چرا درد بعضی روزها شدیدتر است؟ نقش مغز و اضطراب در تجربه درد

خط سلامت: درد واقعی است، اما شدت آن همیشه فقط به میزان آسیب جسمی وابسته نیست. توجه، اضطراب، خواب و انتظار از درمان می توانند بر تجربه درد اثر بگذارند؛ بدون اینکه درد خیالی باشد.

چرا درد بعضی روزها شدیدتر است؟ نقش مغز و اضطراب در تجربه درد

به گزارش خط سلامت، «دکتر، من که هنوز همان مشکل را دارم؛ پس چرا بعضی روزها درد را تحمل می کنم و بعضی روزها احساس می کنم دیگر نمی توانم؟» این پرسش برای بسیاری از افرادی که با درد مداوم زندگی می کنند، آشناست.

پاسخ فقط در محل درد نیست. دستگاه عصبی اطلاعات بدن را همراه با عوامل دیگری پردازش می کند. به همین دلیل، تجربه درد ممکن است در روزهای مختلف تغییر کند، حتی زمانی که تغییر مشخصی در وضعیت جسمی دیده نمی شود.

انجمن بین المللی مطالعه درد تاکید می کند که درد تجربه ای شخصی است و عوامل زیستی، روانی و اجتماعی بر آن اثر می گذارند. تجربه فرد باید جدی گرفته شود؛ حتی اگر علت درد هنوز کاملا مشخص نباشد.

مغز چگونه در تجربه درد نقش دارد؟

در یک گفت و گوی فرضی، فرد می پرسد:

ـ یعنی مغز من می تواند درد را بیشتر یا کمتر کند؟

ـ دستگاه عصبی در پردازش و تنظیم درد نقش دارد؛ اما این فرایند ارادی نیست که بتوانید هر زمان خواستید آن را خاموش کنید.

درد با فعالیت گیرنده های آسیب یکسان نیست. پیام های مربوط به آسیب یا تهدید، در دستگاه عصبی پردازش می شوند و تجربه درد شکل می گیرد. گاهی نیز درد بدون آسیب بافتی آشکار ادامه پیدا می کند.

این موضوع به معنای نبود مشکل یا ساختگی بودن علائم نیست. درد را نمی توان صرفا از روی تصویر پزشکی یا شدت آسیب احتمالی اندازه گرفت.

چرا هنگام سرگرم شدن درد کمتر احساس می شود؟

ممکن است هنگام گفت و گویی جذاب یا فعالیتی لذت بخش، درد برای مدتی کمتر در مرکز توجه قرار بگیرد. در مقابل، بررسی مداوم بدن و انتظار برای شروع درد می تواند آن را برجسته تر کند.

توجه یکی از عوامل موثر در پردازش درد است، اما اثر آن در همه افراد و شرایط یکسان نیست. کمتر احساس کردن درد هنگام سرگرمی نیز ثابت نمی کند که علت جسمی وجود ندارد.

بنابراین، توصیه «فقط به درد فکر نکن» معمولا کافی نیست. فرد ممکن است برای تنظیم توجه و بازگشت به فعالیت های مناسب، به آموزش و حمایت نیاز داشته باشد.

آیا اضطراب می تواند درد را تشدید کند؟

درد و اضطراب می توانند یکدیگر را تقویت کنند. فرد درد را احساس می کند، درباره خطر آن نگران می شود و بیشتر بدنش را بررسی می کند. این درگیری ممکن است تجربه درد را دشوارتر کند.

از سوی دیگر، خود درد مداوم نیز می تواند نگرانی، اختلال خواب و فشار روانی ایجاد کند. بنابراین، رابطه درد و سلامت روان یک طرفه نیست. رسیدگی به خواب، خلق و استرس می تواند بخشی از برنامه مدیریت درد باشد.

وجود اضطراب، دلیل کافی برای نسبت دادن درد به مسائل روانی نیست. علت های جسمی و عصبی باید متناسب با علائم بررسی شوند.

