چرا بعضی افراد بدون تأیید دیگران آرام نمی‌شوند؟ /چه می شود که نظر فرد کافی نیست؟

خط سلامت: به نظرت درست انجام دادم؟، فکر نمی کنی از حرفم ناراحت شده باشد؟، مطمئنی مشکلی پیش نمی آید؟، به نظرت این لباس به من می آید؟، اگر جای من بودی چه کار می کردی؟ یک بار پرسیدن از دیگران طبیعی است، اما وقتی یک سؤال بارها تکرار می شود و حتی بعد از دریافت پاسخ، آرامش فقط چند دقیقه دوام می آورد، ماجرا می تواند چیز دیگری باشد.

چرا بعضی افراد بدون تأیید دیگران آرام نمی‌شوند؟ /چه می شود که نظر فرد کافی نیست؟

به گزارش خط سلامت، فرد شاید تصور کند فقط آدمی دقیق، حساس یا کمال گراست اما گاهی پشت این پرسش های مکرر، ترس از اشتباه، اضطراب و ناتوانی در تحمل تردید پنهان شده است.

در ادامه، در گفت و گو با دکتر مریم سامانی، روانشناس بالینی و مدرس دانشگاه ، این رفتار را از زاویه روانشناختی بررسی می کنیم.

- چرا بعضی آدم ها اینقدر به نظر دیگران نیاز دارند؟

دکتر مریم سامانی : نیاز به نظر دیگران به خودی خود مشکل نیست. انسان موجودی اجتماعی است و طبیعی است که گاهی برای تصمیم گیری از دیگران نظر بخواهد. مسئله از جایی شروع می شود که نظر دیگران دیگر اطلاعات کمکی نیست؛ تبدیل می شود به منبع اصلی احساس امنیت . فرد بدون تأیید دیگران نمی تواند تصمیم بگیرد. مثلا یک پیام ساده برای کسی می فرستد و بعد می پرسد: خوب نوشتم؟؛ جواب می گیرد: بله.

چند دقیقه بعد دوباره: مطمئنی بد برداشت نمی کنه؟ ؛ باز اطمینان می گیرد، اما آرامش پایدار ایجاد نمی شود.  پس سؤال دیگری شکل می گیرد. در اینجا ما فقط با نیاز به مشورت روبه رو نیستیم. با تلاش برای کاهش اضطراب روبرو هستیم. 

-یعنی فرد واقعا جواب سؤالش را نمی خواهد؟

دکتر مریم سامانی : اغلب جواب را می خواهد، اما مشکل اینجاست که جواب برایش کافی نیست . فرض کنید فرد از شما می پرسد: فکر می کنی این کار اشتباه بود؟ می گویید: نه، به نظرم خوب بود. ممکن است چند دقیقه آرام شود اما ذهن دوباره شروع می کند:  ولی شاید تو فقط برای اینکه من ناراحت نشوم گفتی خوب بود. بعد فکر می کند شاید اگر جزئیات را می دانستی نظرت عوض می شد. و دوباره پرسش آغاز می شود.  بنابراین گاهی چیزی که فرد به دنبال آن است، اطلاعات بیشتر نیست.   به دنبال اطمینان صددرصدی است و زندگی چنین اطمینانی را درباره بسیاری از مسائل به ما نمی دهد.

- این رفتار چه ارتباطی با اضطراب دارد؟

دکتر مریم سامانی : اضطراب معمولا با پیش بینی تهدید همراه است. ذهن می پرسد: اگر اشتباه کرده باشم چه؟، اگر دیگران درباره من بد فکر کنند چه؟،  اگر تصمیمم نتیجه بدی داشته باشد چه؟ فرد برای پایین آوردن اضطراب، از دیگران سؤال می کند. پاسخ گرفتن برای مدت کوتاهی اضطراب را کاهش می دهد. این کاهش اضطراب می تواند رفتار سؤال پرسیدن را تقویت کند. یعنی مغز یاد می گیرد: هر وقت شک کردم، از کسی بپرس. دفعه بعد که تردید ایجاد می شود، دوباره همان رفتار تکرار می شود. به این ترتیب، چیزی که در ابتدا یک راه حل به نظر می رسید، می تواند به یک چرخه تبدیل شود.

