به گزارش خط سلامت این اتفاق لزوماً به معنای آن نیست که ما آگاهانه تصمیم گرفته ایم ؛ این فرد جذاب است!. بخش زیادی از ارزیابی اولیه انسان از چهره و ظاهر دیگران بسیار سریع و خودکار اتفاق می افتد. پژوهش ها نشان داده اند که افراد می توانند در مدت بسیار کوتاهی، برداشت هایی درباره جذابیت، قابل اعتماد بودن، گرمی، سلطه گری و حتی برخی ویژگی های شخصیتی فرد ایجاد کنند؛ هرچند این برداشت های اولیه همیشه با واقعیت شخصیت او مطابقت ندارند.
دکتر مریم سامانی، روانشناس، معتقد است: نکته مهم اینجاست که بین توجه کردن و قضاوت کردن درست تفاوت وجود دارد. مغز ما برای اینکه در مواجهه با یک فرد ناآشنا سریع تصمیم بگیرد به او نزدیک شود، از او فاصله بگیرد یا ارتباط را ادامه دهد، ناچار است از نشانه های محدودی که در اختیار دارد یک برداشت اولیه بسازد، بنابراین ممکن است کسی قبل از اینکه حتی یک کلمه حرف بزند، توجه ما را جلب کند؛ اما این توجه اولیه نباید با شناخت واقعی او اشتباه گرفته شود.
چه ویژگی هایی باعث می شوند یک چهره یا ظاهر بیشتر از بقیه توجه ما را به خود جلب کند؟
مغز انسان فقط چهره را نمی بیند؛ آن را تفسیر می کند
انسان ها در طول تکامل، توانایی پیچیده ای برای پردازش چهره و نشانه های اجتماعی پیدا کرده اند. صورت انسان برای مغز فقط مجموعه ای از چشم، بینی و دهان نیست؛ بلکه منبعی از اطلاعات است که می تواند درباره هیجان، سن، سلامت، هویت و حتی وضعیت اجتماعی فرد سرنخ هایی ارائه کند.
به همین دلیل، وقتی برای نخستین بار با فردی روبه رو می شویم، مغز منتظر نمی ماند تا او خودش را معرفی کند و بعد درباره اش تصمیم بگیرد. در همان لحظات نخست، اطلاعات بصری را پردازش می کند و بر اساس آنها برداشت هایی درباره فرد شکل می دهد. پژوهش ها حتی نشان داده اند که برخی برداشت های مربوط به چهره می توانند در کمتر از چند دهم ثانیه شکل بگیرند.
البته اینجا یک خطای مهم روانشناختی وجود دارد: مغز می تواند بسیار سریع قضاوت کند، اما سرعت قضاوت به معنای دقت آن نیست.
ما ممکن است چهره ای را ببینیم و آن را "قابل اعتماد"، "مهربان"، "باهوش" یا "با اعتمادبه نفس" برداشت کنیم، در حالی که هنوز هیچ اطلاعات واقعی درباره شخصیت آن فرد نداریم. پژوهش های مربوط به برداشت اول از چهره نیز نشان داده اند که این برداشت ها می توانند گاهی دقیق و گاهی کاملاً اشتباه باشند.
از دیدگاه روانشناسی، جذابیت بنابراین فقط درباره زیبایی نیست؛ درباره نحوه تفسیر اطلاعات توسط مغز است.

در ادامه به ۱۰ ویژگی می پردازیم که می توانند باعث شوند یک فرد پیش از آنکه حتی صحبت کند، بیشتر از دیگران توجه ما را به خود جلب کند.
۱. چشم ها؛ جایی که توجه اجتماعی ما را به خود می کشد
وقتی با یک چهره جدید روبه رو می شویم، چشم ها یکی از مهم ترین منابع اطلاعات اجتماعی هستند. جهت نگاه، میزان تماس چشمی، حرکت چشم ها و حالت اطراف چشم می توانند اطلاعاتی درباره وضعیت هیجانی و آمادگی فرد برای برقراری ارتباط در اختیار ما قرار دهند.
ما از طریق چشم ها فقط ظاهر فرد را نمی بینیم؛ تلاش می کنیم بفهمیم او به چه چیزی توجه دارد، آیا متوجه حضور ما شده است و آیا برای تعامل اجتماعی آمادگی دارد یا نه.
