چرا وقتی رابطه صمیمی می‌ شود، عقب می‌ کشیم؟ ردپای گذشته در ترس از صمیمیت جنسی

خط سلامت: گاهی آدمی از کسی که دوستش دارد فرار نمی کند؛از چیزی که هنگام نزدیک شدن اتفاق می افتد، عقب می کشد. ممکن است کنار شریک عاطفی اش احساس امنیت کند، دوستش داشته باشد و حتی دلش برای آغوش او تنگ شود؛ اما درست در لحظه ای که صمیمیت جنسی شکل می گیرد، بدنش سفت می شود، ذهنش پر از فکر می شود و ناگهان فاصله می گیرد. بعد شاید خودش هم نتواند توضیح بدهد چرا. فقط می گوید:نمی دانم چرا وقتی خیلی نزدیک می شود، حالم عوض می شود.

چرا وقتی رابطه صمیمی می‌ شود، عقب می‌ کشیم؟ ردپای گذشته در ترس از صمیمیت جنسی

به گزارش خط سلامت این جمله ساده می تواند پشت خود داستانی طولانی داشته باشد؛ داستانی درباره دلبستگی، تجربه های گذشته، ترس از آسیب پذیری، تصویر بدنی، شرم، اعتماد و معنایی که فرد از صمیمیت جنسی در ذهن خود ساخته است.

ترس از صمیمیت همیشه به معنای نخواستن نیست

یکی از اشتباه های رایج این است که عقب کشیدن فرد از رابطه جنسی را به بی علاقگی تعبیر کنیم اما گاهی فرد میل دارد و حتی از نظر عاطفی به شریک خود وابسته است، ولی نزدیک شدن برایش احساسات دیگری را فعال می کند. ترس، شرم، آسیب پذیری، احساس از دست دادن کنترل، ترس از قضاوت یا نگرانی از اینکه اگر خودش را کاملا در اختیار رابطه قرار دهد، دوباره آسیب ببیند، بنابراین ممکن است رفتار بیرونی فرد شبیه نخواستن باشد، اما تجربه درونی او چیز دیگری باشد.

صمیمیت یعنی دیده شدن

رابطه جنسی از معدود موقعیت هایی است که فرد در آن ممکن است احساس کند دیگری او را بسیار نزدیک و بدون پوشش های معمول زندگی می بیند. بدن دیده می شود. واکنش های بدن دیده می شود. هیجان ها دیده می شوند. ضعف ها دیده می شوند و برای بعضی افراد، همین دیده شدن می تواند اضطراب آور باشد.

کسی که سال ها یاد گرفته احساساتش را پنهان کند، ممکن است در موقعیت صمیمیت با تجربه ای روبه رو شود که برایش ناآشناست:اگر خود واقعی ام را نشان بدهم، آیا هنوز دوستم خواهد داشت؟

دلبستگی چه نقشی دارد؟

نظریه دلبستگی ابتدا برای توضیح پیوند عاطفی انسان و مراقبان اولیه شکل گرفت، اما بعدها پژوهشگران نشان دادند که الگوهای دلبستگی می توانند در روابط بزرگسالی نیز اهمیت داشته باشند.

افراد در روابط نزدیک ممکن است شیوه های متفاوتی برای نزدیک شدن، اعتماد کردن و تنظیم هیجان داشته باشند. فردی ممکن است به نزدیکی بسیار نیاز داشته باشد اما همزمان از طرد شدن بترسد. فرد دیگری ممکن است در ظاهر مستقل باشد اما هنگام افزایش صمیمیت، فاصله گرفتن را ترجیح دهد. این تفاوت ها می توانند در روابط عاطفی و جنسی نیز خود را نشان دهند.

چرا وقتی رابطه صمیمی می‌ شود، عقب می‌ کشیم؟

کسی که از نزدیک شدن می ترسد، لزوما از عشق نمی ترسد

گاهی مسئله این نیست که فرد نمی خواهد رابطه داشته باشد. مسئله این است که نزدیکی بیش از اندازه برای سیستم روانی او معنای خطر پیدا کرده است. ممکن است در گذشته تجربه کرده باشد که اعتماد کردن مساوی با آسیب دیدن است یا احساساتش جدی گرفته نشده باشد یا در رابطه قبلی تحقیر شده باشد یا تجربه جنسی ناخوشایندی داشته باشد.

در این شرایط، صمیمیت می تواند همزمان دو پیام داشته باشد: من دوست دارم نزدیک شوم و نزدیک شدن ممکن است خطرناک باشد.  این تضاد می تواند رفتار فرد را بسیار گیج کننده کند.

