کشف تازه دانشمندان: این نوع تنفس در مدیتیشن می تواند پروتئین های آلزایمر را کاهش دهد

خط سلامت: پژوهشگران دریافتند مدیتیشن ذهن آگاهی که با تنفس آهسته و کنترل شده (حدود ۶ نفس در دقیقه) همراه است، می تواند سطح پپتیدهای آمیلوئید بتا در خون را کاهش دهد؛ پروتئین هایی که تجمع آن ها از ویژگی های اصلی بیماری آلزایمر محسوب می شود.

کشف تازه دانشمندان: این نوع تنفس در مدیتیشن می تواند پروتئین های آلزایمر را کاهش دهد

یک مطالعه جدید نشان می دهد شیوه تنفس در مدیتیشن نقش تعیین کننده ای در تأثیر آن بر نشانگرهای زیستی آلزایمر دارد. پژوهشگران دریافتند مدیتیشن ذهن آگاهی که با تنفس آهسته و کنترل شده (حدود ۶ نفس در دقیقه) همراه است، می تواند سطح پپتیدهای آمیلوئید بتا در خون را کاهش دهد؛ پروتئین هایی که تجمع آن ها از ویژگی های اصلی بیماری آلزایمر محسوب می شود.

به گزارش خط سلامت در مقابل، تمرین ذهن آگاهی بدون کند کردن تنفس نه تنها این اثر محافظتی را نداشت، بلکه در افراد مبتدی باعث افزایش سطح آمیلوئید بتا شد. این تفاوت به فعال سازی سیستم عصبی پاراسمپاتیک در اثر تنفس آهسته و کاهش برانگیختگی فیزیولوژیکی نسبت داده می شود.

اگرچه این یافته ها به معنای پیشگیری قطعی از آلزایمر نیستند، اما نشان می دهند تنفس آهسته می تواند یک مداخله رفتاری کم هزینه و امیدوارکننده برای کاهش فرآیندهای زیستی مرتبط با این بیماری باشد. پژوهش های آینده بررسی خواهند کرد که آیا این تغییرات در خون، در مغز نیز رخ می دهد یا خیر.

آیا مدیتیشن می تواند پروتئین های مرتبط با آلزایمر را کاهش دهد؟

بله، اما فقط در صورتی که با تنفس آهسته انجام شود.

مطالعه ای نشان داد مدیتیشن ذهن آگاهی همراه با تنفس آهسته (۵ ثانیه دم + ۵ ثانیه بازدم) سطح آمیلوئید بتا در خون را کاهش می دهد، در حالی که مدیتیشن بدون کنترل تنفس ممکن است این پروتئین ها را افزایش دهد.

یک مطالعه ی جدید شواهدی ارائه می دهد مبنی بر این که شیوه ی خاص تنفس فرد در طول مدیتیشن می تواند تعیین کننده ی تأثیر آن بر نشانگرهای زیستی مرتبط با بیماری آلزایمر باشد. این پژوهش نشان می دهد که مدیتیشن ذهن آگاهی همراه با تنفس آهسته ی آگاهانه، سطح پپتیدهای آمیلوئید بتا را در خون کاهش می دهد. در مقابل، تمرین ذهن آگاهی بدون این مؤلفه ی تنفسی ممکن است در واقع سطح همین پپتیدها را افزایش دهد.

بیماری آلزایمر از نظر فیزیکی با تجمع پلاک های آمیلوئید بتا در مغز مشخص می شود. این پلاک ها از تجمع پپتیدهای آمیلوئید بتا تشکیل می شوند که پروتئین هایی هستند که به عنوان محصول جانبی طبیعی فعالیت سلولی تولید می شوند.

وقتی این پپتیدها با نرخ بالایی تولید شوند یا به طور مؤثر پاک سازی نشوند، می توانند به هم بچسبند و عملکرد مغز را مختل کنند. راهبردهایی برای کاهش تولید یا تجمع این پروتئین ها یکی از محورهای اصلی پزشکی پیشگیرانه هستند.

ادبیات علمی پیش تر مطرح کرده است که مدیتیشن ممکن است به کند شدن پیری مغز و کاهش خطر زوال عقل کمک کند. با این حال، تعیین این که کدام عنصر خاص از مدیتیشن عامل این فواید بالقوه است، دشوار بوده است.

