آیا شستن زیاد دست ها همیشه وسواس است؟ مرز رفتار عادی و وسواس فکری ـ عملی کجاست؟

خط سلامت: دست هایش را شست. بعد دوباره شست. شاید بار سوم هم شست. کسی که او را می دید، ممکن بود سریع بگوید: وسواس دارد!، اما آیا هر شست وشوی مکرر دست، نشانه اختلال وسواس فکری ـ عملی است؟

آیا شستن زیاد دست ها همیشه وسواس است؟ مرز رفتار عادی و وسواس فکری ـ عملی کجاست؟

به گزارش خط سلامت،   نه.  گاهی شستن دست ها دقیقا همان کاری است که باید انجام دهیم. بعد از استفاده از سرویس بهداشتی. قبل از غذا خوردن. بعد از تماس با مواد آلوده یا در موقعیت هایی که احتمال انتقال عفونت بیشتر است.  پس سؤال اصلی این نیست که: چند بار دست هایت را می شویی؟  سؤال مهمتر این است: چرا می شویی، چقدر اختیار داری که نشویی و این رفتار چه اثری بر زندگی ات گذاشته است؟ بهداشت یا وسواس؟ فرض کنید فردی بعد از رسیدن به خانه دست هایش را می شوید. این رفتار کاملا طبیعی است اما فرد دیگری بعد از ورود به خانه، دست هایش را می شوید، دوباره به شیر آب نگاه می کند، فکر می کند هنوز آلوده است، دوباره می شوید و بعد چند دقیقه بعد باز هم به حمام می رود.  در اینجا ممکن است موضوع دیگر فقط بهداشت نباشد. ممکن است فرد احساس کند باید این کار را انجام دهد تا اضطرابش کاهش پیدا کند. این "باید" اهمیت زیادی دارد.

عدد جادویی وجود ندارد

یکی از اشتباه های رایج این است که بگوییم: اگر کسی بیشتر از فلان تعداد بار دست هایش را بشوید، وسواس دارد. چنین عدد ساده ای وجود ندارد. تشخیص OCD بر اساس یک رفتار منفرد انجام نمی شود. متخصص به مجموعه ای از عوامل نگاه می کند:شدت رفتار، میزان اضطراب،احساس اجبار،  زمانی که رفتار می گیرد، میزان اختلال در زندگی و اینکه فرد در صورت انجام ندادن رفتار چه تجربه ای دارد.

یک سؤال کلیدی

از خودتان بپرسید: اگر دست هایم را نشویم، چه اتفاقی قرار است بیفتد؟

اگر پاسخ این باشد:  دستم کثیف است و قبل از غذا خوردن باید آن را تمیز کنم، این می تواند یک رفتار بهداشتی معمول باشد.

اما اگر پاسخ این باشد:احساس می کنم حتما اتفاق بدی برای خانواده ام می افتد یا  تا وقتی چند بار نشویم مطمئن نمی شوم

یا اگر این بار درست انجام ندهم، ممکن است بیمار شوم. ؛ اینجا ارزش بررسی بیشتری دارد.

وقتی شستن دست دیگر برای تمیزی نیست

در OCD، رفتار اجباری معمولا با هدف کاهش اضطراب یا خنثی کردن یک فکر وسواسی انجام می شود. فرد ممکن است بداند رفتار او افراطی است، اما احساس کند نمی تواند جلوی آن را بگیرد مثلا: می دانم این دستگیره آنقدر آلوده نیست، اما بعد فکر دیگری می آید: اگر باشد چه؟ و اضطراب بالا می رود. شستن دست، اضطراب را برای مدتی پایین می آورد، اما بعد شک دوباره برمی گردد.

آرامش کوتاه مدت، مشکل بلندمدت

این یکی از مهمترین بخش های چرخه وسواس است. فرد مضطرب می شود. دست هایش را می شوید. آرام می شود. مغز این تجربه را ثبت می کند: شستن باعث شد احساس بهتری پیدا کنم.

