حرف زدن از مشکلات چه زمانی بازگویی حالمان را بدتر می کند؟

خط سلامت: صحبت درباره یک تجربه دردناک می تواند بخشی از درمان باشد، اما بازگویی اجباری یا بدون ساختار ممکن است اضطراب، بی خوابی و خاطرات مزاحم را تشدید کند. تفاوت اصلی در زمان، شیوه و هدف گفت و گو است.

حرف زدن از مشکلات چه زمانی بازگویی حالمان را بدتر می کند؟

به گزارش خط سلامت، نمی خواهم درباره اش حرف بزنم. این جمله ممکن است از زبان کسی شنیده شود که هر بار خاطره یک حادثه دردناک را تعریف می کند، شب خوابش نمی برد، قلبش تندتر می زند و صحنه ها دوباره در ذهنش ظاهر می شوند.

او شاید احساس کند به جای یادآوری یک اتفاق قدیمی، دوباره به همان لحظه برگشته است. به همین دلیل تصمیم می گیرد دیگر درباره آن صحبت نکند. اینجا یکی از مهمترین پرسش های درمان تروما مطرح می شود:   آیا حرف زدن درباره یک تجربه دردناک همیشه باعث بهتر شدن می شود؟

پاسخ کوتاه، خیر است. صحبت کردن می تواند مفید باشد، اما هر نوع بازگویی را نمی توان درمان نامید.

چرا یادآوری تروما فقط یک خاطره ساده نیست؟

هنگام تعریف کردن یک تجربه آسیب زا، ممکن است واکنش های هیجانی و جسمی مرتبط با آن نیز فعال شوند. فرد می تواند تپش قلب، تنش عضلانی، تعریق، ترس، شرم، خشم یا احساس درماندگی را تجربه کند.

برای بعضی افراد، این واکنش ها قابل تحمل هستند و پس از مدتی کاهش پیدا می کنند. در برخی دیگر، شدت واکنش به اندازه ای است که احساس می کنند حادثه دوباره در حال رخ دادن است.

این وضعیت می تواند با نشانه هایی مانند خاطرات مزاحم، کابوس، گوش به زنگی، اجتناب یا تجربه غیرواقعی بودن محیط همراه باشد. وجود یک یا چند نشانه به تنهایی برای تشخیص اختلال استرس پس از سانحه کافی نیست و ارزیابی باید توسط متخصص انجام شود.

بازگویی خاطره چه زمانی می تواند حال فرد را بدتر کند؟

مشکل معمولا زمانی ایجاد می شود که فرد بدون آمادگی، بدون رضایت یا در محیطی ناامن مجبور به تعریف جزئیات دردناک شود.

اصرار اطرافیان با جمله هایی مانند همه چیز را تعریف کن تا سبک شوی، همیشه مفید نیست. فرد ممکن است داستان را بارها بازگو کند، اما هر بار فقط دوباره وارد ترس، شرم یا درماندگی شود.

بازگویی مکرر بدون هدف درمانی، لزوما باعث پردازش خاطره نمی شود. حتی ممکن است فرد را خسته کند یا احساس کنترل او را کاهش دهد.

برخی راهنماهای بالینی نیز مداخلات کوتاه و اجباری را که بلافاصله پس از حادثه از فرد می خواهند تجربه خود را با جزئیات مرور کند، توصیه نمی کنند. حمایت اولیه باید بر امنیت، نیازهای فوری، اطلاعات روشن و حق انتخاب فرد متمرکز باشد.

حرف زدن از تروما همیشه درمان نیست

نگاه روانشناختی دکتر مریم سامانی

درمان تروما به معنای باز کردن بی محابای زخم نیست. هدف این نیست که فرد تمام جزئیات حادثه را تعریف کند و دوباره همان میزان درماندگی را تجربه کند.

یکی از پرسش های مهم در ارزیابی بالینی این است که فرد هنگام نزدیک شدن به خاطره، تا چه اندازه می تواند ارتباط خود را با زمان حال حفظ کند.

ممکن است یک نفر درباره حادثه صحبت کند، ناراحت شود و همچنان بداند اکنون در محیطی امن قرار دارد. فرد دیگری ممکن است با همان میزان یادآوری، دچار اضطراب شدید، بی حسی یا احساس وقوع دوباره حادثه شود.

روش و سرعت درمان این دو نفر نمی تواند بدون ارزیابی یکسان باشد. درمانگر باید شدت علائم، شرایط فعلی، ایمنی، احتمال آسیب به خود، مصرف مواد و توانایی فرد برای ادامه زندگی روزانه را در نظر بگیرد.

