چرا وقتی یک دروغ را بارها می شنویم، کم کم باورش می کنیم؟ روانشناسی شایعه چیست؟

خط سلامت: شایعه یکی از قدیمی ترین شکل های انتقال اطلاعات میان انسان هاست؛ اما شبکه های اجتماعی سرعت و دامنه انتشار آن را به شکل چشمگیری افزایش داده اند. گاهی یک خبر نامطمئن تنها با چند بار تکرار، برای ذهن آشنا و در نتیجه باورپذیرتر می شود.

چرا وقتی یک دروغ را بارها می شنویم، کم کم باورش می کنیم؟ روانشناسی شایعه چیست؟

به گزارش خط سلامت،  مسئله ای که نشان می دهد شایعه فقط یک مشکل رسانه ای نیست، بلکه با سازوکارهایی مانند اضطراب، نیاز به کنترل، فشار اجتماعی، ابهام و سوگیری های شناختی ارتباط دارد.

پیام ساعت ۹ صبح رسید.

ـ شنیدی؟ می گن قرار است اتفاق مهمی بیفتد...

فرستنده خودش هم مطمئن نبود.

پرسیدم:

ـ از کجا شنیدی؟

گفت:

ـ یکی از دوستام گفت.

پرسیدم:

ـ دوستت از کجا شنیده؟

مکث کرد.

ـ نمی دونم، ولی خیلی ها دارن می گن.

این جمله را احتمالاً بارها شنیده ایم:

ـ نمی دونم درسته یا نه، ولی همه دارن می گن.

و همین جا یک سؤال مهم شکل می گیرد: اگر ندانیم چیزی درست است، چرا تکرار شدن آن می تواند باعث شود بیشتر باورش کنیم؟

شایعه دقیقا چیست؟

شایعه را می توان به طور کلی اطلاعاتی دانست که درباره موضوعی مهم یا مبهم در یک شبکه اجتماعی منتشر می شود، در حالی که اعتبار آن هنوز به طور قطعی تایید نشده است.

شایعه لزوما همیشه دروغ نیست.  ممکن است بخشی از آن درست باشد. ممکن است کاملا نادرست باشد. ممکن است اطلاعاتی ناقص باشد که در مسیر انتقال تغییر کرده است اما ویژگی مهم آن این است که گاهی اطمینان ما از خبر، از شواهد موجود درباره آن بیشتر می شود.

مغز با ابهام راحت نیست

تصور کنید تلفن شما زنگ می خورد و دوست تان می گوید: بعدا باید درباره یک موضوع مهم باهات حرف بزنم.

تمام. هیچ توضیح دیگری نمی دهد. چه اتفاقی می افتد؟ ذهن شروع به ساختن داستان می کند.

ـ چه شده؟

ـ نکند اتفاق بدی افتاده؟

ـ نکند از من ناراحت شده؟

ـ نکند خبر مهمی دارد؟

چرا؟ چون ذهن انسان تمایل دارد اطلاعات ناقص را کامل کند. ابهام برای مغز آزاردهنده است؛ به خصوص وقتی موضوع برای ما مهم باشد.

شایعه در فضای خالی رشد می کند

وقتی اطلاعات رسمی و قابل اعتماد کم است، فضای بیشتری برای تفسیرهای غیررسمی ایجاد می شود. در چنین شرایطی افراد شروع می کنند به پرسیدن:

ـ تو چیزی شنیدی؟

ـ منبعش کجاست؟

ـ فکر می کنی واقعیت داشته باشه؟

هرکس بخشی از اطلاعات را اضافه می کند. در مسیر انتقال نیز ممکن است جزئیات تغییر کنند. یک جمله کوتاه می تواند تبدیل به یک روایت کامل شود  و روایت کامل معمولا از یک خبر مبهم باورپذیرتر به نظر می رسد.

چرا خبرهای ترسناک سریع تر ذهن ما را درگیر می کنند؟

ذهن انسان نسبت به اطلاعات تهدیدکننده حساس است.

اگر کسی بگوید:  امروز هوا کمی ابری است.

احتمالا بعد از چند دقیقه فراموشش می کنیم. اما اگر بگوید: ممکن است فردا اتفاق خطرناکی بیفتد.

ذهن بیشتر مکث می کند. این حساسیت از نظر تکاملی قابل فهم است. برای موجودی که باید خطر را تشخیص دهد، نادیده گرفتن یک تهدید بالقوه می تواند پرهزینه باشد اما در دنیای امروز، همین سیستم می تواند ما را در برابر اخبار ترسناک، مبهم و تاییدنشده آسیب پذیر کند.

نگاه روانشناختی دکتر مریم سامانی:

همیشه شایعه را به خاطر باور کردن منتشر نمی کنیم

گاهی فرد خودش هم مطمئن نیست که خبر درست است اما آن را منتقل می کند.   چرا؟

چون انتقال خبر فقط درباره حقیقت نیست. گاهی درباره رابطه است. فرد می خواهد به دوستش هشدار بدهد. می خواهد نشان دهد که اطلاعات دارد.

