وقتی بدن مضطرب است اما نمی دانیم چرا؛ ۷ علامت جسمانی که از اضطراب باشند

خط سلامت: گاهی اضطراب از ذهن شروع نمی شود از قلب شروع می شود یا از معده از دست هایی که ناگهان عرق می کنند. از شانه هایی که بی دلیل سفت شده اند. از نفسی که انگار به اندازه کافی وارد ریه نمی شود. فرد می گوید: نمی دانم چه شده، ولی بدنم یک جوری است. به پزشک مراجعه می کند. آزمایش ها طبیعی است.قلب سالم است. قند خون مشکلی ندارد اما هنوز همان احساس عجیب وجود دارد. بعد سؤال سخت تری مطرح می شود: اگر بیماری نیست، پس چرا بدنم اینطور رفتار می کند؟

وقتی بدن مضطرب است اما نمی دانیم چرا؛ ۷ علامت جسمانی که از اضطراب باشند

به گزارش خط سلامت یکی از پاسخ های احتمالی، اضطراب است.اما یک نکته مهم وجود دارد: هر علامت جسمانی را نباید به اضطراب نسبت داد. علائم جسمانی می توانند علت های پزشکی مختلفی داشته باشند و در صورت جدید، شدید، مداوم یا نگران کننده بودن باید ارزیابی پزشکی انجام شود.

اضطراب فقط یک احساس در ذهن نیست

وقتی مغز تهدیدی را تشخیص می دهد، بدن برای مقابله با آن آماده می شود. سیستم عصبی خودمختار فعال می شود و تغییراتی در ضربان قلب، تنفس، تعریق، فعالیت گوارشی و تنش عضلانی ایجاد می شود.

این واکنش در شرایط خطر طبیعی است. مشکل زمانی ایجاد می شود که سیستم هشدار بارها فعال شود، حتی وقتی فرد در معرض خطر فوری نیست.  در این حالت، ممکن است بدن مدام در وضعیت آماده باش باقی بماند.

علامت اول: تپش قلب

یکی از تجربه های رایج در اضطراب، احساس تند یا شدید شدن ضربان قلب است. فرد ممکن است بگوید: انگار قلبم دارد از سینه ام بیرون می زند. افزایش فعالیت سیستم عصبی سمپاتیک می تواند ضربان قلب را بالا ببرد اما همین احساس ممکن است باعث ترس شود.فرد ضربان قلبش را احساس می کند و فکر می کند: نکند قلبم مشکل دارد؟ترس بیشتر می شود.اضطراب بیشتر می شود.ضربان قلب باز هم افزایش پیدا می کند.به این ترتیب، یک چرخه شکل می گیرد: احساس جسمانی ، تفسیر تهدیدآمیز ، اضطراب بیشتر و احساس جسمانی شدیدترالبته تپش قلب همیشه ناشی از اضطراب نیست و در صورت بروز جدید یا شدید باید علت پزشکی نیز بررسی شود.

علامت دوم: تغییر در تنفس

وقتی مضطرب می شویم، الگوی تنفس می تواند تغییر کند. برخی افراد سریع تر یا عمیق تر از حالت معمول نفس می کشند.این تغییر می تواند احساس تنگی نفس، سبکی سر یا بی قراری ایجاد کند. فرد ممکن است تصور کند: هوا به من نمی رسد و همین ترس، تنفس را بیشتر مختل کند.در حملات پانیک، تغییرات تنفسی و احساس خفگی یا تنگی نفس می توانند بسیار شدید باشند. اما باز هم نباید هر تنگی نفسی را اضطراب دانست.

علامت سوم: گرفتگی عضلات

بدن مضطرب، بدن آماده دفاع است. عضلات ممکن است برای مدت طولانی در حالت انقباض باقی بمانند. گردن سفت می شود. شانه ها بالا می روند. فک منقبض می شود.  کمر درد می گیرد.  فرد حتی ممکن است متوجه نباشد که ساعت ها عضلاتش را منقبض نگه داشته است.  به همین دلیل، گاهی یک روز پر از نگرانی در پایان خود را با سردرد یا درد عضلانی نشان می دهد.

علامت چهارم: مشکلات گوارشی

رابطه مغز و دستگاه گوارش بسیار پیچیده است. اضطراب می تواند بر عملکرد دستگاه گوارش اثر بگذارد و علائمی مانند تهوع، دل درد، تغییر در حرکات روده یا احساس ناراحتی معده ایجاد کند. برای بعضی افراد، معده اولین جایی است که فشار روانی را نشان می دهد.

آنها ممکن است بگویند: هر وقت استرس می گیرم، معده ام به هم می ریزد. این ارتباط واقعی است، اما باز هم نباید هر مشکل گوارشی را روان شناختی تلقی کرد.

علامت پنجم: تعریق و احساس گرما

بدن هنگام فعال شدن سیستم هشدار، آماده واکنش می شود.تعریق یکی از پاسخ های طبیعی بدن است.به همین دلیل ممکن است فرد در موقعیت اضطراب آور، کف دست های خیس، پیشانی عرق کرده یا احساس گرما داشته باشد. گاهی فرد از این نشانه خجالت می کشد مثلا در جلسه کاری دستش عرق می کند و بعد نگران می شود که دیگران متوجه شوند. در نتیجه، خود علامت تبدیل به منبع اضطراب جدید می شود.

علامت ششم: لرزش و بی قراری

وقتی بدن در حالت آماده باش قرار می گیرد، ممکن است لرزش، بی قراری یا احساس ناآرامی ایجاد شود. گاهی فرد می گوید: نمی توانم یک جا بنشینم یا احساس می کنم بدنم آرام نمی گیرد. این حالت می تواند با افزایش توجه فرد به بدن همراه شود. هرچه بیشتر بدن را بررسی کند، نشانه ها بیشتر به چشم می آیند.

