به گزارش خط سلامت، گاهی دعوای یک زوج از یک موضوع بسیار کوچک شروع میشود؛ ظرفی که شسته نشده، تلفنی که پاسخ داده نشده، دیر رسیدن به خانه یا حتی جمله ای ساده مثل: باز هم یادت رفت. ؛ اما چند دقیقه بعد، دیگر کسی درباره ظرف، تلفن یا دیر رسیدن حرف نمی زند.
یکی می گوید: تو هیچ وقت به حرف من اهمیت نمی دهی.
دیگری جواب می دهد: تو هم همیشه دنبال بهانه ای برای دعوا هستی.
و ناگهان مسئله ای کوچک به پرونده ای درباره تمام سالهای رابطه تبدیل می شود.
چرا بعضی اختلاف های کوچک در رابطه، چنین قدرت تخریبی پیدا می کنند؟
پاسخ را باید در خود موضوع دعوا جستجو نکرد؛ بلکه در چرخه تعارض جستجو کرد.
دعوا معمولاً از موضوع شروع نمیشود
در بسیاری از تعارض های زوجی، موضوع ظاهری فقط نوک کوه یخ است. مثلاً: چرا به من پیام ندادی؟
ممکن است در ظاهر درباره یک پیام باشد، اما در لایه عمیق تر معنای دیگری داشته باشد: آیا برایت مهم هستم؟ یا آیا می توانم روی تو حساب کنم؟ یا
آیا هنوز برایت اولویت دارم؟
بنابراین دو نفر ممکن است درباره یک پیام، ظرف، پول یا زمان خواب بحث کنند، اما در واقع درباره امنیت، توجه، احترام، اعتماد یا احساس ارزشمندی اختلاف داشته باشند.
چرخه تعارض چیست؟
در یک رابطه، رفتار یک نفر معمولاً واکنش نفر مقابل را ایجاد می کند و واکنش نفر دوم، رفتار نفر اول را تقویت می کند. برای مثال: یکی انتقاد می کند.
دیگری دفاع می کند.
فرد اول، دفاع را بی تفاوتی یا نپذیرفتن مسئولیت می بیند و بیشتر انتقاد می کند. فرد دوم احساس حمله بیشتری می کند و بیشتر عقب می رود یا دفاع می کند و چرخه ادامه پیدا میکند. در اینجا دیگر فقط با دو رفتار جداگانه مواجه نیستیم با یک الگوی تعاملی مواجهیم.

انتقاد؛ آغاز بسیاری از چرخه های مخرب
انتقاد با بیان یک مشکل تفاوت دارد. این دو جمله را مقایسه کنید: امروز وقتی دیر آمدی و خبر ندادی، نگران شدم و تو اصلاً آدم مسئولیت پذیری نیستی.
اولی درباره یک رفتار مشخص صحبت می کند. دومی شخصیت فرد را هدف قرار می دهد. وقتی فرد احساس کند شخصیتش مورد حمله قرار گرفته، احتمال دارد به جای شنیدن مسئله، از خودش دفاع کند و دفاع، برای طرف مقابل ممکن است به معنای این باشد: باز هم حاضر نیستی مسئولیت کارت را بپذیری.
در نتیجه، حمله بعدی شدیدتر می شود.
نگاه روانشناختی دکتر مریم سامانی: مسئله همیشه این نیست که چه کسی شروع کرد
در اتاق درمان زوج ها، یکی از سؤال های رایج این است:
- دکتر، چه کسی مقصر است؟
اما در بسیاری از تعارض های تکرارشونده، سؤال مفیدتر این است: چرخه از کجا شروع می شود و چگونه ادامه پیدا می کند؟ چون ممکن است یکی با انتقاد شروع کند و دیگری با سکوت پاسخ دهد. سکوت، نفر اول را بیشتر مضطرب کند. اضطراب باعث شود انتقاد شدیدتر شود. انتقاد شدیدتر باعث شود نفر دوم بیشتر فاصله بگیرد.
و بعد هر دو بگویند: دیدی؟ مشکل از اوست.
در حالی که هر دو نفر، آگاهانه یا ناآگاهانه، در حال تغذیه یک چرخه مشترک هستند. این نگاه، سرزنش را از رابطه حذف نمی کند؛ اما کمک می کند به جای جنگیدن با یکدیگر، با الگوی مخرب رابطه مقابله کنیم.
پشت خشم، گاهی یک هیجان دیگر پنهان است
خشم در روابط زوجی معمولاً هیجان بسیار قابل مشاهده ای است، اما همیشه هیجان اصلی نیست. پشت خشم ممکن است ترس باشد. ترس از دوست داشته نشدن. ترس از رهاشدن. ترس از بی اهمیت شدن. ترس از خیانت. ترس از تنهایی یا احساس عمیق ناکافی بودن. برای همین ممکن است فرد به جای گفتن: وقتی جوابم را نمی دهی، می ترسم برایت مهم نباشم.
