به گزارش خط سلامت، گاهی حتی اتفاق عجیب تری رخ می دهد: می دانیم جمع اشتباه می کند، اما باز هم با آن همراه می شویم.
این رفتار در روانشناسی اجتماعی با مفهوم همنوایی یا همرنگی با گروه (Conformity) شناخته می شود؛ فرایندی که در آن قضاوت، نگرش یا رفتار فرد تحت تأثیر نظر یا رفتار دیگران قرار می گیرد. انجمن روانشناسی آمریکا، همنوایی را تغییر قضاوت یا رفتار فرد در جهت هماهنگ شدن با دیگران یا هنجارهای یک گروه تعریف می کند.
چرا ذهن انسان تا این اندازه به نظر دیگران حساس است؟
ما فقط برای «درست بودن» تصمیم نمی گیریم .یکی از برداشت های اشتباه درباره استقلال روانی این است که تصور کنیم انسان مستقل کسی است که هیچ گاه تحت تأثیر دیگران قرار نمی گیرد. چنین انسانی عملاً وجود ندارد.
ما در محیط اجتماعی تصمیم می گیریم، از دیگران اطلاعات می گیریم، واکنش آنها را می سنجیم و دائماً در حال ارزیابی این هستیم که رفتار ما در یک موقعیت اجتماعی چه معنایی دارد.
پژوهش های روانشناسی اجتماعی نشان داده اند که نفوذ اجتماعی می تواند هم از میل ما به درست فهمیدن واقعیت ناشی شود و هم از نیازمان به پذیرفته شدن و حفظ رابطه با گروه. همین جاست که همرنگی با جمع دیگر یک رفتار ساده و سطحی نیست؛ بلکه به یکی از نیازهای اساسی انسان، یعنی تعلق داشتن، گره می خورد.
وقتی دیگران را بهتر از خودمان «منبع اطلاعات» می دانیم
فرض کنید وارد اتاقی می شوید و می بینید همه افراد آرام صحبت می کنند. شما هم صدایتان را پایین می آورید. چرا؟ ممکن است تصور کنید دیگران چیزی می دانند که شما نمی دانید. شاید جلسه مهمی در جریان است، شاید کسی خوابیده یا شاید شرایطی وجود دارد که از آن اطلاع ندارید.
در این حالت، پیروی از دیگران الزاماً به معنای ضعف نیست؛ شما از رفتار آنها به عنوان اطلاعات اجتماعی استفاده کرده اید. این نوع نفوذ را «نفوذ اطلاعاتی» می نامند؛ یعنی فرد در موقعیتی که مطمئن نیست چه رفتاری درست است، از دیگران برای کاهش ابهام کمک می گیرد انجمن روانشناسی آمریکا (American Psychological Association) نیز نفوذ اطلاعاتی را یکی از سازوکارهای مهم اثرگذاری اجتماعی معرفی می کند.
بنابراین گاهی ما با دیگران همراه می شویم چون فکر می کنیم: احتمالاً آنها بیشتر از من می دانند، اما همیشه مسئله دانستن نیست؛ گاهی مسئله پذیرفته شدن است. حالت دیگری هم وجود دارد. ممکن است بدانیم نظرمان درست است، اما نخواهیم آن را بیان کنیم. چرا؟
چون نمی خواهیم متفاوت به نظر برسیم. نمی خواهیم مورد تمسخر قرار بگیریم. نمی خواهیم رابطه مان با گروه آسیب ببیند یا نمی خواهیم احساس کنیم از جمع بیرون افتاده ایم. اینجا دیگر مسئله پیدا کردن پاسخ درست نیست؛ مسئله حفظ تعلق اجتماعی است.
در روانشناسی اجتماعی به این سازوکار «نفوذ هنجاری» گفته می شود؛ یعنی فرد برای هماهنگ شدن با هنجارهای گروه و حفظ پذیرش اجتماعی، رفتار یا حتی اظهار نظر خود را تغییر می دهد. و این دقیقاً همان جایی است که ممکن است انسان کاری انجام دهد که اگر تنها بود، انجام نمی داد.

