به گزارش خط سلامت، پژوهش ها میان سابقه آسیب مغزی تروماتیک و افزایش خطر دمانس ارتباط گزارش کرده اند. با این حال، هر برخورد به سر، آسیب مغزی محسوب نمی شود و هر فردی که آسیب مغزی داشته است، در آینده دچار دمانس یا آلزایمر نخواهد شد. شدت و تعداد آسیب ها، سن، وضعیت سلامت و عوامل دیگر در این ارتباط اهمیت دارند.
آسیب مغزی تروماتیک یکی از عوامل خطر بالقوه قابل تغییر در گزارش کمیسیون لنست است. این عامل پیش از گزارش سال ۲۰۲۴ نیز در فهرست وجود داشت؛ دو عامل تازه اضافه شده در سال ۲۰۲۴، LDL بالا و اختلال بینایی درمان نشده بودند. منظور از قابل تغییر بودن آسیب مغزی، امکان پیشگیری از بخشی از حوادث و کاهش مواجهه با ضربه های تکراری است.
آسیب مغزی تروماتیک چیست؟
آسیب مغزی تروماتیک یا TBI زمانی رخ می دهد که نیروی خارجی، عملکرد طبیعی مغز را مختل کند یا به بافت آن آسیب برساند. تصادف، سقوط، برخورد ورزشی و ضربه های ناشی از حوادث یا خشونت می توانند از علت های آن باشند.
برای ایجاد آسیب، همیشه لازم نیست سر مستقیما به جسمی برخورد کند. ضربه به بدن نیز ممکن است حرکت ناگهانی سر و مغز را ایجاد کند. نیروهای شتاب، کاهش سرعت و چرخش می توانند به کشیدگی رشته های عصبی و تغییرات شیمیایی در مغز منجر شوند. CDC
آسیب مغزی از نظر شدت و پیامدها یکسان نیست. ضربه مغزی یا کانکاشن معمولا در گروه آسیب های خفیف مغزی قرار می گیرد، اما خفیف بودن این طبقه بندی به معنای بی اهمیت بودن علائم نیست. همچنین از دست دادن هوشیاری، شرط لازم برای وقوع ضربه مغزی نیست.
ارتباط آسیب مغزی با دمانس چگونه تفسیر می شود؟
شواهد کلی، ارتباط سابقه آسیب مغزی با خطر بیشتر دمانس را مطرح می کنند؛ به ویژه در مورد آسیب های شدیدتر یا تکرارشونده. اما اندازه خطر در مطالعات متفاوت است.
بخشی از این تفاوت به نحوه ثبت آسیب، فاصله زمانی تا تشخیص دمانس و شرایط شرکت کنندگان مربوط می شود. برای مثال، تغییرات تعادل و شناخت در مراحل ابتدایی یک بیماری ممکن است خود احتمال سقوط را بیشتر کنند. بنابراین در بعضی پژوهش ها باید احتمال جهت معکوس رابطه نیز بررسی شود.
دمانس هم با آلزایمر یکسان نیست. آسیب مغزی ممکن است با چند نوع پیامد شناختی ارتباط داشته باشد و نمی توان تمام این ارتباط را به ایجاد مستقیم بیماری آلزایمر نسبت داد. پس جمله دقیق این است که آسیب مغزی می تواند یکی از عوامل مرتبط با افزایش خطر دمانس باشد، اما سابقه ضربه، آینده شناختی فرد را به طور قطعی تعیین نمی کند.
پس از ضربه، چه تغییراتی ممکن است ایجاد شوند؟
آسیب اولیه می تواند نورون ها، رشته های ارتباطی، عروق و دیگر اجزای بافت مغز را درگیر کند. پس از آن نیز مجموعه ای از پاسخ های زیستی ممکن است فعال شوند؛ از جمله تغییر در سوخت و ساز سلولی، عملکرد میتوکندری، پاسخ های ایمنی و وضعیت اکسیداتیو.
میتوکندری در تامین انرژی سلول نقش دارد. اگر تامین انرژی و ارتباط سلولی مختل شود، عملکرد شبکه های مغزی نیز ممکن است تحت تاثیر قرار گیرد. با این حال، وجود این سازوکارها به معنای ادامه یافتن آسیب در تمام افراد نیست. مسیر بهبودی متفاوت است و نمی توان از روی یک توضیح زیستی، شدت پیامدهای بلند مدت را برای هر فرد پیش بینی کرد.
