چرا هرچه بیشتر توضیح می‌ دهیم، همسرمان کمتر ما را می‌ فهمد؟ روانشناسی گفتگو در رابطه

خط سلامت: توضیح دادن بیشتر همیشه به فهم بهتر منجر نمی شود. وقتی هیجان بالا می رود، گفت و گو ممکن است از بیان یک نیاز ساده به دفاع، سرزنش و رقابت برای اثبات حقانیت تبدیل شود.

چرا هرچه بیشتر توضیح می‌ دهیم، همسرمان کمتر ما را می‌ فهمد؟ روانشناسی گفتگو در رابطه

به گزارش خط سلامت، گاهی ده دقیقه توضیح بیشتر، پیامی را پنهان می کند که می شد در یک جمله روشن بیان کرد.

یک نفر می گوید:

ـ من که همه چیز را توضیح دادم.

طرف مقابل پاسخ می دهد:

ـ اما هنوز نمی فهمم چرا ناراحتی.

نفر اول احساس می کند شنیده نشده است و توضیح بیشتری می دهد. نفر دوم احساس فشار می کند و کمتر گوش می دهد. هرچه یکی بیشتر برای ادامه گفت و گو تلاش می کند، دیگری بیشتر عقب می کشد.

در روانشناسی روابط، این وضعیت می تواند به الگوی درخواست و کناره گیری نزدیک باشد؛ چرخه ای که در آن یک نفر برای دریافت پاسخ، توجه یا تغییر فشار بیشتری وارد می کند و دیگری برای کاهش تنش از گفت و گو فاصله می گیرد.

نقش ها همیشه ثابت نیستند. ممکن است فردی در یک موضوع دنبال کننده باشد و در موضوعی دیگر خودش کناره گیری کند.

چرا توضیح بیشتر همیشه موثر نیست؟

وقتی احساس می کنیم همسرمان منظور ما را نفهمیده است، واکنش طبیعی این است که اطلاعات بیشتری ارائه کنیم.

ابتدا می گوییم:

ـ از این اتفاق ناراحت شدم.

وقتی واکنش مورد انتظار را دریافت نمی کنیم، گذشته را نیز وارد گفت و گو می کنیم:

ـ دفعه قبل هم همین کار را کردی.

بعد موضوع گسترده تر می شود:

ـ از اول رابطه همین مشکل را داشتیم.

در نهایت، بحث از یک رفتار مشخص به شخصیت طرف مقابل می رسد:

ـ تو هیچ وقت احساس من را نمی فهمی.

فرد تصور می کند با اضافه کردن جزئیات، پیامش روشن تر می شود؛ اما همسرش ممکن است هر جمله تازه را اتهام جدیدی علیه خود بداند.

پیام اولیه گم می شود و طرف مقابل دیگر نمی داند باید درباره اتفاق امروز پاسخ بدهد یا از تمام شخصیت و سابقه خود دفاع کند.

چرا هرچه بیشتر توضیح می دهیم

وقتی مغز به جای شنیدن، آماده دفاع می شود

در اوج تنش، ظرفیت توجه و پردازش اطلاعات می تواند کاهش پیدا کند. فرد ممکن است بیش از معنای پیام، به لحن، کلمات تهدید کننده و راه دفاع از خود توجه کند.

اگر گفت و گو با جمله هایی مانند تو همیشه یا تو هیچ وقت ادامه پیدا کند، احتمال دفاع، حمله متقابل یا کناره گیری بیشتر می شود.

یکی می گوید: چرا دیر کردی؟

چند دقیقه بعد بحث به اینجا می رسد:

ـ هیچ وقت نمی شود روی تو حساب کرد.

موضوع دیگر فقط دیر رسیدن نیست. حالا اعتبار و شخصیت یک نفر زیر سوال رفته است.

فهمیدن با موافقت کردن فرق دارد

یکی از اشتباه های رایج در رابطه این است که تصور کنیم اگر همسرمان ما را فهمیده باشد، باید با برداشت ما موافق باشد.

