مغز آلزایمر دارد اما فرد هنوز خوب زندگی می کند؛ راز ذخیره شناختی چیست؟ / چرا بعضی مغزها دیرتر علائم آلزایمر را نشان می‌دهند؟

خط سلامت: ممکن است دو نفر در ۷۰ سالگی از نظر میزان تغییرات مرتبط با بیماری آلزایمر در مغز، وضعیت نسبتا مشابهی داشته باشند، اما یکی همچنان زندگی روزمره خود را به خوبی مدیریت کند و دیگری با مشکلات واضح حافظه، توجه و تفکر روبه رو باشد. چرا با وجود آسیب مغزی مشابه، علائم شناختی در همه افراد به یک شکل ظاهر نمی شود؟

مغز آلزایمر دارد اما فرد هنوز خوب زندگی می کند؛ راز ذخیره شناختی چیست؟ / چرا بعضی مغزها دیرتر علائم آلزایمر را نشان می‌دهند؟

به گزارش خط سلامت،  این پرسش یکی از جذاب ترین موضوعات در پژوهش های مربوط به آلزایمر است. اگر میزان آسیب مغزی تنها عامل تعیین کننده عملکرد شناختی بود، انتظار می رفت هرچه تجمع آمیلوئید، تاو یا آسیب نورونی بیشتر باشد، افت شناختی نیز در همه افراد تقریبا به یک اندازه دیده شود. اما واقعیت پیچیده تر است. یکی از مفاهیمی که برای توضیح این تفاوت مطرح شده، ذخیره شناختی یا Cognitive Reserve است؛ مفهومی که نشان می دهد مغز افراد ممکن است در برابر تغییرات ناشی از افزایش سن و بیماری، ظرفیت متفاوتی برای سازگاری و جبران داشته باشد.

ذخیره شناختی چیست و چرا در آلزایمر اهمیت دارد؟

ذخیره شناختی را می توان به زبان ساده، توانایی مغز برای حفظ عملکرد شناختی در شرایطی دانست که مغز با تغییرات ناشی از افزایش سن، آسیب یا بیماری روبه رو شده است.

برای تصور ساده تر، دو شهر را در نظر بگیرید که هر دو با یک حادثه بزرگ مواجه شده اند. اگر یک شهر فقط یک مسیر اصلی برای رفت و آمد داشته باشد، بسته شدن همان مسیر می تواند زندگی روزمره را مختل کند. اما شهری که مسیرهای جایگزین بیشتری دارد، ممکن است بتواند بخشی از رفت و آمد را از راه های دیگر ادامه دهد.

مغز دقیقا مانند یک شهر نیست، اما این مثال می تواند ایده اصلی ذخیره شناختی را توضیح دهد. وقتی بخشی از شبکه های عصبی دچار آسیب می شوند، مغز ممکن است بتواند از مسیرها و شبکه های دیگری برای حفظ عملکرد استفاده کند.

ذخیره شناختی با بزرگ تر بودن مغز یکی نیست

در پژوهش های مربوط به پیری و آلزایمر، سه مفهوم نزدیک اما متفاوت مطرح می شوند: ذخیره مغزی، ذخیره شناختی و حفظ سلامت مغز. ذخیره مغزی یا Brain Reserve بیشتر به ویژگی های ساختاری مغز مربوط است؛ برای مثال تفاوت های فردی در حجم مغز، تعداد نورون ها یا یکپارچگی برخی ساختارهای عصبی.

ذخیره شناختی یا Cognitive Reserve بیشتر به نحوه استفاده مغز از شبکه های خود مربوط می شود؛ یعنی اینکه مغز چگونه می تواند در مواجهه با آسیب، عملکرد خود را حفظ کند یا برای انجام یک کار شناختی از راهبردها و مسیرهای متفاوت استفاده کند. حفظ سلامت مغز یا Brain Maintenance نیز بیشتر به این موضوع مربوط است که فرد در طول زندگی تا چه اندازه از ایجاد یا تشدید تغییرات آسیب زا جلوگیری کرده و ساختار و عملکرد مغز را حفظ کرده است. بنابراین نباید این سه مفهوم را یکی دانست.

