مطالعه ای جدید نشان می دهد ورزشکاران حرفه ای و رقابتی، حتی در ورزش های تماس دار، سطح خشونت کمتری در زندگی روزمره دارند. پژوهشگران با ترکیب پرسشنامه های رفتاری و تصویربرداری مغزی fMRI دریافتند که ورزشکاران شبکه های عصبی تقویت شده ای دارند که ادغام اطلاعات حسی و کنترل حرکتی و عاطفی را بهبود می بخشد.
به گزارش خط سلامت تحلیل ها نشان داد که اتصالات بین قشر پیش – پیشانی و ساختارهای زیر قشری، و همچنین قشر اوربیتوفرونتال و مخچه، پیش بینی کننده سطح پایین تر خشونت هستند. این یافته ها نشان می دهد که تمرینات طولانی مدت و رقابت های شدید ورزشی ممکن است مهارت های تنظیم عاطفی و کنترل تکانه را تقویت کنند و به کاهش رفتار خشونت آمیز فراتر از میدان کمک کنند.
چرا ورزشکاران حرفه ای خشونت کمتری خارج از میدان دارند؟
ورزش های رقابتی نیازمند خود کنترلی بالا و تنظیم عاطفی هستند. ورزشکاران شبکه های عصبی تقویت شده دارند که اطلاعات حسی، حرکتی و عاطفی را بهتر ادغام می کنند. ارتباطات بین قشر پیش – پیشانی، اوربیتوفرونتال و مخچه با کاهش خشونت مرتبط است. این توانایی ها به ورزشکاران کمک می کند تا تکانش ها و خشونت خودجوش را کنترل کنند. نشان می دهد که ورزش رقابتی می تواند مهارت های رفتاری و عصبی محافظتی ایجاد کند.
خشونت یک ویژگی پیچیده است که تحت تأثیر عوامل بیولوژیکی و محیطی قرار دارد. یک بحث مداوم در روانشناسی مربوط به تأثیر ورزش های رقابتی بر گرایش فرد به رفتار خشونت آمیز است. یک دیدگاه، معروف به نظریه یادگیری اجتماعی، پیشنهاد می کند که خشونتی که اغلب در ورزش هایی مانند فوتبال یا راگبی نیاز است و پاداش می گیرد، می تواند به موقعیت های غیر ورزشی سرریز شود. این نظریه معتقد است که ورزشکاران یاد می گیرند مشکلات را با سلطه فیزیکی حل کنند، که ممکن است آن ها را در موقعیت های اجتماعی به خشونت پذیری بیشتر سوق دهد.
دیدگاه مخالف بر این است که محیط ساختاریافته ورزش های رقابتی، انضباط و تنظیم عاطفی را ترویج می کند. این دیدگاه پیشنهاد می دهد که نیازهای شدید جسمانی و ذهنی رقابت های سطح بالا، ورزشکاران را ملزم می کند تا برای موفقیت، خود کنترلی عالی توسعه دهند.
براساس این چارچوب، توانایی مهار واکنش های تکانشی در طول بازی به تنظیم رفتاری بهتر در زندگی روزمره ترجمه می شود. تحقیقات قبلی که تلاش کرده اند این بحث را حل کنند، نتایج متناقضی ارائه داده اند و عمدتاً به پرسشنامه های خود اظهاری متکی بودند بدون آن که مکانیسم های بیولوژیکی زیربنایی را بررسی کنند.
این مطالعه با انگیزه یافته های متناقض در تحقیقات پیشین درباره رابطه بین مشارکت طولانی مدت در ورزش های رقابتی و خشونت انجام شد. در حالی که برخی مطالعات نشان می دهند که ورزش های رقابتی، به ویژه آن هایی که نیازهای فیزیکی و عاطفی شدیدی دارند، ممکن است خشونت خارج از میدان را از طریق اثر سرریز افزایش دهند.
تحقیقات دیگر نشان می دهد ورزشکاران به دلیل تنظیم عاطفی و انضباطی که از طریق تمرینات طولانی مدت توسعه می یابد، اغلب سطح خشونت کمتری در موقعیت های روزمره نسبت به غیر ورزشکاران از خود نشان می دهند. این مطالعه به بررسی چگونگی ارتباط مشارکت طولانی مدت در ورزش های رقابتی با خشونت خارج از میدان می پردازد و همچنین مکانیسم های عصبی زیربنایی این تفاوت های رفتاری را با استفاده از تحلیل همبستگی عملکردی مغز در حالت استراحت بررسی می کند.