در حالی که یک نفر می تواند احساس همسرش را بفهمد، اما درباره علت اتفاق یا تفسیر آن نظر متفاوتی داشته باشد.

برای مثال، فرد می تواند بگوید:

ـ می فهمم حرف من تو را ناراحت کرده است. قصد من آسیب زدن نبود، اما می بینم که این اتفاق چه اثری روی تو گذاشته است.

در این جمله، احساس طرف مقابل به رسمیت شناخته می شود، بدون اینکه فرد مجبور باشد تمام برداشت او را تایید کند.

توانایی تحمل این تفاوت، از مهارت های مهم ارتباطی در رابطه است.

پشت توضیح های طولانی چه نیازی پنهان شده است؟

دکتر مریم سامانی، روانشناس بالینی، می گوید گاهی مسئله اصلی این نیست که همسر فرد منظور او را از نظر منطقی متوجه نشده است. پشت توضیح های مکرر ممکن است نیاز عمیق تری وجود داشته باشد:

ـ می خواهم احساس کنم برایش مهم هستم.

ـ می خواهم بداند قصد آسیب زدن نداشتم.

ـ می خواهم احساس کنم مرا می بیند.

ـ می خواهم مطمئن شوم هنوز این رابطه برایش اهمیت دارد.

وقتی نیاز اصلی دیده شدن، اطمینان یا اعتبار عاطفی است، اضافه کردن اطلاعات همیشه آن را برطرف نمی کند.

گاهی بهتر است فرد به جای شرح طولانی تمام اتفاق ها، نیاز اصلی خود را مستقیم بیان کند:

ـ بیشتر از خود اتفاق، از این ناراحت شدم که احساس کردم تنها مانده ام.

توضیح می دهیم یا از خودمان دفاع می کنیم؟

توضیح دادن با دفاع کردن تفاوت دارد.

توضیح روشن:

ـ دیر رسیدم چون جلسه کاری طول کشید. باید زودتر خبر می دادم.

دفاع:

ـ مگر چند بار دیر رسیدم؟ تو خودت همیشه دیر می کنی.

در نمونه دوم، توجه از مسئله اصلی به حمله متقابل منتقل می شود. نتیجه این است که هیچ کدام احساس شنیده شدن نمی کنند.

پذیرفتن بخشی از مسئولیت، به معنای مقصر دانستن کامل خود نیست. گاهی یک جمله کوتاه مانند باید خبر می دادم، تنش را بیشتر از چند دقیقه توجیه کاهش می دهد.

چرا بعضی گفت و گوها شبیه دادگاه می شوند؟

وقتی هدف گفت و گو اثبات حقانیت باشد، هر دو نفر شروع به جمع آوری مدرک می کنند.

یکی می گوید:

ـ این ماه سه بار دیر کردی.

دیگری پاسخ می دهد:

ـ تو هم هفته قبل فلان کار را کردی.

نفر اول می گوید:

ـ آن اتفاق فرق داشت.

و بحث بدون رسیدن به مسئله اصلی ادامه پیدا می کند.

در دادگاه، هدف تعیین مقصر است. در رابطه، هدف می تواند شناخت تجربه یکدیگر، حل مسئله و جلوگیری از تکرار آسیب باشد. تلاش برای پیروزی ممکن است گفت و گو را به شکستی مشترک تبدیل کند.

گوش دادن فعال یعنی چه؟

گوش دادن فعال فقط ساکت ماندن تا رسیدن نوبت پاسخ نیست. فرد تلاش می کند پیام و تجربه عاطفی همسرش را با زبان خودش بازگو کند.

برای مثال:

ـ اگر درست فهمیده باشم، بیشتر از دیر رسیدن من، این ناراحتت کرده که احساس کردی نگرانی تو برایم مهم نیست.

این جمله به معنای موافقت کامل نیست. فقط نشان می دهد پیام دریافت شده است.