آزمایش های کلاسیک یک نکته مهم را نشان دادند
نام سولومون اَش در تاریخ روانشناسی اجتماعی با پژوهش های معروف همنوایی گره خورده است. در آزمایش های او، افراد باید درباره طول خطوط قضاوت می کردند؛ پاسخ درست در بسیاری از موقعیت ها کاملاً آشکار بود. با این حال، وقتی افراد دیگر گروه عمداً پاسخ اشتباه می دادند، برخی شرکت کنندگان نیز با وجود اینکه پاسخ درست را می دانستند، با اکثریت همراه می شدند.
اهمیت این یافته فقط در این نیست که مردم از جمع تقلید می کنند. نکته عمیق تر این است که فشار اجتماعی می تواند حتی قضاوتی را که برای فرد واضح به نظر می رسد تحت تأثیر قرار دهد.
پژوهش های بعدی در دهه های بعد، شکل های مختلف همنوایی و عوامل مؤثر بر آن را بررسی کرده اند و مرور نظام مند منتشرشده در سال ۲۰۲۴ نیز نشان می دهد که همنوایی همچنان در زمینه های مختلف اجتماعی مشاهده می شود، هرچند شدت آن به عوامل فردی و موقعیتی، از جمله فرهنگ و شرایط تعامل، وابسته است.
چرا در بعضی جمع ها بیشتر همرنگ می شویم؟
همه گروه ها قدرت یکسانی بر اعضای خود ندارند. هرچه یک گروه برای فرد مهمتر باشد، نظر اعضای آن می تواند وزن بیشتری پیدا کند. گروه دوستان، خانواده، همکاران یا جامعه حرفه ای ممکن است هر کدام مجموعه ای از هنجارها داشته باشند؛ یعنی باورهای نانوشته ای درباره اینکه چه چیزی طبیعی، چه چیزی قابل قبول و چه چیزی نامناسب است.
گاهی حتی لازم نیست کسی مستقیماً به ما بگوید چه کاری انجام دهیم. کافی است بدانیم دیگران چه رفتاری را تأیید می کنند. فشار اجتماعی همیشه با دستور ظاهر نمی شود؛ گاهی در سکوت، نگاه دیگران و ترس از متفاوت بودن عمل می کند.
شبکه های اجتماعی چه مسئله ای را پیچیده تر کرده اند
در فضای آنلاین، ما دائماً با نشانه هایی از نظر و رفتار دیگران روبه رو هستیم: تعداد پسندها، بازدیدها، دنبال کننده ها، نظرات و موج هایی که ناگهان فراگیر می شوند.
این نشانه ها می توانند به ما بگویند چه چیزی محبوب است و چه چیزی کمتر مورد استقبال قرار گرفته است. البته محبوبیت آنلاین الزاماً معادل درستی یا ارزشمندی نیست، اما ذهن انسان ممکن است محبوبیت را به عنوان یک سرنخ اجتماعی پردازش کند.
پژوهش های جدید درباره همنوایی نیز نشان می دهند که فناوری دیجیتال، شبکه های اجتماعی و محیط های مجازی به زمینه های مهمی برای مطالعه نفوذ اجتماعی تبدیل شده اند.
به همین دلیل، امروز همرنگی با جمع فقط در یک مهمانی یا محیط کار اتفاق نمی افتد؛ ممکن است هنگام انتخاب سبک زندگی، خرید، قضاوت درباره افراد یا حتی شکل دادن به باورهای اجتماعی نیز رخ دهد.
نگاه روانشناختی دکتر مریم سامانی
از نظر من، مسئله اصلی این نیست که چرا مردم از دیگران تقلید می کنند؟ سؤال عمیق تر این است: در چه لحظه ای نظر دیگران از صدای درونی خودمان بلندتر می شود؟
انسان برای تعلق داشتن ساخته شده است. ما از کودکی یاد می گیریم که چه رفتاری باعث پذیرش و چه رفتاری باعث طرد شدن می شود. بنابراین طبیعی است که نظر گروه برای ما اهمیت داشته باشد، اما گاهی این نیاز به تعلق آن قدر پررنگ می شود که فرد دیگر انتخاب نمی کند؛ انتخاب او را محیط اجتماعی انجام می دهد.
