل تعریف نشود.

پیام های پنهانی، رابطه عاطفی مخفی، قرارهای پنهانی، تماس جنسی یا حتی شکل خاصی از ارتباط آنلاین، بسته به مرزهای توافق شده در رابطه می توانند معنای متفاوتی داشته باشند.

بنابراین مسئله فقط این نیست که  آیا رابطه جنسی اتفاق افتاده است؟   بلکه باید پرسید: چه مرزی در این رابطه تعریف شده و آیا عمدا از آن عبور شده است؟

آیا خیانت یعنی دیگر عشق وجود ندارد؟

این یکی از مهمترین نکاتی است که باید درباره خیانت بدانیم. ممکن است فردی همچنان به شریک زندگی خود وابستگی عاطفی داشته باشد و با این حال مرتکب خیانت شود.

این تناقض از نظر روانشناختی ممکن است عجیب به نظر برسد، اما انسان ها همیشه مطابق ارزش ها و باورهای خود رفتار نمی کنند. ممکن است فردی وفاداری را ارزش بداند، اما در یک موقعیت خاص تصمیمی بگیرد که با ارزش های خودش در تضاد باشد.  این به معنای بی اهمیت بودن خیانت نیست. بلکه به این معناست که برای فهم آن باید میان احساس، تصمیم و رفتار تفاوت بگذاریم.

مسیر اول: نارضایتی از رابطه

یکی از مسیرهای شناخته شده، وجود مشکلات در رابطه است.  احساس تنهایی، تعارض های مداوم، نبودن صمیمیت و احساس دیده نشدن، کاهش رضایت جنسی یا احساس اینکه رابطه دیگر نیازهای مهم فرد را برآورده نمی کند.

برخی پژوهش ها نشان داده اند انگیزه های مرتبط با کمبود عشق، صمیمیت یا توجه می توانند با درگیر شدن عاطفی بیشتر با فرد سوم ارتباط داشته باشند اما یک نکته بسیار مهم وجود دارد: نارضایتی، توضیح است؛ مجوز نیست . ممکن است فرد از رابطه ناراضی باشد اما هنوز انتخاب های دیگری دارد: گفت و گو، زوج درمانی، تغییر رابطه، جدایی و یا پایان دادن محترمانه به رابطه پیش از شروع رابطه جدید.

بنابراین نمی توان گفت: چون همسرش نیازهایش را برآورده نکرد، پس خیانت کرد. این جمله مسئولیت انتخاب را از فرد خیانت کننده می گیرد.

مسیر دوم: نیاز به هیجان و تنوع

همه خیانت ها از یک رابطه ناخوشایند نمی آیند. برخی افراد ممکن است در یک رابطه نسبتا رضایت بخش هم به دنبال تجربه های تازه، هیجان یا تنوع جنسی باشند.

در برخی پژوهش ها، انگیزه هایی مانند میل به تنوع جنسی، جذابیت تجربه جدید و هیجان نیز در میان انگیزه های گزارش شده برای خیانت دیده شده اند. اینجا مسئله مهمی مطرح می شود: ممکن است فرد از رابطه خود ناراضی نباشد، اما از تعهد خود فاصله گرفته باشد .  این دو یکی نیستند.

مسیر سوم: تعهد پایین

گاهی فرد هنوز در رابطه است، اما از نظر روانشناختی دیگر سرمایه گذاری عمیقی روی ماندن ندارد. رابطه ادامه دارد. خانه مشترک است. زندگی روزمره برقرار است، اما در ذهن فرد، رابطه دیگر انتخابی برای آینده نیست.

پژوهش ها میان رضایت از رابطه و تعهد تفاوت قائل می شوند و برخی یافته ها نشان داده اند تعهد بیشتر با کاهش رفتارهای خیانت آمیز ارتباط دارد. بنابراین ممکن است فرد بگوید: من از همسرم ناراضی نیستم ، اما هم زمان از نظر تعهد، رابطه را دیگر اولویت اصلی خود نداند.

