به گزارش خط سلامت، افسردگی فقط چند روز احساس غم، بی حوصلگی یا خستگی نیست؛ اختلالی جدی است که می تواند بر خواب، اشتها، تمرکز، روابط اجتماعی، توانایی کار کردن و حتی تصویری که فرد از خودش دارد اثر بگذارد. با این حال، افسردگی قابل درمان است و مداخله به موقع می تواند به فرد کمک کند کنترل زندگی و احساس هویت خود را دوباره به دست آورد.
در گفت و گو با دکتر مریم سامانی، روانشناس بالینی و استاد دانشگاه، ابعاد کمتر دیده شده این اختلال و نقش روان درمانی، حمایت اجتماعی و موسیقی در روند بهبود را بررسی کرده ایم.
-چرا برخی افراد افسردگی را «سرماخوردگی روانی» می نامند؟
دکتر مریم سامانی گفت: این تعبیر احتمالا برای عادی سازی مراجعه به روانشناس و کاهش انگ بیماری های روانی به وجود آمده است، اما می تواند گمراه کننده باشد. سرماخوردگی معمولا پس از مدتی کوتاه برطرف می شود، در حالی که افسردگی بالینی ممکن است ماه ها یا حتی سال ها ادامه پیدا کند و در دوره های مختلف زندگی عود کند.
استفاده روزمره از جمله هایی مانند «امروز افسرده ام» نیز باعث شده است مرز میان غم طبیعی و اختلال افسردگی کمرنگ شود. غم واکنشی طبیعی به شکست، فقدان یا فشارهای زندگی است، اما افسردگی مجموعه ای پایدار از نشانه های هیجانی، جسمانی و شناختی است که عملکرد فرد را مختل می کند.
-تفاوت غمگین بودن با افسردگی بالینی چیست؟
این روانشناس بالینی توضیح داد: فرد غمگین معمولا همچنان می تواند در بخش هایی از زندگی احساس لذت کند و حال او با تغییر شرایط یا دریافت حمایت بهتر شود. در افسردگی، خلق پایین یا ناتوانی در احساس لذت معمولا دست کم دو هفته ادامه دارد و با نشانه هایی مانند کاهش انرژی، احساس بی ارزشی یا گناه، اختلال تمرکز، تغییر خواب و اشتها، کندی یا بی قراری و گاهی افکار مرگ همراه می شود.
البته تشخیص فقط بر اساس مدت زمان یا تعداد نشانه ها انجام نمی شود. شدت علائم، تاثیر آنها بر زندگی فرد، وضعیت جسمانی، مصرف داروها و احتمال وجود اختلالاتی مانند اختلال دو قطبی نیز باید توسط متخصص بررسی شود.

-آیا افسردگی همیشه به شکل گریه و اندوه شدید ظاهر می شود؟
دکتر سامانی گفت: خیر. بعضی افراد بیش از آنکه غمگین به نظر برسند، تحریک پذیر، بی حوصله، خسته یا بی تفاوت می شوند. ممکن است فرد همچنان به محل کار برود و وظایف ظاهری خود را انجام دهد، اما برای انجام ساده ترین کارها انرژی زیادی مصرف کند.
یکی از مهم ترین نشانه ها «فقدان لذت» یا آنهدونیا است؛ یعنی چیزهایی که قبلا برای فرد لذت بخش بودند، دیگر احساس خاصی در او ایجاد نمی کنند. در برخی افراد نیز سردرد، دردهای پراکنده، مشکلات گوارشی یا تغییرات خواب بیشتر از اندوه آشکار دیده می شود.
-چرا افسردگی می تواند به اختلالی مزمن یا عود کننده تبدیل شود؟
دکتر مریم سامانی بیان کرد: افسردگی معمولا حاصل تعامل چند عامل است؛ از آمادگی زیستی و سابقه خانوادگی گرفته تا تجربه های آسیب زا، تنهایی، فشار اقتصادی، بیماری جسمانی، کمبود خواب و استرس طولانی مدت. بنابراین نمی توان آن را صرفا نتیجه ضعف اراده یا منفی فکر کردن دانست.
برخی افراد فقط یک دوره افسردگی را تجربه می کنند، اما برای گروهی دیگر احتمال بازگشت نشانه ها وجود دارد. به همین دلیل، درمان تنها به کاهش علائم محدود نمی شود. فرد باید نشانه های هشدار دهنده عود را بشناسد و برای حفظ خواب منظم، ارتباطات اجتماعی، فعالیت بدنی و ادامه مراقبت تخصصی برنامه داشته باشد.
افسردگی چگونه ه-ویت فرد را تحت تاثیر قرار می دهد؟
این استاد دانشگاه گفت: افسردگی فقط حال ما را تغییر نمی دهد؛ گاهی روایتی را که درباره خودمان داریم نیز مخدوش می کند. فرد ممکن است به تدریج خودش را با بیماری تعریف کند و بگوید: «من بی ارزشم»، «من شکست خورده ام» یا «دیگر همان آدم قبلی نیستم.»
کاهش ارتباطات اجتماعی، دور شدن از کار، تحصیل و علایق شخصی نیز نقش هایی را که بخشی از هویت فرد بوده اند تضعیف می کند. یکی از اهداف روان درمانی این است که میان فرد و بیماری فاصله ایجاد شود؛ یعنی فرد متوجه شود افسردگی تجربه ای است که با آن روبه رو شده، نه تمام هویت او.