البته نباید این موضوع را بیش از حد ساده کرد. مثلاً تماس چشمی همیشه نشانه اعتمادبه نفس و نگاه نکردن همیشه نشانه اضطراب یا بی اعتمادی نیست. زمینه، فرهنگ، شخصیت و موقعیت اجتماعی نیز در تفسیر نگاه نقش دارند. حتی پژوهش های مربوط به حرکات چشم هنگام قضاوت درباره چهره نشان داده اند که الگوی نگاه افراد می تواند تفاوت های فردی زیادی داشته باشد.
دکتر مریم سامانی می گوید: در ارتباطات انسانی، نگاه یک رفتار اجتماعی است. ما از نگاه دیگران احساس می کنیم دیده شده ایم، پذیرفته شده ایم یا حتی مورد ارزیابی قرار گرفته ایم. به همین دلیل ممکن است چشم های یک فرد بیش از سایر اجزای صورت توجه ما را به خود جلب کنند؛ نه فقط به دلیل شکل آنها، بلکه به دلیل پیامی که از طریق نگاه منتقل می شود.
از نظر روانشناختی، بنابراین چیزی که ما را به چشم ها جذب می کند، ترکیبی از ساختار چشم و معنایی است که از نگاه دریافت می کنیم.
۲. تقارن چهره؛ چرا نظم می تواند برای مغز جذاب باشد؟
تقارن یکی از ویژگی هایی است که در پژوهش های مربوط به جذابیت چهره بارها بررسی شده است. منظور از تقارن این نیست که دو طرف صورت کاملاً یکسان باشند؛ چنین تقارنی در انسان طبیعی نیست. منظور، شباهت نسبی میان دو نیمه صورت است.
برخی مطالعات نشان داده اند چهره های متقارن در بسیاری از موقعیت های پژوهشی جذاب تر ارزیابی می شوند. یکی از توضیح های مطرح شده این است که تقارن می تواند با برخی برداشت های مربوط به رشد، سلامت یا ثبات زیستی ارتباط پیدا کند. با این حال، تقارن به تنهایی تعیین کننده زیبایی نیست و رابطه میان تقارن و جذابیت پیچیده تر از آن است که بتوان گفت هرچه صورت متقارن تر باشد، زیباتر است.
حتی پژوهش های مربوط به جذابیت چهره نشان داده اند ویژگی هایی مانند میانگین بودن چهره نیز می توانند مستقل از تقارن بر جذابیت اثر بگذارند. از نگاه روانشناسی، جذابیت بیشتر شبیه نتیجه پردازش یک الگوی کلی است تا نتیجه یک ویژگی منفرد. به همین دلیل ممکن است دو نفر هر دو چهره ای نسبتاً متقارن داشته باشند، اما یکی از آنها برای ما جذاب تر باشد.
۳. کیفیت پوست؛ پیام خاموش سلامت
پوست یکی از ویژگی هایی است که می تواند در برداشت اولیه از چهره نقش داشته باشد. یکنواختی رنگ پوست، بافت پوست و برخی نشانه های ظاهری سلامت می توانند بر ارزیابی جذابیت اثر بگذارند.
پژوهش های مربوط به جذابیت چهره نیز کیفیت و بافت پوست را در کنار ویژگی هایی مانند تقارن، شکل چهره و نشانه های مرتبط با سلامت بررسی کرده اند، اما چرا مغز باید به چنین ویژگی هایی حساس باشد؟
یک توضیح این است انسان در طول تکامل به نشانه های ظاهری مرتبط با سلامت و وضعیت جسمانی حساس شده است. بنابراین بخشی از جذابیتی که ما به پوست سالم نسبت می دهیم ممکن است با برداشت ناخودآگاه ما از سلامت ارتباط داشته باشد.
دکتر مریم سامانی می گوید: ما معمولاً تصور می کنیم جذابیت را فقط با معیارهای زیبایی می سنجیم، اما مغز در بسیاری از مواقع در حال ارزیابی چیزهای دیگری نیز هست؛ از جمله اینکه فرد تا چه اندازه سالم، سرحال و از نظر هیجانی متعادل به نظر می رسد.
البته این برداشت ها فقط برداشت هستند و نمی توان از ظاهر پوست درباره سلامت واقعی یک فرد نتیجه گیری کرد.