مغز آلزایمر دارد

چه چیزهایی با ذخیره شناختی ارتباط دارند؟

پژوهشگران برای بررسی ذخیره شناختی معمولا به مجموعه ای از شاخص های زندگی فرد توجه می کنند. تحصیلات، پیچیدگی شغلی، فعالیت های فکری، فعالیت های اجتماعی و فعالیت های اوقات فراغت از جمله عواملی هستند که در مطالعات مختلف مورد توجه قرار گرفته اند.

برخی پژوهش ها نشان داده اند افرادی که در طول زندگی از نظر ذهنی و اجتماعی فعال تر بوده اند، در سالمندی عملکرد شناختی بهتری داشته اند و در برخی مطالعات با خطر کمتر اختلال شناختی یا دمانس مواجه بوده اند. اما یک نکته بسیار مهم وجود دارد: تحصیلات بالا به معنای مصونیت در برابر آلزایمر نیست.

تحصیلات تنها یکی از شاخص هایی است که برای برآورد ذخیره شناختی استفاده می شود و نمی توان از روی مدرک تحصیلی به تنهایی درباره ذخیره شناختی یک فرد قضاوت کرد.

 آیا تحصیلات بالا مغز را ضد آلزایمر می کند؟

ذخیره شناختی احتمالا نتیجه یک عامل واحد نیست. تجربه های مختلف زندگی، فعالیت ذهنی، فعالیت اجتماعی، پیچیدگی شغلی، توانایی های شناختی و عوامل زیستی و ژنتیکی می توانند با یکدیگر تعامل داشته باشند. به همین دلیل فردی با تحصیلات رسمی کمتر نیز ممکن است از ظرفیت های شناختی و سازگاری بالایی برخوردار باشد و در مقابل، فردی با تحصیلات دانشگاهی بالا نیز ممکن است به بیماری آلزایمر مبتلا شود.  مدرک تحصیلی را نباید با سلامت مغز یکی دانست.

 آیا مغز می تواند برای جبران آسیب، مسیر دیگری پیدا کند؟

یکی از فرضیه های مهم درباره ذخیره شناختی این است که افراد دارای ذخیره بیشتر ممکن است در هنگام انجام فعالیت های شناختی، شبکه های مغزی را به شکل کارآمدتر یا انعطاف پذیرتری به کار بگیرند.

در اینجا مفهوم انعطاف پذیری شناختی و عصبی اهمیت پیدا می کند. ممکن است مغز برای رسیدن به یک نتیجه فقط به یک مسیر وابسته نباشد و در صورت ایجاد اختلال در یک مسیر، بتواند از منابع یا شبکه های دیگری استفاده کند.

البته پژوهشگران هنوز در حال بررسی دقیق این سازوکارها هستند و نمی توان گفت یک مدار مشخص و واحد در مغز به عنوان مدار ذخیره شناختی کشف شده است.

 آمیلوئید و تاو چه ارتباطی با ذخیره شناختی دارند؟

اینجاست که مفهوم ذخیره شناختی به یافته های مربوط به بیماری آلزایمر وصل می شود. آمیلوئید می تواند در مغز تجمع پیدا کند و پروتئین تاو نیز با آسیب نورونی و تغییرات مرتبط با بیماری آلزایمر ارتباط دارد. نکته مهم این است که این تغییرات می توانند پیش از آنکه علائم واضح شناختی ظاهر شوند، آغاز شوند اما اگر دو نفر میزان قابل توجهی از این تغییرات را داشته باشند، چرا ممکن است عملکرد شناختی آنها یکسان نباشد؟

یکی از توضیح های احتمالی، تفاوت در ذخیره شناختی و تاب آوری شناختی است.