آمیلوئید و تاو چه ارتباطی با آسیب مغزی دارند؟
پژوهشگران تغییرات مسیرهای مرتبط با آمیلوئید و تاو را پس از بعضی آسیب های مغزی بررسی کرده اند. اما این پروتئین ها را نباید فقط با نام آلزایمر شناخت و هر تغییر آنها را معادل این بیماری دانست.
نوع تغییر، محل آن در مغز و الگوی توزیع اهمیت دارند. مشاهده تغییرات مرتبط با تاو پس از آسیب مغزی، به تنهایی ثابت نمی کند که فرد دچار آلزایمر شده است یا در آینده حتما به آن مبتلا خواهد شد.
آسیب مغزی تروماتیک، آلزایمر و انسفالوپاتی تروماتیک مزمن یا CTE، مفاهیم متفاوتی هستند؛ هرچند بعضی مسیرهای زیستی یا علائم آنها ممکن است هم پوشانی داشته باشند.
چرا ضربه های تکراری اهمیت دارند؟
در برخی ورزش ها و موقعیت های شغلی یا محیطی، فرد ممکن است بارها در معرض ضربه به سر قرار بگیرد. همه این برخوردها لزوما علائم آشکار ضربه مغزی ایجاد نمی کنند.
مواجهه تکراری، به ویژه بدون فرصت مناسب برای بهبودی پس از آسیب، موضوع مهمی در پیشگیری است. به همین دلیل، کاهش برخوردهای غیرضروری و رعایت اصول بازگشت به فعالیت اهمیت دارد.
اما از تعداد محدودی ضربه یا یک علامت مانند سردرد، نمی توان نتیجه گرفت که فرد در آینده دچار بیماری تحلیل برنده عصبی خواهد شد. خطر فردی هنوز با یک فرمول ساده قابل محاسبه نیست.
CTE چیست و چه چیزی را درباره آن نمی دانیم؟
انسفالوپاتی تروماتیک مزمن یا CTE با الگوی مشخصی از تجمع غیرطبیعی تاو در بافت مغز شناخته می شود و با مواجهه طولانی مدت با ضربه های تکراری سر ارتباط دارد.
با این حال، همه افرادی که چنین مواجهه ای دارند، لزوما به CTE مبتلا نمی شوند. میزان شیوع در گروه های مختلف و اینکه چرا بعضی افراد درگیر می شوند، همچنان موضوع پژوهش است.
مرکز کنترل و پیشگیری از بیماری های آمریکا تاکید می کند که شواهد محکمی وجود ندارد که یک یا چند ضربه مغزی خفیف یا برخوردهای گاه به گاه به سر، به خودی خود به CTE منجر شوند.
تشخیص قطعی آسیب شناسی CTE در حال حاضر با بررسی بافت مغز پس از مرگ انجام می شود. مشکلات حافظه، تغییر خلق یا رفتار در فرد دارای سابقه ضربه، به تنهایی این تشخیص را ثابت نمی کنند و باید علت های دیگر نیز بررسی شوند. آزمایش خون معمولی نیز نمی تواند به تنهایی وجود CTE را تایید کند.
پس از یک ضربه مغزی خفیف چه باید کرد؟
فردی که یک بار ضربه مغزی خفیف داشته است، نباید از همان ابتدا نگران ابتلای حتمی به دمانس شود. اولویت، ارزیابی آسیب فعلی و پیگیری بهبودی است. سردرد، گیجی، مشکلات تعادل، تهوع، حساسیت به نور یا صدا و دشواری در تمرکز می توانند پس از ضربه مغزی دیده شوند. بعضی علائم بلافاصله ظاهر می شوند و بعضی ممکن است با فاصله چند ساعت یا چند روز آشکار شوند.
طبیعی بودن یک اسکن نیز به تنهایی ضربه مغزی خفیف را رد نمی کند. تصویربرداری در صورت نیاز برای بررسی مشکلاتی مانند خونریزی انجام می شود و همه افراد به آن احتیاج ندارند. تصمیم باید بر اساس ارزیابی پزشکی گرفته شود.