اضطراب اجتماعی

- پس تأیید گرفتن خودش اضطراب را بیشتر می کند؟

دکتر مریم سامانی : اگر به شکل مداوم و اجباری استفاده شود، بله، می تواند چرخه اضطراب را حفظ کند.  نه به این معنا که هر بار سؤال پرسیدن بد است. بلکه مسئله این است که فرد کم کم اعتماد خود به قضاوت شخصی اش را از دست بدهد. امروز درباره یک تصمیم از همسرش می پرسد.  فردا درباره یک پیام از دوستش. روز بعد درباره ظاهرش. بعد درباره یک تصمیم کاری و آرام آرام به این نتیجه می رسد: من به تنهایی نمی توانم تشخیص بدهم چه چیزی درست است .   اینجاست که وابستگی روانی به تأیید دیگران شکل می گیرد.

- آیا ترس از اشتباه هم در این میان نقش دارد؟

دکتر مریم سامانی : خیلی زیاد. بعضی افراد در ذهن خود برای اشتباه کردن هزینه بسیار بزرگی تعریف کرده اند. اشتباه برای آنها فقط یک اشتباه نیست. معنایش ممکن است این باشد:من آدم بی کفایتی هستم یا دیگران دیگر به من اعتماد نمی کنند یا اگر اشتباه کنم، رابطه ام خراب می شود. در این شرایط، تصمیم ساده تبدیل به آزمون ارزشمندی فرد می شود. طبیعی است که چنین فردی از دیگران تأیید بیشتری بخواهد.

- این موضوع با کمال گرایی هم ارتباط دارد؟

دکتر مریم سامانی : در بعضی افراد بله.  کمال گرایی می تواند فرد را نسبت به اشتباه و ارزیابی دیگران حساس تر کند. فرد می خواهد مطمئن شود تصمیمش بهترین تصمیم ممکن بوده است  اما مشکل اینجاست که برای بسیاری از تصمیم های زندگی، بهترین تصمیم مطلق وجود ندارد. ما با اطلاعات ناقص تصمیم می گیریم. شرایط تغییر می کنند.  آدم ها تغییر می کنند و گاهی حتی تصمیم درست نیز نتیجه ای کاملا قابل پیش بینی ندارد بنابراین بخشی از بلوغ روانشناختی، یاد گرفتن زندگی با این واقعیت است که: ممکن است تصمیم بگیرم و باز هم مطمئن نباشم .

- آیا این رفتار در روابط عاطفی هم دیده می شود؟

دکتر مریم سامانی : بسیار زیاد مثلا فرد بعد از هر بحث با همسرش می پرسد: هنوز دوستم داری؟؛ پاسخ می شنود: بله ؛ آرام می شود  اما فردا دوباره: واقعا مطمئنی؟ گاهی یک پیام کوتاه از طرف مقابل کافی است تا ساعت ها ذهنش درگیر شود: چرا فقط نوشت باشه؟ چرا نقطه گذاشت؟ چرا مثل همیشه ایموجی نفرستاد؟ در اینجا ممکن است فرد به جای اینکه رفتار طرف مقابل را در بافت رابطه ببیند، به دنبال نشانه هایی برای اطمینان گرفتن باشد و هرچه بیشتر بررسی کند، گاهی اطلاعات بیشتری برای نگرانی پیدا می کند.

- آیا می توان گفت این افراد اعتماد به نفس ندارند؟

دکتر مریم سامانی : این تعبیر بیش از حد ساده است. ممکن است فرد در محیط کار بسیار موفق و مستقل باشد، اما در رابطه عاطفی دائما به تأیید نیاز داشته باشد  یا در تصمیم های کاری بسیار قاطع باشد، اما درباره قضاوت دیگران نسبت به خودش حساس شود  بنابراین بهتر است به جای برچسب اعتماد به نفس پایین، بررسی کنیم.

-فرد دقیقا در چه موقعیت هایی احساس ناامنی می کند؟ و از چه چیزی می ترسد؟

دکتر مریم سامانی : اشتباه؟ طرد شدن؟ قضاوت شدن؟ از دست دادن رابطه؟ یا مسئولیت تصمیم خودش؟

- چطور بفهمیم مشورت کردن طبیعی است یا تبدیل به اطمینان جویی شده؟

دکتر مریم سامانی : چند نشانه می تواند کمک کننده باشد. اگر فرد: مدام یک سؤال را از افراد مختلف می پرسد، بعد از دریافت پاسخ همچنان شک دارد، برای تصمیم های کوچک هم به تأیید نیاز دارد، از ترس اشتباه تصمیم گیری را عقب می اندازد، مرتب رفتار دیگران را بررسی می کند یا اگر کسی در دسترس نباشد اضطراب شدیدی پیدا می کند، بهتر است به جای سرزنش خود، الگوی رفتاری اش را بررسی کند.

