چرا افراد مبتلا به وسواس مدام اطمینان می خواهند؟

خط سلامت: فقط یک بار دیگر بگو که مطمئنی.این درخواست ممکن است کاملا عادی به نظر برسد. همه ما گاهی برای تصمیم گیری نظر دیگران را می پرسیم، هنگام بیماری از پزشک سؤال می کنیم یا در یک رابطه می خواهیم بدانیم هنوز دوست داشته می شویم یا نه. این رفتارها به تنهایی نشانه وسواس نیستند.

چرا افراد مبتلا به وسواس مدام اطمینان می خواهند؟

به گزارش خط سلامت، اما گاهی یک سؤال به سؤال دوم و سوم می رسد و حتی پس از شنیدن پاسخ، ذهن آرام نمی شود: ولی واقعا مطمئنی؟ اگر اشتباه کرده باشی چه؟ شاید باید از یک نفر دیگر هم بپرسم. اینجاست که اطمینان خواهی ممکن است از یک درخواست معمولی برای اطلاعات یا حمایت، به بخشی از چرخه وسواس تبدیل شود.

آرامشی که دوام نمی آورد

یکی از ویژگی های اطمینان خواهی در OCD این است که پاسخ گرفتن ممکن است در همان لحظه اضطراب را کاهش دهد؛ اما این آرامش معمولا پایدار نمی ماند.

فرد می پرسد: فکر می کنی در را قفل کردم؟ دیگری جواب می دهد: بله، خودم دیدم قفلش کردی. فرد کمی آرام می شود، اما بعد ذهنش می گوید: شاید درست ندیده باشد. دوباره سؤال می کند، دوباره پاسخ می گیرد و برای مدتی کوتاه آرام می شود؛ تا وقتی که شک تازه ای پیدا شود.

اگر پاسخ گرفتن هر بار به کاهش موقت اضطراب بینجامد، فرد ممکن است بیشتر به اطمینان گرفتن تکیه کند. پژوهش ها نیز رابطه اطمینان خواهی با علائم وسواس را بررسی کرده اند؛ با این حال، شدت این الگو و نقشی که در مشکل هر فرد دارد، یکسان نیست.

اطمینان خواهی همیشه از دیگران نیست

امروز ممکن است فرد برای گرفتن پاسخ سراغ تلفن همراهش برود. جست وجو کند: آیا این علامت نشانه بیماری خطرناکی است؟ یک نتیجه را بخواند، بعد به سایت دیگری برود، مقاله ای دیگر بخواند و ویدئویی تماشا کند. در پایان، همان سؤال برمی گردد: اگر وضعیت من فرق داشته باشد چه؟

جست وجوی اطلاعات به خودی خود مشکل نیست و گاهی برای تصمیم گیری ضروری است. اما اگر فرد یک پاسخ را بارها در منابع مختلف بررسی کند و باز هم احساس کند باید به جست وجو ادامه دهد، این رفتار ممکن است نقش اطمینان خواهی را پیدا کرده باشد.

در سال ۲۰۲۶، بنیاد بین المللی OCD به اطمینان خواهی دیجیتال، از جمله جست وجوی مکرر علائم و پرسیدن پی در پی از ابزارهای هوش مصنوعی، پرداخته است. این به معنای آن نیست که هر جست وجوی آنلاین یا استفاده از هوش مصنوعی رفتار وسواسی است؛ مهم، هدف و الگوی تکرار آن است.

فرق سؤال معمولی با اطمینان خواهی وسواسی چیست؟

تعداد سؤال ها به تنهایی تعیین کننده نیست. پرسیدن اینکه این دارو را چند بار در روز مصرف کنم، برای دریافت اطلاعات لازم است. اما اگر فرد پس از دریافت پاسخ بارها بپرسد مطمئنی؟ اگر مورد من فرق داشته باشد چه؟ اگر پزشک اشتباه کرده باشد چه؟ و سپس همان پاسخ را بارها در اینترنت بررسی کند، شاید هدف دیگر فقط کسب اطلاعات نباشد. ممکن است فرد بخواهد اضطرابش را خاموش کند یا به اطمینان کامل برسد.

برای تشخیص این الگو باید پرسید: آیا پاسخ تازه اطلاعاتی به من می دهد؟ آیا بعد از شنیدن پاسخ می توانم به کارم برگردم؟ یا شک تازه ای شکل می گیرد و مجبور می شوم دوباره سؤال کنم؟

اطمینان خواهی چگونه چرخه وسواس را تقویت می کند؟

چرخه ممکن است این طور پیش برود: شک یا فکر مزاحم ظاهر می شود. اضطراب بالا می رود. فرد از کسی سؤال می کند یا پاسخ را جست وجو می کند. اضطراب برای مدتی کم می شود. ذهن یاد می گیرد که اطمینان گرفتن راهی برای کم کردن فشار است. دفعه بعد، میل به گرفتن پاسخ دوباره فعال می شود.

