حافظه مه آلود سالمندان همیشه آلزایمر نیست؛ ۳ تله پنهان افسردگی که خانواده ها اشتباه می گیرند

خط سلامت: وقتی یک سالمند کم حرف می شود، بیشتر می خوابد، حافظه اش ضعیف به نظر می رسد یا دیگر علاقه ای به دیدن دوستان و انجام کارهای مورد علاقه اش ندارد، خیلی ها سریع می گویند طبیعی است؛ بالاخره سنش بالا رفته است. گاهی هم اولین نگرانی خانواده آلزایمر است. اما یک احتمال مهم دیگر هم وجود دارد: افسردگی.

حافظه مه آلود سالمندان همیشه آلزایمر نیست؛ ۳ تله پنهان افسردگی که خانواده ها اشتباه می گیرند

به گزارش خط سلامت،  افسردگی در سالمندان همیشه با غم و گریه خودش را نشان نمی دهد. کاهش انرژی، بی علاقگی، تحریک پذیری، اختلال خواب، تغییر اشتها، گوشه گیری و حتی مشکلات تمرکز و حافظه می توانند بخشی از تصویر افسردگی باشند. موسسه ملی سالمندی آمریکا تاکید می کند که افسردگی بخش طبیعی سالمند شدن نیست و در برخی سالمندان، غمگینی حتی ممکن است علامت اصلی نباشد.

تله اول؛ هر خستگی و خواب زیاد را به حساب پیری نگذارید

یک سالمند ممکن است بگوید دیگر انرژی هیچ کاری را ندارم، صبح ها سخت از خواب بیدار می شوم یا بیشتر روز را در تخت می مانم.گاهی خانواده این تغییر را به افزایش سن نسبت می دهد، در حالی که کاهش انرژی و خستگی از علائم شناخته شده افسردگی در سالمندان هستند.

البته خواب زیاد یا خستگی به تنهایی به معنای افسردگی نیست. بیماری های جسمی، مشکلات خواب، داروها و شرایط پزشکی مختلف نیز می توانند چنین علائمی ایجاد کنند. به همین دلیل، تغییر قابل توجه و مداوم در انرژی یا الگوی خواب باید بررسی شود.

تله دوم؛ مه آلود شدن حافظه را فوری آلزایمر ندانید

یکی از دشوارترین بخش های تشخیص افسردگی سالمندان، شباهت بعضی علائم شناختی آن با اختلالات شناختی است.سالمند افسرده ممکن است در تمرکز کردن، تصمیم گیری یا به خاطر سپردن اطلاعات مشکل پیدا کند. این مشکلات ممکن است برای خانواده شبیه شروع آلزایمر به نظر برسند.اما از روی یک علامت نمی توان تشخیص داد که فرد افسردگی دارد یا دچار زوال شناختی شده است.

انجمن روانپزشکی آمریکا نیز تاکید می کند که مشکلات حافظه و شناخت باید از نظر شدت، روند پیشرفت و تاثیری که بر عملکرد روزمره می گذارند ارزیابی شوند. در اختلالات شناختی، کاهش عملکرد می تواند به اندازه ای باشد که استقلال فرد در فعالیت های روزانه را مختل کند.

پس جمله ای مانند مادربزرگ دیگر مثل قبل یادش نمی ماند، به تنهایی برای گفتن اینکه آلزایمر گرفته کافی نیست.

تله سوم؛ گوشه گیری سالمند را فقط به حساب کم شدن روابط اجتماعی نگذارید

کم شدن رفت و آمد با افزایش سن ممکن است اتفاق بیفتد، اما تغییر ناگهانی یا قابل توجه در روابط اجتماعی می تواند یک علامت هشدار باشد.

سالمندی که قبلا از دیدن دوستان، رفتن به مهمانی، فعالیت های اجتماعی یا سرگرمی های مورد علاقه اش لذت می برده و حالا تقریبا همه آنها را کنار گذاشته است، ممکن است فقط خسته نباشد.