بگوید: تو اصلاً به من اهمیت نمی دی.
ظاهر جمله خشم است اما زیر آن، ممکن است نیاز به اطمینان و امنیت وجود داشته باشد.
چرخه تعقیب و عقب نشینی
یکی از الگوهای شناخته شده در روابط زوجی، چرخه ای است که در آن یک نفر برای ارتباط بیشتر فشار می آورد و دیگری برای کاهش فشار عقب نشینی می کند.
هرچه نفر اول بیشتر دنبال گفت وگو می رود، نفر دوم بیشتر فاصله می گیرد. و هرچه نفر دوم بیشتر فاصله میگیرد، نفر اول احساس ناامنی بیشتری می کند و بیشتر دنبال او می رود. هر دو نفر ممکن است در این چرخه نیت متفاوتی داشته باشند.
فرد اول می گوید: من فقط می خواهم مشکل را حل کنیم.
فرد دوم می گوید: من فقط می خواهم دعوا تمام شود.
اما نتیجه، برای هر دو یکسان است: فاصله بیشتر.
چرا بعضی زوج ها گذشته را وارد هر دعوایی می کنند؟
وقتی یک مسئله حل نشده باقی می ماند، ممکن است در تعارض های بعدی دوباره فعال شود. دعوا درباره ظرف ها شروع می شود، اما ناگهان یکی می گوید: مثل همون سال قبل. و بعد ده موضوع دیگر وارد بحث می شود. این اتفاق نشان می دهد مسئله فقط ظرف امروز نیست.
تجربه های حل نشده می توانند به حافظه رابطه تبدیل شوند. و هر تعارض جدید، فرصتی برای فعال شدن آنها فراهم کند.
وقتی هر دو نفر احساس قربانی بودن دارند
یکی می گوید: من همیشه کوتاه می آیم.
دیگری می گوید: من هم همیشه باید تحمل کنم.
هر دو احساس می کنند بیشتر از دیگری تلاش کرده اند. این وضعیت می تواند به شکل گیری حسابداری رابطه منجر شود: من سه بار این کار را کردم.
تو فقط یک بار. من بیشتر کوتاه آمدم. من بیشتر گذشت کردم.
رابطه کمکم از فضای همکاری خارج می شود و شبیه یک دفتر حساب می شود. اما رابطه سالم قرار نیست مسابقه ای باشد که در پایان مشخص شود چه کسی بیشتر بدهکار است.
چرا توضیح دادن زیاد گاهی مشکل را بیشتر می کند؟
وقتی فرد احساس می کند شنیده نشده، ممکن است توضیح بیشتری بدهد.
جمله اول: از اینکه دیر کردی ناراحت شدم. بعد: چون همیشه همین کار رو می کنی. ؛ بعد: از اول رابطه همینطور بودی. ؛ بعد: اصلاً تو هیچ وقت منو درک نکردی.
فرد تصور میکند با اضافه کردن توضیحات، منظورش را روشن تر می کند، اما طرف مقابل ممکن است فقط شدت حمله را بیشتر احساس کند. در نتیجه، به جای شنیدن پیام اصلی، وارد حالت دفاعی می شود.
گاهی در تعارض، کوتاه تر گفتن و دقیق تر گفتن بسیار مؤثرتر از توضیح بیشتر است.
از اتاق درمان؛ دعوا درباره ظرف ها نبود
زوجی برای موضوعی ساده مراجعه کرده بودند.
زن گفت:مشکل ما اینه که شوهرم هیچوقت به کارهای خونه توجه نمی کنه.
مرد گفت:من که خیلی از کارها رو انجام می دم.
زن جواب داد:کدوم کارها؟!
مرد فهرستی از کارهایی که انجام داده بود ارائه کرد. زن فهرست دیگری ارائه داد. چند دقیقه بعد، آنها دیگر درباره کار خانه صحبت نمی کردند.
زن گریه کرد و گفت: من فقط می خوام احساس کنم تنها نیستم.
مرد ساکت شد.بعد گفت: من هم فقط می خوام هر کاری می کنم، دیده بشه.
در این لحظه، موضوع واقعی آشکار شد.
او نیاز به دیده شدن داشت و او نیاز به تنها نماندن.
ظرف ها فقط صحنه ای بودند که این دو نیاز در آن با هم برخورد کرده بودند.
علم رابطه چه میگوید؟
پژوهش های گسترده در حوزه روابط زوجی نشان داده اند که کیفیت تعاملات روزمره، نحوه پاسخ دادن زوجین به یکدیگر و الگوهای تعارض، با رضایت و ثبات رابطه ارتباط دارند.
جان گاتمن و همکارانش نیز در پژوهش های طولی خود بر اهمیت الگوهای تعامل زوجین در پیش بینی مسیر رابطه تأکید کرده اند. در رویکردهای زوج درمانی مبتنی بر دلبستگی نیز توجه زیادی به چرخه های منفی تعامل و هیجان های زیربنایی آنها می شود.