مسیر چهارم: فرصت

گاهی ما درباره خیانت فقط از زاویه شخصیت صحبت می کنیم: او آدم خیانت کاری است. اما موقعیت هم اهمیت دارد.  محیط کاری، سفر، شبکه های اجتماعی، پیام رسان ها، ارتباط های آنلاین. دوستی هایی که مرزهای مشخصی ندارند. دسترسی آسان به افراد جدید می تواند فرصت هایی ایجاد کند که فرد باید درباره آنها تصمیم بگیرد.

اما اینجا یک تفکیک مهم وجود دارد: فرصت، علت قطعی نیست . فرصت فقط امکان را ایجاد می کند. این فرد است که باید درباره عبور یا نعبور از مرز تصمیم بگیرد.

مسیر پنجم: مرا دوست دارند، پس ارزشمندم

گاهی رابطه بیرونی برای فرد فقط رابطه با یک انسان دیگر نیست. ممکن است به منبعی برای تایید شدن تبدیل شود. فردی که احساس جذاب نبودن، ناکافی بودن یا نادیده گرفته شدن دارد، ممکن است توجه فرد دیگری را به شکل قدرتمندی تجربه کند: پس هنوز جذابم. پس هنوز کسی من را می خواهد. پس آنقدرها هم بی ارزش نیستم.

در این حالت، مسئله فقط رابطه جنسی نیست. تایید شدن می تواند خودش تبدیل به پاداش روانشناختی شود .

مسیر ششم: خشم و انتقام

گاهی خیانت با خشم ارتباط دارد. فرد ممکن است احساس کند به او بی توجهی شده، تحقیر شده یا از رابطه آسیب دیده است و به جای گفت و گو یا پایان رابطه، وارد رابطه دیگری شود تا: او هم درد بکشد.

پژوهش ها نیز انگیزه هایی مانند خشم نسبت به شریک و میل به آسیب زدن را در میان برخی انگیزه های خیانت گزارش کرده اند اما اینجا نیز باید تفاوت مهمی را ببینیم: آسیب دیدن می تواند رفتار را توضیح دهد، اما آن را توجیه نمی کند .

مسیر هفتم: یک تصمیم ناگهانی در یک موقعیت خاص

گاهی فرد برنامه ریزی نکرده است که خیانت کند. موقعیتی ایجاد می شود. الکل یا مواد می تواند قضاوت را مختل کند. هیجان بالا می رود. مرزها کم کم جابه جا می شوند و فرد تصمیمی می گیرد که بعدا پیامدهای آن را نمی تواند کنترل کند.

این همان جایی است که باید میان توضیح موقعیتی و مسئولیت اخلاقی تفاوت گذاشت. کنترل خودم را از دست دادم!  ممکن است توضیحی برای فرایند تصمیم گیری باشد، اما نمی تواند مسئولیت پیامد رفتار را کاملا حذف کند.

خیانت کردن

خیانت همیشه یک تصمیم ناگهانی نیست

یک تصور رایج این است که خیانت در یک لحظه اتفاق می افتد، اما گاهی قبل از رابطه اصلی، مجموعه ای از تصمیم های کوچک رخ داده است: یک گفت و گوی پنهانی، پاک کردن پیام ها، دروغ گفتن درباره محل حضور، تعریف کردن از فرد دیگری به شکلی که از مرز رابطه عبور می کند و ملاقات های پنهانی. و بعد، رابطه ای که زمانی فقط یک دوستی معرفی می شد، به چیزی دیگر تبدیل می شود. در چنین مواردی، خیانت ممکن است نه یک لحظه، بلکه زنجیره ای از مرزشکنی ها باشد.

نگاه روانشناختی دکتر مریم سامانی

 مهمترین سؤال همیشه چرا خیانت کردی؟ نیست

وقتی خیانت آشکار می شود، معمولا همه به دنبال یک علت هستند. چرا؟  اما در کار بالینی، یک سؤال به تنهایی کافی نیست. باید پرسید: چه اتفاقی افتاد که این فرد توانست مرز رابطه را بشکند؟ چه چیزی در خودش؟ چه چیزی در رابطه؟ چه چیزی در محیط؟ چه چیزی در تصمیم گیری؟ و چه چیزی در تعریف او از تعهد؟ گاهی پاسخ ترکیبی از چند عامل است. مثلا: فردی با نیاز زیاد به تایید شدن ، تعهد ضعیف ، فرصت مناسب و رابطه ای که مدتی است صمیمیت کمی دارد.