ممکن است شغلی را انتخاب کند چون خانواده آن را موفقیت می داند. ممکن است در یک رابطه بماند چون اطرافیان جدایی را نمی پذیرند. ممکن است ظاهر یا سبک زندگی خاصی را دنبال کند چون احساس می کند اگر متفاوت باشد، پذیرفته نخواهد شد و گاهی حتی درباره خودش هم از نگاه دیگران استفاده می کند: اگر دیگران مرا موفق بدانند، پس حتماً موفق ام.
اینجا مسئله فقط همرنگی نیست؛ مسئله این است که بخشی از هویت فرد به آینه اجتماعی وابسته شده است. استقلال روانی به معنای بی نیاز شدن از دیگران نیست. هیچ انسانی کاملاً مستقل از محیط اجتماعی خود نیست.
استقلال روانی یعنی بتوانیم صدای دیگران را بشنویم، از تجربه آنها استفاده کنیم، حتی نظرشان را جدی بگیریم، اما در نهایت بتوانیم تشخیص دهیم:
من واقعاً چه می خواهم و چه چیزی فقط برای پذیرفته شدن می خواهم؟
این تفاوت بسیار مهم است. چون گاهی مسئله این نیست که جمع ما را مجبور کرده است. ما خودمان برای از دست ندادن تعلق، بخشی از خودمان را کنار گذاشته ایم.
قبل از تصمیم های مهم، یک سؤال ساده بپرسید اگر هیچکس قرار نبود از تصمیم من باخبر شود، آیا باز هم همین انتخاب را می کردم؟
این سؤال قرار نیست ما را ضد اجتماع یا لجباز کند. برعکس، کمک می کند بفهمیم چه مقدار از تصمیم ما از ارزش های شخصی و چه مقدار از فشار اجتماعی ناشی می شود.
گاهی پاسخ ما همان انتخاب قبلی است و گاهی برای نخستین بار متوجه می شویم که سال هاست چیزی را می خواهیم فقط چون دیگران آن را خواسته اند.
حرف آخر
تأثیر گرفتن از دیگران ضعف نیست؛ بخشی طبیعی از زندگی اجتماعی انسان است. ما از دیگران یاد می گیریم، از تجربه آنها استفاده می کنیم و برای فهم جهان اجتماعی به رفتارشان توجه می کنیم.
مشکل زمانی آغاز می شود که نیاز به تعلق، جای انتخاب آگاهانه را بگیرد. بلوغ اجتماعی این نیست که هیچ وقت با جمع همراه نشویم. بلوغ اجتماعی یعنی بتوانیم بفهمیم: چه زمانی همراهی کردن یک انتخاب آگاهانه است و چه زمانی فقط ترس از متفاوت بودن ما را به دنبال جمع می کشاند.
استقلال واقعی از جایی شروع می شود که بتوانیم در میان صدای جمع، صدای خودمان را هم بشنویم.
منابع علمی
American Psychological Association. Social Psychology: Social Cognition and Social Influence
Cialdini, R. B., & Goldstein, N. J. (2004). Social influence: Compliance and conformity. Annual Review of Psychology, 55, 591–621. https://doi.org/10.1146/annurev.psych.55.090902.142015
APA Dictionary of Psychology. Conformity; Social Influence; Normative Influence
Cialdini, R. B., & Goldstein, N. J. (2004). Social Influence: Compliance and Conformity. Annual Review of Psychology
Cinnirella, M., & Green, B. (2024). A systematic review of research on conformity. International Review of Social Psychology, 37(1), 13. https://doi.org/10.5334/irsp.874
Cascio, C. N., Scholz, J., & Falk, E. B. (2015). Social influence and the brain: Informational and normative influences in conformity from a neurocomputational perspective. Trends in Cognitive Sciences, 19(10), 579–589
برای ورود به صفحه اینستاگرام کلیک کنید.تمام مطالب سایت اختصاصی و توسط تحریریه خط سلامت تولید شده است، استفاده با ذکر منبع و لینک دهی بلامانع است