۴. لبخند؛ یک تغییر کوچک که معنای چهره را عوض می کند
یک چهره خنثی و همان چهره در حالت لبخند می توانند دو برداشت کاملاً متفاوت ایجاد کنند. لبخند می تواند چهره را دوستانه تر، گرم تر و برای تعامل اجتماعی آماده تر نشان دهد. علت مهم این است که مغز فقط شکل ثابت صورت را پردازش نمی کند؛ بلکه حالت هیجانی صورت را نیز تفسیر می کند.
پژوهش های مربوط به برداشت اول از چهره نشان داده اند ویژگی های مرتبط با هیجان می توانند حتی بر برداشت ما از چهره های خنثی اثر بگذارند. برای مثال، چهره ای که شباهت بیشتری به حالت شاد دارد، می تواند گرم تر و مثبت تر ارزیابی شود، در حالی که شباهت به حالت خشم می تواند برداشت هایی مانند سلطه گری یا تهدید ایجاد کند.
از دیدگاه روانشناسی، این نکته بسیار مهم است: گاهی چیزی که ما جذابیت چهره تصور می کنیم، در واقع واکنش ما به هیجانی است که آن چهره منتقل می کند.
دکتر مریم سامانی می گوید: در روابط انسانی، چهره فقط ظاهر ما نیست؛ بخشی از زبان غیرکلامی ماست. وقتی فردی با حالت چهره باز و لبخند طبیعی وارد یک محیط می شود، ممکن است قبل از اینکه صحبت کند، پیام اجتماعی متفاوتی نسبت به فردی با چهره کاملاً بسته منتقل کند.
۵. تناسب اجزای صورت؛ وقتی کل چهره مهمتر از یک ویژگی خاص است
گاهی تصور می کنیم زیبایی به یک ویژگی مشخص وابسته است؛ مثلاً چشم های بزرگ، بینی کوچک، لب های برجسته یا فرم خاص فک، اما تحقیقات مربوط به جذابیت چهره تصویر پیچیده تری ارائه می کنند. ویژگی هایی مانند تقارن، میانگین بودن چهره، شکل کلی اجزا، پوست و نشانه های سلامت می توانند همزمان بر قضاوت ما اثر بگذارند.
به همین دلیل، ممکن است فردی هیچ کدام از ویژگی هایی را که در فرهنگ عامه ایده آل محسوب می شوند نداشته باشد، اما هماهنگی کلی چهره او باعث شود جذاب دیده شود.
از نگاه روانشناسی، مغز همیشه یک ویژگی را جدا از کل سیستم پردازش نمی کند؛ بلکه از ترکیب نشانه ها یک برداشت کلی می سازد.
دکتر مریم سامانی می گوید: این همان جایی است که تفاوت میان "یک ویژگی زیبا" و "یک چهره جذاب" مشخص می شود. ممکن است فردی چشم های بسیار زیبایی داشته باشد، اما آنچه در نهایت در ذهن ما به عنوان جذابیت ثبت می شود، حاصل رابطه میان همه اجزای چهره باشد.
۶. حالت بدن و شیوه حرکت؛ جذابیت فقط در صورت نیست
وقتی درباره جذابیت صحبت می کنیم، معمولاً بلافاصله به چهره فکر می کنیم؛ اما فرد مقابل ما یک تصویر ثابت نیست.
نحوه راه رفتن، ایستادن، حرکت دست ها، سرعت حرکات، میزان باز یا بسته بودن بدن و هماهنگی حرکتی نیز می توانند بر برداشت اولیه اثر بگذارند. یک فرد ممکن است چهره بسیار معمولی داشته باشد، اما شیوه حرکت و حضور فیزیکی او باعث شود در یک جمع به چشم بیاید.
اینجا مفهوم حضور اجتماعی اهمیت پیدا می کند. فردی که هنگام ورود به یک محیط آرام، هماهنگ و با توجه به اطراف حرکت می کند، اطلاعات غیرکلامی متفاوتی نسبت به فردی که بدنش کاملاً جمع شده یا حرکات بسیار بی قرار دارد منتقل می کند.
دکتر مریم سامانی از منظر روانشناسی می گوید: گاهی آنچه ما به عنوان کاریزما تجربه می کنیم، حاصل یک ویژگی چهره نیست. ترکیبی از حالت بدن، حرکت، نگاه، تنظیم هیجان و نحوه حضور فرد در فضاست که باعث می شود او را بیشتر ببینیم.
