یک مطالعه طولی جدید نشان می دهد که شاخص گردی بدن (Body Roundness Index)، به ویژه میزان چربی احشایی دور شکم، می تواند خطر ابتلا به افسردگی در آینده را پیش بینی کند. افراد با گردی بدن بالاتر، حتی پس از کنترل BMI و عوامل سبک زندگی، تا ۳۰٪ بیشتر در معرض تشخیص افسردگی قرار دارند.
به گزارش خط سلامت مکانیزم های احتمالی شامل التهاب سیستمیک ناشی از چربی احشایی و اختلال در تنظیم هورمون ها و محور استرس بدن است. یافته ها نشان می دهند اندازه گیری ساده دور کمر و قد می تواند ابزار غربالگری مؤثری برای شناسایی افرادی با ریسک بالای افسردگی باشد.
آیا شکل بدن می تواند افسردگی آینده را پیش بینی کند؟
شاخص گردی بدن (Body Roundness Index) با افزایش خطر افسردگی در طول زمان مرتبط است.چربی احشایی شکمی مارکرهای التهابی و هورمونی را فعال می کند که خلق و روان را تحت تأثیر قرار می دهند. ارتباط بین گردی بدن و افسردگی حتی پس از کنترل BMI و سبک زندگی قوی باقی می ماند.اندازه گیری ساده دور کمر و قد می تواند ابزار غربالگری اولیه برای سلامت روان باشد.
افسردگی یک چالش شایع سلامت روان است که تقریباً ۳۰۰ میلیون نفر را در جهان تحت تأثیر قرار می دهد و اغلب بارهای شدید جسمی و هزینه های اقتصادی برای فرد و جامعه به همراه دارد. متخصصان پزشکی چاقی را به عنوان یک عامل خطر احتمالی برای مشکلات روانی شناسایی کرده اند. ابزار استاندارد برای اندازه گیری چاقی، شاخص توده بدن (BMI) است که بر اساس وزن و قد فرد امتیازدهی می کند.
با این حال، BMI محدودیت هایی در دقت ارزیابی ریسک های سلامتی دارد. این شاخص نمی تواند بین جرم عضلانی و جرم چربی تمایز قائل شود و همچنین محل ذخیره چربی در بدن را نشان نمی دهد. این تمایز اهمیت زیادی دارد زیرا چربی ذخیره شده در ناحیه شکم معمولاً از نظر متابولیکی مضرتر از چربی های سایر نقاط بدن است. برای پوشش این کمبودها، دانشمندان شاخص گردی بدن (Body Roundness Index) را توسعه دادند.
این شاخص از دور کمر نسبت به قد استفاده می کند تا میزان چربی احشایی بدن را تخمین بزند. چربی احشایی چربی عمیق داخل شکم است که دور اندام های داخلی را فرا گرفته است. این نوع چربی فعال بیولوژیکی است و با بیماری های مزمن مختلف مرتبط است. تحقیقات پیشین ارتباطی بین این نوع چربی و سلامت روان نشان داده اند، اما داده های طولی محدود بوده است.
ینگ هونگ ژای به عنوان نویسنده اصلی این پروژه فعالیت داشت. ژای و همکارانش قصد داشتند روشن کنند که آیا گردی بدن می تواند افسردگی آینده را بهتر از معیارهای وزنی کلی پیش بینی کند و همچنین بررسی کنند که آیا سبک زندگی مانند سیگار کشیدن یا ورزش این ارتباط را توضیح می دهد یا خیر.
برای بررسی این موضوع، تیم تحقیقاتی از داده های UK Biobank استفاده کرد. این بانک داده های زیست پزشکی حاوی اطلاعات ژنتیکی، سلامت و سبک زندگی از ساکنان بریتانیا است. محققان سوابق ۲۰۱،۸۱۳ بزرگسال را انتخاب کردند که هنگام ورود به بیوبانک تشخیص افسردگی نداشتند. سن شرکت کنندگان از ۴۰ تا ۶۹ سال بود.
شاخص گردی بدن برای هر فرد با استفاده از اندازه گیری دور کمر و قد محاسبه شد و سپس این افراد به مدت تقریباً ۱۳ سال دنبال شدند تا ببینند چه کسانی در طول این دهه به افسردگی مبتلا شدند. برای دقت بیشتر، تحلیل عوامل متعددی مانند سن، جنسیت، وضعیت اجتماعی-اقتصادی، و قومیت را در نظر گرفت. همچنین شرایط سلامتی موجود مانند دیابت نوع ۲ و فشار خون بالا و عادات سبک زندگی مانند مصرف الکل و مدت خواب کنترل شد.