پژوهش های درمانی نشان داده اند اطمینان خواهی می تواند همراه با علائم وسواس تغییر کند؛ اما این یافته به تنهایی ثابت نمی کند که اطمینان خواهی در همه افراد علت یا تنها عامل تداوم OCD است. درمانگر با توجه به الگوی هر فرد بررسی می کند که این رفتار چگونه در چرخه علائم او نقش دارد.

چرا ذهن دوباره سؤال می کند؟

گاهی مسئله اصلی کمبود اطلاعات است و پاسخ روشن می تواند کمک کند. اما در اطمینان خواهی وسواسی، فرد ممکن است تحمل ندانستن را دشوار تجربه کند و از ذهنش بخواهد تضمینی پیدا کند که در زندگی واقعی دست یافتنی نیست.

هیچکس نمی تواند با قطعیت کامل بداند که فردا بیمار نمی شود، رابطه اش هیچ وقت دچار مشکل نخواهد شد یا تصمیمی که گرفته بهترین انتخاب ممکن بوده است. تلاش برای رسیدن به چنین تضمینی می تواند اضطراب را بیشتر کند.

پژوهشگران ارتباط میان دشواری تحمل عدم قطعیت و علائم OCD را بررسی کرده اند. این ارتباط یکی از عوامل شناختی احتمالی در برخی افراد به شمار می رود، اما برای همه مبتلایان یکسان نیست و به تنهایی توضیح دهنده OCD نیست.

فقط بگو آدم بدی نیستم

اطمینان خواهی ممکن است حول اخلاق و ارزش های فرد هم شکل بگیرد. فرد می پرسد: اگر چنین فکری به ذهنم آمده، یعنی آدم بدی هستم؟ پاسخ می شنود: نه. اما ذهن دوباره می پرسد: مطمئنی؟ اگر آدم بدی نیستم، چرا این فکر را کردم؟ چرا این قدر از آن ترسیدم؟

در این وضعیت، سؤال ممکن است دیگر برای روشن شدن یک واقعیت مطرح نشود؛ فرد تلاش می کند از راه پاسخ گرفتن، تردید را کاملا از بین ببرد. اما پاسخ قطعی معمولا فقط برای مدتی کوتاه آرامش می دهد و بعد جای خود را به پرسش دیگری می دهد.

رابطه ها هم درگیر می شوند

گاهی فرد مبتلا به OCD ناخواسته شریک عاطفی اش را وارد چرخه اطمینان خواهی می کند:

  • دوستم داری؟
  • بله.
  • مطمئنی؟
  • بله.
  • پس چرا امروز کمتر حرف زدی؟
  • خسته بودم.
  • واقعا فقط خسته بودی؟
  • بله.
  • پس رابطه مان هنوز خوب است؟

این گفت و گو ممکن است بارها تکرار شود. شریک زندگی ابتدا با مهربانی پاسخ می دهد، اما ممکن است به مرور خسته یا درمانده شود و فاصله بگیرد. آن فاصله هم می تواند به نشانه تازه ای برای تردید تبدیل شود: دیدی، از من ناراحت شده است.

پژوهش ها اطمینان خواهی بین فردی را در برخی افراد مبتلا به OCD بررسی کرده اند و آن را با شدت علائم و رفتارهایی مانند وارسی مرتبط دانسته اند. این رابطه به معنای آن نیست که هر درخواست اطمینانی نشانه وسواس است یا همه رابطه ها به همین شکل پیش می روند.

وقتی خانواده ناخواسته وارد چرخه می شود

خانواده معمولا از روی محبت پاسخ می دهد:

  • نه عزیزم، مطمئن باش چیزی نیست.
  • نگران نباش، من مطمئنم دوستت دارم.
  • خیالت راحت، هیچ اتفاقی نمی افتد.

حمایت عاطفی خانواده می تواند ارزشمند باشد. با این حال، اگر فرد برای آرام کردن وسواس بارها به پاسخ قطعی اطرافیان وابسته شود، خانواده ممکن است ناخواسته در رفتار اطمینان خواهی مشارکت کند. در ادبیات درمانی، همراهی خانواده با آیین ها یا پاسخ های اطمینان بخش مکرر گاهی سازگاری خانواده با وسواس نامیده می شود. کاهش این همراهی باید با همدلی و برنامه درمانی انجام شود؛ نه با سرزنش، قطع ناگهانی حمایت یا رها کردن فرد.

یک تفاوت ظریف اما مهم

فرض کنید فرد می گوید: خیلی مضطربم.

پاسخ همدلانه می تواند این باشد: می فهمم که این شک چقدر برایت سخت است. من کنارتم.

اما اگر هر بار بگوییم صددرصد مطمئنم هیچ اتفاق بدی نمی افتد، ممکن است ناخواسته همان تضمینی را فراهم کنیم که فرد برای خاموش کردن اضطراب دنبالش است.

حمایت عاطفی به معنای ارائه تضمین قطعی نیست. پژوهش های اولیه نشان داده اند که حمایت عاطفی می تواند گزینه ای برای همراهی با فرد باشد، بدون آنکه هر بار به درخواست وسواس برای اطمینان پاسخ قطعی داده شود.