اگر فقط بگوییم: رابطه اش سرد بود! بخش مهمی از داستان را حذف کرده ایم.

اگر فقط بگوییم: خودش مشکل داشت! باز هم بخشی از واقعیت را ندیده ایم. رفتار انسان معمولا حاصل برخورد فرد، رابطه و موقعیت است .

آیا شخصیت می تواند در خیانت نقش داشته باشد؟

پژوهش ها ارتباط هایی میان برخی ویژگی های شخصیتی و احتمال رفتارهای خیانت آمیز گزارش کرده اند؛ از جمله برخی ابعاد شخصیتی و ویژگی هایی که با تکانشگری، همدلی پایین یا بهره کشی بین فردی ارتباط دارند اما این یافته ها به این معنا نیستند که می توان از روی شخصیت یک فرد، خیانت او را پیش بینی کرد.

عامل خطر با سرنوشت یکی نیست

ممکن است فردی ویژگی هایی داشته باشد که احتمال برخی رفتارها را افزایش دهد، اما هرگز خیانت نکند و ممکن است فردی بدون ویژگی شخصیتی برجسته ای که ما انتظارش را داریم، وارد رابطه ای خارج از تعهد شود.

آیا کسانی که یک بار خیانت کرده اند دوباره خیانت می کنند؟

سابقه رفتار گذشته می تواند در ارزیابی آینده مهم باشد، اما نمی توان از آن یک قانون قطعی ساخت. آنچه اهمیت دارد این است که فرد بعد از خیانت چه می کند.  آیا مسئولیت می پذیرد؟ آیا هنوز دروغ می گوید؟  آیا رابطه پنهانی را ادامه می دهد؟ آیا مرزهای جدیدی ایجاد می کند؟ آیا حاضر است بفهمد چرا این اتفاق افتاده؟

یا فقط می گوید: اشتباه شد و تمام. تفاوت بزرگی میان پشیمانی از پیامد و فهمیدن فرایندی که به خیانت منتهی شد وجود دارد.

آیا خیانت همیشه به معنای پایان رابطه است؟

خیر، اما به همان اندازه هم نمی توان گفت: اگر عشق باشد، همه چیز درست می شود.   برخی روابط بعد از خیانت پایان می یابند. برخی ادامه پیدا می کنند و برخی ادامه پیدا می کنند اما دیگر کیفیت سابق را ندارند.

سرنوشت رابطه به عوامل مختلفی بستگی دارد؛ از جمله میزان آسیب، نحوه افشا، مسئولیت پذیری فرد خیانت کننده، وجود یا نبود ادامه رابطه با فرد سوم، سطح تعهد، کیفیت ارتباط و تمایل هر دو نفر برای کار کردن روی رابطه.

یک اشتباه خطرناک: مقصر کردن فرد خیانت دیده

گاهی بعد از خیانت می شنویم: اگر بیشتر به همسرت توجه می کردی، این اتفاق نمی افتاد. این جمله می تواند بسیار آسیب زننده باشد. ممکن است رابطه واقعا مشکل داشته باشد. ممکن است هر دو نفر در شکل گیری فاصله عاطفی سهم داشته باشند، اما مسئولیت خیانت با فردی است که تصمیم به خیانت گرفته است .

این دو موضوع را نباید با هم قاطی کرد. زوج می تواند درباره مشکلات رابطه مسئولیت مشترک داشته باشد، اما مسئولیت تصمیم برای خیانت را نمی توان به شکل خودکار میان دو نفر تقسیم کرد.

پس چرا آدم ها خیانت می کنند؟

پاسخ کوتاه این است: به یک دلیل واحد نمی توان پاسخ داد . گاهی نارضایتی، گاهی کمبود صمیمیت،  گاهی تعهد پایین، گاهی نیاز به تنوع، گاهی جست و جوی تایید،  گاهی خشم، گاهی فرصت، گاهی ویژگی های فردی و در بسیاری موارد، ترکیبی از چند عامل.