چه علائمی نیازمند مراجعه فوری هستند؟
پس از آسیب سر، سردرد رو به تشدید، استفراغ مکرر، تشنج، ضعف یا بی حسی، اختلال گفتار، گیجی فزاینده، رفتار غیرعادی، کاهش هوشیاری یا دشواری در بیدار کردن فرد، نیازمند ارزیابی فوری در اورژانس هستند. از دست دادن هوشیاری پس از ضربه نیز باید جدی گرفته شود.
در این موقعیت، موضوع اصلی پیشگیری از دمانس در آینده نیست؛ اولویت، شناسایی و درمان آسیب احتمالی فعلی است. فرد نباید برای دیدن اینکه علائم خودبه خود برطرف می شوند، مراجعه ضروری را به تعویق بیندازد.
چرا پیشگیری از سقوط در سالمندان مهم است؟
زمین خوردن از علت های مهم آسیب سر در سالمندی است. بنابراین پیشگیری فقط به ورزشکاران یا تصادف های جاده ای مربوط نمی شود.
نور مناسب، برطرف کردن موانع مسیر رفت و آمد، ایمن سازی حمام و پله ها، استفاده درست از وسایل کمکی و بررسی تعادل می توانند در کاهش خطر سقوط نقش داشته باشند. مشکلات بینایی، سرگیجه و داروهایی که بر هوشیاری یا فشار خون اثر می گذارند نیز ممکن است نیازمند ارزیابی باشند.
کاهش شنوایی هم در بعضی مطالعات با سقوط ارتباط داشته است، اما نباید این رابطه را صرفا به نشنیدن صداهای محیط نسبت داد یا تصور کرد درمان شنوایی به تنهایی همه خطر سقوط را برطرف می کند. پیشگیری موثر معمولا به بررسی مجموعه ای از عوامل نیاز دارد.
کلاه ایمنی چه کمکی می کند؟
کلاه ایمنی مناسب، استاندارد و درست بسته شده، در فعالیت هایی که استفاده از آن توصیه می شود، می تواند خطر برخی آسیب های جدی سر را کاهش دهد. با این حال، هیچ کلاه ایمنی ای تضمین نمی کند که ضربه مغزی رخ ندهد. تجهیزات حفاظتی باید در کنار رعایت قوانین، محیط ایمن و کاهش برخوردهای پرخطر استفاده شوند.
بنابراین نمی توان ادعا کرد کلاه ایمنی مستقیما از آلزایمر جلوگیری می کند. فایده شناخته شده آن، کاهش برخی آسیب های سر است و پیشگیری از آسیب، یکی از بخش های مراقبت بلند مدت از مغز محسوب می شود.
بهبودی و بازگشت به فعالیت چگونه انجام می شود؟
مغز توانایی سازگاری و بازسازمان دهی دارد، اما میزان بهبودی به نوع آسیب و شرایط فرد وابسته است. انعطاف پذیری عصبی به معنای برگشت کامل تمام آسیب ها نیست.
برنامه درمان و توانبخشی ممکن است شامل رسیدگی به مشکلات شناختی، تعادل، خواب، سردرد یا سلامت روان باشد. بازگشت به کار، تحصیل و ورزش نیز باید متناسب با علائم و توصیه تیم درمان انجام شود.
پس از احتمال ضربه مغزی در ورزش، ادامه بازی یا بازگشت همان روز مناسب نیست. بازگشت به فعالیت های دارای خطر برخورد مجدد باید پس از ارزیابی و طی روند مناسب انجام شود.
احساس بهتر شدن نیز به تنهایی جای ارزیابی آمادگی برای فعالیت پرخطر را نمی گیرد. در مقابل، باقی ماندن بعضی علائم را هم نباید بدون بررسی، نشانه آسیب دائمی یا شروع دمانس دانست.
برای ورود به صفحه اینستاگرام دکتر مریم سامانی (روانشناس بالینی) کلیک کنید.تمام مطالب سایت اختصاصی و توسط تحریریه خط سلامت تولید شده است، استفاده با ذکر منبع و لینک دهی بلامانع است