تیم تحقیقاتی مجموعاً 190 شرکت کننده از جامعه دانشگاهی در چین جذب کرد. نمونه شامل 84 ورزشکار رقابتی از تیم های فوتبال و راگبی دانشگاه بود. این ورزشکاران به طور میانگین نزدیک به هفت سال تجربه رقابتی داشتند و در تمرینات هفتگی سخت شرکت می کردند. گروه مقایسه شامل 106 غیر ورزشکار بود که در ورزش های سازمان یافته منظم شرکت نمی کردند.
تمام شرکت کنندگان نسخه چینی پرسشنامه خشونت بوس – پری را تکمیل کردند. این ابزار روانشناختی پرکاربرد سطح کلی خشونت فرد و چهار زیر نوع خاص را اندازه گیری می کند: خشونت فیزیکی، خشونت کلامی، خشم و خصومت. شرکت کنندگان همچنین تمایل خود به خشونت خودجوش را ارزیابی کردند. پژوهشگران امتیازات گروه ورزشکار را با گروه کنترل غیر ورزشکار مقایسه کردند تا تفاوت های رفتاری را شناسایی کنند.
پس از ارزیابی رفتاری، شرکت کنندگان تحت تصویربرداری رزونانس مغناطیسی عملکردی (fMRI) قرار گرفتند. پژوهشگران از پروتکل fMRI در حالت استراحت استفاده کردند. این روش شامل اسکن مغز در حالی است که شرکت کننده بیدار است اما هیچ وظیفه شناختی خاصی انجام نمی دهد. این روش به دانشمندان اجازه می دهد تا معماری عملکردی ذاتی مغز را با مشاهده نوسانات خود به خودی فعالیت مغزی ترسیم کنند. این رویکرد به ویژه برای شناسایی ویژگی های پایدار و صفاتی مغز مفید است.
داده های رفتاری تفاوت های واضحی بین دو گروه نشان داد. ورزشکاران امتیاز قابل توجهی پایین تر در خشونت کلی نسبت به گروه کنترل غیر ورزشکار گزارش کردند. هنگام تحلیل زیر مقیاس های خاص، مشخص شد که ورزشکاران در خشونت فیزیکی، خشم، خصومت و خشونت خودجوش امتیاز پایین تری دارند.
تنها بعدی که تفاوت معناداری در آن مشاهده نشد، خشونت کلامی بود. این نتایج شواهد رفتاری را ارائه می دهند که مشارکت در ورزش های رقابتی به عنوان یک عامل محافظتی در برابر خشونت maladaptive عمل می کند.
تحلیل تصویربرداری مغز دیدگاه هایی درباره مکانیسم های عصبی احتمالی پشت این یافته های رفتاری ارائه داد. پژوهشگران از روشی به نام Network-Based Statistics برای مقایسه ماتریس های ارتباطی کل مغز ورزشکاران و غیر ورزشکاران استفاده کردند. آن ها یک زیر شبکه بزرگ شناسایی کردند که در آن ورزشکاران نسبت به کنترل ها اتصال قوی تری داشتند. این شبکه تقویت شده شامل 105 اتصال بود که 70 منطقه مغزی متمایز را به هم متصل می کرد.
اتصالات تقویت شده در ورزشکاران تصادفی نبود بلکه در سیستم های خاص متمرکز بود. تحلیل نشان داد که ادغام بین شبکه salience و شبکه های حسی – حرکتی افزایش یافته است. شبکه salience مسئول شناسایی محرک های مهم و هماهنگی پاسخ مغز است، در حالی که شبکه های حسی – حرکتی حرکت و پردازش حسی را مدیریت می کنند. این الگو نشان می دهد که مغز ورزشکاران به طور مؤثرتری برای ادغام اطلاعات حسی با کنترل حرکتی و منابع توجهی سیم کشی شده است.
برای درک بهتر ارتباط بین عملکرد مغز و رفتار، نویسندگان از تکنیک یادگیری ماشین به نام Connectome-Based Predictive Modeling استفاده کردند. این تحلیل هدف داشت تا تعیین کند آیا الگوهای ارتباطی مغز می توانند به طور دقیق امتیاز خشونت فرد را پیش بینی کنند، صرف نظر از عضویت گروهی او. مدل موفق شد سطح خشونت کلی و خشونت فیزیکی را بر اساس داده های fMRI پیش بینی کند.
مدل سازی پیش بینی نشان داد سطوح پایین تر خشونت با الگوهای ارتباطی خاصی شامل قشر پیش – پیشانی مرتبط است. قشر پیش – پیشانی مسئول عملکردهای اجرایی مانند تصمیم گیری، کنترل تکانه و برنامه ریزی است.