- در درمان چه اتفاقی می افتد؟

دکتر مریم سامانی : اول باید بفهمیم پشت این رفتار چه ترسی وجود دارد. برای یک نفر، ترس از اشتباه است. برای دیگری، ترس از طرد شدن. برای فرد دیگری، ترس از بیماری یا اتفاق ناگوار بنابراین درمان فقط این نیست که به فرد بگوییم: دیگر سؤال نپرس. اگر علت اضطراب را بررسی نکنیم، ممکن است سؤال پرسیدن متوقف شود اما شکل دیگری از اطمینان جویی جای آن را بگیرد. هدف این است که فرد به تدریج بتواند با تردید کنار بیاید. تصمیم بگیرد. اشتباه احتمالی را تحمل کند و بدون اینکه دائما از دیگران بپرسد: مطمئنی؟ بتواند به قضاوت خودش هم تکیه کند.

نکته روانشناختی اینجاست که بدانیم گاهی پشت جمله ساده به نظرت درست انجام دادم؟ یک سؤال عمیق تر پنهان است: اگر اشتباه کرده باشم، آیا هنوز ارزشمندم؟ این دو سؤال شبیه هم نیستند. اولی درباره یک رفتار است. دومی درباره ارزشمندی خود. وقتی این دو با هم قاطی می شوند، کوچک ترین اشتباه می تواند تبدیل به بحران شود. فرد دیگر فقط نمی خواهد بداند تصمیمش درست بوده یا نه. می خواهد مطمئن شود که آدم خوبی، دوست داشتنی، باهوش یا قابل قبول است . در چنین شرایطی، صد بار تأیید گرفتن هم ممکن است کافی نباشد. چون زخمی که باید درمان شود، کمبود اطلاعات نیست. ترس از کافی نبودن است .

-یک تمرین ساده برای شروع بفرمایید

دکتر سامانی: دفعه بعد که خواستید برای یک موضوع کوچک از کسی تأیید بگیرید، چند ثانیه مکث کنید و از خودتان بپرسید: واقعا به این اطلاعات نیاز دارم یا می خواهم اضطرابم کمتر شود؟ اگر اطلاعات لازم دارید، سؤال بپرسید. اما اگر پاسخ را می دانید و فقط می خواهید برای چند دقیقه آرام شوید، شاید بهتر باشد کمی با همان تردید بمانید. نه برای اینکه اضطراب را تحمل ناپذیر کنید؛ برای اینکه مغزتان تجربه کند: می توانم مطمئن نباشم و باز هم ادامه بدهم .

آدمی که مدام تأیید می خواهد، لزوما ضعیف یا وابسته نیست. گاهی او سال ها یاد گرفته است که برای آرام شدن باید از بیرون خودش جواب بگیرد اما امنیت روانی زمانی عمیق تر می شود که فرد کم کم یاد بگیرد همه پاسخ ها را از دیگران نگیرد. گاهی لازم است با خودمان بگوییم: ممکن است اشتباه کرده باشم،  ممکن است دیگران از تصمیم من خوششان نیاید،  ممکن است نتیجه دقیقا آن چیزی نباشد که انتظار دارم و با وجود همه این "ممکن است"ها، باز هم بتوانیم زندگی کنیم. بلوغ روانشناختی یعنی رسیدن به جایی که برای هر تصمیم، به مُهر تأیید دیگران احتیاج نداشته باشیم .

پایان خبر برای ورود به صفحه اینستاگرام دکتر مریم سامانی (روانشناس بالینی) کلیک کنید.
ارسال نظر

اخبار پربازدید
آخرین اخبار
خط سلامت
فیلم ها
  • خط سلامت: عشق و حسادت با هم مرتبط هستند زیرا یک هورمون مشترک در این دو احساس نقش دارد. عشق احساسی است که به هورمون…

گزارش ویژه
پادکست
اتاق درمان