یک مطالعه جدید نشان می دهد که آسیب های دوران کودکی (ACEs) با افزایش علائم ADHD در دانشجویان دانشگاه مرتبط است. این تحقیق تأکید می کند که مهربانی با خود و توانایی تنظیم احساسات نقش واسطه ای در کاهش شدت علائم ADHD دارند. دانشجویانی که سطح مهربانی با خود و مهارت های تنظیم احساسات پایینی دارند، بیشتر در معرض مشکلات کم توجهی و بیش فعالی قرار می گیرند.
به گزارش خط سلامت یافته ها پیشنهاد می کنند مداخلات روانشناختی بر مهربانی با خود و آموزش مهارت های تنظیم احساسات می تواند علائم ADHD ناشی از تجارب منفی دوران کودکی را کاهش دهد.
چگونه تجربیات منفی دوران کودکی بر علائم ADHD تأثیر می گذارند؟
تجارب منفی دوران کودکی (ACEs) با افزایش علائم کم توجهی و بیش فعالی- تکانشگری مرتبط است
مهربانی با خود نقش واسطه ای دارد و کاهش آن باعث تشدید علائم ADHD می شود
توانایی تنظیم احساسات، مسیر کلیدی است که مهربانی با خود بر ADHD اثر می گذارد
مداخلات روانشناختی بر افزایش مهربانی با خود و مهارت های تنظیم احساسات می تواند علائم ADHD را کاهش دهد
این تحقیق بر پتانسیل مداخلات روانشناختی تمرکز دارد که روی مهربانی با خود کار می کنند تا به کاهش علائم ADHD ناشی از سختی های دوران کودکی کمک کند.
ADHD یک اختلال نوروتکاملی است که با الگوهایی از کم توجهی، بیش فعالی و تکانشگری مشخص می شود. افرادی که نوع کم توجه آن را دارند، اغلب در حفظ تمرکز، سازماندهی و به خاطر سپردن کارهای روزانه مشکل دارند. افرادی که نوع بیش فعال- تکانشی دارند، ممکن است بی قراری درونی، تحرک فیزیکی بیش از حد و دشواری در انتظار نوبت خود را تجربه کنند.
در حالی که ADHD اغلب به عنوان یک اختلال زیستی یا ژنتیکی دیده می شود، عوامل محیطی نیز نقش مهمی در توسعه و شدت آن دارند. مطالعات پیشین علمی نشان داده اند که تجارب منفی دوران کودکی، که اغلب با عنوان ACEs (Adverse Childhood Experiences) شناخته می شوند، با مجموعه ای از پیامدهای منفی سلامت روان مرتبط هستند. ACEها شامل وقایعی مانند سوء رفتار عاطفی، جسمی یا جنسی، و همچنین مشکلات خانوادگی مانند خشونت خانگی، طلاق والدین یا زندانی شدن اعضای خانواده هستند.
با وجود پیوند شناخته شده بین تروماهای اولیه و استرس روانشناختی عمومی، مطالعات کمتری به طور خاص بررسی کرده اند که چگونه این وقایع بر علائم ADHD در دانشجویان دانشگاه تأثیر می گذارند. همچنین تحقیقات کمی درباره عوامل محافظ داخلی که ممکن است این اثرات را کاهش دهند وجود دارد.
محققان به طور خاص به دنبال درک نقش تنظیم احساسات و مهربانی با خود بودند. تنظیم احساسات به فرآیندهایی اطلاق می شود که افراد با آن بر احساساتی که دارند و چگونگی تجربه و بیان آن ها تأثیر می گذارند. مهربانی با خود شامل رفتار با خود با گرمی و درک در زمان های دشوار به جای واکنش با قضاوت سخت گیرانه است.
مطالعه در ترکیه انجام شد، زمینه ای فرهنگی که در آن روش های سنتی پرورش کودک و ساختارهای خانوادگی ممکن است بر نحوه پردازش تجربیات منفی تأثیر بگذارد. تیم تحقیقاتی نمونه ای از ۴۴۲ جوان بزرگسال از یک دانشگاه دولتی را جذب کردند. سن شرکت کنندگان بین ۱۸ تا ۲۹ سال بود، با میانگین حدود ۲۰ سال.