-آیا زندگی پس از افسردگی می تواند دوباره به حالت عادی برگردد؟
دکتر سامانی پاسخ داد: بله، بسیاری از افراد پس از دریافت درمان مناسب، زندگی رضایت بخش و فعالی دارند. البته بهبود همیشه به معنای بازگشت دقیق به گذشته نیست. گاهی فرد پس از این تجربه، شناخت واقع بینانه تری از نیازها، محدودیت ها، روابط و ارزش های خود پیدا می کند.
بهبود معمولا خطی نیست. ممکن است روزهای خوب و بد در کنار یکدیگر وجود داشته باشند. بازگشت موقت برخی نشانه ها نیز لزوما به معنای شکست درمان نیست، بلکه می تواند علامتی برای بازبینی برنامه درمانی باشد.
-چه درمان هایی برای افسردگی موثر هستند؟
این روانشناس بالینی توضیح داد: انتخاب درمان به شدت و نوع افسردگی، شرایط جسمانی و ترجیح فرد بستگی دارد. روان درمانی هایی مانند درمان شناختی رفتاری و درمان بین فردی می توانند به شناسایی الگوهای فکری، حل تعارض ها و بازگشت تدریجی فرد به فعالیت های معنادار کمک کنند. در برخی موارد نیز روانپزشک دارو درمانی را پیشنهاد می کند.
افسردگی در اختلال دو قطبی به ارزیابی و درمان متفاوتی نیاز دارد. بنابراین مصرف خودسرانه داروهای ضد افسردگی می تواند خطرناک باشد و درمان باید زیر نظر متخصص و متناسب با تشخیص دقیق انجام شود.
-حمایت خانواده و دوستان چه نقشی دارد؟
دکتر مریم سامانی گفت: حمایت اجتماعی یکی از عوامل محافظت کننده مهم است، اما حمایت موثر با نصیحت کردن تفاوت دارد. جمله هایی مانند مثبت فکر کن، خودت را سرگرم کن یا دیگران مشکلات بزرگ تری دارند ممکن است احساس شرم و تنهایی فرد را بیشتر کند.
گوش دادن بدون قضاوت، کمک به پیگیری درمان، همراهی در فعالیت های ساده و حفظ تماس منظم معمولا مفیدتر است. خانواده باید بدانند کاهش انرژی و انگیزه در افسردگی، تنبلی یا بی مسئولیتی نیست.
-موسیقی چگونه می تواند به فرد افسرده کمک کند؟
این استاد دانشگاه توضیح داد: موسیقی می تواند مسیر ارتباط فرد با احساسات، خاطرات و بخش هایی از هویت او را باز کند. گاهی فرد نمی تواند تجربه درونی خود را به زبان بیاورد، اما انتخاب یک قطعه، ساختن ریتم یا مشارکت در آواز به او امکان می دهد احساساتش را به شکلی امن تر بیان کند.
پژوهش ها نشان می دهند موسیقی درمانی، به ویژه هنگامی که در کنار درمان های استاندارد انجام شود، می تواند به کاهش نشانه های افسردگی و اضطراب و افزایش مشارکت اجتماعی کمک کند. البته گوش دادن به موسیقی به تنهایی جای روان درمانی یا دارو درمانی را نمی گیرد. موسیقی درمانی مداخله ای هدفمند است که بهتر است توسط درمانگر آموزش دیده و بر اساس نیازهای فرد انجام شود.
-ارتباط موسیقی با بازسازی هویت چیست؟
دکتر سامانی گفت: هویت ما از مجموعه خاطرات، روابط، انتخاب ها، ارزش ها و تجربه های معنادار ساخته می شود. موسیقی می تواند فرد را به بخش هایی از زندگی متصل کند که زیر سایه افسردگی کمرنگ شده اند. یک ترانه ممکن است خاطره توانمندی، تعلق، عشق یا امید را زنده کند و به فرد یادآوری کند که زندگی او فقط به دوره بیماری محدود نیست.
مشارکت فعال در موسیقی، مانند آواز خواندن، نواختن یا ساختن قطعه، احساس عاملیت را نیز تقویت می کند؛ یعنی فرد دوباره تجربه می کند که می تواند انتخاب کند، چیزی بیافریند و با دیگران ارتباط برقرار کند.
-مهم ترین پیامی که باید درباره افسردگی به جامعه منتقل شود چیست؟
دکتر مریم سامانی، روانشناس بالینی و استاد دانشگاه، در پایان گفت: افسردگی نه نشانه ضعف شخصیت است و نه حالتی که همیشه با اراده و توصیه های ساده از بین برود. این اختلال می تواند جدی، مزمن و عود کننده باشد، اما قابل درمان است. هرچه فرد زودتر کمک تخصصی دریافت کند، احتمال کاهش آسیب به روابط، شغل و کیفیت زندگی بیشتر می شود.
اگر فردی از مرگ، خودکشی یا بی ارزش بودن زندگی صحبت می کند، نباید حرف او را شوخی یا تلاش برای جلب توجه تلقی کرد. در چنین شرایطی باید موضوع را جدی گرفت، فرد را تنها نگذاشت و برای دریافت کمک فوری از متخصصان سلامت روان یا خدمات اورژانسی اقدام کرد.
افسردگی ممکن است برای مدتی صدای زندگی را کمرنگ کند، اما با درمان مناسب، حمایت انسانی و بازگشت تدریجی به تجربه های معنادار، امکان شنیدن دوباره آن صدا وجود دارد.
برای ورود به صفحه اینستاگرام دکتر مریم سامانی (روانشناس بالینی) کلیک کنید.تمام مطالب سایت اختصاصی و توسط تحریریه خط سلامت تولید شده است، استفاده با ذکر منبع و لینک دهی بلامانع است