بدن گاهی زودتر از ذهن واکنش نشان می دهد

ممکن است فرد از نظر منطقی بداند که شریک فعلی اش امن است. اما بدن هنوز آرام نشده باشد. وقتی تجربه های ناخوشایند گذشته شدید یا تکرارشونده بوده اند، بعضی محرک های مرتبط با صمیمیت می توانند واکنش های هیجانی یا جسمانی ایجاد کنند. فرد شاید حتی نداند چرا ناگهان مضطرب شده است.

گاهی ذهن می گوید: اینجا امن است؛ اما بدن هنوز می پرسد: واقعا؟

این تفاوت میان دانستن و احساس کردن، یکی از پیچیدگی های مهم تجربه های گذشته است.

شرم از بدن؛ دشمن خاموش صمیمیت

گاهی مشکل دلبستگی نیست.فرد از بدن خودش خجالت می کشد.فکر می کند جذاب نیست.از شکم، پوست، وزن، جای زخم یا تغییرات بدنش ناراضی است.وقتی چراغ ها خاموش می شوند، هنوز ذهنش روشن است:نکند متوجه این قسمت بدنم شود؟،نکند فکر کند جذاب نیستم؟، نکند مرا با دیگران مقایسه کند؟

در این حالت، رابطه جنسی به جای تجربه لذت، تبدیل به صحنه ای برای ارزیابی بدن می شود و وقتی ذهن مشغول ارزیابی است، حضور در تجربه دشوارتر می شود.

ترس از قضاوت می تواند میل را خاموش کند

بعضی افراد در زندگی روزمره اعتماد به نفس خوبی دارند، اما در رابطه جنسی، ناگهان بسیار آسیب پذیر می شوند. چون رابطه جنسی برای آنها معنای عملکرد پیدا کرده است. باید خوب باشم. باید جذاب باشم. باید واکنش مناسب داشته باشم. نباید اشتباه کنم. نباید بدنم مرا ناامید کند. نباید شریکم ناراضی شود. این بایدها فضای زیادی برای لذت باقی نمی گذارند.

وقتی تجربه گذشته وارد رابطه جدید می شود

یک زن را تصور کنیم که در رابطه قبلی بارها مورد تحقیر قرار گرفته است. شریک فعلی اش با او مهربان است. هیچ نشانه ای از خطر وجود ندارد اما وقتی شریکش هنگام صمیمیت چیزی درباره بدن او می گوید، ناگهان احساس می کند باید عقب برود. او می داند این مرد، آن مرد قبلی نیست اما بدنش هنوز تفاوت این دو را به طور کامل باور نکرده است.

اینجا مسئله منطقی نبودن نیست. مسئله این است که تجربه های هیجانی عمیق همیشه با استدلال ساده پاک نمی شوند.

دلبستگی اضطرابی؛ نزدیکی زیاد و ترس زیاد

فردی با ویژگی های دلبستگی اضطرابی ممکن است نزدیکی زیادی بخواهد و همزمان دائما نگران از دست دادن رابطه باشد.

در حوزه جنسی، این نگرانی می تواند خودش را به شکل نیاز شدید به اطمینان، حساسیت به نشانه های طرد یا نگرانی درباره جذابیت نشان دهد مثلا: هنوز من را می خواهی؟، چرا مثل قبل نیستی؟، آیا کسی دیگر برایت جذاب تر شده؟ این پرسش ها گاهی بیشتر از آنکه درباره رابطه جنسی باشند، درباره امنیت رابطه هستند.

دلبستگی اجتنابی؛ وقتی نزدیکی زیادی می شود

در سوی دیگر، برخی افراد هنگام افزایش صمیمیت احساس فشار می کنند. ممکن است در شروع رابطه بسیار جذاب و مشتاق باشند اما وقتی رابطه جدی تر می شود، فاصله می گیرند. در رابطه جنسی نیز ممکن است نزدیکی عاطفی شدید برایشان دشوار باشد. این به معنای آن نیست که هر فرد کم میل، دلبستگی اجتنابی دارد. چنین نتیجه گیری ای علمی نیست اما الگوهای دلبستگی می توانند یکی از عواملی باشند که در نحوه تجربه صمیمیت نقش دارند.