اما میان «زمینه» و «انتخاب» باید تفاوت گذاشت. ممکن است زمینه ای برای خیانت وجود داشته باشد اما همچنان انتخاب های دیگری هم وجود داشته اند.

خود ارزیابی برای رابطه

اگر می خواهید درباره رابطه خودتان جدی تر فکر کنید، به جای پرسیدن فقط این سؤال که: آیا همسرم ممکن است خیانت کند؟

سؤال های دقیق تری بپرسید:

-آیا درباره مرزهای رابطه توافق روشنی داریم؟

-آیا می توانیم درباره جذابیت، صمیمیت و نیازهای جنسی بدون ترس حرف بزنیم؟

-آیا رابطه ما از نظر عاطفی زنده است؟

-آیا هر دو نفر به ادامه رابطه متعهدیم؟

-آیا در ارتباط با دیگران مرزهای مشخصی داریم؟

-آیا پنهان کاری هایی وجود دارد که آنها را «چیز مهمی نیست» تلقی می کنیم؟

این سؤال ها برای پیش بینی قطعی خیانت نیستند.هدف، افزایش آگاهی از کیفیت و مرزهای رابطه است.

حرف آخر

خیانت یکی از آن رفتارهایی است که وسوسه می شویم برایش یک پاسخ ساده پیدا کنیم.  چون دیگر دوستش نداشت؛ چون رابطه جنسی خوبی نداشتند؛  چون آدم خیانت کاری بود   اما واقعیت روانشناختی معمولا پیچیده تر است.آدم ها گاهی در روابطی که ناراضی اند خیانت می کنند. گاهی در روابطی که ظاهرا رضایت بخش اند. گاهی برای صمیمیت؛ گاهی برای هیجان؛ گاهی برای تایید شدن؛ گاهی از روی خشم و گاهی در نتیجه ترکیبی از ویژگی های فردی، رابطه و موقعیت.

اما یک نکته نباید گم شود: فهمیدن چرایی خیانت، به معنای توجیه آن نیست . وقتی می خواهیم بفهمیم چرا انسانی از مرزی عبور کرده، هدف این نیست که مسئولیت او را پاک کنیم. هدف این است که بفهمیم چه فرایندی او را تا آن نقطه رسانده است . چون اگر قرار باشد خیانت دوباره تکرار نشود، فقط دانستن اینکه «چه اتفاقی افتاد» کافی نیست.

باید بفهمیم: چه چیزی در ذهن، شخصیت، رابطه و موقعیت باید تغییر کند تا آن انتخاب دوباره تکرار نشود .

منابع علمی

    Rokach, A., & Chan, S. H. (2023). Love and infidelity: Causes and consequences. International Journal of Environmental Research and Public Health, 20(5), 3904. https://doi.org/10.3390/ijerph20053904

    Selterman, D., Garcia, J. R., & Tsapelas, I. (2019). What do people do, say, and feel when they have affairs? Journal of Sex Research, 56(3), 382–397

    Owen, J., Rhoades, G. K., Stanley, S. M., & Markman, H. J. (2013). Sliding versus deciding in relationships: Associations with relationship quality, commitment, and infidelity. Journal of Couple & Relationship Therapy, 12(2), 135–149

    Liu, H., et al. (2024). The interplay of attachment styles and marital infidelity: A systematic review and meta-analysis. BMC Psychology

    Josephs, L. (2017). The Dynamics of Infidelity: Applying Relationship Science to Psychotherapy Practice. American Psychological Association

پایان خبر برای ورود به صفحه اینستاگرام کلیک کنید.
ارسال نظر

اخبار پربازدید
آخرین اخبار

دکتر مریم سامانی، روانشناس بالینی و عضو هیأت علمی دانشگاه

خط سلامت
فیلم ها
  • خط سلامت: عشق و حسادت با هم مرتبط هستند زیرا یک هورمون مشترک در این دو احساس نقش دارد. عشق احساسی است که به هورمون…

گزارش ویژه
پادکست