بنابراین اگر سؤال این باشد که چرا بعضی آدم ها قبل از حرف زدن دیده می شوند؟، پاسخ فقط در چهره آنها نیست؛ بدن آنها نیز در حال صحبت کردن است.
۷. ویژگی های مرتبط با جوانی و سلامت؛ اما نه به معنی یکی بودن زیبایی با جوانی
سن نیز می تواند بر برداشت اولیه از چهره اثر بگذارد. برخی ویژگی های ظاهری مانند کیفیت پوست، تغییرات ساختاری چهره و برخی نشانه های مرتبط با سن می توانند در ادراک سن و سلامت نقش داشته باشند.
پژوهش های مربوط به جذابیت چهره نیز نشان داده اند که افراد به مجموعه ای از نشانه های ظاهری، از جمله نشانه های سلامت و برخی ویژگی های مرتبط با سن، واکنش نشان می دهند، اما این موضوع را نباید با این گزاره اشتباه گرفت که هرچه جوان تر، زیباتر.
جذابیت انسان در طول زندگی می تواند تحت تأثیر عوامل بسیار بیشتری از جمله شخصیت، اعتمادبه نفس، سبک ارتباطی، تجربه و نوع حضور اجتماعی قرار بگیرد.
دکتر مریم سامانی می گوید: از نظر روانشناختی، جذابیت یک ویژگی ثابت و وابسته به سن نیست. ممکن است فردی در یک مرحله از زندگی بیشتر بر ویژگی های ظاهری تکیه کند، اما با افزایش تجربه و شکل گیری روابط، ویژگی هایی مانند آرامش، اعتمادبه نفس، شوخ طبعی، بلوغ هیجانی و سبک ارتباطی نیز وارد تعریف جذابیت شوند، بنابراین نباید یافته های مربوط به نشانه های جوانی را به یک قانون ساده درباره زیبایی انسان تبدیل کرد.
۸. ویژگی های متمایز؛ چرا بعضی چهره ها در ذهن می مانند؟
گاهی فردی به دلیل داشتن یک ویژگی متفاوت، بیشتر از دیگران در ذهن ما ثبت می شود. ممکن است فرم خاص ابرو، مدل مو، شکل بینی، حالت چشم ها، فرم صورت یا حتی یک حالت چهره مشخص داشته باشد. اینجا یک تفاوت مهم وجود دارد: جلب توجه با زیبا بودن یکی نیست. ممکن است یک ویژگی به دلیل متفاوت بودن، توجه ما را جلب کند بدون اینکه لزوماً آن را زیباترین ویژگی بدانیم.
مغز برای تشخیص افراد به اطلاعات متمایز نیاز دارد. اگر همه چهره ها شبیه هم بودند، شناسایی افراد بسیار دشوارتر می شد. بنابراین ویژگی های متمایز می توانند به تشخیص و یادآوری چهره کمک کنند. از نگاه روانشناسی، چیزی که متفاوت است الزاماً زیباتر نیست؛ اما می تواند برجسته تر باشد.
دکتر مریم سامانی می گوید: در روابط اجتماعی، گاهی ما جذب فردی نمی شویم چون او شبیه معیار عمومی زیبایی است؛ بلکه چون چهره یا حضورش برای ما قابل تشخیص است. همین تمایز می تواند باعث شود او را بیشتر به خاطر بیاوریم.
۹. تماس چشمی، آرامش و اعتمادبه نفس؛ وقتی ظاهر با رفتار ترکیب می شود
ممکن است دو نفر از نظر ظاهری بسیار شبیه باشند، اما یکی از آنها در برخورد اول بسیار بیشتر توجه ما را جلب کند.
یکی از دلایل می تواند نحوه حضور او باشد: نگاه آرام، حالت بدن، میزان بی قراری، فاصله فیزیکی و نحوه پاسخ دادن به محیط.
البته باید مراقب باشیم از روی این نشانه ها شخصیت واقعی فرد را قطعی فرض نکنیم. پژوهش های مربوط به برداشت اول نشان داده اند که انسان ها واقعاً از چهره و ظاهر درباره ویژگی هایی مانند اعتمادپذیری و سلطه گری برداشت می کنند، اما این برداشت ها می توانند خطا داشته باشند. این همان چیزی است که در روانشناسی اجتماعی با اهمیت برداشت اول شناخته می شود.