نتایج نشان داد بین شکل بدن و سلامت روان یک الگوی واضح وجود دارد. شرکت کنندگان بر اساس نمره گردی بدن به چهار گروه (چهارک) تقسیم شدند. افرادی که در بالاترین چهارک قرار داشتند بیشترین نسبت دور کمر به قد را داشتند. تحلیل نشان داد که این افراد ۳۰٪ خطر بیشتری برای ابتلا به افسردگی نسبت به افراد در پایین ترین چهارک داشتند. این ارتباط حتی پس از تنظیم برای شاخص توده بدن سنتی نیز برقرار بود.
رابطه به شکل “J” بود، به این معنا که با افزایش گردی بدن، احتمال تشخیص افسردگی به طور پیوسته افزایش می یافت. این روند در گروه های مختلف سنی و جنسی مشابه بود و هم مردان و هم زنان و هم افراد بالای ۶۰ و زیر ۶۰ سال را شامل می شد.
تیم تحقیق همچنین نقش رفتارهای سبک زندگی را بررسی کرد. با تحلیل میانجی گری آماری بررسی شد که آیا عادات مانند سیگار کشیدن یا نوشیدن الکل این ارتباط را توضیح می دهند یا خیر. نتایج نشان داد که وضعیت سیگار کشیدن به افزایش خطر کمک می کند، در حالی که فعالیت بدنی اثر محافظتی دارد و کمی خطر را کاهش می دهد. سطح تحصیلات نیز نقش میانجی جزئی داشت، اما این عوامل تنها بخش کوچکی از ارتباط کلی را توضیح می دادند و ارتباط مستقیم بین گردی بدن و افسردگی همچنان قوی بود.
محققان به مکانیزم های بیولوژیکی احتمالی اشاره کردند که چرا چاقی مرکزی با اختلالات خلقی مرتبط است. چربی شکمی مانند یک عضو فعال عمل می کند و مارکرهای التهابی مانند سایتوکین ها را وارد جریان خون می کند. این مارکرها می توانند از سد خونی-مغزی عبور کنند و عملکرد انتقال دهنده های عصبی تنظیم کننده خلق را مختل کنند.
احتمال دیگر، عدم تعادل هورمونی است. چاقی اغلب با مقاومت به لپتین همراه است، هورمونی که تعادل انرژی را تنظیم می کند. سطوح بالای لپتین می تواند محور هیپوتالاموس-هیپوفیز-آدرنال را مختل کند که نقش کلیدی در واکنش بدن به استرس دارد و یکی از ویژگی های افسردگی است.
مطالعه همچنین جنبه های اجتماعی و روان شناختی تصویر بدن را در نظر گرفت. نویسندگان اشاره کردند که انزجار اجتماعی و استیگما ممکن است نقش داشته باشد، اما تداوم ارتباط حتی پس از تنظیم بسیاری از عوامل اجتماعی نشان دهنده یک ارتباط فیزیولوژیکی است.
با اینکه مطالعه شامل افراد زیادی بود، محدودیت هایی داشت. بیشتر شرکت کنندگان سفیدپوست اروپایی بودند، بنابراین نتایج ممکن است به سایر گروه های قومی قابل تعمیم نباشد. همچنین مطالعه مشاهده ای بود و نمی توان به طور قطعی اثبات کرد که گردی بدن باعث افسردگی می شود. امکان وجود عوامل اندازه گیری نشده نیز وجود دارد، مانند تغییرات وزن یا وضعیت سلامت روان در طول ۱۳ سال که به طور روزانه ثبت نشده بود.
محققان همچنین اشاره کردند مقایسه مستقیم قدرت پیش بینی شاخص گردی بدن با سایر معیارها انجام نشده است و تمرکز بر ارتباط بین این شاخص و افسردگی بوده است. تحقیقات آینده نیاز دارد بررسی کند که این ابزار در محیط های بالینی چگونه عمل می کند.
نویسندگان پیشنهاد کردند تحقیقات آینده روی جمعیت های متنوع تر و بررسی دقیق مسیرهای بیولوژیکی که چربی شکمی را به عملکرد مغز مرتبط می کند، تمرکز کند. درک نقش التهاب و هورمون ها می تواند به درمان های بهتر منجر شود.
اگر این یافته ها تأیید شود، ممکن است به پزشکان کمک کند تا از اندازه گیری های ساده بدن به عنوان ابزار غربالگری استفاده کنند. این مطالعه بر فواید مدیریت چاقی مرکزی برای سلامت روان تأکید می کند و پایش گردی بدن می تواند شناسایی زودهنگام افراد با خطر بالای افسردگی و مداخله به موقع در سبک زندگی یا حمایت روان شناختی را ممکن سازد.
برای ورود به صفحه اینستاگرام کلیک کنید.تمام مطالب سایت اختصاصی و توسط تحریریه خط سلامت تولید شده است، استفاده با ذکر منبع و لینک دهی بلامانع است