می خواهد در یک گفت وگو مشارکت کند. می خواهد اضطراب خودش را تخلیه کند   یا حتی می خواهد با دیگران احساس نزدیکی بیشتری داشته باشد.

پس باید میان دو سؤال تفاوت بگذاریم:

ـ چرا کسی یک شایعه را باور می کند؟

و

ـ چرا کسی یک شایعه را منتقل می کند؟

این دو همیشه یک پاسخ ندارند.

اضطراب، خبر را جذاب تر می کند

در شرایط پراسترس، ذهن بیشتر به دنبال اطلاعات می گردد.  ما می خواهیم بدانیم:

ـ چه اتفاقی افتاده؟

ـ چه چیزی قرار است اتفاق بیفتد؟

ـ چه کاری باید انجام دهیم؟

ـ آیا در خطر هستیم؟

در چنین شرایطی، حتی اطلاعات ناقص ممکن است موقتا احساس کنترل ایجاد کند. این نکته مهم است: گاهی انسان یک خبر نامطمئن را باور می کند، چون ندانستن برایش سخت تر از باور کردن است. حتی اگر آن باور درست نباشد.

«همه می گن» یک استدلال نیست

یکی از خطرناک ترین جمله ها در انتشار اطلاعات نادرست همین است:

ـ همه می گن.

اما چه کسانی؟ چند نفر؟ منبع اولیه چه بوده؟ آیا همه از یک منبع ناشناس نقل کرده اند؟   یا چند منبع مستقل واقعا آن را گزارش کرده اند؟ اگر ده نفر یک خبر را از یک پیام اولیه کپی کرده باشند، در واقع با ده شاهد مستقل روبه رو نیستیم. با یک ادعا و ده بار تکرار روبه رو هستیم.

تکرار می تواند احساس آشنایی ایجاد کند

یکی از یافته های شناخته شده در روان شناسی شناختی، اثر آشنایی یا Mere Exposure Effect است. به طور کلی، مواجهه تکرارشونده با یک محرک می تواند احساس آشنایی بیشتری ایجاد کند. در زمینه اطلاعات نیز تکرار یک ادعا ممکن است باعث شود آن ادعا برای ذهن آشناتر به نظر برسد  اما:

آشنا بودن با درست بودن یکی نیست. این تمایز در عصر شبکه های اجتماعی بسیار مهم است.

شبکه های اجتماعی چه چیزی را تغییر داده اند؟

قبلا شایعه ممکن بود در یک جمع خانوادگی، محل کار یا محله پخش شود. امروز یک پیام می تواند در چند دقیقه به هزاران نفر برسد. مکانیزم انتشار هم تغییر کرده است. ما فقط خبر را برای نزدیکانمان نمی فرستیم. گاهی آن را برای کسانی می فرستیم که حتی نمی شناسیم و وقتی تعداد زیادی از افراد یک خبر را بازنشر می کنند، ممکن است این تصور ایجاد شود که   پس حتما یک چیزی هست. در حالی که حجم انتشار، اعتبار مستقل ایجاد نمی کند.

شایعه چگونه تغییر می کند؟

فرض کنید خبر اولیه این باشد:   ممکن است فردا یک تغییر مهم اتفاق بیفتد.

در انتقال بعدی: فردا قرار است تغییر مهمی اتفاق بیفتد.

مرحله بعد:  فردا حتما این اتفاق می افتد.

و کمی بعد: منبع موثق گفته فردا قطعا این اتفاق رخ می دهد.

در چند مرحله، احتمال و حدس تبدیل به قطعیت شده است. این فرایند می تواند با تقویت اجتماعی، بازسازی حافظه و حذف تدریجی جزئیات نامطمئن همراه شود. انسان ها اطلاعات را مثل دستگاه ضبط منتقل نمی کنند. ما آن را بازسازی می کنیم.

چرا جزئیات هیجانی می مانند؟

وقتی یک خبر بار هیجانی زیادی دارد، ممکن است بیشتر در ذهن بماند. اما مشکل اینجاست که ماندگاری یک روایت به معنای دقت آن نیست. گاهی چیزی را بسیار واضح به یاد می آوریم و با اطمینان تعریف می کنیم، اما بخشی از آنچه به یاد داریم حاصل بازسازی ذهن است. بنابراین اعتماد ما به یک خاطره یا روایت، تضمین کننده صحت آن نیست.

سکانسی از اتاق درمان؛ همه گفتند، من هم ترسیدم!

مراجع گفت: از صبح ده ها نفر این خبر را برایم فرستادند.

پرسیدم:  منبعش را بررسی کردی؟

گفت: نه، ولی وقتی این همه نفر فرستادن، حتما درسته.

پرسیدم:  یا شاید این همه نفر، همان یک خبر را برای هم فرستاده اند؟

ساکت شد. بعد گفت:  راستش بیشتر از خود خبر، از این می ترسم که نکنه بقیه می دونن و من نمی دونم.

این جمله مهم است. گاهی اضطراب اصلی ما خود خبر نیست. ترس از ناآگاه بودن است. انسان دوست دارد از چیزی که دیگران می دانند عقب نماند.