از دست دادن علاقه به فعالیت هایی که قبلا لذت بخش بوده اند، یکی از نشانه های مهم افسردگی است. تنهایی و انزوای اجتماعی نیز با خطر بیشتر افسردگی در سالمندان ارتباط دارند.

افسردگی سالمندان چه شکلی دارد؟

ممکن است افسردگی سالمند بیشتر از آنکه شبیه غمگینی باشد، شبیه تغییر شخصیت به نظر برسد.

فرد ممکن است:

کم حرف تر شود

زودتر عصبانی یا تحریک پذیر شود

از فعالیت های مورد علاقه اش فاصله بگیرد

بیشتر یا کمتر از گذشته بخوابد

اشتها و وزنش تغییر کند

از خستگی و بی انرژی بودن شکایت کند

تمرکز و تصمیم گیری برایش دشوارتر شود

بیشتر درباره گذشته، شکست ها یا اتفاقات منفی فکر کند

احساس بی ارزشی، گناه یا ناامیدی داشته باشد

این علائم باید در کنار یکدیگر و در بستر زندگی فرد بررسی شوند، نه به صورت جداگانه.

افسردگی یا آلزایمر؛ چه چیزی باید بررسی شود؟

مهم ترین نکته این است که خانواده نباید خودش تشخیص بدهد.

برای بررسی مشکل، پزشک یا متخصص سلامت روان ممکن است درباره خلق، خواب، اشتها، انرژی، تمرکز، حافظه، داروهای مصرفی، بیماری های جسمی و میزان عملکرد فرد در زندگی روزمره سوال کند.

برخی بیماری های جسمی و برخی داروها نیز می توانند علائمی ایجاد کنند که شبیه افسردگی به نظر برسند. NIA نیز بر اهمیت بررسی وضعیت پزشکی و دارویی سالمندان هنگام ارزیابی افسردگی تاکید می کند.

از سوی دیگر، افسردگی و زوال عقل می توانند همزمان نیز وجود داشته باشند. بنابراین پیدا شدن علائم افسردگی به این معنا نیست که احتمال بیماری شناختی منتفی شده است.

۵ سوالی که خانواده سالمند باید جدی بگیرد

اگر رفتار یک سالمند تغییر کرده است، این سوال ها می توانند شروع خوبی برای گفت وگو باشند:

آیا در هفته های اخیر علاقه او به کارهایی که قبلا دوست داشته کمتر شده است؟

آیا خواب یا اشتهای او به شکل محسوسی تغییر کرده است؟

آیا بیشتر از گذشته خسته، بی انرژی یا گوشه گیر شده است؟

آیا بیشتر درباره ناامیدی، بی فایدگی یا مزاحم بودن برای دیگران صحبت می کند؟

آیا مشکلات تمرکز یا حافظه همزمان با تغییرات خلقی و رفتاری ایجاد شده اند؟

این سوال ها برای تشخیص افسردگی کافی نیستند، اما می توانند خانواده را متوجه کنند که تغییرات ایجاد شده ارزش بررسی تخصصی دارند.

یک سوال را نباید پشت گوش انداخت

اگر سالمند درباره مرگ، نبودن، بی فایده بودن زندگی یا نخواستن ادامه زندگی صحبت می کند، نباید آن را صرفا حرفی ناشی از سن یا خستگی دانست.

افکار مرگ و خودکشی از علائم مهم افسردگی هستند و نیاز به ارزیابی فوری متخصص دارند.در چنین شرایطی سالمند را تنها نگذارید و برای دریافت کمک فوری پزشکی یا روان پزشکی اقدام کنید.

چرا تنهایی می تواند افسردگی سالمندان را تشدید کند؟

بازنشستگی، مرگ دوستان و نزدیکان، کاهش رفت و آمد، بیماری، محدودیت حرکتی و از دست دادن نقش های قبلی زندگی می توانند شبکه اجتماعی فرد را کوچک تر کنند.