پیش از توضیح دادن درباره نیت خود، بهتر است ابتدا نشان دهیم اثر رفتارمان را شنیده ایم. نیت و تاثیر همیشه یکسان نیستند. ممکن است قصد آسیب نداشته باشیم، اما رفتار ما همچنان باعث ناراحتی شده باشد.

اعتبار عاطفی به معنای حق دادن کامل نیست

اعتباردهی عاطفی یعنی بتوانیم بفهمیم چرا یک اتفاق، با توجه به تجربه و برداشت همسرمان، چنین احساسی در او ایجاد کرده است.

برای مثال:

ـ اگر فکر کردی تو را نادیده گرفته ام، قابل درک است که ناراحت شده باشی.

این جمله با تو زیادی حساسی تفاوت زیادی دارد. جمله دوم تجربه فرد را رد می کند و احتمال ادامه تعارض را افزایش می دهد.

اعتبار عاطفی به معنای تایید هر رفتار یا برداشتی نیست. می توان احساس یک نفر را پذیرفت و هم زمان درباره برداشت یا درخواست او گفت و گو کرد.

توضیح دادن زیاد می تواند راهی برای کنترل اضطراب باشد

بعضی افراد نمی توانند تحمل کنند که همسرشان برداشت منفی از آنها داشته باشد. بنابراین تلاش می کنند با توضیح های طولانی، تصویر خود را در ذهن طرف مقابل اصلاح کنند.

فرد ممکن است فقط به دنبال حل مسئله نباشد. شاید می خواهد بشنود که هنوز انسان خوبی است، هنوز دوست داشته می شود یا کاملا مقصر نیست.

این نیاز قابل فهم است، اما اگر تنظیم نشود، گفت و گو را فرسوده می کند.

در چنین لحظه ای می توان از خود پرسید:

آیا در حال روشن کردن مسئله هستم یا می خواهم اضطراب خودم را با ادامه دادن بحث کاهش دهم؟

هنر کوتاه گفتن

گاهی یک جمله روشن از یک سخنرانی طولانی موثرتر است.

به جای توضیح چند دقیقه ای درباره تمام دفعاتی که همسرمان دیر کرده است، می توان گفت:

ـ وقتی بدون خبر دیر می رسی، نگران می شوم و احساس می کنم نگرانی من دیده نمی شود. نیاز دارم اگر دیر می کنی، یک پیام کوتاه بدهی.

این جمله چهار بخش دارد:

رفتار مشخص

احساس

معنایی که از رفتار برداشت شده است

درخواست روشن

تمرکز بر رفتار مشخص، احتمال دفاع را کمتر می کند. در مقابل، برچسب هایی مانند بی مسئولیت، خودخواه یا بی احساس، شخصیت طرف مقابل را هدف می گیرند.

جمله های من همیشه معجزه نمی کنند

پیشنهاد می شود افراد به جای جمله های سرزنش آمیز، درباره تجربه خود صحبت کنند.

به جای:

ـ تو هیچ وقت به من توجه نمی کنی.

می توان گفت:

ـ این روزها احساس می کنم از هم دور شده ایم و دلم برای نزدیکی بیشتر تنگ شده است.

اما شروع کردن جمله با من، به تنهایی آن را سالم نمی کند.

جمله زیر همچنان یک برچسب است:

ـ من احساس می کنم تو انسان خودخواهی هستی.

احساس، واژه هایی مانند ناراحت، نگران، تنها، خشمگین یا ناامید است. خودخواه، بی مسئولیت و بی احساس، ارزیابی شخصیت طرف مقابل هستند.

وقتی گفت و گو بیش از حد داغ شده است

گاهی ادامه دادن بحث فقط شرایط را بدتر می کند. در این حالت، یک مکث توافقی می تواند مفید باشد.

مکث به معنای ناپدید شدن، تنبیه با سکوت یا فرار همیشگی از مسئله نیست. بهتر است فرد زمان بازگشت را روشن کند:

ـ الان نمی توانم خوب گوش بدهم. سی دقیقه زمان می خواهم و بعد بر می گردم تا صحبت را ادامه دهیم.