رابطه جنسی گاهی محل برخورد دو ترس است

تصور کنید یک نفر با ترس از طرد شدن، مدام دنبال نزدیک شدن است. نفر مقابل با افزایش نزدیکی احساس فشار می کند و عقب می رود. اولی بیشتر دنبال رابطه می آید. دومی بیشتر فاصله می گیرد. اولی این فاصله را نشانه بی علاقگی می بیند و دومی اصرار او را دلیل دیگری برای عقب رفتن.

این چرخه در روابط عاطفی می تواند به حوزه جنسی نیز منتقل شود. در نتیجه، مشکل فقط کم یا زیاد بودن میل نیست. چرخه تعامل زوج است .

آیا تجربه های کودکی همیشه علت مشکل جنسی بزرگسالی هستند؟

این یکی از ساده سازی های رایج در روانشناسی زرد است. نظریه دلبستگی اهمیت تجربه های اولیه را مطرح می کند، اما قرار نیست هر مشکل رابطه ای را مستقیما به کودکی نسبت دهیم. انسان در طول زندگی تغییر می کند.

رابطه های بعدی، تجربه های مثبت، درمان، یادگیری، حمایت اجتماعی و افزایش آگاهی می توانند الگوهای رابطه ای را تغییر دهند بنابراین گذشته مهم است، اما سرنوشت نیست.

گذشته را باید فهمید، نه اینکه در آن زندگی کرد

هدف درمان این نیست که فرد سال ها در گذشته بگردد و برای هر مشکل امروزش یک خاطره پیدا کند. هدف این است که بفهمد: امروز چه چیزی در من فعال می شود؟، چه چیزی باعث می شود احساس خطر کنم؟، از چه چیزی می ترسم؟، وقتی شریکم نزدیک می شود، دقیقا چه فکری از ذهنم عبور می کند؟، آیا بدنم آرام است؟    این پرسش ها به تجربه امروز برمی گردند.

گاهی فرد از خود صمیمیت نمی ترسد؛ از پیامدهای آن می ترسد

برای بعضی افراد، رابطه جنسی با پیامدهایی گره خورده است: ترس از بارداری. ترس از بیماری. ترس از وابستگی. ترس از ترک شدن. ترس از اینکه رابطه جدی شود. ترس از اینکه بعد از رابطه، طرف مقابل تغییر کند. ترس از دست دادن کنترل، بنابراین لازم است بفهمیم دقیقا چه چیزی ترسناک است.

صمیمیت سالم با اجبار ساخته نمی شود

اگر فردی از صمیمیت می ترسد، فشار بیشتر معمولا راه حل مناسبی نیست. جمله هایی مانند: بالاخره همسر منی، چرا مثل آدم های دیگر نیستی؟، پس حتما من را دوست نداری!

ممکن است احساس امنیت را کمتر کنند. صمیمیت زمانی شکل می گیرد که فرد بتواند هم نزدیک شود و هم حق داشته باشد سرعت خودش را تنظیم کند.

امنیت، پیش شرط مهم صمیمیت است

برای بعضی افراد، بازگشت به رابطه جنسی از خود رابطه جنسی شروع نمی شود. از امنیت شروع می شود. از اینکه بتوانند نه بگویند. از اینکه اشتباه کردن باعث تحقیر نشود. از اینکه شریک عاطفی شان بتواند درباره نیازهای جنسی بدون فشار و تهدید صحبت کند. وقتی امنیت بالا می رود، بدن هم ممکن است راحت تر اجازه نزدیک شدن بدهد.

چرا وقتی رابطه صمیمی می‌ شود، عقب می‌ کشیم؟2

تلنگر روانشناختی دکتر مریم سامانی- روانشناس بالینی و متخصص زوج درمانی

در کار با زوج ها، همیشه میان نخواستن و نتوانستن برای نزدیک شدن، تفاوت قائل می شوم. این دو از بیرون ممکن است شبیه هم باشند. فرد عقب می رود. رابطه را متوقف می کند. کمتر لمس می کند اما پشت این رفتار ممکن است دو داستان کاملا متفاوت وجود داشته باشد.

در یک نفر، واقعا میل کاهش یافته است. در دیگری، میل وجود دارد اما ترس اجازه نمی دهد فرد به آن نزدیک شود.

برای همین، من به جای اینکه بپرسم: چرا رابطه جنسی نمی خواهید؟

سؤال های دیگری را هم بررسی می کنم: وقتی همسرتان نزدیک می شود چه احساسی پیدا می کنید؟

در بدن تان چه اتفاقی می افتد؟

چه فکری از ذهن تان عبور می کند؟

از چه چیزی می ترسید؟

آیا تجربه ای در گذشته وجود داشته که هنوز در این لحظه زنده شود؟ گاهی پاسخ همین سؤال ها مسیر درمان را روشن می کند.

