به گزارش خط سلامت گاهی می دانیم گرسنه نیستیم، اما باز هم سراغ غذا می رویم. بعد از یک روز پراسترس، ممکن است میل به شیرینی، شکلات یا غذای پرکالری ناگهان بیشتر شود. این رفتار می تواند با هیجان ها، استرس و شیوه تنظیم احساسات ارتباط داشته باشد.
- گرسنه ای؟
-نه.
-پس چرا داری می خوری؟
-نمی دونم... دلم یه چیزی می خواد.
گاهی همین جمله کوتاه، شروع یک سؤال بزرگتر است: اگر گرسنه نیستیم، دقیقاً چه چیزی ما را به سمت غذا می برد؟

همیشه گرسنگی، دلیل خوردن نیست
ما غذا را فقط برای تأمین انرژی نمی خوریم. طعم، بو، عادت، محیط، زمان، دسترسی به غذا، خاطرات و هیجان ها هم می توانند بر رفتار غذایی اثر بگذارند. یکی از این مسیرها، غذا خوردن هیجانی است؛ یعنی خوردن برای پاسخ دادن به هیجان ها، نه صرفاً گرسنگی فیزیولوژیک.
-امروز خیلی اعصابم خراب بود.
-پس چی خوردی؟
-هرچی دم دستم بود.
این اتفاق برای بعضی افراد ممکن است گاهی رخ دهد و لزوماً نشانه یک مشکل بالینی نیست، اما اگر غذا بطور مکرر به راهی برای کنار آمدن با استرس، غم، تنهایی یا سایر هیجان ها تبدیل شود، موضوع روانشناختی مهمتری شکل می گیرد.
آیا مشکل، خود هیجان است؟
مسئله این است که فرد با هیجان چه می کند. یک مطالعه متاآنالیز جدید در سال ۲۰۲۶، ارتباط بین دشواری در تنظیم هیجان و غذا خوردن هیجانی را در ۴۰ مطالعه و ۱۴٬۴۸۱ شرکت کننده بررسی کرد. نتیجه نشان دهنده یک ارتباط مثبت و متوسط میان دشواری های تنظیم هیجان و غذا خوردن هیجانی بود. این ارتباط برای غذا خوردن در پاسخ به هیجان های منفی قوی تر بود، در حالی که برای هیجان های مثبت معنادار نبود.
پس شاید برای بعضی افراد، مسئله فقط این نباشد که: من زیاد غذا می خورم. بلکه این است که من وقتی احساس بدی دارم، بلد نیستم چه کار دیگری با این احساس بکنم.
غذا نقش آرامبخش دارد؟
گاهی میتواند چنین نقشی پیدا کند، اما بهتر است نگوییم غذا واقعاً احساسات را درمان می کند. غذا میتواند برای مدت کوتاهی تجربه لذت ایجاد کند و فرد ممکن است بعد از خوردن احساس بهتری داشته باشد. اگر این مسیر بارها تکرار شود، ممکن است به یک الگوی آموختهشده تبدیل شود: استرس باعث میل به غذا سپس غذا خوردن برای احساس بهتر در کوتاه مدت می شود.
و اگر این چرخه تثبیت شود، فرد ممکن است پیش از آنکه حتی متوجه هیجان خود شود، به سراغ غذا برود.
یک سؤال مهم
دفعه بعد که ناگهان میل شدیدی به خوردن پیدا کردید، شاید بد نباشد قبل از باز کردن یخچال فقط چند ثانیه مکث کنید:
واقعاً گرسنهام؟ و اگر جواب «نه» بود:
- الان چه احساسی دارم؟ خستگی؟ اضطراب؟ تنهایی؟ خشم؟ بیحوصلگی؟ یا شاید فقط نیاز به یک استراحت کوتاه؟
این سؤال قرار نیست جای تشخیص یا درمان را بگیرد؛ فقط کمک می کند بین گرسنگی جسمی و میل به خوردن در پاسخ به هیجان تفاوت بگذاریم.
دلبستگی کی وارد این داستان می شود؟
اینجا موضوع برای روانشناسی رابطه ای جالب تر می شود. آیا کیفیت روابط و احساس امنیت عاطفی می تواند با رفتار غذایی ارتباط داشته باشد؟
یک متاآنالیز از ۷۰ مطالعه با مجموع ۱۹٬۴۷۰ شرکتکننده نشان داد ناایمنی دلبستگی با رفتارهای غذایی ناسالم ارتباط داشت و این ارتباط در انواع مختلف رفتارهای ناسالم غذایی، از جمله غذا خوردن هیجانی، نیز مشاهده شد. با این حال، این یافته ارتباط آماری است و به تنهایی ثابت نمی کند که دلبستگی ناایمن علت غذا خوردن هیجانی است.
پس باید سؤال جذاب تری را مطرح کرد: آیا گاهی چیزی که در غذا دنبالش می گردیم، فقط طعم و کالری نیست؛ بلکه احساس آرامش و امنیت است؟
این سؤال، ما را از «رژیم گرفتن» وارد دنیای پیچیده تری میکند؛ جایی که غذا، هیجان، رابطه و تنظیم روانی به هم می رسند.
منابع
Mendia J, Quiles Y, Pascual A, et al. Uncovering the association between broad emotional dysregulation and emotional eating: A meta-analysis. Appetite. 2026;221:108490. doi:10.1016/j.appet.2026.108490
Faber A, Dubé L, Knäuper B. Attachment and eating: A meta-analytic review of the relevance of attachment for unhealthy and healthy eating behaviors in the general population. Appetite. 2018;123:410–438. doi:10.1016/j.appet.2017.10.043
برای ورود به صفحه اینستاگرام کلیک کنید.تمام مطالب سایت اختصاصی و توسط تحریریه خط سلامت تولید شده است، استفاده با ذکر منبع و لینک دهی بلامانع است