یک مطالعه جدید روانشناسی نشان می دهد که برخی افراد برای مدیریت احساسات منفی به رفتارهای جنسی روی می آورند و این انتخاب با ویژگی های شخصیتی و دلبستگی خاص مرتبط است. پژوهشگران با بررسی ۵۶۲ بزرگسال در ایتالیا سه پروفایل متمایز شناسایی کردند:
به گزارش خط سلامت دلبستگی ایمن بدون مقابله جنسی : سطح پایین اضطراب و اجتناب دلبستگی، به ندرت از رابطه جنسی برای مقابله استفاده می کنند.
دلبستگی ناایمن با مقابله جنسی – ویژگی های خصومت، تکانشگری و خودانتقادی بالا، از رابطه جنسی برای کاهش درد عاطفی استفاده می کنند.
دلبستگی ناایمن بدون مقابله جنسی – احساس ناکافی بودن و اثر منفی بالا، اما به رفتار جنسی تکانشی روی نمی آورند.
یافته ها نشان می دهند سبک دلبستگی ناایمن به تنهایی موجب بیش جنسی نمی شود، بلکه ترکیب آن با ویژگی های شخصیتی خاص، احتمال استفاده از رابطه جنسی به عنوان مکانیزم مقابله ای را تعیین می کند. این نتایج پیامدهای مهمی برای شخصی سازی درمان رفتار جنسی و سلامت روان دارد.
چرا برخی افراد برای مقابله با احساسات به رفتار جنسی روی می آورند؟
این افراد معمولاً ویژگی های شخصیتی خصومت، تکانشگری و خودانتقادی بالا دارند.دارای سبک دلبستگی ناایمن هستند (اضطراب و اجتناب در روابط)
استفاده از رابطه جنسی به عنوان مکانیزم مقابله ای راهی برای مدیریت درد عاطفی است. افرادی با دلبستگی ناایمن مشابه اما بدون این ویژگی ها، رفتار جنسی تکانشی ندارند.درمان باید فراتر از رفتار جنسی بر دلبستگی، تنظیم احساسات و کنترل تکانه تمرکز کند.
روانشناسان بیش فعالی جنسی را به عنوان حالتی تعریف می کنند که شامل افکار، انگیزه ها و رفتارهای جنسی بیش از حد است. در حالی که تمایل جنسی بالا برای بسیاری طبیعی است، بیش جنسی زمانی به نگرانی بالینی تبدیل می شود باعث استرس یا اختلال در زندگی روزمره شود. بسیاری از متخصصان این رفتار را صرفاً به عنوان یک تمایل برای لذت نمی بینند، بلکه به عنوان یک استراتژی مقابله ای می دانند.
افراد ممکن است برای فرار از احساسات منفی مانند اضطراب، افسردگی، بی حوصلگی یا تنهایی به فعالیت جنسی روی بیاورند. این یک چرخه ایجاد می کند که در آن تسکین موقت حاصل از فعالیت جنسی، رفتار را تقویت می کند. در نهایت، این الگو می تواند منجر به احساس گناه یا شرم شود که ممکن است انگیزه های بیشتری برای مقابله از طریق رابطه جنسی ایجاد کند.
برای درک این دینامیک، پژوهشگران به نظریه دلبستگی نگاه می کنند. این چارچوب روانشناختی توضیح می دهد چگونه پیوندهای اولیه با مراقبان، نحوه ارتباط بزرگسالان با دیگران و تنظیم احساساتشان را شکل می دهد. افرادی با سبک دلبستگی ایمن معمولاً با صمیمیت راحت هستند و به دیگران اعتماد دارند.
کسانی که سبک دلبستگی ناایمن دارند، اغلب در ایجاد این پیوندها مشکل دارند. دلبستگی اضطرابی شامل ترس از ترک شدن و نیاز مداوم به تأیید است. دلبستگی اجتنابی شامل ناراحتی از نزدیکی و تمایل به فاصله عاطفی است.
مطالعات قبلی دلبستگی ناایمن را با دشواری در تنظیم احساسات مرتبط دانسته اند. وقتی افراد نمی توانند احساسات خود را به طور مؤثر مدیریت کنند، ممکن است به روش های بیرونی برای آرام کردن خود روی بیاورند. برای برخی، این روش بیرونی به جنسی شدن تبدیل می شود.
با این حال، هر کسی که سبک دلبستگی ناایمن دارد، رفتارهای بیش جنسی را توسعه نمی دهد. کامیلا تاکچینو و همکارانش در دانشگاه ساپیِنتزا رم به دنبال درک این بودند که چه چیزی این گروه ها را از هم متمایز می کند. آن ها قصد داشتند پروفایل های روانشناختی خاصی را بر اساس دلبستگی، خودانتقادی و ویژگی های شخصیتی شناسایی کنند.