نمونه عمدتاً زن بود، به طوری که ۶۷.۴٪ گروه را تشکیل می دادند و مردان ۳۲.۶٪ بودند. داده ها با استفاده از یک ابزار نظرسنجی مبتنی بر وب جمع آوری شد. شرکت کنندگان از حقوق خود مطلع شدند و پیش از تکمیل مجموعه ای از ابزارهای روانشناختی معتبر، رضایت خود را ارائه دادند.
برای ارزیابی سختی های دوران کودکی، محققان از چک لیست تجربیات منفی دوران کودکی (ACEs) استفاده کردند. این ابزار ۱۰ موردی از شرکت کنندگان می خواهد تا مشخص کنند که قبل از سن ۱۸ سالگی تجربه نوع خاصی از سوء رفتار یا اختلال خانوادگی را داشته اند یا خیر. پاسخ ها به صورت ساده بله یا خیر ثبت شد.
علائم فعلی ADHD با استفاده از مقیاس خودگزارشگری بزرگسالان ADHD (ASRS-v1.1) اندازه گیری شد. این پرسشنامه ۱۸ موردی علائمی را که طی شش ماه گذشته تجربه شده بود بررسی می کند و شامل دو زیرمقیاس است: یکی برای کم توجهی و دیگری برای بیش فعالی- تکانشگری.
تنظیم احساسات با استفاده از پرسشنامه کوتاه تنظیم احساسات ارزیابی شد. این مقیاس میزان استفاده افراد از استراتژی هایی مانند بازنگری شناختی یا سرکوب ابرازی برای مدیریت احساساتشان را می سنجد. برای این مطالعه، نویسندگان بر توانایی کلی مدیریت مؤثر تجارب احساسی تمرکز کردند.
مهربانی با خود با استفاده از مقیاس کوتاه مهربانی با خود (Self-Compassion Scale-Short Form) اندازه گیری شد. این ابزار ۱۲ موردی سنجش می کند که افراد در مواقع درد یا شکست چقدر نسبت به خود مهربان و مراقب هستند. این شامل عناصر مهربانی با خود، انسانیت مشترک و ذهن آگاهی است.
نتایج نشان داد که تجربیات منفی دوران کودکی در میان شرکت کنندگان رایج بود. حدود ۷۶٪ از دانشجویان حداقل یک تجربه منفی را گزارش کردند. تقریباً ۲۷٪ نمونه چهار یا چند تجربه منفی گزارش کردند.
تحلیل آماری ارتباطات واضح بین متغیرها را نشان داد. دانشجویانی که تعداد بیشتری از تجربیات منفی دوران کودکی را گزارش کردند، تمایل داشتند سطوح پایین تری از مهربانی با خود داشته باشند. این دانشجویان همچنین سطح پایین تری از تنظیم احساسات نشان دادند.
به طور همزمان، نمرات بالاتر در چک لیست ACEs با سطوح بالاتر هر دو علامت کم توجهی و بیش فعالی- تکانشگری مرتبط بود. محققان از تکنیکی به نام تحلیل مسیر (Path Analysis) برای بررسی تأثیر متغیرها بر یکدیگر استفاده کردند. این تحلیل نشان داد که رابطه بین سختی های دوران کودکی و علائم ADHD کاملاً مستقیم نیست.
داده ها مدلی را پشتیبانی کردند که در آن تجربیات منفی دوران کودکی منجر به کاهش مهربانی با خود می شود. این کمبود مهربانی با خود سپس پیش بینی می کند که فرد در تنظیم احساسات مشکل دارد. نهایتاً، تنظیم احساسات ضعیف پیش بینی می کند که شدت علائم ADHD افزایش یابد.
مهربانی با خود نقش واسطه ای داشت. تحلیل نشان داد که مهربانی با خود تأثیر غیرمستقیم بر رابطه بین ACEs و تنظیم احساسات دارد. همچنین تأثیر غیرمستقیم بر ارتباط بین ACEs و علائم ADHD دارد.
