به گزارش خط سلامت، یک نفر ممکن است شریک عاطفی خود را دوست داشته باشد، اما با هر تاخیر در پاسخ دادن مضطرب شود. فرد دیگری تا زمانی که رابطه سطحی است آرام به نظر می رسد، اما به محض نزدیک تر شدن طرف مقابل، میل شدیدی به فاصله گرفتن پیدا می کند.
گاهی نیز فرد با وجود رفتار قابل اعتماد همسرش، دائما نگران است که روزی رها شود.
این واکنش ها همیشه از رابطه امروز آغاز نشده اند. تجربه خیانت، طرد، خشونت، ناامنی یا روابط غیرقابل پیش بینی می تواند شیوه نزدیک شدن فرد به دیگران را تغییر دهد.
با این حال، نباید هر نگرانی عاطفی را تروما نامید. اضطراب دلبستگی، مشکلات اعتماد، افسردگی، اضطراب عمومی، تجربه های خانوادگی و رفتار واقعی شریک عاطفی نیز می توانند در شکل گیری این واکنش ها نقش داشته باشند.
وقتی گذشته وارد رابطه جدید می شود
فرض کنید فردی در رابطه قبلی خود خیانت دیده است. آن رابطه تمام شده و چند سال گذشته است. او اکنون وارد رابطه ای شده که نشانه روشنی از خیانت در آن وجود ندارد.
یک شب شریک عاطفی او دیرتر از همیشه جواب پیامش را می دهد. اتفاق خاصی رخ نداده است، اما ذهن شروع به ساختن احتمال های نگران کننده می کند:
ـ چرا جواب نمی دهد؟
ـ ممکن است چیزی را از من پنهان کند؟
ـ اگر دوباره همان اتفاق تکرار شود چه؟
شریک جدید شاید هیچ رفتار غیرقابل اعتمادی نداشته باشد، اما مغز فقط به زمان حال واکنش نشان نمی دهد. تجربه های گذشته به انسان کمک می کنند خطرهای آینده را پیش بینی کند.
این توانایی در بسیاری از موقعیت ها مفید است؛ اما اگر سیستم هشدار بیش از اندازه حساس شده باشد، یک تاخیر معمولی نیز ممکن است مانند نشانه خطر تفسیر شود.

آیا خیانت همیشه تروما محسوب می شود؟
خیانت، طرد و جدایی می توانند بسیار دردناک باشند و در بعضی افراد نشانه های شدید روانی ایجاد کنند. با این حال، هر تجربه دردناک لزوما معیارهای بالینی تروما یا اختلال استرس پس از سانحه را ندارد.
در تعریف تشخیصی PTSD، نوع حادثه، شدت مواجهه و مجموعه مشخصی از علائم اهمیت دارند. نمی توان فقط بر اساس احساس درد یا بی اعتمادی، این اختلال را تشخیص داد.
بهتر است میان سه موضوع تفاوت بگذاریم:
تجربه دردناک و پراسترس
اثرات ماندگار یک رابطه آسیب زا
اختلال استرس پس از سانحه
این مفاهیم ممکن است با یکدیگر ارتباط داشته باشند، اما یکسان نیستند.
نگاه روانشناختی دکتر مریم سامانی
دکتر مریم سامانی، روانشناس بالینی، می گوید رفتار امروز یک فرد را نباید جدا از تاریخچه روابط او بررسی کرد. گاهی شدت واکنش فقط به اتفاق فعلی مربوط نیست. یک رفتار امروز ممکن است خاطره، احساس یا انتظار قدیمی را فعال کرده باشد.
با این حال، درمانگر نباید برای هر مشکل رابطه ای برچسب تروما انتخاب کند. باید بررسی شود واکنش از چه زمانی آغاز شده، چه موقعیت هایی آن را فعال می کنند، با چه افکاری همراه است و چه تاثیری بر زندگی فرد و رابطه گذاشته است.