این جمله با ترک ناگهانی اتاق یا چند روز سکوت تفاوت دارد. مکث سالم باید موقت، روشن و همراه با تعهد به ادامه گفت و گو باشد.

وقتی مشکل فقط شیوه بیان ما نیست

گاهی فرد هرقدر هم روشن و محترمانه صحبت کند، طرف مقابل حاضر به شنیدن نیست. تحقیر، تهدید، تمسخر، تنبیه با سکوت و قطع مداوم ارتباط را نمی توان فقط با انتخاب جمله های بهتر حل کرد.

رابطه سالم به مشارکت دو نفر نیاز دارد. اگر یک نفر همیشه برای گفت و گو تلاش کند و دیگری به شکل مداوم او را نادیده بگیرد یا تحقیر کند، باید الگوی کلی رابطه بررسی شود.

در صورت وجود خشونت، تهدید یا کنترل گری، اولویت با حفظ ایمنی است. زوج درمانی همیشه در شرایط خشونت فعال انتخاب مناسبی نیست و ممکن است دریافت کمک فردی و خدمات حمایتی ضرورت داشته باشد.

تمرین چهار سوال برای زوج ها

یکی از اختلاف های اخیر را انتخاب کنید و هر نفر به چهار سوال پاسخ دهد.

چه اتفاق مشخصی افتاد؟

چه احساسی پیدا کردم؟

چه معنایی از آن اتفاق برداشت کردم؟

از همسرم چه درخواست مشخصی دارم؟

برای مثال:

ـ وقتی هنگام صحبت من به تلفن نگاه کردی، ناراحت شدم. برداشت کردم که حرفم برایت مهم نیست. می خواهم وقتی درباره موضوع مهمی صحبت می کنیم، چند دقیقه تلفن را کنار بگذاری.

این ساختار کمک می کند زوج ها از متهم کردن شخصیت یکدیگر به توصیف تجربه و درخواست قابل اجرا برسند.

چه زمانی باید از زوج درمانگر کمک گرفت؟

اگر گفت و گوها به شکل مداوم به تحقیر، تهدید، سکوت طولانی، پرخاشگری یا بن بست می رسند، کمک تخصصی می تواند ضروری باشد.

همچنین اگر زوج بارها درباره یک موضوع صحبت کرده اند، اما هر بار وارد همان چرخه فشار و کناره گیری می شوند، احتمالا مسئله فقط یک سوء تفاهم ساده نیست.

زوج درمانگر می تواند به دو نفر کمک کند چرخه تعارض را شناسایی کنند، هیجان های زیر رفتار را ببینند و روش های موثرتری برای بیان نیاز و حل مسئله پیدا کنند.

گاهی بیشتر حرف می زنیم، چون کمتر شنیده شده ایم. اما توضیح بیشتر همیشه به فهم بیشتر منجر نمی شود.ممکن است چیزی که رابطه نیاز دارد، اطلاعات تازه نباشد؛ بلکه شنیدن تجربه عاطفی یکدیگر باشد. گاهی به جای ده دقیقه اثبات اینکه چرا ناراحتیم، کافی است بگوییم:  از این اتفاق احساس تنهایی کردم.

و گاهی به جای پاسخ فوری درباره نیت خود، بهتر است ابتدا بگوییم:  می فهمم چرا این اتفاق تو را ناراحت کرده است.

گفت و گوی خوب لزوما گفت و گویی نیست که در پایان آن یک نفر ثابت کند حق با او بوده است. گفت و گوی خوب می تواند گفت و گویی باشد که پس از آن، هر دو نفر تجربه یکدیگر را کمی روشن تر ببینند.

پایان خبر برای ورود به صفحه اینستاگرام کلیک کنید.
ارسال نظر

اخبار پربازدید
آخرین اخبار
خط سلامت
فیلم ها
  • خط سلامت: عشق و حسادت با هم مرتبط هستند زیرا یک هورمون مشترک در این دو احساس نقش دارد. عشق احساسی است که به هورمون…

گزارش ویژه
پادکست
اتاق درمان