این یافته ها یک پیام مهم دارند: برای بهبود رابطه، همیشه لازم نیست فقط موضوع اختلاف را حل کنیم؛ گاهی باید چرخه ای را که اختلاف را تولید و تشدید می کند تغییر دهیم.
چگونه چرخه تعارض را متوقف کنیم؟
۱. موضوع را از شخصیت جدا کنید
به جای: تو بی ملاحظه ای. بگویید: وقتی بدون خبر دیر می رسی، من نگران می شوم.
۲. از تجربه خودتان حرف بزنید
به جای متهمکردن، تجربه خود را توضیح دهید: من احساس می کنم شنیده نمی شوم.
۳. نیاز پنهان را پیدا کنید
از خودتان بپرسید: پشت این خشم، من واقعاً چه می خواهم؟ توجه؟ امنیت؟ احترام؟ اطمینان؟ همکاری؟
۴. چرخه را بشناسید
بپرسید: وقتی من این کار را می کنم، همسرم چه واکنشی نشان می دهد؟ و وقتی او این واکنش را نشان می دهد، من چه می کنم؟
گاهی همین زنجیره، الگوی رابطه را آشکار می کند.
۵. زمان گفتگو را انتخاب کنید
هر مسئله ای را نمی توان وسط خشم حل کرد. اگر شدت هیجان بالا رفته است، فاصله کوتاه و توافق شده برای آرام شدن می تواند بهتر از ادامه بحث باشد. البته این فاصله با قهر و تنبیه سکوت متفاوت است.
یک خودارزیابی ساده برای زوج ها
اگر اختلاف های شما بارها تکرار می شود، به این پنج سؤال پاسخ دهید:
* دعوا معمولاً با چه جملهای شروع می شود؟
* من در پاسخ چه می کنم؟
* همسرم در پاسخ به رفتار من چه می کند؟
* در آن لحظه واقعاً از چه چیزی می ترسم یا چه نیازی دارم؟
* اگر قرار باشد فقط یک بخش از چرخه را تغییر دهم، کدام رفتار من بیشترین اثر را دارد؟
گاهی پاسخ این پرسش ها از دهها ساعت بحث درباره حق با چه کسی است، مفیدتر است.
حرف آخر
بعضی زوج ها به خاطر مشکلات بزرگ از هم دور نمی شوند.
گاهی به خاطر چرخه های کوچکی که هر روز تکرار می شوند، از یکدیگر فاصله می گیرند. یک جمله. یک نگاه. یک سکوت. یک انتقاد. یک دفاع و دوباره همان چرخه.
مشکل این نیست که زوج ها هیچوقت نباید دعوا کنند. اختلاف نظر بخشی طبیعی از زندگی مشترک است. مسئله این است که آیا بعد از اختلاف می توانند دوباره به سمت یکدیگر برگردند یا نه.
در رابطه سالم، هدف حذف تمام تعارض ها نیست.
هدف این است که وقتی چرخه شروع شد، یکی از دو نفر بتواند لحظه ای مکث کند و بگوید: صبر کن؛ شاید دشمن من تو نیستی. شاید دشمن واقعی ما الگویی است که هر بار بین مان شکل می گیرد.
گاهی نجات یک رابطه، از حل یک مسئله بزرگ شروع نمی شود. از متوقف کردن همان چرخه کوچک و تکراری شروع می شود.
منابع علمی
Gottman, J. M., & Levenson, R. W. (1992). Marital processes predictive of later dissolution: Behavior, physiology, and health. Journal of Personality and Social Psychology, 63(2), 221–233. https://doi.org/10.1037/0022-3514.63.2.221
Gottman, J. M., & Levenson, R. W. (2000). The timing of divorce: Predicting when a couple will divorce over a 14-year period. Journal of Marriage and Family, 62(3), 737–745. https://doi.org/10.1111/j.1741-3737.2000.00737.x
Christensen, A., & Heavey, C. L. (1990). Gender and social structure in the demand/withdraw pattern of marital conflict. Journal of Personality and Social Psychology, 59(1), 73–81. https://doi.org/10.1037/0022-3514.59.1.73
Johnson, S. M. (2004). The Practice of Emotionally Focused Couple Therapy: Creating Connection. Brunner-Routledge.
Overall, N. C., & McNulty, J. K. (2017). What type of communication during marital conflict is beneficial for relationship satisfaction? Current Opinion in Psychology, 13, 41–45. https://doi.org/10.1016/j.copsyc.2016.03.002
برای ورود به صفحه اینستاگرام کلیک کنید.تمام مطالب سایت اختصاصی و توسط تحریریه خط سلامت تولید شده است، استفاده با ذکر منبع و لینک دهی بلامانع است