پنجره تحمل به چه معناست؟

پنجره تحمل یک مدل بالینی برای توضیح محدوده ای است که فرد در آن می تواند هیجان های دشوار را تجربه کند و همچنان توان فکر کردن، ارتباط برقرار کردن و تنظیم رفتارش را حفظ کند.

این مفهوم یک آزمایش تشخیصی یا محدوده عددی ثابت در مغز نیست، اما می تواند برای توضیح تجربه فرد مفید باشد.

اگر برانگیختگی بسیار بالا برود، فرد ممکن است اضطراب شدید، وحشت، خشم، تپش قلب یا بی قراری را تجربه کند. در سوی دیگر، بعضی افراد دچار بی حسی، کرختی هیجانی، قطع ارتباط با احساسات یا تجربه غیرواقعی بودن خود و محیط می شوند.

هدف درمان این نیست که فرد هیچ ناراحتی احساس نکند. هدف این است که شدت تجربه به اندازه ای باشد که امکان یادگیری و پردازش باقی بماند.

اگر یادآوری دردناک است، چرا درمان از مواجهه استفاده می کند؟

این پرسش یک تناقض ظاهری را نشان می دهد. اگر صحبت درباره تروما ممکن است حال فرد را بدتر کند، چرا درمان های معتبر اختلال استرس پس از سانحه از مواجهه با خاطره یا یادآورهای حادثه استفاده می کنند؟

پاسخ در تفاوت میان مواجهه درمانی و بازگویی بی هدف است.

در درمان مواجهه طولانی، نزدیک شدن به خاطره بخشی از یک برنامه ساختاریافته است. درمانگر درباره روند درمان توضیح می دهد، رضایت فرد را در نظر می گیرد، واکنش ها را بررسی می کند و تمرین ها را متناسب با شرایط او پیش می برد.

هدف فقط تعریف کردن حادثه نیست. مواجهه درمانی می تواند به کاهش اجتناب و اصلاح برداشت های مربوط به خطر کمک کند. فرد به تدریج تجربه می کند که یادآوری خطر با حضور خطر یکسان نیست.

درمان های متمرکز بر تروما مانند مواجهه طولانی، درمان پردازش شناختی و برخی شکل های درمان شناختی رفتاری، در راهنماهای معتبر برای درمان PTSD توصیه شده اند. درمان مناسب باید بر اساس ارزیابی و ترجیح فرد انتخاب شود.

چرا فرار از خاطره در کوتاه مدت آراممان می کند؟

فرض کنید هر بار به حادثه فکر می کنید، اضطراب شدیدی به سراغتان می آید. برای آرام شدن، بلافاصله موضوع را عوض می کنید یا از مکان، فرد و گفت و گوی مرتبط با آن دور می شوید.

اضطراب کاهش پیدا می کند و مغز یاد می گیرد که فرار کردن موثر بوده است. به این ترتیب، اجتناب تقویت می شود.

چرخه می تواند به این شکل ادامه پیدا کند:

یادآوری حادثه، افزایش اضطراب، فرار از یادآور و کاهش موقت اضطراب.

در ادامه، فرد ممکن است از موقعیت های بیشتری فاصله بگیرد. دایره زندگی کوچک تر می شود و خاطره همچنان قدرت خود را حفظ می کند.

به همین دلیل، درمان مبتنی بر شواهد معمولا اجتناب را بررسی می کند؛ اما این کار به معنای مجبور کردن فرد به غرق شدن در خاطره نیست.

حرف زدن با پردازش تروما تفاوت دارد

ممکن است فرد سال ها درباره حادثه صحبت کرده باشد، اما همچنان با دیدن یک تصویر، شنیدن یک صدا یا قرار گرفتن در مکانی خاص، واکنش شدیدی نشان دهد.

در درمان، فقط محتوای خاطره بررسی نمی شود. فرد ممکن است به تدریج یاد بگیرد محرک های خود را بشناسد، واکنش های بدنش را تشخیص دهد و تجربه گذشته را از شرایط فعلی جدا کند.

معنایی که فرد به حادثه داده نیز اهمیت دارد. پس از یک تجربه آسیب زا ممکن است باورهایی شکل بگیرند:

من مقصر بودم.

هیچ کس قابل اعتماد نیست.

من همیشه در خطرم.

نمی توانم از خودم محافظت کنم.