ممکن است مسئله با اضطراب دلبستگی مرتبط باشد. ممکن است فرد از رابطه قبلی آسیب دیده باشد. احتمال دارد الگویی را از خانواده خود آموخته باشد یا رفتار فعلی شریک عاطفی واقعا اعتماد را تضعیف کرده باشد.
هدف ارزیابی، پیدا کردن یک برچسب سریع نیست؛ هدف، فهمیدن منبع واکنش و انتخاب راه مناسب برای مواجهه با آن است.
یکی نزدیک می شود و دیگری عقب می رود
نزدیکی عاطفی برای همه افراد یک معنای یکسان ندارد. برای یک نفر، صمیمیت با امنیت همراه است و برای دیگری ممکن است خطر آسیب دیدن را تداعی کند.
فردی که در گذشته از یک رابطه نزدیک آسیب دیده است، ممکن است هم خواهان صمیمیت باشد و هم از آن بترسد. او وارد رابطه می شود، اما با جدی تر شدن آن عقب می کشد.
ممکن است کمتر پیام بدهد، از گفت و گو درباره احساسات دوری کند یا محبت بیشتر شریکش را به صورت فشار تجربه کند. در سوی دیگر، فردی که از طرد شدن می ترسد، ممکن است دائما به دنبال اطمینان باشد:
ـ هنوز دوستم داری؟
ـ چرا مثل قبل پیام نمی دهی؟
ـ چیزی بین ما تغییر کرده است؟
ـ ممکن است از من خسته شده باشی؟
در نتیجه، چرخه ای شکل می گیرد. یکی برای دریافت اطمینان نزدیک تر می شود و دیگری برای کاهش فشار فاصله می گیرد. هرچه فاصله بیشتر می شود، اضطراب نفر اول افزایش می یابد و هرچه درخواست اطمینان شدیدتر می شود، نفر دوم بیشتر عقب می کشد. دیدن این چرخه مهم تر از پیدا کردن مقصر است.
وقتی اعتماد آسیب دیده است
اعتماد فقط با درخواست به من اعتماد کن ساخته نمی شود. مغز از رفتارهای تکرار شده یاد می گیرد. اگر فردی بارها دروغ، خیانت، تهدید یا رفتار غیرقابل پیش بینی دیده باشد، حساس شدن او به نشانه های خطر قابل فهم است. با این حال، بعضی رفتارهای اطمینان جویانه ممکن است در بلند مدت رابطه را فرسوده کنند:
بررسی مداوم تلفن شریک عاطفی
پرسیدن سوال های تکراری درباره وفاداری
جست و جوی دائمی نشانه های خیانت
تهدیدآمیز دانستن رفتارهای مبهم
آزمایش کردن عشق طرف مقابل
کنترل رفت و آمد یا ارتباط های اجتماعی
این رفتارها شاید برای چند دقیقه اضطراب را کاهش دهند، اما معمولا اطمینان پایدار ایجاد نمی کنند. هر بار برای آرام شدن به بررسی و کنترل بیشتری نیاز خواهد بود. درک اضطراب فرد به معنای پذیرفتن رفتار کنترل گرانه نیست. هر دو موضوع باید هم زمان دیده شوند.
هر بی اعتمادی نشانه زخم گذشته نیست
گاهی مشکل فقط در ذهن فرد نیست. اگر شریک عاطفی بارها دروغ گفته، تعهدهایش را نقض کرده یا رفتاری پنهان کارانه داشته است، بی اعتمادی می تواند پاسخی منطقی به شواهد موجود باشد. روانشناسی نباید فرد را متقاعد کند به کسی اعتماد کند که رفتار قابل اعتمادی ندارد.
پرسش مهم این است: آیا بی اعتمادی با رفتار واقعی شریک عاطفی متناسب است، یا حتی در یک رابطه امن نیز انتظار مداوم آسیب وجود دارد؟
اعتماد سالم، اعتماد بدون قید و شرط نیست. اعتماد واقع بینانه بر رفتارهای قابل مشاهده، ثبات، صداقت و مسئولیت پذیری دو طرف استوار است.