یک نکته مهم برای شریک فردی که از صمیمیت می ترسد

او نباید بلافاصله خودش را مقصر بداند.

-پس من جذاب نیستم.

-پس دوستم ندارد.

-پس حتما فرد دیگری هست.

این تفسیرها می توانند اضطراب رابطه را بیشتر کنند اما از طرف دیگر، نباید مشکل را هم نادیده گرفت.

بهتر است با آرامش پرسیده شود:  چه چیزی باعث می شود هنگام نزدیک شدن احساس ناراحتی کنی؟

این سؤال می تواند دری باز کند که سالها بسته مانده است.

چه زمانی کمک تخصصی لازم است؟

اگر ترس از صمیمیت پایدار باشد، باعث رنج فرد یا شریک زندگی شود، رابطه را مختل کند یا با تجربه های آسیب زا، اضطراب شدید، درد یا مشکلات دیگر همراه باشد، مراجعه به متخصص می تواند کمک کننده باشد.

در برخی موارد، درمان فردی، زوج درمانی یا سکس تراپی می تواند بخشی از فرایند درمان باشد. اگر مشکل جنسی همراه با درد، تغییرات جسمانی یا علائم پزشکی باشد، ارزیابی پزشکی نیز اهمیت دارد.

بعضی آدم ها از صمیمیت فرار نمی کنند چون عشق نمی خواهند. فرار می کنند چون صمیمیت برایشان معنای دیگری پیدا کرده است. برای یکی، نزدیک شدن یعنی دوست داشته شدن. برای دیگری، یعنی خطر طرد شدن. برای یکی، رابطه جنسی یعنی لذت. برای دیگری، یعنی ترس از قضاوت و برای کسی دیگر، یعنی تجربه ای قدیمی که هنوز تمام نشده است.

به همین دلیل، وقتی کسی عقب می رود، همیشه نباید پرسید: چرا من را نمی خواهد؟؛ سؤال عمیق تر این است: وقتی به تو نزدیک می شوم، چه چیزی در درونت می ترسد؟ پاسخ این سؤال، نه در میزان عشق، بلکه در میزان امنیتی است که فرد هنگام نزدیک شدن تجربه می کند و گاهی راه بازگشت به صمیمیت، از جایی آغاز می شود که فرد برای اولین بار بتواند در کنار دیگری بگوید: می ترسم .؛  مطمئن باشد که شنیده خواهد شد، نه قضاوت.

منابع علمی

Bowlby, J. (1988). A secure base: Parent-child attachment and healthy human development. Routledge

Hazan, C., & Shaver, P. R. (1987). Romantic love conceptualized as an attachment process. Journal of Personality and Social Psychology, 52(3), 511–524. https://doi.org/10.1037/0022-3514.52.3.511

Mikulincer, M., & Shaver, P. R. (2016). Attachment in adulthood: Structure, dynamics, and change (2nd ed.). Guilford Press

Birnbaum, G. E. (2010). Does intimacy promote or hinder sexual desire? The role of relationship dynamics. Journal of Social and Personal Relationships, 27(4), 481–500. https://doi.org/10.1177/0265407510361617

Muise, A., Impett, E. A., Kogan, A., & Desmarais, S. (2013). Keeping the spark alive: Being motivated to meet a partner's sexual needs sustains sexual desire in long-term romantic relationships. Social Psychological and Personality Science, 4(3), 267–273. https://doi.org/10.1177/1948550612457185

Reis, H. T., & Shaver, P. (1988). Intimacy as an interpersonal process. In S. Duck (Ed.), Handbook of personal relationships: Theory, research and interventions (pp. 367–389). Wiley

American Psychiatric Association. (2022). Diagnostic and statistical manual of mental disorders (5th ed., text rev.; DSM-5-TR). American Psychiatric Association Publishing. https://doi.org/10.1176/appi.books.9780890425787

پایان خبر برای ورود به صفحه اینستاگرام کلیک کنید.
ارسال نظر

اخبار پربازدید
آخرین اخبار
خط سلامت
فیلم ها
  • خط سلامت: عشق و حسادت با هم مرتبط هستند زیرا یک هورمون مشترک در این دو احساس نقش دارد. عشق احساسی است که به هورمون…

گزارش ویژه
پادکست
اتاق درمان