برخی تمرین ها بر آموزش ذهنی و تمرکز توجه تأکید دارند، در حالی که برخی دیگر بر آرام سازی جسمی و کنترل تنفس تمرکز می کنند. نویسندگان مطالعه ی حاضر تلاش کردند این عوامل را از یکدیگر تفکیک کنند.

وقتی شما در حالت آرامش هستید، هر زمان که دم می گیرید ضربان قلب تان افزایش می یابد و وقتی بازدم می کنید کاهش پیدا می کند. وقتی آهسته تر نفس می کشید، این نوسان ها در ضربان قلب بزرگ تر می شون. آمیلوئید بتا یک پپتید (یک پروتئین کوچک) است که محصول جانبی طبیعی فعالیت سلولی محسوب می شود و مانند سایر محصولات زائد متابولیک، معمولاً از مغز و بدن پاک سازی می شود.

اما اگر سطح تولید بیش از حد بالا باشد یا نرخ پاک سازی به اندازه ی کافی بالا نباشد، سطح آمیلوئید بتا افزایش می یابد و می تواند شروع به تجمع (چسبیدن به هم) در مغز کند و پلاک آمیلوئید بتا را تشکیل دهد که یکی از ویژگی های شاخص بیماری آلزایمر است.

تنفس آهسته یک ویژگی مهم در برخی انواع تمرین های مدیتیشن است، اما در برخی دیگر وجود ندارد. ما علاقه مند بودیم بدانیم آیا تنفس آهسته در طول مدیتیشن، سطح آمیلوئید بتای پلاسما را بیش از مدیتیشن بدون تنفس آهسته کاهش می دهد یا نه.

برای بررسی این موضوع، پژوهشگران ۱۰۸ شرکت کننده را جذب کردند. تحلیل نهایی شامل ۸۹ بزرگسال جوان سالم در بازه ی سنی ۱۸ تا ۳۵ سال بود. تصمیم به استفاده از بزرگسالان جوان به پژوهشگران اجازه داد تغییرات فیزیولوژیکی را در سیستمی مشاهده کنند که هنوز تحت تأثیر آسیب شناسی های مرتبط با افزایش سن قرار نگرفته است. شرکت کنندگان غربالگری شدند تا اطمینان حاصل شود که پیش از این تمرین منظم مدیتیشن نداشته اند.

پیش از آزمایش اصلی، تیم پژوهشی مطالعات پایلوتی را برای اصلاح روش های خود انجام داد. آن ها دریافتند که مدیتیشن کاران مبتدی وقتی از آن ها خواسته می شود بر تنفس یا بدن خود تمرکز کنند، به طور طبیعی سرعت تنفس خود را کاهش نمی دهند. حتی زمانی که به شرکت کنندگان دستور داده می شد بر احساسات شکم تمرکز کنند، نرخ تنفس آن ها مشابه نرخ تنفس در حالت استراحت باقی می ماند. این یافته ضرورت ارائه ی دستورالعمل های صریح برای شرایط تنفس آهسته در آزمایش اصلی را نشان داد.

شرکت کنندگان به طور تصادفی به یکی از سه گروه برای یک مداخله ی یک هفته ای اختصاص داده شدند. گروه اول ذهن آگاهی همراه با تنفس آهسته را تمرین کردند. به آن ها دستور داده شد که به شمارش پنج دم بگیرند و به شمارش پنج بازدم انجام دهند. این کار منجر به آهنگی در حدود شش نفس در دقیقه شد.

گروه دوم ذهن آگاهی با تنفس طبیعی را تمرین کردند. به آن ها گفته شد بر احساسات شکم خود تمرکز کنند، اما شمارش یا ریتم خاصی برای دنبال کردن به آن ها داده نشد. گروه سوم به عنوان گروه کنترل عمل کرد و در هیچ مداخله ای شرکت نکرد.

ما آزمایش های پایلوت زیادی انجام دادیم و شگفت زده شدیم وقتی دریافتیم که دست کم در افراد مبتدی، درخواست از مردم برای تمرکز ذهن آگاهانه بر تنفس شان معمولاً باعث کند شدن تنفس آن ها نمی شود. بنابراین، ما توجه ذهن آگاهانه به تنفس را به عنوان شرط مقایسه ی فعال خود استفاده کردیم.

