چرا اعتراضات فرانسه از گرانی به آشوب رسید/ چرا خشم مردم ناگهان منفجر می شود؟

خط سلامت: خیابان های فرانسه در ۱۷ اکتبر شاهد اعتراض های گسترده علیه افزایش هزینه های زندگی، فشار اقتصادی و افت کیفیت خدمات عمومی بود؛ تجمع هایی که در برخی شهرها به درگیری با پلیس، آتش سوزی و غارت فروشگاه ها کشیده شد. بر اساس گزارش الجزیره، وزارت کشور فرانسه شمار شرکت کنندگان را حدود ۵۵۰ هزار نفر اعلام کرد. اما چرا نارضایتی از قیمت ها و شرایط زندگی گاهی از اعتراض مدنی فراتر می رود و به خشم جمعی تبدیل می شود؟ آیا گرانی به تنهایی مردم را به خیابان می کشاند یا وقتی احساس بی عدالتی و بی اثر بودن اعتراض ها روی هم انباشته می شوند، یک جرقه برای شعله ور شدن نارضایتی کافی است؟

چرا اعتراضات فرانسه از گرانی به آشوب رسید/ چرا خشم مردم ناگهان منفجر می شود؟

به گزارش خط سلامت،  اعتراض های ۱۷ اکتبر فرانسه تنها به قیمت کالاها محدود نبود. دانش آموزان، گروه های دانشجویی، اتحادیه های کارگری و حامیان جنبش جلیقه زردها در کنار یکدیگر به خیابان آمدند. افزایش هزینه های زندگی، قیمت سوخت، دستمزدها، مستمری ها و شرایط نامناسب برخی مدارس از جمله محورهای نارضایتی بود.

در حالی که بخش بزرگی از تجمع ها مسالمت آمیز برگزار شد، در شماری از شهرها درگیری، تخریب اموال عمومی و غارت فروشگاه ها نیز رخ داد. مقام های فرانسوی از بازداشت گسترده معترضان و مجروح شدن نیروهای پلیس خبر دادند. 

این تفاوت مهم است: حضور صدها هزار نفر در اعتراض به معنای مشارکت همه آنها در خشونت نیست. برای تحلیل روانشناسی اعتراض ها باید میان نارضایتی عمومی، کنش مدنی و رفتارهای خشونت آمیز برخی افراد یا گروه ها تمایز قائل شد.

روانشناسی خشم جمعی چرا گرانی گاهی فقط جرقه است؟

وقتی مردم احساس می کنند هر روز فقیرتر می شوند

فشار اقتصادی فقط به معنای کم شدن موجودی حساب نیست. فرد ممکن است همچنان شاغل باشد، اما احساس کند درآمدش دیگر پاسخگوی نیازهای اساسی نیست؛ هزینه ها بالا می روند، برنامه های آینده کوچک تر می شوند و چیزهایی که زمانی عادی بودند، به آرزو تبدیل می شوند.

در چنین شرایطی، نارضایتی تنها از قیمت یک کالا ناشی نمی شود؛ ممکن است به احساس از دست رفتن امنیت، منزلت و امکان برنامه ریزی برای آینده تبدیل شود.

در روانشناسی اجتماعی، محرومیت نسبی به احساس فاصله میان آنچه فرد انتظار دارد یا خود را مستحق آن می داند و آنچه در واقعیت به دست می آورد، اشاره دارد. این مفهوم با فقر مطلق یکسان نیست. حتی زمانی که شرایط زندگی افراد با گذشته خودشان تفاوت زیادی نکرده، احساس بی عدالتی در مقایسه با گروه های دیگر می تواند نارضایتی ایجاد کند.

البته این مفهوم به تنهایی علت هر اعتراض را توضیح نمی دهد شرایط سیاسی، تجربه های شخصی، شبکه های اجتماعی و امکان سازماندهی نیز نقش دارند.