و همین نیاز می تواند او را به سمت اطلاعات تاییدنشده بکشاند.

چرا بعضی شایعات به باورهای شخصی ما می چسبند؟

اگر خبری با چیزی که از قبل به آن باور داریم هماهنگ باشد، ممکن است پذیرش آن آسان تر شود مثلا اگر از قبل نسبت به یک فرد بدبین باشیم، شنیدن یک خبر منفی درباره او ممکن است برایمان باورپذیرتر باشد. در مقابل، اگر همان خبر درباره فردی باشد که دوستش داریم، شاید سریع تر به دنبال شواهد مخالف بگردیم.

این همان جایی است که سوگیری تاییدی یا Confirmation Bias اهمیت پیدا می کند. ما گاهی اطلاعاتی را راحت تر می پذیریم که با باورهای قبلی مان هماهنگ باشد.

شایعه فقط یک مشکل اطلاعاتی نیست؛ یک مسئله روانشناختی است

پشت هر شایعه ممکن است چند نیاز انسانی وجود داشته باشد: نیاز به دانستن. نیاز به کنترل. نیاز به تعلق. نیاز به معنا. نیاز به کاهش ابهام   و گاهی نیاز به تخلیه اضطراب.

به همین دلیل، مبارزه با اطلاعات نادرست فقط با گفتن جمله:  این خبر دروغه.  تمام نمی شود. باید فهمید چرا مردم می خواهند آن را باور کنند.

قبل از فرستادن یک خبر، سه سؤال

قبل از اینکه خبری را در گروه خانواده، دوستان یا همکاران منتشر کنیم، سه سؤال ساده بپرسیم:

-منبع اولیه چیست؟  اگر پاسخ این است که «دوستم گفت»، هنوز منبع اولیه را پیدا نکرده ایم.

-آیا چند منبع مستقل آن را تایید کرده اند؟ تکرار یک خبر در صفحات مختلف لزوما تایید مستقل نیست.

-آیا هیجان من از شواهد بیشتر است؟ اگر خبری ما را خیلی ترسانده، عصبانی یا هیجان زده کرده، شاید بهتر باشد قبل از بازنشر، کمی صبر کنیم.

گاهی چند دقیقه مکث می تواند جلوی ساعت ها اضطراب را بگیرد.

یک قانون ساده برای زندگی دیجیتال

هرچه خبر ترسناک تر، شگفت انگیزتر، محرمانه تر و فوری تر باشد، بیشتر نیاز به بررسی دارد، نه بازنشر سریع تر.  عبارت هایی مثل: فوری منتشر کنید. رسانه ها نمی گویند.  فقط افراد خاص می دانند. این پیام را برای همه بفرستید.

به تنهایی هیچ اعتبار علمی یا خبری ایجاد نمی کنند. اتفاقا می توانند نشانه ای باشند که لازم است با احتیاط بیشتری برخورد کنیم.

حرف آخر

شایعه فقط محصول آدم های ساده لوح نیست. انسان های باهوش هم ممکن است اطلاعات نادرست را باور کنند. چون مسئله فقط هوش نیست. مسئله ابهام است. اضطراب است. فشار اجتماعی است. اعتماد است.  نیاز به تعلق است  و میل عمیق انسان به اینکه جهان را قابل فهم و قابل پیش بینی کند.

شاید دفعه بعد که کسی گفت: نمی دونم درسته یا نه، ولی همه دارن می گن...

به جای اینکه فقط بپرسیم:  چند نفر این را گفته اند؟

سؤال مهم تری بپرسیم:  اولین نفر از کجا فهمیده بود؟

گاهی فاصله میان حقیقت و شایعه، فقط چند کلیک و یک لحظه مکث است.

منابع علمی

Allport, G. W., & Postman, L. (1947). The Psychology of Rumor. Henry Holt

Rosnow, R. L. (1991). Inside rumor: A personal journey. American Psychologist, 46(5), 484–496. https://doi.org/10.1037/0003-066X.46.5.484

DiFonzo, N., & Bordia, P. (2007). Rumor, Psychology, and the Internet. In R. Heath & H. Bryant (Eds.), Encyclopedia of Public Relations

Pennycook, G., & Rand, D. G. (2021). The psychology of fake news. Trends in Cognitive Sciences, 25(5), 388–402. https://doi.org/10.1016/j.tics.2021.02.007

Fazio, R. H., Brashier, N. M., Payne, B. K., & Marsh, E. J. (2015). Knowledge does not protect against illusory truth. Journal of Experimental Psychology: General, 144(5), 993–1002. https://doi.org/10.1037/xge0000098

پایان خبر برای ورود به صفحه اینستاگرام کلیک کنید.
ارسال نظر

اخبار پربازدید
آخرین اخبار

دکتر مریم سامانی، روانشناس بالینی و عضو هیأت علمی دانشگاه

خط سلامت
فیلم ها
  • خط سلامت: عشق و حسادت با هم مرتبط هستند زیرا یک هورمون مشترک در این دو احساس نقش دارد. عشق احساسی است که به هورمون…

گزارش ویژه
پادکست
اتاق درمان