از طرف دیگر، محدودیت های جسمی ممکن است سالمند را از فعالیت هایی که برایش معنا داشته اند دور کند.

وقتی فرد دیگر نمی تواند مثل گذشته سفر کند، کار کند، ورزش کند یا در فعالیت های اجتماعی حضور داشته باشد، مسئله فقط کم شدن سرگرمی نیست؛ ممکن است بخشی از احساس هویت و معنا نیز تحت تاثیر قرار بگیرد.

به همین دلیل حمایت اجتماعی و پیدا کردن فعالیت های متناسب با توانایی های جدید سالمند می تواند بخشی از مراقبت باشد. NIA نیز تنهایی، انزوای اجتماعی و محدودیت های عملکردی را از عوامل مرتبط با خطر افسردگی در سالمندان معرفی می کند.

آیا افسردگی سالمندان قابل درمان است؟

افسردگی در سالمندی قابل درمان است و گزینه های درمانی می توانند شامل روان درمانی، دارودرمانی یا ترکیبی از این روش ها باشند. انتخاب روش درمان به وضعیت فرد، بیماری های جسمی، داروهای مصرفی و تشخیص متخصص بستگی دارد.

بنابراین جمله هایی مانند دیگر سنش بالا رفته یا طبیعی است که حافظه اش ضعیف شده نباید مانع بررسی تخصصی شوند.

خودسنجی خانواده؛ این تغییرات را دیده اید؟

اگر درباره یکی از والدین یا سالمندان خانواده نگران هستید، به جای تمرکز فقط روی حافظه، تغییرات چند هفته یا چند ماه اخیر را کنار هم بگذارید:

آیا کمتر از خانه بیرون می رود؟

آیا دیگر از چیزهایی که قبلا دوست داشت لذت نمی برد؟

آیا بیشتر از گذشته می خوابد یا خوابش به هم ریخته است؟

آیا دائما از خستگی شکایت می کند؟

آیا زودتر عصبانی می شود؟

آیا بیشتر درباره گذشته و اتفاقات تلخ صحبت می کند؟

آیا احساس می کند برای خانواده بار اضافی است؟

آیا همزمان با این تغییرات، تمرکز و حافظه او نیز تغییر کرده است؟

اگر چند مورد از این تغییرات جدید، مداوم و قابل توجه هستند، بهتر است ارزیابی تخصصی انجام شود.

نگاه روانشناختی دکتر مریم سامانی- روانشناس بالینی-

در سالمندی، گاهی خانواده به جای اینکه بپرسد چه اتفاقی برای حال این فرد افتاده است، فقط سن او را می بیند.

همین جا یکی از خطرناک ترین خطاها شکل می گیرد: خستگی به حساب پیری گذاشته می شود، گوشه گیری طبیعی تلقی می شود و مشکل حافظه مستقیما به آلزایمر نسبت داده می شود.

در حالی که تغییرات خلق، رفتار، خواب، انرژی، روابط اجتماعی و عملکرد شناختی باید در کنار هم دیده شوند.

سالمندی به معنای از دست دادن حق تجربه شادی، ارتباط، معنا و سلامت روان نیست. اگر رفتار یک سالمند تغییر کرده است، اولین قدم نه برچسب زدن و نه ترساندن او از آلزایمر است؛ اولین قدم، جدی گرفتن تغییر و پیدا کردن علت آن است.

پایان خبر برای ورود به صفحه اینستاگرام دکتر مریم سامانی (روانشناس بالینی) کلیک کنید.
ارسال نظر

اخبار پربازدید
آخرین اخبار
خط سلامت
فیلم ها
  • خط سلامت: عشق و حسادت با هم مرتبط هستند زیرا یک هورمون مشترک در این دو احساس نقش دارد. عشق احساسی است که به هورمون…

گزارش ویژه
پادکست
اتاق درمان