مطالعه نشان داد که تنظیم احساسات واسطه پیوند بین مهربانی با خود و علائم ADHD است. این بدان معناست که یکی از دلایلی که مهربانی با خود به کاهش علائم ADHD کمک می کند، بهبود توانایی فرد در مدیریت احساساتش است. تمامی متغیرها با هم ۲۲٪ از واریانس علائم کم توجهی و ۱۶٪ از واریانس علائم بیش فعالی- تکانشگری را توضیح می دهند.
این یافته ها نشان می دهد افرادی که سطح بالایی از مهربانی با خود دارند، بهتر می توانند تجربیات منفی را به طور سازنده پردازش کنند. آن ها کمتر درگیر خودانتقادی یا شرم می شوند. این خودنگری مثبت به کنترل بهتر احساسات کمک می کند که به نوبه خود شدت رفتارهای شبیه ADHD را کاهش می دهد.
نویسندگان اشاره کردند که استراتژی های سازگارانه تنظیم احساسات به عنوان عوامل محافظ عمل می کنند. وقتی افراد می توانند موقعیت های استرس زا را بازنگری کنند به جای سرکوب احساساتشان، ممکن است تکانشگری کمتری تجربه کنند و تمرکز بهتری داشته باشند. اختلال این مهارت ها توسط تروماهای اولیه به نظر می رسد مسیر کلیدی برای بروز علائم ADHD باشد.
برخی محدودیت ها در این مطالعه وجود دارد که باید در نظر گرفته شود. این تحقیق بر داده های خودگزارش متکی بود، که ممکن است تحت خطاهای حافظه یا سوگیری تمایل به پذیرفته شدن اجتماعی باشد. ممکن است شرکت کنندگان وقایع دوران کودکی را به درستی به یاد نیاورده باشند یا در گزارش آن ها تردید داشته باشند.
این مطالعه از طراحی مقطعی (Cross-Sectional) استفاده کرد، یعنی داده ها در یک نقطه زمانی جمع آوری شد. این مانع از آن می شود که محققان روابط علت و معلولی قطعی را برقرار کنند. ممکن است روابط بین این متغیرها در جهت های متفاوتی نسبت به فرضیه کار کنند.
نمونه تنها شامل دانشجویان دانشگاه در ترکیه بود. این جمعیت خاص به این معناست که نتایج ممکن است به سایر جمعیت ها، مانند بزرگسالان مسن تر، افرادی که دانشگاه نمی روند یا افراد با زمینه فرهنگی متفاوت، تعمیم داده نشود. همچنین شرکت کنندگان برای علائم غربالگری شدند اما توسط محققان به طور بالینی با ADHD تشخیص داده نشدند.
نویسندگان همچنین به همپوشانی بالقوه بین ADHD و اختلال استرس پس از سانحه (PTSD) اشاره کردند. افرادی با PTSD اغلب هوشیاری بیش از حد و افکار مزاحم دارند که می تواند کم توجهی مشابه ADHD را تقلید کند. تشخیص تفاوت بین کم توجهی مرتبط با تروما و کم توجهی نوروتکاملی برای درمانگران اهمیت دارد.
تحقیقات آینده باید از طراحی های طولی استفاده کنند تا این متغیرها را در طول زمان ردیابی کنند. این به روشن شدن چگونگی تأثیر سختی های اولیه بر توسعه این علائم در طول جوانی کمک می کند. شامل کردن نمونه های بالینی با تشخیص رسمی ADHD نیز اعتبار یافته ها را تقویت می کند.
با وجود این محدودیت ها، مطالعه پیامدهای مهمی برای حمایت از سلامت روان ارائه می دهد. نتایج نشان می دهد که مداخلاتی که هدف آن افزایش مهربانی با خود است، می تواند برای دانشجویانی که علائم ADHD دارند، به ویژه کسانی که سابقه تروما دارند، مفید باشد. آموزش مهربانی با خود می تواند تنظیم احساسات و توجه آن ها را بهبود بخشد.
برای ورود به صفحه اینستاگرام دکتر مریم سامانی (روانشناس بالینی) کلیک کنید.تمام مطالب سایت اختصاصی و توسط تحریریه خط سلامت تولید شده است، استفاده با ذکر منبع و لینک دهی بلامانع است