چرا بعضی افراد از صمیمیت می ترسند؟
صمیمیت یعنی اجازه دهیم یک نفر نیازها، ترس ها و بخش های آسیب پذیر ما را ببیند. این تجربه برای فردی که در گذشته با نزدیک شدن آسیب دیده، همیشه آسان نیست. او ممکن است بگوید رابطه می خواهد، اما وقتی کسی واقعا نزدیک می شود احساس خفگی یا خطر می کند.
این تناقض عجیب نیست. انسان می تواند هم زمان به صمیمیت نیاز داشته باشد و از پیامدهای آن بترسد. در چنین شرایطی، فاصله گرفتن ممکن است یک روش محافظتی باشد. فرد پیش از آنکه احتمال طرد یا خیانت شکل بگیرد، خودش رابطه را سرد می کند تا کنترل بیشتری بر پایان احتمالی آن داشته باشد. این روش شاید در کوتاه مدت اضطراب را کاهش دهد، اما می تواند مانع شکل گیری یک رابطه امن شود.
بدن چگونه گذشته را به یاد می آورد؟
واکنش فرد همیشه فقط در سطح فکر باقی نمی ماند. ممکن است با بالا رفتن صدای همسر، ضربان قلب افزایش پیدا کند، عضلات منقبض شوند یا فرد میل شدیدی به ترک موقعیت پیدا کند. بعضی افراد نیز بی حس می شوند و نمی توانند صحبت یا تصمیم گیری کنند. این واکنش ها می توانند بخشی از پاسخ بدن به خطر باشند. با این حال، افزایش ضربان قلب یا ترس در یک تعارض به تنهایی نشانه PTSD نیست.
متخصص باید شدت، تداوم، محرک ها و دیگر علائم را بررسی کند. همچنین باید مشخص شود آیا در رابطه فعلی خطری واقعی مانند خشونت یا تهدید وجود دارد یا واکنش بیشتر تحت تاثیر تجربه گذشته است. در صورت وجود خشونت، اولویت با ایمنی است؛ نه تمرین اعتماد یا افزایش صمیمیت.
رابطه سالم می تواند حمایتگر باشد، اما درمانگر نیست
رابطه امن می تواند تجربه ای متفاوت از گذشته فراهم کند. وقتی فرد می بیند می تواند احساس خود را بیان کند و تحقیر، تهدید یا طرد نشود، ممکن است به تدریج احساس امنیت بیشتری پیدا کند. ثبات رفتاری، پاسخ روشن، احترام به مرزها و پذیرش مسئولیت می توانند به ساختن اعتماد کمک کنند. اما شریک عاطفی مسئول درمان تمام زخم های گذشته نیست. نمی توان از همسر انتظار داشت همیشه اضطراب فرد را آرام کند، تمام محرک ها را حذف کند یا نقش درمانگر را بر عهده بگیرد.
رابطه سالم می تواند بخشی از شبکه حمایت باشد. اگر نشانه ها شدید، پایدار یا مختل کننده باشند، روان درمانی تخصصی اهمیت پیدا می کند.
وقتی همسرمان می گوید تو به من اعتماد نداری
پاسخ فوری با جمله هایی مانند گذشته را فراموش کن یا من که آن آدم نیستم، معمولا مشکل را حل نمی کند. گفت و گوی موثرتر می تواند با یک پرسش آغاز شود:
ـ چه چیزی در این موقعیت باعث شد احساس ناامنی کنی؟
شنیدن پاسخ به معنای تایید کنترل، اتهام یا بررسی تلفن نیست. هدف این است که محرک و معنای پشت واکنش شناخته شود.
فرد مضطرب نیز باید میان بیان نیاز و کنترل شریک عاطفی تفاوت بگذارد. می تواند درباره ترسش صحبت کند، اما مسئولیت مدیریت رفتار خود را نیز بپذیرد. برای مثال: وقتی دیر جواب می دهی، تجربه قبلی ام فعال می شود و مضطرب می شوم. می دانم این اضطراب به تنهایی ثابت نمی کند اتفاق بدی افتاده است. اگر قرار است چند ساعت در دسترس نباشی، خبر دادن کوتاه تو می تواند کمک کننده باشد.