دکتر مریم سامانی می گوید: ما گاهی اعتمادبه نفس را در ظاهر فرد می بینیم، در حالی که در واقع در حال تفسیر مجموعه ای از رفتارهای غیرکلامی او هستیم. فردی که آرام ایستاده، نگاهش را کنترل می کند و حرکاتش با موقعیت هماهنگ است، ممکن است با اعتمادبه نفس تر دیده شود؛ حتی اگر ما هیچ شناختی از شخصیت واقعی او نداشته باشیم. پس آنچه توجه ما را جلب می کند، لزوماً یک ویژگی فیزیکی خالص نیست؛ گاهی نحوه استفاده فرد از بدن و چهره اش است.
۱۰. آشنایی و شباهت؛ چرا بعضی چهره ها برای ما آشناتر و جذاب ترند؟
شاید عجیب باشد، اما همیشه چیزی که کاملاً جدید است برای ما جذاب تر نیست. یکی از پدیده های شناخته شده در روانشناسی، اثر مواجهه صرف است. بر اساس این پدیده، مواجه شدن مکرر با یک محرک می تواند احساس آشنایی و در برخی شرایط احساس مثبت تری نسبت به آن ایجاد کند.
در پژوهش های مربوط به چهره نیز شواهدی وجود دارد که نشان می دهد افراد معمولاً چهره هایی را که قبلاً دیده اند بیشتر ترجیح می دهند و حتی چهره های ناآشنا که شباهتی به چهره های آشنا دارند می توانند آشناتر و مطلوب تر ارزیابی شوند.
این موضوع می تواند بخشی از توضیح این باشد که چرا گاهی فردی در اولین ملاقات برای ما کاملاً معمولی است، اما پس از چند بار دیدن و تعامل، به تدریج جذاب تر به نظر می رسد.
دکتر مریم سامانی می گوید: جذابیت همیشه در همان لحظه اول ساخته نمی شود. مغز انسان با تجربه رابطه دارد. هرچه یک چهره، صدا یا سبک رفتاری بیشتر در یک زمینه مثبت تجربه شود، احساس آشنایی می تواند افزایش پیدا کند و همین آشنایی در بعضی شرایط بر ارزیابی ما اثر بگذارد. به همین دلیل، جذابیت گاهی چیزی نیست که فقط در نگاه اول اتفاق بیفتد؛ ممکن است در جریان رابطه ساخته شود.
آیا ما واقعاً از روی ظاهر شخصیت افراد را می شناسیم؟
پژوهش ها نشان می دهند که انسان ها از چهره و ظاهر دیگران بسیار سریع برداشت هایی درباره ویژگی هایی مانند قابل اعتماد بودن، گرمی، سلطه گری، جذابیت و حتی شایستگی ایجاد می کنند. این برداشت ها در بسیاری از افراد تا حدی مشابه هستند و حتی در گروه های فرهنگی مختلف نیز برخی شباهت ها مشاهده شده است ، اما برداشت سریع با شناخت واقعی یکسان نیست.
یکی از خطاهای مهم ذهن انسان این است که ممکن است یک ویژگی مثبت ظاهری را به ویژگی های مثبت دیگری که هیچ مدرکی برای آنها نداریم تعمیم دهیم. در روانشناسی اجتماعی به این پدیده در زمینه جذابیت، اثر هاله ای جذابیت گفته می شود یعنی ممکن است چون فردی را جذاب می بینیم، ناخودآگاه او را مهربان تر، باهوش تر، قابل اعتمادتر یا شایسته تر نیز تصور کنیم؛ در حالی که این ویژگی ها از ظاهر او قابل استنتاج قطعی نیستند.
دکتر مریم سامانی تأکید می کند: یکی از نکاتی که در کار روانشناختی اهمیت زیادی دارد این است که بین "احساسی که فرد در برخورد اول در ما ایجاد می کند" و "واقعیتی که درباره شخصیت او وجود دارد" مرز بگذاریم. ممکن است چهره فردی ما را آرام کند یا ظاهر فرد دیگری ما را به او نزدیک کند، اما شخصیت انسان در طول تعامل، رفتار و تجربه رابطه آشکار می شود؛ نه در چند ثانیه اول.
حتی پژوهش ها نشان داده اند که تفاوت های فردی در برداشت از قابل اعتماد بودن چهره ها قابل توجه است و تجربه های شخصی افراد می توانند در شکل گیری این قضاوت ها نقش مهمی داشته باشند.