دفعه بعد اضطراب که آمد، احتمال دارد دوباره شست وشو تکرار شود. به این ترتیب، رفتار اجباری می تواند به مرور تقویت شود بنابراین مسئله فقط تعداد دفعات شست وشو نیست. نقشی است که شست وشو در تنظیم اضطراب فرد پیدا کرده است .

آیا شستن زیاد دست ها همیشه وسواس است؟1

وقتی زندگی حول یک شیر آب می چرخد

وسواس شدید می تواند بسیار فراتر از چند بار شستن دست باشد. ممکن است فرد مدت زیادی را در حمام بگذراند. پوست دست هایش تحریک یا آسیب ببیند. از لمس اشیای مختلف اجتناب کند. از مهمانی رفتن بترسد. غذا درست نکند.

از دست دادن با دیگران اجتناب کند یا اعضای خانواده را هم وارد قوانین خود کند مثلا: قبل از اینکه وارد خانه شوی، باید لباس هایت را عوض کنی. این وسیله را لمس نکن. اول دست هایت را بشوی. در این شرایط، وسواس دیگر فقط یک عادت شخصی نیست. دارد زندگی فرد و اطرافیانش را سازمان می دهد

اما یک طرف دیگر ماجرا را هم ببینیم

گاهی مردم با دیدن رفتارهای بهداشتی شدید، خیلی سریع به فرد برچسب وسواسی می زنند.  این هم درست نیست.  رفتارهای بهداشتی در دوره هایی که خطر عفونت بالاتر است می توانند منطقی و ضروری باشند.  همچنین بعضی افراد به دلایل شغلی مجبورند دفعات بیشتری دست های خود را بشویند بنابراین زمینه رفتار اهمیت دارد. یک پزشک، پرستار یا آشپز حرفه ای ممکن است بارها دست های خود را بشوید، اما این به خودی خود نشانه OCD نیست.

فرق احتیاط با اجبار چیست؟

احتیاط معمولا انعطاف پذیر است.  اگر شرایط تغییر کند، رفتار هم تغییر می کند اما اجبار می تواند احساس مجبور بودن ایجاد کند. فرد ممکن است بگوید:  می دانم لازم نیست، ولی نمی توانم انجامش ندهم. این جمله یکی از سرنخ های مهم است.

آیا فرد وسواسی از کثیفی لذت می برد که دستش را می شوید؟

برعکس.  بسیاری از افراد مبتلا به وسواس از این چرخه خسته اند. ممکن است ساعت ها زمان از دست بدهند.  ممکن است پوست  شان آسیب ببیند. ممکن است از رفتار خودشان خجالت بکشند. اما باز هم احساس کنند باید آن را انجام دهند. به همین دلیل گفتن: خب دستت را نشور!  ، راه حل ساده ای نیست.  چون رفتار در بسیاری از موارد با اضطراب عمیقی گره خورده است.

نگاه روانشناختی دکتر مریم سامانی - روانشناس بالینی و درمانگر 

وقتی فردی در اتاق درمان می گوید: دکتر، من خیلی دست می شویم.

برای من سؤال بعدی این نیست که:  چند بار؟

می پرسم:  اگر یک بار کمتر بشویی، چه چیزی در ذهنت اتفاق می افتد؟

گاهی پاسخ، ما را به هسته اصلی مشکل می رساند.

-می ترسم بیمار شوم  یا می ترسم آلودگی را به بچه ام منتقل کنم یا احساس می کنم هنوز پاک نشده ام یا اگر درست نشویم، اتفاق بدی می افتد.

اینجا دیگر با یک رفتار ساده روبه رو نیستیم.  با رابطه ای میان فکر، اضطراب و رفتار روبه رو هستیم.