شرکت کنندگان در دو گروه فعال، تکنیک اختصاص یافته ی خود را روزی دو بار و هر بار به مدت ۲۰ دقیقه تمرین کردند. این در مجموع ۴۰ دقیقه تمرین روزانه برای هفت روز بود. آن ها در طول جلسات از یک لپ تاپ و یک حسگر تخصصی ضربان قلب استفاده کردند. این تجهیزات داده های فیزیولوژیکی آن ها را ثبت می کرد و اطمینان می داد که پروتکل را به درستی دنبال می کنند. از همه ی شرکت کنندگان پیش از شروع مداخله و دوباره پس از پایان هفته نمونه ی خون گرفته شد.

تحلیل داده های ضربان قلب تأیید کرد که گروه ها طبق برنامه عمل کرده اند. گروهی که به تنفس آهسته اختصاص داده شده بود، نوسان های بزرگی در ضربان قلب خود در طول جلسات تمرین نشان داد. این موضوع تأیید کرد که آن ها با موفقیت سیستم عصبی پاراسمپاتیک را فعال کرده اند. گروهی که به ذهن آگاهی با تنفس طبیعی اختصاص داده شده بود، این نوسان ها را نشان نداد. وضعیت فیزیولوژیکی آن ها در طول تمرین مشابه وضعیت استراحت شان بود.

تحلیل خون تفاوت های مشخصی را در سطح آمیلوئید بتا بین گروه ها نشان داد. شرکت کنندگانی که ذهن آگاهی همراه با تنفس آهسته را تمرین کرده بودند، کاهش سطح آمیلوئید بتا ۴۰ و ۴۲ پلاسما را نشان دادند. این کاهش تنها پس از یک هفته تمرین روزانه رخ داد. یافته ها از این فرضیه حمایت می کنند که فعال سازی پاراسمپاتیک از طریق تنفس می تواند نحوه ی تولید یا پاک سازی پروتئین های آمیلوئید را تغییر دهد.

نتایج برای گروه تنفس طبیعی متفاوت بود. شرکت کنندگانی که ذهن آگاهی را بدون کند کردن تنفس تمرین کردند، افزایش سطح آمیلوئید بتای پلاسما را نشان دادند. این افزایش با این نظریه هم راستا است که تمرکز ذهنی مورد نیاز برای مدیتیشن می تواند در افراد مبتدی برانگیختگی فیزیولوژیکی را افزایش دهد. تلاش برای حفظ توجه ممکن است آزادسازی نورآدرنالین را تحریک کرده و تولید آمیلوئید بتا را افزایش داده باشد.

با وجود این که هر دو گروه تمام دستورالعمل های ذهن آگاهی یکسان را شنیدند، این دو شرایط پس از یک هفته تمرین روزانه اثرات متضادی نشان دادند. شرط ذهن آگاهی تنها افزایش آمیلوئید بتای پلاسما را نشان داد، در حالی که شرط ذهن آگاهی به همراه تنفس آهسته کاهش را نشان داد.

این پرسش را مطرح می کند که چرا ذهن آگاهی به تنهایی سطح آمیلوئید بتا را افزایش می دهد. ذهن آگاهی به توجه متمرکز نیاز دارد. نورآدرنالین یک نورو مدولاتور است که از توجه متمرکز حمایت می کند. 

فعالیت نورآدرنرژیک می تواند تولید آمیلوئید بتا را افزایش دهد، در حالی که گیرنده های موسکارینی که می توانند فعالیت عصب واگ را حس کنند، تمایل دارند تولید آمیلوئید بتا را کاهش دهند.

گروه کنترل طی دوره ی یک هفته ای هیچ تغییر معناداری در سطح آمیلوئید بتا نشان نداد. این ثبات در گروه کنترل، نتیجه گیری را تقویت می کند که تغییرات مشاهده شده در گروه های دیگر ناشی از مداخلات خاص بوده است.

انواع مختلف تمرین های مدیتیشن می توانند اثرات کاملاً متفاوتی بر فیزیولوژی و توجه شما داشته باشند. هر نوع تمرین ممکن است فواید متفاوتی داشته باشد. یافته های ما نشان می دهد تمرین هایی که شامل تنفس آهسته هستند، بیش از تمرین هایی که این ویژگی را ندارند، احتمال دارد سطح آمیلوئید بتای پلاسما را کاهش دهند.

پژوهشگران همچنین پروتئین های تاو، یکی دیگر از نشانگرهای زیستی بیماری آلزایمر، را اندازه گیری کردند. هیچ تغییر معناداری در سطح تاو یا در نسبت انواع آمیلوئید یافت نشد. پژوهشگران اشاره کردند که این موضوع قابل انتظار بود، زیرا این نشانگرها معمولاً به زمان بسیار بیشتری برای تغییر نیاز دارند یا بیشتر در جمعیت های مسن تر با آسیب شناسی موجود مرتبط هستند.

