افسردگی مردان همیشه با گریه نمی آید؛ این تغییرها را جدی بگیرید

خط سلامت: مردی که ناگهان عصبانی، منزوی یا بی حوصله شده، لزوما افسرده نیست؛ اما اگر این تغییرها همراه با کاهش علاقه، اختلال خواب و خستگی مداوم باشند، باید وضعیت روانی او را جدی گرفت.

افسردگی مردان همیشه با گریه نمی آید؛ این تغییرها را جدی بگیرید

 به گزارش خط سلامت  افسردگی در مردان نیز می تواند با خلق پایین، کاهش علاقه و لذت، خستگی، اختلال خواب، احساس بی ارزشی و مشکل تمرکز همراه باشد. با این حال، بعضی مردان ناراحتی خود را بیشتر با تحریک پذیری، خشم، فاصله گرفتن از دیگران یا رفتارهای پرخطر نشان می دهند.

به همین دلیل، افسردگی همیشه شبیه مردی نیست که گوشه ای نشسته و گریه می کند. گاهی نخستین نشانه قابل مشاهده، جمله کوتاهی است که بارها تکرار می شود: فقط حوصله ندارم.

برای بررسی این موضوع با دکتر مریم سامانی، روانشناس بالینی و مدرس دانشگاه گفت و گو کرده ایم.

چرا تصور می کنیم مرد افسرده باید غمگین و گریان باشد؟

دکتر مریم سامانی: چون معمولا یک تصویر ثابت از افسردگی در ذهن داریم؛ در حالی که این اختلال در همه افراد به یک شکل ظاهر نمی شود. یک نفر ممکن است غمگین باشد و زیاد گریه کند، فرد دیگری بیشتر احساس خستگی و بی انگیزگی داشته باشد و شخص دیگری تحریک پذیر یا گوشه گیر شود.

درباره بعضی مردان، هنجارهای فرهنگی هم اهمیت دارند. بسیاری از آنها از کودکی شنیده اند که مرد نباید ضعف، ترس یا غم خود را نشان دهد. در نتیجه ممکن است نتوانند به آسانی بگویند که ناامید یا غمگین هستند.

گاهی همان فشار روانی در جمله هایی مانند حوصله هیچ کس را ندارم، همه روی اعصابم هستند، ولم کنید یا فقط می خواهم بخوابم ظاهر می شود. به همین دلیل باید علاوه بر حرف های فرد، تغییر رفتار او را نیز دید.

آیا خشم می تواند نشانه افسردگی باشد؟

دکتر مریم سامانی: خشم به تنهایی نشانه تشخیصی افسردگی نیست و هر مرد عصبانی را نباید افسرده دانست. با این حال، تحریک پذیری و خشم ممکن است در کنار افسردگی دیده شوند.

اگر مردی که قبلا آرام تر بوده، به شکل محسوسی کم تحمل و تحریک پذیر شده و هم زمان علاقه خود را به فعالیت های روزمره از دست داده، خوابش تغییر کرده، انرژی کمتری دارد یا از دیگران فاصله گرفته است، بهتر است وضعیت خلقی او بررسی شود.

یک پژوهش منتشر شده در JAMA Psychiatry نیز نشان داد مردان در مقایسه با زنان، میزان بیشتری از حملات خشم یا پرخاشگری، مصرف مواد و رفتارهای پرخطر را گزارش کرده اند. با این حال، پژوهشگران تاکید کرده اند که برای مشخص شدن ارتباط دقیق این رفتارها با افسردگی، به مطالعات بیشتری نیاز است.

وقتی مردی می گوید فقط اعصاب ندارم، چه باید کرد؟

دکتر مریم سامانی: بهتر است به جای بحث کردن یا تشخیص دادن، تجربه او را بررسی کنیم. اگر به او بگوییم تو افسرده ای و خودش چنین برداشتی نداشته باشد، احتمالا گفت و گو را متوقف می کند.