یک خودارزیابی ساده

این پرسش ها تشخیص پزشکی نیستند، اما می توانند به شما کمک کنند رفتار خود را بهتر ببینید:

۱ . آیا شست وشو زمان زیادی از روز مرا می گیرد؟

۲ . آیا اگر دستم را نشویم اضطراب شدیدی پیدا می کنم؟

۳ . آیا شست وشو را بارها تکرار می کنم تا به احساس «کاملا مطمئن» برسم؟

۴ . آیا می دانم رفتارم بیش از حد است اما نمی توانم متوقفش کنم؟

۵ . آیا این رفتار باعث شده از کار، مهمانی، سفر یا فعالیت های روزمره دور شوم؟

۶ . آیا پوست دست هایم به دلیل شست وشوی زیاد آسیب دیده است؟

۷ . آیا از دیگران هم می خواهم برای کاهش اضطراب من قوانین خاصی را رعایت کنند؟

اگر چند مورد از این الگوها شدید و پایدار باشند، ارزیابی تخصصی می تواند مفید باشد.

یک نکته مهم درباره کودکان

در کودکان نیز شستن زیاد دست ها همیشه به معنای OCD نیست. کودک ممکن است به دلایل رشدی، آموزشی یا محیطی رفتارهای بهداشتی خاصی نشان دهد.

اما اگر ترس و اجبار شدید باشد، زمان زیادی بگیرد، عملکرد کودک را مختل کند یا خانواده را مجبور به پیروی از قوانین وسواسی کند، بهتر است ارزیابی تخصصی انجام شود.

وسواس را با تمیزی اشتباه نگیریم

این تصور که فرد مبتلا به OCD فقط آدم خیلی تمیزی است تصویر ناقصی از این اختلال است.

OCD می تواند درباره آلودگی باشد، اما می تواند موضوعات بسیار دیگری هم داشته باشد. بنابراین اگر کسی دست هایش را زیاد نمی شوید، به این معنی نیست که وسواس ندارد  و اگر کسی زیاد دست می شوید، به این معنی نیست که حتما OCD دارد. رفتار باید در زمینه خودش فهمیده شود .

درمان چگونه کمک می کند؟

یکی از درمان های مهم و مبتنی بر شواهد برای OCD، درمان شناختی رفتاری همراه با مواجهه و جلوگیری از پاسخ یا ERP است. در این روش، فرد به تدریج با موقعیت های اضطراب آور مواجه می شود و یاد می گیرد بدون انجام اجبار هم می تواند اضطراب را تحمل کند. هدف این نیست که بهداشت کنار گذاشته شود. هدف این است که رفتارهای وسواسی از رفتارهای بهداشتی ضروری جدا شوند . این فرایند باید متناسب با وضعیت فرد و ترجیحا با کمک درمانگر متخصص در OCD انجام شود.

حرف آخر

شستن دست ها می تواند نشانه مراقبت از سلامت باشد اما گاهی همین رفتار ساده، تبدیل به راهی برای خاموش کردن اضطراب می شود. مرز میان این دو، در تعداد دفعات شست وشو خلاصه نمی شود. مرز اصلی جایی است که فرد احساس می کند: اگر این کار را انجام ندهم، نمی توانم آرام شوم .

و وقتی آرامش به یک رفتار اجباری وابسته می شود، بهتر است به جای سرزنش فرد، چرخه اضطراب و اجبار را بشناسیم. چون گاهی مسئله کثیفی دست ها نیست. مسئله، ترسی است که مغز برای آرام شدن، از ما می خواهد بارها و بارها دست هایمان را بشوییم .

پایان خبر برای ورود به صفحه اینستاگرام کلیک کنید.
ارسال نظر

اخبار پربازدید
آخرین اخبار
خط سلامت
فیلم ها
  • خط سلامت: عشق و حسادت با هم مرتبط هستند زیرا یک هورمون مشترک در این دو احساس نقش دارد. عشق احساسی است که به هورمون…

گزارش ویژه
پادکست
اتاق درمان