این جمله هم احساس را بیان می کند و هم از متهم کردن طرف مقابل دور می ماند.
آیا بعد از یک رابطه آسیب زا می توان دوباره عاشق شد؟
بله. تجربه گذشته می تواند بر رابطه اثر بگذارد، اما آینده را به طور قطعی تعیین نمی کند. یکی از مهارت های مهم، تشخیص تفاوت میان گذشته و اکنون است: آنچه قبلا اتفاق افتاده است . آنچه اکنون شواهد نشان می دهند اگر هر سکوت را نشانه طرد، هر فاصله کوتاه را خیانت و هر اختلاف را مقدمه جدایی بدانیم، گذشته همچنان آینده را پیش بینی خواهد کرد.
رابطه تازه زمانی فرصت رشد پیدا می کند که فرد بتواند بگوید: قبلا آسیب دیده ام، اما این رابطه را بر اساس رفتارهای امروز آن ارزیابی می کنم.
این جمله به معنای نادیده گرفتن خطر نیست. به معنای آن است که نه ترس گذشته و نه امید عاشقانه، جای مشاهده واقعیت را نگیرند.
از خودتان چه بپرسید؟
اگر احساس می کنید گذشته وارد رابطه امروزتان شده است، این پرسش ها می توانند به روشن شدن وضعیت کمک کنند:
چه رفتارهایی بیش از اندازه مرا مضطرب می کنند؟
آیا شدت واکنش من با اتفاق فعلی متناسب است؟
آیا همین ترس را در رابطه های قبلی نیز تجربه کرده ام؟
آیا برای آرام شدن، دائما به دنبال اطمینان یا کنترل هستم؟
بیشتر از صمیمیت می ترسم یا از ترک شدن؟
آیا شریک فعلی واقعا رفتار غیرقابل اعتمادی دارد؟
آیا این واکنش ها خواب، کار یا روابط مرا مختل کرده اند؟
این پرسش ها ابزار تشخیص نیستند، اما می توانند موضوعات مهم برای گفت و گو با متخصص را روشن کنند.
چه زمانی کمک تخصصی اهمیت دارد؟
اگر ترس و بی اعتمادی باعث بررسی مداوم، تعارض های تکراری، کناره گیری از رابطه، حملات اضطرابی، کابوس یا اختلال جدی در زندگی شده است، ارزیابی روان شناس یا روان پزشک می تواند مفید باشد.
درمان بر اساس مشکل اصلی انتخاب می شود. فردی که PTSD دارد، ممکن است به درمان های متمرکز بر تروما نیاز داشته باشد. در فرد دیگری، اضطراب دلبستگی، افسردگی، سوگ رابطه یا الگوی تعارض زوجی مسئله اصلی است.
یک روش واحد برای همه مناسب نیست و تشخیص تروما نباید بر اساس چند نشانه فضای مجازی انجام شود.
گاهی فردی که وارد یک رابطه می شود، فقط با احساسات امروز خود وارد نشده است. او خاطرات، ترس ها و شیوه های محافظتی گذشته را نیز همراه دارد. شناخت این گذشته به معنای توجیه رفتار آسیب زا یا محکوم بودن به تکرار آن نیست. تجربه های آسیب زا می توانند رابطه را تغییر دهند، اما قرار نیست سرنوشت آن را تعیین کنند. ترمیم از جایی آغاز می شود که فرد بتواند واکنش های خود را بشناسد، رفتار واقعی شریک عاطفی را ببیند و میان هشدارهای گذشته و شواهد امروز تفاوت بگذارد.
برای ورود به صفحه اینستاگرام کلیک کنید.تمام مطالب سایت اختصاصی و توسط تحریریه خط سلامت تولید شده است، استفاده با ذکر منبع و لینک دهی بلامانع است