این باورها گاهی فراتر از شواهد موجود هستند و بر روابط، تصمیم ها و احساس امنیت فرد اثر می گذارند. برخی درمان ها به فرد کمک می کنند این برداشت ها را بررسی و اصلاح کند.

آیا فرد حق دارد درباره تروما سکوت کند؟

بله. هیچ کس نباید برای تعریف جزئیات یک تجربه آسیب زا مجبور شود. اختیار و رضایت فرد در روند درمان اهمیت دارند.

فرد می تواند به درمانگر بگوید فعلا آمادگی صحبت درباره بخشی از خاطره را ندارد. درمانگر نیز باید درباره روش، هدف و دشواری های احتمالی درمان توضیح روشن ارائه کند.

با این حال، سکوت همیشه به معنای بهبود نیست. اگر ترس از یادآوری باعث شود فرد بخش بزرگی از زندگی، روابط یا فعالیت های خود را کنار بگذارد، بهتر است این اجتناب با کمک متخصص بررسی شود.

پرسش اصلی فقط حرف زدن یا حرف نزدن نیست. پرسش مهم تر این است که چگونه، چه زمانی و با چه روشی می توان به تجربه نزدیک شد، بدون آنکه فرد احساس کند دوباره اختیار خود را از دست داده است.

آیا بدتر شدن موقت پس از جلسه طبیعی است؟

درمان تروما ممکن است از نظر هیجانی دشوار باشد. بعضی افراد پس از یک جلسه احساس خستگی، ناراحتی یا افزایش موقت هیجان ها را تجربه می کنند.

این واکنش به تنهایی به معنای اشتباه بودن درمان نیست. در مقابل، رنج شدید و مداوم را نیز نباید بخشی اجتناب ناپذیر از درمان دانست.

اگر پس از جلسات، خواب و عملکرد فرد به شکل قابل توجهی مختل شود، نشانه ها به طور مداوم شدیدتر شوند یا فرد احساس کند کنترل خود را از دست می دهد، باید موضوع را با درمانگر مطرح کند. ممکن است سرعت، روش یا برنامه درمان نیاز به بازبینی داشته باشد.

در صورت شکل گیری افکار آسیب زدن به خود یا خودکشی، باید فوری از اورژانس محل زندگی، نزدیک ترین مرکز درمانی یا یک متخصص سلامت روان کمک گرفت.

از کجا بفهمیم گفت و گو کمک کننده است؟

گفت و گو زمانی احتمال بیشتری دارد که مفید باشد که فرد احساس امنیت و اختیار داشته باشد، هدف درمان را بداند و بتواند شدت تجربه خود را با درمانگر در میان بگذارد.

درمانگر نیز باید روند واکنش ها را بررسی کند و متناسب با نیاز فرد پیش برود. همه افراد به یک روش یا سرعت یکسان پاسخ نمی دهند.

گاهی درمان با گفت و گو درباره جزئیات حادثه آغاز نمی شود. ممکن است ابتدا ارزیابی، آموزش درباره علائم، برنامه ایمنی، بهبود خواب یا کاهش مصرف مواد در اولویت قرار بگیرد. اما این موضوع به معنای وجود یک مرحله اجباری و طولانی برای همه بیماران نیست.

بعضی زخم ها با سکوت همیشگی درمان نمی شوند، اما بازگویی بی محابا نیز درمان محسوب نمی شود.

گاهی لازم است درباره تجربه صحبت کنیم. گاهی باید مکث کنیم و گاهی، در یک درمان ساختاریافته، به تدریج به خاطره ای نزدیک شویم که سال ها از آن فرار کرده ایم.

درمان تروما یعنی پیدا کردن فاصله مناسب با درد؛ نه انکار همیشگی آن و نه غرق شدن دوباره در تجربه.

  1. پرسش مهم این نیست که فرد چقدر می تواند خاطره را تعریف کند. پرسش مهم تر این است که آیا می تواند هنگام نزدیک شدن به آن، احساس اختیار و ارتباط خود با زمان حال را حفظ کند.
پایان خبر برای ورود به صفحه اینستاگرام کلیک کنید.
ارسال نظر

اخبار پربازدید
آخرین اخبار
خط سلامت
فیلم ها
  • خط سلامت: عشق و حسادت با هم مرتبط هستند زیرا یک هورمون مشترک در این دو احساس نقش دارد. عشق احساسی است که به هورمون…

گزارش ویژه
پادکست
اتاق درمان