پس چرا بعضی آدم ها قبل از حرف زدن دیده می شوند؟
پاسخ این سؤال یک ویژگی واحد نیست. چشم ها، حالت چهره، تقارن، کیفیت پوست، هماهنگی اجزای صورت، حالت بدن، شیوه حرکت، ویژگی های متمایز، تماس چشمی و حتی میزان آشنایی چهره می توانند در کنار یکدیگر بر توجه و برداشت اولیه اثر بگذارند، اما موضوع مهم تر این است که مغز انسان فقط ظاهر را ثبت نمی کند؛ آن را معنا می کند.
وقتی وارد یک اتاق می شویم، مغز ما با سرعت زیادی می پرسد: این فرد کیست؟، آیا آشناست؟، آیا به نظر دوستانه می رسد؟، آیا احتمالاً قابل اعتماد است؟، آیا توجه او به من است؟، آیا بهتر است به او نزدیک شوم یا فاصله بگیرم؟
این پردازش ها لزوماً آگاهانه نیستند و بخش قابل توجهی از آنها پیش از آنکه فرصت تحلیل منطقی پیدا کنیم، اتفاق می افتند.
از دیدگاه روانشناسی، بنابراین "قبل از حرف زدن دیده شدن" بیشتر از آنکه یک ویژگی جادویی باشد، نتیجه تعامل میان ویژگی های ظاهری، رفتارهای غیرکلامی و شیوه پردازش مغز ماست.
جمع بندی: جذابیت یک فرمول ساده ندارد
علم توانسته برخی عوامل مؤثر بر جذابیت و برداشت اولیه از چهره را شناسایی کند؛ از تقارن و میانگین بودن چهره گرفته تا کیفیت پوست، حالت هیجانی، ویژگی های متمایز و نشانه های قابل مشاهده سلامت. اما هیچ کدام به تنهایی فرمول زیبایی یا جذابیت انسان نیستند.
از طرف دیگر، اینکه یک فرد در نگاه اول جذاب، قابل اعتماد یا دوست داشتنی به نظر برسد، به این معنا نیست که واقعاً چنین ویژگی هایی دارد. پژوهش های مربوط به برداشت اول از چهره بارها نشان داده اند که این برداشت ها می توانند سریع و قدرتمند باشند، اما در عین حال خطاپذیر نیز هستند.
دکتر مریم سامانی می گوید: ما ناچاریم در برخورد اول از اطلاعات محدودی که داریم استفاده کنیم، اما بهتر است بدانیم که برداشت اول فقط یک فرضیه است، نه حکم نهایی درباره یک انسان. ظاهر می تواند توجه ما را جلب کند، اما آنچه اعتماد، صمیمیت و رابطه را می سازد، در رفتار و تعامل آشکار می شود. به همین دلیل است که بعضی آدم ها قبل از حرف زدن دیده می شوند، اما بعد از حرف زدن شناخته می شوند. دقیق ترین نگاه روانشناختی به جذابیت همین است چهره ممکن است در را باز کند، اما شخصیت تعیین می کند چه کسی در ذهن و زندگی ما باقی بماند.
منابع علمی
Little, A. C., Jones, B. C., & DeBruine, L. M. (2011). Facial attractiveness: evolutionary based research. Philosophical Transactions of the Royal Society B: Biological Sciences, 366(1571), 1638–1659.
Zebrowitz, L. A., & Montepare, J. M. (2008). Social Psychological Face Perception: Why Appearance Matters. Social and Personality Psychology Compass, 2(3), 1497–1517.
Zebrowitz, L. A. (2017). First Impressions From Faces. Current Directions in Psychological Science, 26(3), 237–242.
Willis, J., & Todorov, A. (2006). First Impressions: Making Up Your Mind After a 100-ms Exposure to a Face. Psychological Science, 17(7), 592–598.
Todorov, A., Said, C. P., Engell, A. D., & Oosterhof, N. N. (2008). Understanding Evaluation of Faces on Social Dimensions. Trends in Cognitive Sciences, 12(12), 455–460.
Langlois, J. H., et al. (2000). Maxims or Myths of Beauty? A Meta-Analytic and Theoretical Review. Psychological Bulletin, 126(3), 390–423.
تمام مطالب سایت اختصاصی و توسط تحریریه خط سلامت تولید شده است، استفاده با ذکر منبع و لینک دهی بلامانع است