چرا درد بعد از خواب بد سخت تر تحمل می شود؟

فردی که شب خوب نخوابیده، ممکن است روز بعد خسته تر باشد و کنار آمدن با درد برایش دشوارتر شود. درد نیز می تواند خواب را مختل کند و این وضعیت ادامه پیدا کند.

به همین دلیل، در ارزیابی درد مداوم فقط محل و شدت درد اهمیت ندارد؛ کیفیت خواب، توان انجام کارهای روزانه و وضعیت روانی نیز باید بررسی شوند. درمان مشکلات همراه می تواند به بهبود عملکرد و علائم کمک کند.

انتظار از درمان چه تاثیری بر درد دارد؟

انتظار فرد و تجربه های قبلی او می توانند در پاسخ به درمان نقش داشته باشند. این موضوع در پژوهش های پلاسیبو، یا اثر دارونما، بررسی می شود.

پلاسیبو به معنای خیالی بودن درد نیست. پژوهش ها نشان داده اند پاسخ به دارونما می تواند با تغییراتی در پردازش عصبی درد همراه باشد. با این حال، این پاسخ فقط حاصل «مثبت فکر کردن» نیست؛ یادگیری و تجربه قبلی نیز ممکن است نقش داشته باشند.

در مقابل، انتظار منفی نیز ممکن است نتیجه درمان را تحت تاثیر قرار دهد؛ پدیده ای که نوسیبو نامیده می شود. در یک مطالعه روی درد مزمن عضلانی اسکلتی، انتظار منفی بیشتر با بهبود کمتر درد همراه بود.

این یافته ها مجوز وعده درمان قطعی یا پنهان کردن عوارض نیستند. توضیح دقیق و متعادل، همراه با برنامه روشن درمان، اهمیت دارد.

آیا نمره درد میزان آسیب را نشان می دهد؟

وقتی فرد دردش را «۸ از ۱۰» توصیف می کند، شدت تجربه خود را گزارش می دهد. این اطلاعات ارزشمند است، اما به معنی دو برابر بودن آسیب نسبت به کسی با نمره «۴ از ۱۰» نیست.

برای ارزیابی بهتر، باید پرسید: درد چه زمانی شروع شده؟ چه چیزی آن را تغییر می دهد؟ خواب، حرکت و زندگی روزمره چقدر تحت تاثیر قرار گرفته اند؟

درمان روان شناختی چه کمکی می کند؟

درمان شناختی رفتاری و درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد می توانند برای بعضی افراد بخشی از مدیریت درد باشند. راهنمای NICE این رویکردها را برای درد مزمن اولیه در افراد بالای ۱۶ سال قابل بررسی می داند.

هدف، انکار درد نیست؛ بلکه کمک به مدیریت ترس، کاهش محدودیت و حفظ فعالیت های مهم است. انتخاب فعالیت و میزان حرکت نیز باید با وضعیت پزشکی فرد هماهنگ باشد.

هدف درمان همیشه حذف کامل درد است؟

کاهش درد مهم است، اما بهتر خوابیدن، بازگشت به کارهای روزانه و بهبود کیفیت زندگی نیز اهداف ارزشمندی هستند.

درد تازه، تغییر یافته یا رو به تشدید را نباید خودکار به اضطراب نسبت داد. ارزیابی پزشکی و رسیدگی به عوامل روانی می توانند کنار هم قرار بگیرند.

وقتی می گوییم مغز در تجربه درد نقش دارد، منظور این است که برای درمان باید کل تجربه فرد را دید؛ بدن، خواب، هیجان ها و زندگی روزمره او را.

پایان خبر برای ورود به صفحه اینستاگرام دکتر مریم سامانی (روانشناس بالینی) کلیک کنید.
ارسال نظر

اخبار پربازدید
آخرین اخبار
خط سلامت
فیلم ها
  • خط سلامت: عشق و حسادت با هم مرتبط هستند زیرا یک هورمون مشترک در این دو احساس نقش دارد. عشق احساسی است که به هورمون…

گزارش ویژه
پادکست
اتاق درمان