علامت هفتم: خستگی

این یکی شاید از همه عجیب تر باشد. اضطراب معمولا با بی قراری شناخته می شود، اما زندگی طولانی مدت در وضعیت تنش می تواند خسته کننده باشد. فرد مدام فکر می کند. سناریو می سازد. نگران است. خطرها را بررسی می کند. بدنش منقبض است. خوابش ممکن است مختل شود. طبیعی است که در چنین شرایطی احساس خستگی کند. بنابراین خستگی نیز می تواند بخشی از تجربه فرد مضطرب باشد؛ هرچند علت های بسیار دیگری نیز دارد.

وقتی بدن تبدیل به رادار خطر می شود

یکی از مهمترین اتفاقات در برخی اختلالات اضطرابی، افزایش توجه به نشانه های بدن است. فرد مرتب ضربان قلبش را بررسی می کند. تنفسش را کنترل می کند. نبضش را می گیرد. به معده اش توجه می کند. در اینترنت درباره علائم جست وجو می کند و هر احساس کوچک را بررسی می کند.

این کار ممکن است با هدف آرام شدن انجام شود، اما گاهی نتیجه معکوس دارد. هرچه بیشتر بدن را زیر نظر بگیریم، نشانه های طبیعی بیشتری پیدا می کنیم. قلب انسان همیشه کاملا یکنواخت نمی زند. تنفس همیشه یک شکل نیست. عضلات همیشه کاملا شل نیستند اما ذهن مضطرب ممکن است این تغییرات طبیعی را به عنوان علامت خطر تفسیر کند.

بدن دروغ نمی گوید؛ اما همیشه هم خطر را اعلام نمی کند

این جمله بسیار مهم است. وقتی فرد تپش قلب دارد، واقعا تپش قلب دارد وقتی دستش می لرزد، لرزش واقعی است. وقتی معده اش درد می گیرد، درد واقعی است. اینکه یک علامت منشأ اضطرابی داشته باشد، به معنای «خیالی بودن» آن نیست.علائم روانی می توانند کاملا جسمانی تجربه شوند .

اشتباه دیگر این است که از آن طرف بام بیفتیم و هر علامت جسمانی را اضطراب بدانیم. روانشناسی نباید جای پزشکی را بگیرد.

نگاه روانشناختی دکتر مریم سامانی - روانشناس بالینی و درمانگر 

وقتی مراجعه کننده می گوید:دکتر، من هیچ مشکلی ندارم، اما بدنم دائم به هم می ریزد.

اولین کار، کوچک شمردن تجربه او نیست. نمی گوییم: چیزی نیست، همه اش از اعصابت است بلکه می خواهیم بفهمیم این علامت چه زمانی ظاهر می شود و چه معنایی برای فرد پیدا می کند . مثلا: آیا قبل از یک موقعیت خاص شروع می شود؟ آیا هنگام نگرانی شدیدتر می شود؟ آیا فرد بعد از احساس علامت، شروع به بررسی بدنش می کند؟ آیا از ترس علامت، از موقعیت ها اجتناب می کند؟ آیا برای اطمینان گرفتن مرتب به پزشک مراجعه می کند؟

این سؤال ها کمک می کنند چرخه اضطراب را بهتر ببینیم. گاهی مشکل فقط خود علامت نیست. ترسی است که فرد درباره معنای علامت پیدا کرده است . یک مثال ساده فرض کنید فرد متوجه تپش قلب خود می شود. تفسیر اول: امروز خیلی خسته ام اما فرد مضطرب ممکن است فکر کند: نکند قلبم مشکل دارد؟ بدن بیشتر فعال می شود. تپش بیشتر احساس می شود. فرد می گوید: دیدی؟ پس واقعا یک اتفاقی افتاده.

این چرخه می تواند به حمله پانیک یا تشدید اضطراب منجر شود. درمان، لزوما با تلاش برای متوقف کردن فوری تپش قلب شروع نمی شود. گاهی باید معنایی را که فرد به این احساس داده است، بررسی کرد.

چه زمانی باید پزشک را در جریان گذاشت؟

هرگز نباید از این مقاله برای تشخیص خود استفاده کرد. درد قفسه سینه، تنگی نفس، غش، ضربان قلب غیرمعمول، علائم عصبی جدید یا هر علامت شدید و ناگهانی نیازمند ارزیابی پزشکی مناسب است.

اگر پزشک علت جسمانی را بررسی کرده و اضطراب نیز در ارزیابی مطرح شده باشد، روان درمانی می تواند بخش مهمی از درمان باشد.

حرف آخر

اضطراب گاهی آن قدر جسمانی می شود که فرد اصلا نمی گوید: من مضطربم. می گوید: قلبم مشکل دارد. معده ام به هم ریخته. نمی توانم نفس بکشم. بدنم می لرزد و شاید اولین قدم این باشد که بفهمیم بدن و ذهن دو دنیای جدا از هم نیستند اما در عین حال، نباید هر علامت جسمانی را به روان نسبت داد.

بدن باید شنیده شود، نه اینکه از آن ترسید؛ و نه اینکه بی دلیل نادیده گرفته شود .

پایان خبر برای ورود به صفحه اینستاگرام دکتر مریم سامانی (روانشناس بالینی) کلیک کنید.
ارسال نظر

اخبار پربازدید
آخرین اخبار
خط سلامت
فیلم ها
  • خط سلامت: عشق و حسادت با هم مرتبط هستند زیرا یک هورمون مشترک در این دو احساس نقش دارد. عشق احساسی است که به هورمون…

گزارش ویژه
پادکست
اتاق درمان