علاوه بر این، پژوهشگران پیامدهای روان شناختی را نیز ارزیابی کردند. شرکت کنندگان پرسش نامه هایی درباره ی خلق و خو، استرس، اضطراب و سطح افسردگی خود تکمیل کردند. با وجود تفاوت های فیزیولوژیکی واضح، در پایان هفته تفاوت معناداری در بهزیستی هیجانی بین گروه ها مشاهده نشد. پژوهشگران پیشنهاد می کنند که یک هفته ممکن است مدت زمان بسیار کوتاهی برای ایجاد بهبودهای روان شناختی قابل توجه باشد.

در تفسیر این نتایج، چندین سوءبرداشت بالقوه وجود دارد که باید از آن ها اجتناب کرد. کاهش آمیلوئید بتای پلاسما تضمین کننده ی کاهش خطر آلزایمر نیست. اگرچه سطح پلاسما با سطح مغزی همبستگی دارد، اما یکسان نیستند. همچنین مهم است در نظر داشته باشیم که شرکت کنندگان جوان و سالم بودند. هنوز مشخص نیست که آیا این اثرات در بزرگسالان مسن تر یا افرادی با اختلال شناختی نیز یکسان خواهد بود یا خیر.

پژوهش های آینده برای تأیید این که آیا این تغییرات در خون بازتاب تغییرات در مغز هستند یا نه، مورد نیاز است. پژوهشگران در حال برنامه ریزی مطالعاتی برای اندازه گیری آمیلوئید بتا در مایع مغزی – نخاعی هستند. این کار ارزیابی مستقیم تری از سلامت مغز ارائه خواهد داد.

ما در حال حاضر در حال کار برای دریافت بودجه جهت انجام یک کارآزمایی بالینی هستیم که در آن سطح آمیلوئید بتا در مایع مغزی – نخاعی را پیش و پس از چند هفته تنفس آهسته اندازه گیری کنیم. سطح آمیلوئید بتا در مایع مغزی – نخاعی در افراد سالم ۲۰ ساله پایین است و به طور چشمگیری افزایش می یابد تا زمانی که به حدی بالا می رسد که شروع به تجمع در بافت مغز می کند (معمولاً حدود ۶۰ یا ۷۰ سالگی).

اگر درصد کاهش های مشابهی در سطح آمیلوئید بتا در مایع مغزی – نخاعی مشاهده کنیم، همان طور که در پلاسما دیدیم، این به این معنا خواهد بود که افراد می توانند سطح آمیلوئید بتای خود را به حدود سطح فردی که ۵ تا ۱۰ سال جوان تر است، بازگردانند. این موضوع می تواند به طور بالقوه فرآیندهای تجمع آمیلوئید بتا را که به نظر می رسد یک محرک بسیار حیاتی برای بیماری آلزایمر هستند، به تأخیر بیندازد یا از آن ها پیشگیری کند.

پژوهشگران همچنین قصد دارند مشخص کنند آیا این کاهش ها در آمیلوئید بتا می توانند در دوره های طولانی تر حفظ شوند یا نه. اگر اثرات تجمعی باشند، تنفس آهسته ی روزانه می تواند به عنوان یک مداخله ی کم هزینه برای به تأخیر انداختن شروع بیماری آلزایمر عمل کند.

هیچ مداخله ی رفتاری دیگری نشان داده نشده است که سطح آمیلوئید بتا را نسبت به یک کنترل تصادفی کاهش دهد. برای مثال، در حالی که نشان داده شده خواب هر شب سطح آمیلوئید بتا را کاهش می دهد، هیچ کس مداخله ی خواب طراحی نکرده است که آمیلوئید بتا را بهتر از خواب طبیعی ما کاهش دهد. گام حیاتی بعدی برای ما این است که آزمایش کنیم تنفس آهسته ی روزانه چه تأثیری بر سطح آمیلوئید بتا در مغز دارد.

برای ورود به صفحه اینستاگرام کلیک کنید.
ارسال نظر

آخرین اخبار
خط سلامت
فیلم ها
  • خط سلامت: عشق و حسادت با هم مرتبط هستند زیرا یک هورمون مشترک در این دو احساس نقش دارد. عشق احساسی است که به هورمون…

گزارش ویژه
پادکست