تحلیل نشان داد اتصالات منفی قوی تر بین قشر پیش – پیشانی و مناطق زیر قشری پیش بینی کننده کاهش خشونت است. این نشان می دهد که مغز به خوبی تنظیم شده از مکانیسم های کنترل از بالا به پایین برای مهار تکانه های ناشی از ساختارهای عمیق تر مغز استفاده می کند.
پژوهشگران همچنین همپوشانی قابل توجهی بین تفاوت های گروهی و مدل های پیش بینی فردی یافتند. چهار اتصال عصبی خاص شناسایی شدند که هم به عنوان ویژگی متمایز گروه ورزشکار و هم به عنوان پیش بینی کننده های قوی خشونت کمتر عمل می کنند. این اتصالات شامل قشر اوربیتوفرونتال و مخچه بودند. قشر اوربیتوفرونتال برای تنظیم عاطفی کلیدی است، در حالی که مخچه به طور سنتی با تعادل و هماهنگی حرکتی مرتبط است اما به طور فزاینده ای برای نقش آن در پردازش عاطفی شناخته شده است.
همگرایی این یافته ها نشان می دهد نیازهای ورزش های رقابتی ممکن است تغییرات نوروپلاستیک را القا کنند که حمایت از تنظیم رفتاری بهتر را فراهم می کند. نیاز به اجرای مهارت های حرکتی پیچیده در حالی که سطوح بالای برانگیختگی فیزیولوژیکی مدیریت می شود و رعایت قوانین بازی، احتمالاً مسیرهای عصبی را تقویت می کند که کنترل حرکتی و عاطفی را ادغام می کنند. این بهره وری عصبی تقویت شده به نظر می رسد فراتر از میدان گسترش یافته و به ورزشکاران کمک می کند تا ناامیدی را مدیریت کرده و تکانه های خشونت آمیز را در زندگی روزمره سرکوب کنند.
این مطالعه کلیشه رایج را که افراد شرکت کننده در ورزش های رقابتی و تماس دار در زندگی روزمره پرخاشگر یا خطرناک هستند، به چالش می کشد، در واقع، پژوهش نشان می دهد که مشارکت طولانی مدت در این ورزش ها ممکن است به افراد کمک کند تا خشونت را بهتر مدیریت کنند. از طریق تمرینات خود، آن ها تنظیم عاطفی و خود انضباطی را توسعه می دهند که ممکن است با تغییرات مغزی مرتبط باشد و به آن ها در کنترل خشونت و رفتار خارج از میدان کمک کند.
برخی محدودیت ها نیز وجود دارد. این تحقیق از طراحی مقطعی استفاده کرد، که داده ها را در یک نقطه زمانی مشخص ثبت می کند. این بدان معناست که مطالعه نمی تواند به طور قطعی ثابت کند که تمرینات ورزشی باعث تغییرات مغزی یا کاهش خشونت شده اند. ممکن است افرادی که تنظیم عاطفی بهتر و الگوهای خاص ارتباط مغزی دارند، به طور طبیعی به ورزش های رقابتی جذب شوند و در آن ها موفق باشند.
نمونه نیز محدود به ورزشکاران دانشگاهی در ورزش های تیمی تماس دار در یک زمینه فرهنگی خاص بود. ارزش های فرهنگی مرتبط با احساسات و هماهنگی اجتماعی می توانند نحوه ابراز و تنظیم خشونت را تحت تأثیر قرار دهند.
یکی از اهداف بلند مدت ما گسترش نمونه به شامل ورزشکارانی از دامنه وسیع تری از ورزش ها، از جمله ورزش های انفرادی و غیر تماس، و همچنین شرکت کنندگان از زمینه های فرهنگی مختلف است، لوآن گفت: این به افزایش قابلیت تعمیم یافته های ما کمک می کند.
علاوه بر این، از آنجا که مطالعه فعلی ما مقطعی است، نمی تواند روابط علّی را اثبات کند. در تحقیقات آینده، قصد داریم طراحی های طولی و مبتنی بر مداخله را اتخاذ کنیم تا مکانیسم های علّی پشت اثرات مشاهده شده را بهتر درک کنیم و ویژگی های فردی پیشین را از سازگاری های عصبی ناشی از تمرین ورزشی پایدار جدا کنیم.
برای ورود به صفحه اینستاگرام کلیک کنید.تمام مطالب سایت اختصاصی و توسط تحریریه خط سلامت تولید شده است، استفاده با ذکر منبع و لینک دهی بلامانع است