خشم زمانی شدیدتر می شود که مشکل، ناعادلانه به نظر برسد

افراد  فقط به این دلیل که شرایط دشوار است عصبانی نمی شوند؛ گاهی مهمتر از خود دشواری، برداشتی است که از علت آن دارند. اگر فرد تصور کند مشکلات اقتصادی نتیجه شرایطی خارج از کنترل همه است، ممکن است بیشتر به دنبال سازگاری با وضعیت برود. اما اگر احساس کند بار مشکلات به شکل نابرابر توزیع شده، صدایش شنیده نمی شود یا برخی گروه ها از امتیازهایی برخوردارند که دیگران از آن محروم اند، نارضایتی می تواند رنگ خشم اخلاقی و مطالبه عدالت بگیرد.

در این وضعیت، اعتراض ممکن است از مطالبه افزایش دستمزد یا کاهش هزینه ها فراتر برود و به پرسشی بزرگ تر تبدیل شود: آیا تصمیم گیرندگان شرایط ما را می فهمند؟

این احساس که مشکلات مردم دیده نمی شود، می تواند فاصله میان جامعه و نهادهای تصمیم گیر را افزایش دهد؛ حتی اگر همه افراد درباره علت مشکلات یا راه حل آنها هم نظر نباشند.

چرا خشم فردی ناگهان به خشم جمعی تبدیل می شود؟

فردی که از هزینه های زندگی ناراضی است، ممکن است سال ها فقط در خانه یا محل کارش گلایه کند. اما وقتی در خیابان می بیند هزاران نفر تجربه ای مشابه دارند، برداشت او از موقعیت تغییر می کند.

احساس فقط من گرفتار نیستم می تواند به فرد جرات و انگیزه مشارکت بدهد. تجربه مشترک، گفت وگو با دیگران و مشاهده حضور جمعیت ممکن است نارضایتی های پراکنده را به یک مطالبه عمومی تبدیل کند.

شبکه های اجتماعی نیز می توانند در انتشار فراخوان ها و تصاویر اعتراض نقش داشته باشند؛ هرچند سرعت انتشار اطلاعات، به همان اندازه که امکان ارتباط را افزایش می دهد، می تواند شایعات و تصاویر گمراه کننده را هم گسترش دهد.

با این حال، نباید تصور کرد که جمعیت همیشه مانند یک ذهن واحد عمل می کند. افراد با انگیزه ها و اهداف متفاوت در یک تجمع شرکت می کنند و رفتار خشونت آمیز بخشی از جمعیت را نمی توان به همه معترضان نسبت داد.

وقتی مردم باور ندارند که اعتراض نتیجه می دهد

یکی از عوامل مهم در نارضایتی اجتماعی، احساس بی اثر بودن تلاش هاست. اگر افراد بارها مشکل خود را مطرح کنند، اما تغییر ملموسی نبینند، ممکن است امیدشان به راه های معمول پیگیری کاهش یابد.

این وضعیت لزوما به خشونت منجر نمی شود. بعضی افراد کناره گیری می کنند، بعضی به فعالیت مدنی روی می آورند و برخی دیگر ممکن است به رفتارهای پرخطر گرایش پیدا کنند. مسیر نهایی به عوامل متعدد، از جمله واکنش حکومت، رفتار گروه های حاضر در خیابان و وجود راه های قانونی برای بیان اعتراض بستگی دارد.

از منظر روانشناسی، احساس نداشتن کنترل بر زندگی می تواند فشار روانی را تشدید کند؛ اما تبدیل این احساس به رفتار خشونت آمیز نتیجه قطعی یا اجتناب ناپذیر نیست.

چرا بعضی اعتراض ها به تخریب کشیده می شوند؟

برای فهم خشونت در تجمع ها، باید به شرایط همان موقعیت نگاه کرد. رفتار گروهی ممکن است تحت تاثیر تنش میان معترضان و پلیس، تحریک دیگران، رفتار فرصت طلبانه برخی افراد، احساس ناشناس ماندن در جمعیت و گسترش هیجان قرار بگیرد.