یک مدل ساده برای فهم ذخیره شناختی

فرض کنید دو نفر میزان نسبتا مشابهی از پاتولوژی مرتبط با آلزایمر دارند. اگر فردی ظرفیت بیشتری برای جبران و استفاده انعطاف پذیر از شبکه های شناختی داشته باشد، ممکن است بتواند برای مدت بیشتری عملکرد روزمره خود را حفظ کند. در فرد دیگری که ظرفیت جبران کمتری دارد، ممکن است همان میزان آسیب زودتر با افت عملکرد شناختی همراه شود.

البته در دنیای واقعی موضوع بسیار پیچیده تر از این مدل ساده است و عوامل متعددی از جمله سن، سلامت عمومی، بیماری های عروقی، ژنتیک، کیفیت خواب، فعالیت بدنی و عوامل اجتماعی نیز می توانند در سلامت شناختی نقش داشته باشند.

آیا ذخیره شناختی مقدار آمیلوئید را کم می کند؟

اینجا باید با احتیاط صحبت کرد.  ذخیره شناختی لزوما به این معنا نیست که فرد آمیلوئید کمتری در مغز خواهد داشت یا از تجمع تاو جلوگیری می شود. یکی از فرضیه های مهم این است که بخشی از اثر ذخیره شناختی می تواند مستقل از میزان پاتولوژی باشد و بیشتر به توانایی مغز برای تحمل آسیب و حفظ عملکرد مربوط شود بنابراین نباید گفت ذخیره شناختی مانع تجمع آمیلوئید می شود.

ممکن است فرد همچنان تغییرات پاتولوژیک مرتبط با آلزایمر را داشته باشد، اما به دلیل ظرفیت بالاتر برای جبران، عملکرد شناختی خود را برای مدت بیشتری حفظ کند.

تاب آوری شناختی چیست و چه تفاوتی با ذخیره شناختی دارد؟

در سال های اخیر مفهوم دیگری نیز در این حوزه مورد توجه قرار گرفته است: تاب آوری شناختی یا Cognitive Resilience. این دو مفهوم به یکدیگر نزدیک هستند، اما دقیقا مترادف نیستند. ذخیره شناختی بیشتر به ظرفیت یا منابعی اشاره دارد که می توانند به فرد کمک کنند با آسیب کنار بیاید، در حالی که تاب آوری شناختی بیشتر بر حفظ عملکرد شناختی در مواجهه با آسیب واقعی مغز تمرکز دارد.

پژوهشگران همچنان در حال بررسی دقیق مرز میان این مفاهیم هستند و روش های اندازه گیری آنها نیز هنوز کاملا یکسان و استاندارد نشده است.

آیا می توان ذخیره شناختی را افزایش داد؟

اینجا یکی از جذاب ترین بخش های بحث مطرح می شود.

شواهد موجود نشان می دهند ذخیره شناختی احتمالا یک ویژگی کاملا ثابت و غیرقابل تغییر نیست و تجربه های ذهنی، اجتماعی و فکری در طول زندگی می توانند با آن ارتباط داشته باشند اما این موضوع نباید به وعده های ساده و قطعی تبدیل شود.

علم نمی گوید روزانه مقدار مشخصی جدول حل کنید و به همان میزان مشخص از آلزایمر پیشگیری خواهید کرد. چنین رابطه دقیقی اثبات نشده است.

آنچه می توان با احتیاط گفت این است که یادگیری مداوم، فعالیت ذهنی، مشارکت اجتماعی، فعالیت بدنی و سبک زندگی سالم با سلامت شناختی بهتر در ارتباط هستند و به همین دلیل در پژوهش های مربوط به پیری سالم و سلامت مغز مورد توجه قرار گرفته اند.