نگاه روانشناختی 

دکتر مریم سامانی - درمانگر وسواس و بیماری های روانی - می گوید:  در کار با وسواس، این بخش دشوار است: فرد واقعا می ترسد و برای کمک مراجعه می کند. بنابراین پاسخ سردی مانند دیگر سؤال نپرس ممکن است احساس تنهایی یا شرم او را بیشتر کند. از طرف دیگر، پاسخ قطعی و تکراری هم ممکن است چرخه را ادامه دهد.

باید میان همراهی با فرد و همراهی با وسواس تفاوت گذاشت. می توان گفت می دانم این شک برایت سخت است و در کنارت می مانم؛ بی آنکه ادعا کنیم می توانیم صددرصد نبود خطر را تضمین کنیم.

پاسخی متفاوت به یک سؤال قدیمی

فرد می پرسد: مطمئنی اتفاق بدی نمی افتد؟

پاسخ همیشه نباید بله، مطمئنم باشد. گاهی می توان گفت: نمی توانیم همه چیز را با قطعیت بدانیم، اما می توانیم با این ندانستن کنار بیاییم.

شنیدن چنین پاسخی در ابتدا ممکن است سخت باشد. هدف این نیست که فرد را بی پاسخ بگذاریم یا خطر واقعی را نادیده بگیریم؛ هدف این است که تفاوت میان نیاز به اطلاعات لازم و تلاش برای گرفتن تضمین تکراری روشن شود.

یک تمرین ساده در زندگی روزمره

وقتی میل به اطمینان گرفتن پیدا می کنید، پیش از پرسیدن سؤال کوتاهی مکث کنید و از خودتان بپرسید: آیا به اطلاعات تازه نیاز دارم یا می خواهم اضطرابم را پایین بیاورم؟

اگر پاسخ این است که برای آرام شدن می خواهم دوباره همان سؤال را بپرسم، می توانید پرسیدن را چند دقیقه به تعویق بیندازید و ببینید با وجود میل به اطمینان گرفتن چه احساسی دارید. این پیشنهاد جای درمان را نمی گیرد؛ اگر میل به اطمینان شدید، تکرارشونده یا مختل کننده است، بهتر است تمرین ها با راهنمایی متخصص انجام شوند.

درمان قرار نیست شما را بی خیال کند

یکی از نگرانی های رایج این است: اگر دیگر بررسی نکنم یا اطمینان نگیرم، شاید بی مسئولیت شوم. هدف درمان OCD بی مسئولیتی نیست. هدف، تشخیص تفاوت میان اقدام منطقی و تکرار یک رفتار برای پایین آوردن اضطراب است. اگر اطلاعاتی واقعا لازم است یا اقدام معقولی باید انجام شود، فرد آن را انجام می دهد. اما وقتی پاسخ کافی دریافت شده و ذهن فقط برای آرام شدن همان سؤال را تکرار می کند، درمان به فرد کمک می کند چرخه را بشناسد.

درمان شناختی رفتاری، از جمله مواجهه و جلوگیری از پاسخ یا ERP، می تواند به فرد کمک کند با شک روبه رو شود و بدون تکرار اطمینان خواهی، اضطراب را تحمل کند. در این مسیر، خانواده و درمانگر می توانند حمایت عاطفی ارائه دهند و هم زمان از تقویت آیین های وسواسی پرهیز کنند.

اطمینان خواهی معمولا از نیازی انسانی شروع می شود: می خواهم مطمئن باشم. اما در چرخه وسواس، این خواسته ممکن است بی پایان شود: یک بار دیگر بپرس، اگر اشتباه کرده باشی چه، اگر این بار فرق داشته باشد چه؟

همه ما گاهی سؤال می کنیم و دنبال اطمینان می گردیم. مسئله زمانی شکل می گیرد که آرامش فرد به گرفتن پاسخ های تکراری وابسته شود و هیچ پاسخی برای مدت طولانی کافی نباشد. آن وقت پرسش مهم شاید این نباشد که آیا مطمئنم؟ بلکه این باشد که آیا می توانم با کمی ندانستن هم به زندگی ادامه بدهم؟

درمان می تواند به فرد کمک کند این توانایی را به تدریج تمرین کند؛ نه برای نادیده گرفتن خطر واقعی، بلکه برای اینکه مجبور نباشد هر بار از دیگران، اینترنت یا ابزارهای دیجیتال تضمین بگیرد.

پایان خبر برای ورود به صفحه اینستاگرام دکتر مریم سامانی (روانشناس بالینی) کلیک کنید.
ارسال نظر

اخبار پربازدید
آخرین اخبار
خط سلامت
فیلم ها
  • خط سلامت: عشق و حسادت با هم مرتبط هستند زیرا یک هورمون مشترک در این دو احساس نقش دارد. عشق احساسی است که به هورمون…

گزارش ویژه
پادکست
اتاق درمان