می توان پرسید: از چه زمانی کم تحمل تر شده ای؟ خوابت چه تغییری کرده است؟ هنوز از کارهایی که قبلا دوست داشتی لذت می بری؟ انرژی ات نسبت به گذشته چقدر تغییر کرده است؟ رابطه ات با خانواده و دوستان چه تغییری کرده است؟ آیا تمرکز کردن برایت دشوارتر شده است؟

گاهی فرد هنگام پاسخ دادن به همین پرسش ها متوجه می شود که مسئله فقط عصبانیت نیست.

افسردگی مردان1

چرا بعضی مردان بیشتر کار می کنند و کمتر حرف می زنند؟

دکتر مریم سامانی: کار کردن می تواند برای بعضی افراد راهی برای کنار آمدن با فشار روانی باشد. فرد ممکن است برنامه خود را آن قدر شلوغ کند که فرصتی برای روبرو شدن با احساسات دشوار باقی نماند.

صبح زود از خانه خارج می شود، تا شب کار می کند و پس از بازگشت نیز انرژی گفت و گو ندارد. از بیرون ممکن است بسیار فعال و موفق به نظر برسد، اما باید دید این حجم فعالیت از علاقه و رضایت می آید یا به راهی برای فرار از افکار و احساسات تبدیل شده است.

البته پرکاری به تنهایی نشانه افسردگی نیست. الگوی خواب، انرژی، خلق، روابط و عملکرد کلی فرد نیز باید بررسی شود.

کناره گیری اجتماعی چه زمانی نگران کننده است؟

دکتر مریم سامانی: همه افراد گاهی به تنهایی و زمان شخصی نیاز دارند. اما اگر کسی که پیش از این با دوستانش ارتباط داشته، ورزش می کرده یا در جمع خانوادگی حاضر می شده، ناگهان از همه فاصله بگیرد، بهتر است علت این تغییر بررسی شود.

کناره گیری زمانی اهمیت بیشتری پیدا می کند که با کاهش علاقه، خستگی مداوم، خواب نامناسب، احساس بی ارزشی، ناامیدی یا افت عملکرد شغلی همراه باشد.

اصل مهم، مقایسه فرد با گذشته خودش است. ممکن است رفتاری برای یک نفر طبیعی باشد، اما در فرد دیگری یک تغییر هشدار دهنده محسوب شود.

آیا رفتارهای پرخطر با افسردگی ارتباط دارند؟

دکتر مریم سامانی: در برخی مردان ممکن است افزایش مصرف مواد یا الکل، رانندگی پرخطر، رفتارهای تکانشی یا تصمیم های ناگهانی دیده شود. اما این رفتارها علت های مختلفی دارند و نباید هر کدام را خودکار به افسردگی نسبت داد.

گاهی رفتار بیرونی آن قدر توجه اطرافیان را جلب می کند که فشار روانی احتمالی پشت آن دیده نمی شود. ارزیابی بالینی باید مجموعه نشانه ها، زمان شروع، شدت، سابقه فرد و شرایط زندگی او را در نظر بگیرد.

همچنین باید احتمال مشکلات دیگری مانند اختلال مصرف مواد، اختلال دوقطبی، اضطراب، مشکلات خواب یا بیماری های جسمی بررسی شود.

خانواده چگونه می تواند کمک کند؟

دکتر مریم سامانی: خانواده معمولا از رفتارهای فرد آسیب می بیند. همسر ممکن است احساس کند دیگر نمی تواند با او صحبت کند و فرزندان ممکن است از خشم یا سکوت او بترسند.

اگر اعضای خانواده فقط بگویند چرا این قدر بداخلاق شده ای، خودت را جمع کن یا با همه دعوا نکن، احتمالا فرد بیشتر در موضع دفاعی قرار می گیرد.

بهتر است درباره تغییرهای قابل مشاهده صحبت کنند:

مدتی است خیلی خسته به نظر می رسی و کمتر با ما حرف می زنی. چیزی آزارت می دهد؟

احساس می کنم این روزها فشار زیادی تحمل می کنی. دوست داری درباره اش صحبت کنیم؟

اگر این وضعیت ادامه دارد، می توانیم برای پیدا کردن کمک حرفه ای اقدام کنیم.

هدف خانواده تشخیص افسردگی نیست. هدف این است که راه گفت و گو و کمک گرفتن باز شود.