پژوهشگران ۵۶۲ شرکت کننده از جمعیت عمومی ایتالیا جذب کردند. گروه عمدتاً زن و میانگین سنی حدود ۳۱ سال داشت. شرکت کنندگان مجموعه ای از پرسشنامه های خودگزارش مفصل را تکمیل کردند.
یک پرسشنامه گرایش به استفاده از رابطه جنسی به عنوان مکانیزم مقابله ای برای مقابله با درد عاطفی را اندازه گیری کرد. دیگری سبک های دلبستگی را بررسی کرد تا نشانه هایی از اضطراب یا اجتناب در روابط شناسایی شود. پرسشنامه های اضافی ویژگی های شخصیتی پاتولوژیک و سطح خودانتقادی را ارزیابی کردند.
تیم از روشی آماری به نام تحلیل پروفایل پنهان استفاده کرد. این تکنیک به پژوهشگران اجازه می دهد شرکت کنندگان را بر اساس الگوهای مشترک در چند متغیر گروه بندی کنند. به جای نگاه کردن به میانگین کل گروه، این روش “انواع” متمایز افراد را در داده ها شناسایی می کند.
تحلیل سه پروفایل مشخص را نشان داد. بزرگ ترین گروه که ۵۰٪ نمونه را تشکیل می داد، با عنوان «ایمن بدون مقابله جنسی» برچسب گذاری شد. این افراد سطح پایین اضطراب و اجتناب دلبستگی را نشان دادند و به ندرت از رابطه جنسی برای مدیریت احساسات خود استفاده کردند.
از نظر جمعیتی، این گروه ایمن معمولاً از سایر گروه ها مسن تر بود. آن ها همچنین احتمال بیشتری داشت در روابط عاشقانه باشند و فرزند داشته باشند. از نظر روانشناختی، بالاترین سطح ثبات عاطفی را نشان دادند.
پروفایل دوم با عنوان «ناایمن با مقابله جنسی» بود. این گروه حدود ۱۳٪ نمونه را تشکیل می داد. این شرکت کنندگان سطح بالایی از ناایمنی دلبستگی داشتند که شامل ترس از صمیمیت و نیاز شدید به تأیید بود.
ویژگی متمایز این پروفایل، امتیاز بالای آن ها در استفاده از رابطه جنسی برای مقابله بود. آن ها اغلب گزارش می دادند که برای مقابله با مشکلات زندگی یا احساسات منفی به اعمال جنسی روی می آورند. این گروه عموماً جوان تر و احتمالاً در روابط پایدار نبودند.
پروفایل سوم با عنوان «ناایمن بدون مقابله جنسی» بود و ۳۷٪ نمونه را شامل می شد. این افراد نیز سطح بالایی از ناایمنی دلبستگی داشتند و نگرانی های قابل توجهی درباره روابط و ناراحتی از نزدیکی داشتند، اما برخلاف گروه دوم، از رابطه جنسی به عنوان مکانیزم مقابله ای استفاده نمی کردند.
پژوهشگران سپس ویژگی های شخصیتی و سطح خودانتقادی این سه گروه را مقایسه کردند. گروه «ایمن» در تمام شاخص های پاتولوژی کمترین امتیاز را داشت و عموماً خودانتقادی کمتری داشت و ویژگی های منفی شخصیتی کمتری نشان داد.
گروه «ناایمن با مقابله جنسی» مجموعه ای خاص از شاخص های شخصیتی را نشان داد. آن ها در حوزه های خصومت و بی بندوباری بالاترین امتیاز را داشتند. خصومت به رفتارهایی اطلاق می شود که فرد را در تضاد با دیگران قرار می دهد، مانند خصومت یا خودبزرگ بینی.
بی بندوباری شامل گرایش به رضایت فوری و رفتار تکانشی است. این نشان می دهد که برای این گروه، انگیزه استفاده از رابطه جنسی به عنوان مکانیزم مقابله ای با دشواری در کنترل تکانه مرتبط است و ممکن است بدون در نظر گرفتن پیامدهای بلندمدت عمل کنند.
این گروه همچنین سطح بالایی از خودنفرت را گزارش داد. آن ها احساس انزجار و خشونت نسبت به خود داشتند. نویسندگان پیشنهاد می کنند که این خودانزجاری ممکن است هم علت و هم نتیجه رفتار جنسی اجباری آن ها باشد.
گروه «ناایمن بدون مقابله جنسی» چشم انداز روانشناختی متفاوتی ارائه داد. در حالی که آن ها ناایمنی دلبستگی مشابه گروه دوم داشتند، همان سطح از تکانشگری یا خصومت را نشان ندادند. در عوض، آن ها بالاترین امتیاز را در بعد «اثر منفی» داشتند.