آیا مطالعه و فعالیت ذهنی واقعا برای مغز مفید است؟

بله، اما باید اندازه ادعا را با اندازه شواهد هماهنگ کرد. کتاب خواندن را نمی توان درمان آلزایمر دانست و انجام جدول یا بازی فکری نیز تضمین نمی کند که فرد به دمانس مبتلا نشود. در عین حال، فعالیت های ذهنی و اجتماعی در طول زندگی در بسیاری از مطالعات با عملکرد شناختی بهتر و خطر کمتر اختلال شناختی ارتباط داشته اند بنابراین بهتر است به جای وعده های قطعی، از یک نگاه واقع بینانه استفاده کنیم: مغز نیز مانند بسیاری از سیستم های بدن از فعالیت، یادگیری، ارتباط اجتماعی، تحرک و مراقبت کلی از سلامت سود می برد.

ذخیره شناختی را با یک مدرک تحصیلی اشتباه نگیریم

از نگاه روانشناختی، یکی از نکات مهم این است که نباید مفهوم ذخیره شناختی به یک برچسب ساده تبدیل شود. اگر فردی تحصیلات دانشگاهی ندارد، نمی توان نتیجه گرفت ذخیره شناختی پایینی دارد. همان طور که تحصیلات بالا نیز تضمین کننده سلامت شناختی در سالمندی نیست.

زندگی انسان مجموعه ای از تجربه هاست. شغل، یادگیری، حل مسئله، روابط اجتماعی، فعالیت های فکری و شیوه مواجهه با چالش های مختلف می توانند بخشی از این تجربه را تشکیل دهند. به همین دلیل ذخیره شناختی بیشتر یک مفهوم چند عاملی است تا یک ویژگی که بتوان آن را با یک عدد یا یک مدرک تحصیلی سنجید.

آیا ذخیره شناختی می تواند علائم آلزایمر را برای همیشه پنهان کند؟

ذخیره شناختی به معنای شکست ناپذیر شدن مغز نیست. اگر آسیب بیماری ادامه پیدا کند، ممکن است ظرفیت جبران نیز به تدریج کاهش پیدا کند.

می توان این روند را به شکل ساده چنین تصور کرد: آسیب مغزی ایجاد می شود، مغز بخشی از آن را جبران می کند، عملکرد برای مدتی حفظ می شود، آسیب ادامه پیدا می کند، ظرفیت جبران کاهش می یابد و در نهایت علائم شناختی آشکارتر می شوند.

این موضوع می تواند توضیح دهد که چرا گاهی فردی برای مدت طولانی عملکرد ظاهرا مناسبی دارد و سپس با پیشرفت تغییرات مغزی، مشکلات شناختی در زندگی روزمره بیشتر نمایان می شوند.

 آیا بعضی افراد واقعا در برابر آلزایمر مقاوم ترند؟

برخی افراد با وجود میزان قابل توجهی از پاتولوژی مرتبط با آلزایمر، عملکرد شناختی نسبتا خوبی را حفظ می کنند و همین گروه توجه زیادی را در تحقیقات جلب کرده اند.

پژوهشگران در مطالعه این افراد از مفاهیمی مانند تاب آوری در برابر بیماری آلزایمر یا Alzheimer's Disease Resilience استفاده می کنند. مطالعات مختلف، از جمله مطالعات پس از مرگ و مطالعات زیستی، تفاوت هایی را در حفظ سیناپس ها، شبکه های عصبی و برخی سازوکارهای سلولی بررسی کرده اند.

با این حال هنوز پاسخ قطعی به این پرسش نداریم که دقیقا چه چیزی باعث می شود یک مغز در برابر پاتولوژی آلزایمر مقاومت بیشتری نشان دهد. این موضوع همچنان یکی از حوزه های فعال پژوهش در علوم اعصاب و سالمندی است.