آیا افسردگی رفتار آسیب زا را توجیه می کند؟

دکتر مریم سامانی: خیر. شناخت علت احتمالی یک رفتار با توجیه کردن آن تفاوت دارد. اگر فردی رفتار خشونت آمیز، تهدید کننده یا تحقیر آمیز دارد، ایمنی اعضای خانواده باید در اولویت قرار بگیرد.

افسردگی ممکن است به درک بخشی از تغییرهای رفتاری کمک کند، اما مسئولیت فرد در برابر رفتارش را از بین نمی برد. در صورت وجود خشونت، خانواده باید از حمایت تخصصی و خدمات ایمنی کمک بگیرد.

چرا مردان ممکن است دیرتر کمک بگیرند؟

دکتر مریم سامانی: انگ اجتماعی، ترس از قضاوت شدن، باورهای سختگیرانه درباره مردانگی و ناآشنایی با نشانه های افسردگی می توانند مراجعه را به تاخیر بیندازند.

برخی مردان تصور می کنند اگر قوی باشند، باید مشکل را به تنهایی حل کنند. در حالی که مراجعه برای سلامت روان تفاوتی با پیگیری یک مشکل جسمی ندارد. کمک گرفتن، پذیرش مسئولیت در برابر سلامت خود و خانواده است.

آیا افسردگی مردان با افسردگی زنان کاملا متفاوت است؟

دکتر مریم سامانی: خیر. علائم اصلی افسردگی در زنان و مردان تا حد زیادی مشترک هستند. نباید با کنار گذاشتن یک کلیشه، کلیشه دیگری بسازیم و تصور کنیم هر مرد افسرده لزوما عصبانی یا پرخطر است.

تفاوت های فردی، شرایط زندگی، فرهنگ، شیوه تربیت و نحوه بیان احساسات می توانند بر ظاهر نشانه ها اثر بگذارند. تشخیص فقط بر اساس جنسیت یا یک رفتار امکان پذیر نیست.

چه زمانی باید به روان شناس یا روان پزشک مراجعه کرد؟

اگر کاهش علاقه یا خلق پایین همراه با نشانه هایی مانند خستگی، اختلال خواب، تغییر اشتها، احساس بی ارزشی، مشکل تمرکز یا ناامیدی بیشتر روزها ادامه پیدا کند و در کار، روابط یا زندگی روزانه اختلال ایجاد کند، ارزیابی حرفه ای اهمیت دارد.

تشخیص افسردگی نیازمند گفت و گوی بالینی و بررسی احتمال بیماری های جسمی، مصرف دارو، اختلالات خواب، مصرف مواد و دیگر مشکلات روان پزشکی است.

روان شناس می تواند وضعیت روانی و الگوهای رفتاری فرد را ارزیابی کند و روان پزشک نیز در صورت نیاز، ارزیابی پزشکی و درمان دارویی را انجام دهد.

اگر فرد درباره مرگ، خودکشی یا آسیب زدن به خود صحبت می کند، نباید او را تنها گذاشت یا موضوع را شوخی دانست. در چنین شرایطی باید فوری از اورژانس محل زندگی، نزدیک ترین مرکز درمانی یا یک متخصص سلامت روان کمک گرفت.

همه مردان افسرده عصبانی نیستند و هر مرد عصبانی نیز افسرده نیست. افسردگی می تواند با غم و گریه ظاهر شود، اما گاهی خود را در خستگی، سکوت، کناره گیری، کاهش علاقه یا تحریک پذیری نشان می دهد. به جای قضاوت سریع، بهتر است تغییرهای پایدار رفتار را ببینیم و بپرسیم چه چیزی این روزها برایت دشوار شده است؟ گاهی پشت جمله فقط حوصله ندارم، مشکلی وجود دارد که فرد هنوز نتوانسته برای آن نامی پیدا کند.

پایان خبر برای ورود به صفحه اینستاگرام کلیک کنید.
ارسال نظر

اخبار پربازدید
آخرین اخبار
خط سلامت
فیلم ها
  • خط سلامت: عشق و حسادت با هم مرتبط هستند زیرا یک هورمون مشترک در این دو احساس نقش دارد. عشق احساسی است که به هورمون…

گزارش ویژه
پادکست
اتاق درمان