اما هیچ یک از این عوامل به تنهایی توضیحی کامل نیستند. تخریب اموال عمومی یا غارت فروشگاه ها را نمی توان صرفا به گرانی نسبت داد و از مسئولیت فردی چشم پوشید. به همان اندازه، نمی توان با اشاره به رفتار چند نفر، تمام نارضایتی های اجتماعی را بی اعتبار دانست. تحلیل دقیق باید هم ریشه های نارضایتی را بررسی کند و هم میان اعتراض مسالمت آمیز و خشونت تفاوت بگذارد.

 فقط با کنترل خیابان، خشم اجتماعی از بین نمی رود

وقتی نارضایتی اقتصادی به یک مسئله اجتماعی تبدیل می شود، واکنش صرفا امنیتی نمی تواند جای پاسخ به مطالبات را بگیرد. مدیریت بحران نیازمند شنیدن روشن و منظم خواسته های مردم، توضیح شفاف تصمیم ها و ارائه راه حل های قابل ارزیابی است.

اقدام های موثر می تواند شامل این موارد باشد:

  • انتشار اطلاعات روشن درباره سیاست های اقتصادی و پیامدهای آنها؛

  • ایجاد مسیرهای واقعی برای بیان اعتراض و پیگیری مطالبات؛

  • گفت وگوی مستقیم با گروه های دانشجویی، اتحادیه ها و دیگر گروه های اجتماعی؛

  • بررسی فشار هزینه های زندگی بر خانوارها و کیفیت خدمات عمومی؛

  • تفکیک روشن میان تجمع مسالمت آمیز و رفتارهای خشونت آمیز.

اعتماد اجتماعی با یک سخنرانی یا وعده کوتاه بازسازی نمی شود؛ به تجربه مداوم پاسخگویی و مشاهده تغییرات ملموس نیاز دارد.

مردم در شرایط خشم جمعی چه باید بدانند؟

خشم می تواند به انسان نشان دهد که مسئله ای مهم نادیده گرفته شده است، اما به تنهایی راه حل را تعیین نمی کند. در شرایط تنش اجتماعی، بررسی منبع خبر، پرهیز از بازنشر تصاویر تاییدنشده و فاصله گرفتن از موقعیت های خشونت آمیز اهمیت دارد.

همچنین بهتر است نارضایتی افراد به یک برچسب کلی تبدیل نشود. هر شهروند ممکن است به دلیل متفاوتی معترض باشد؛ از نگرانی درباره آینده شغلی گرفته تا هزینه مسکن، آموزش یا دستمزد. شناخت تفاوت این مطالبات، امکان گفت وگو و یافتن راه حل را بیشتر می کند.

خشم اجتماعی معمولا یک شبه ساخته نمی شود

اعتراض های فرانسه نشان داد نارضایتی درباره هزینه های زندگی می تواند با نگرانی درباره آموزش، خدمات عمومی و اعتماد سیاسی گره بخورد. وقتی مشکلات متعدد روی هم جمع می شوند، یک رویداد تازه ممکن است به نقطه بروز نارضایتی های قدیمی تبدیل شود  اما نه هر فرد ناراضی به خیابان می آید و نه هر تجمعی به خشونت می انجامد. مسیر اعتراض به تجربه های اجتماعی، شیوه پاسخگویی مسئولان و فرصت های موجود برای پیگیری مطالبات بستگی دارد.

خشم جمعی را نمی توان فقط با دیدن شعله های خیابان فهمید؛ باید دید چه نارضایتی هایی انباشته شده اند، چرا مردم احساس می کنند صدایشان شنیده نمی شود و چه راهی برای تبدیل اعتراض به تغییر واقعی در اختیار دارند.

پایان خبر برای ورود به صفحه اینستاگرام دکتر مریم سامانی (روانشناس بالینی) کلیک کنید.
ارسال نظر

اخبار پربازدید
آخرین اخبار
خط سلامت
فیلم ها
  • خط سلامت: عشق و حسادت با هم مرتبط هستند زیرا یک هورمون مشترک در این دو احساس نقش دارد. عشق احساسی است که به هورمون…

گزارش ویژه
پادکست
اتاق درمان