اثر منفی شامل تجربه مکرر احساسات ناخوشایند مانند غم، نگرانی و اضطراب است. این گروه همچنین بالاترین سطح احساس «ناکافی بودن» را گزارش دادند. آن ها خود را پایین تر یا ناقص می دیدند، اما برای مدیریت این احساسات به رفتارهای تکانشی مانند رابطه جنسی روی نمی آوردند.
پژوهشگران این تفاوت را به عنوان تفاوت در پردازش ناراحتی تفسیر کردند. گروهی که از رابطه جنسی برای مقابله استفاده می کند، به نظر می رسد درد خود را «بیرونی» می کنند و از طریق رفتارهای تکانشی و پرخطر عمل می کنند.
در مقابل، گروه ناایمن که از مقابله جنسی اجتناب می کند، به نظر می رسد درد خود را «درونی» می کنند و ممکن است بیشتر مستعد تفکر وسواسی، افسردگی یا خودسرزنشی باشد. احساس ناکافی بودن آن ها ممکن است آن ها را فلج کند یا منجر به کناره گیری شود، نه اقدامات مقابله فعال مانند رابطه جنسی.
این مطالعه نشان می دهد دلبستگی ناایمن یک عامل آسیب پذیری است اما تضمین کننده بیش جنسی نیست. وجود ویژگی های شخصیتی خاص جهت گیری ناایمنی را تعیین می کند. تکانشگری و خصومت افراد را به سمت مقابله جنسی سوق می دهد، در حالی که احساسات عمیق ناکافی بودن و غم ممکن است افراد را از مقابله جنسی دور کند.
علاوه بر این، داده ها کاملاً مبتنی بر پرسشنامه های خودگزارش بودند و شرکت کنندگان ممکن است همیشه رفتار یا احساسات خود را به طور دقیق ارزیابی نکنند. تمایل به پذیرفته شدن اجتماعی می تواند باعث شود برخی رفتارهای جنسی یا ویژگی های منفی را کمتر گزارش دهند.
ماهیت مقطعی مطالعه نیز محدودیتی است، زیرا داده ها در یک نقطه زمانی جمع آوری شدند و امکان تعیین علیت را نمی دهد. مشخص نیست که آیا ویژگی های شخصیتی باعث مقابله جنسی می شوند یا رفتار بر شخصیت تأثیر می گذارد.
تحقیقات آینده می تواند با بررسی جمعیت بالینی این شکاف ها را پر کند. بررسی افرادی که به دنبال درمان رفتار جنسی اجباری هستند، تصویر واضح تری از موارد شدید ارائه می دهد. مطالعات طولی نیز می تواند روند توسعه این پروفایل ها را در طول زمان پیگیری کند.
نویسندگان همچنین پیشنهاد می کنند نقش گناه و شرم بیشتر بررسی شود. در حالی که خودانتقادی اندازه گیری شد، احساسات خاص پس از اعمال جنسی می تواند بینش بیشتری ارائه دهد و درک چرخه شرم برای درمان بیش جنسی حیاتی است.
این یافته ها پیامدهایی برای درمان سلامت روان دارند و نشان می دهند درمان بیش فعالی جنسی نباید صرفاً بر رفتار جنسی متمرکز باشد، بلکه باید دلبستگی ناایمن و ویژگی های شخصیتی زمینه ای را نیز مدنظر قرار دهد.
برای بیمارانی که پروفایل «ناایمن با مقابله جنسی» را دارند، مداخلات ممکن است بر کنترل تکانه تمرکز کند. درمان هایی که بر تنظیم احساسات و کاهش خصومت متمرکز هستند، می تواند مفید باشد و کمک به یافتن راه های سالم تر برای آرام کردن خود هدف اصلی باشد.
برای کسانی که پروفایل «ناایمن بدون مقابله جنسی» دارند، درمان ممکن است متفاوت باشد. اگرچه بیش جنسی در آن ها وجود ندارد، سطح بالای اثر منفی نیازمند توجه است و درمان می تواند بر افزایش عزت نفس و مقابله با احساس ناکافی بودن تمرکز کند.
این مطالعه دیدگاه دقیقی نسبت به رابطه بین شخصیت و رفتار جنسی ارائه می دهد و ایده بیش جنسی را صرفاً مسئله تمایل جنسی بالا به چالش می کشد، و آن را به عنوان پاسخ پیچیده ای به کمبودهای عاطفی و رابطه ای چارچوب بندی می کند.
با شناسایی این پروفایل های متمایز، پژوهشگران راهنمایی برای ارزیابی بهتر ارائه کرده اند. متخصصان سلامت روان می توانند از این اطلاعات برای شخصی سازی رویکردهای درمانی استفاده کنند و درک ترکیب روانشناختی خاص بیمار، مراقبت دقیق تر و مؤثرتر فراهم می کند.
برای ورود به صفحه اینستاگرام کلیک کنید.تمام مطالب سایت اختصاصی و توسط تحریریه خط سلامت تولید شده است، استفاده با ذکر منبع و لینک دهی بلامانع است