چرا اندازه گیری ذخیره شناختی هنوز ساده نیست؟

یکی از نکات مهم در مرورهای علمی جدید این است که ذخیره شناختی هنوز یک متغیر ساده و استاندارد مانند فشار خون نیست.  پژوهشگران برای مطالعه آن از شاخص هایی مانند تحصیلات، شغل، فعالیت های اجتماعی و اوقات فراغت، عملکرد شناختی، تصویربرداری مغزی و برخی شاخص های زیستی و ژنتیکی استفاده می کنند. بنابراین وقتی در یک مقاله علمی گفته می شود فردی ذخیره شناختی بالایی دارد، معمولا منظور یک عدد مستقیم و قابل اندازه گیری نیست؛ بلکه سازه ای علمی است که از مجموعه ای از اطلاعات و شاخص ها برآورد می شود.

پس برای تقویت سلامت شناختی چه کار کنیم؟

بهترین پاسخ علمی فعلی این نیست که یک تمرین خاص را به عنوان راه قطعی افزایش ذخیره شناختی معرفی کنیم.آنچه شواهد از آن حمایت می کنند، نگاه چند عاملی به سلامت مغز است؛ یعنی ادامه یادگیری و فعالیت ذهنی، حفظ ارتباطات اجتماعی، فعالیت بدنی متناسب با شرایط فرد، خواب کافی، کنترل عوامل خطر قلبی عروقی و توجه به سلامت عمومی.  این اقدامات به معنای تضمین پیشگیری از آلزایمر نیستند، اما بخشی از رویکرد علمی به سلامت شناختی در طول زندگی محسوب می شوند.

مهمترین پیام درباره ذخیره شناختی 

ممکن است مغز یک فرد تغییرات مرتبط با آلزایمر را نشان دهد، اما آن فرد هنوز بتواند عملکرد روزمره خود را نسبتا خوب حفظ کند.این یعنی آنچه در مغز اتفاق می افتد و آنچه ما در رفتار و عملکرد روزمره فرد می بینیم، همیشه در یک زمان و با یک شدت ظاهر نمی شوند.

میان آسیب مغزی و علائم قابل مشاهده، سازوکارهای پیچیده ای قرار دارند که علم هنوز در حال کشف آنهاست. ذخیره شناختی و تاب آوری شناختی بخشی از این داستان هستند؛ مفاهیمی که نشان می دهند مغز فقط مجموعه ای از ساختارهای آسیب پذیر نیست، بلکه تا حدی توانایی سازگاری، جبران و استفاده انعطاف پذیر از منابع خود را نیز دارد.

 آلزایمر فقط داستان میزان آسیب مغز نیست

درک آلزایمر فقط با نگاه کردن به میزان آمیلوئید، تاو یا آسیب نورونی کامل نمی شود. پرسش مهم دیگر این است که مغز چگونه با این تغییرات کنار می آید و چرا یک فرد ممکن است با وجود آسیب قابل توجه، مدت بیشتری عملکرد خود را حفظ کند. ذخیره شناختی پاسخ نهایی این معما نیست، اما یکی از مفاهیمی است که کمک می کند تفاوت میان آسیب مغزی و زمان ظهور علائم را بهتر بفهمیم.

سلامت شناختی یک ویژگی تک عاملی نیست و نمی توان آن را فقط با مدرک تحصیلی، یک بازی فکری یا یک فعالیت خاص سنجید. مغز در طول زندگی تحت تاثیر مجموعه ای از تجربه ها، رفتارها، روابط، عوامل جسمانی و زیستی قرار می گیرد و هنوز بخش زیادی از این داستان برای علم ناشناخته است.

پایان خبر برای ورود به صفحه اینستاگرام دکتر مریم سامانی (روانشناس بالینی) کلیک کنید.
ارسال نظر

اخبار پربازدید
آخرین اخبار
خط سلامت
فیلم ها
  • خط سلامت: عشق و حسادت با هم مرتبط هستند زیرا یک هورمون مشترک در این دو احساس نقش دارد. عشق احساسی است که به هورمون…

گزارش ویژه
پادکست
اتاق درمان