تنهایی فقط دل را نمی شکند/چرا بعضی ها سال های بیشتری را بیمار می مانند؟

خط سلامت: تنهایی ممکن است فراتر از یک احساس ناخوشایند، با سال های کمتری از زندگی بدون بیماری های مهم جسمی و اختلالات روانی همراه باشد. پژوهشی بزرگ که نتایج آن در مجله Nature Communications منتشر شده، ارتباط تنهایی و انزوای اجتماعی را با کاهش سال های زندگی سالم بررسی کرده است.

تنهایی فقط دل را نمی شکند/چرا بعضی ها سال های بیشتری را بیمار می مانند؟

به گزارش خط سلامت،  اهمیت این یافته در آن است که سلامت انسان فقط به طول عمر محدود نمی شود؛ اینکه چند سال از زندگی را با سلامت جسمی و روانی سپری می کنیم نیز اهمیت دارد.

پژوهش چه چیزی را بررسی کرد؟

این مطالعه که در ۲۰ اوت ۲۰۲۶ منتشر شد، اطلاعات ۲۷۷ هزار و ۴۸۹ نفر از شرکت کنندگان بانک زیستی بریتانیا را بررسی کرد. پژوهشگران ارتباط میان تنهایی، انزوای اجتماعی و سبک زندگی سالم را با سال های زندگی بدون هفت بیماری مزمن مهم و بدون اختلالات روانی ارزیابی کردند.

نتایج نشان داد افرادی که هم احساس تنهایی داشتند و هم از نظر اجتماعی منزوی بودند، در مقایسه با افرادی که هیچ یک از این دو وضعیت را گزارش نکرده بودند، در سن ۵۰ سالگی سال های کمتری را بدون بیماری های جسمی و اختلالات روانی سپری می کردند.

برآورد پژوهش برای زنان، ۲.۴ سال کمتر زندگی بدون بیماری جسمی و ۳.۷ سال کمتر زندگی بدون اختلال روانی بود. برای مردان نیز این برآوردها به ترتیب ۱.۷ و ۵.۸ سال گزارش شد.

این اعداد به معنای آن نیست که هر فرد تنها الزاماً چند سال از عمر خود را از دست می دهد. آنها برآوردهای آماری مربوط به گروه های مورد مطالعه اند و نباید به پیش بینی قطعی سرنوشت یک فرد تبدیل شوند. همچنین، ارتباط مشاهده شده به تنهایی ثابت نمی کند که تنهایی علت مستقیم تمام تفاوت های سلامت بوده است.

تنهایی با انزوای اجتماعی چه تفاوتی دارد؟

این دو مفهوم در گفت وگوهای روزمره اغلب به جای یکدیگر استفاده می شوند، اما از نظر روان شناسی یکسان نیستند.

تنهایی تجربه ذهنی فاصله میان روابطی است که فرد دارد و روابطی که به آنها نیاز دارد. ممکن است شخصی در یک خانواده پرجمعیت زندگی کند، همکاران زیادی داشته باشد و هر روز با دیگران صحبت کند، اما احساس کند کسی او را نمی فهمد یا نمی تواند در لحظه های دشوار به فردی اعتماد کند.

انزوای اجتماعی بیشتر به وضعیت عینی ارتباطات اشاره دارد؛ برای مثال، داشتن تماس های اجتماعی محدود، ملاقات های اندک یا مشارکت پایین در فعالیت های جمعی.

این دو وضعیت می توانند همزمان رخ دهند، اما همیشه چنین نیست. فردی که تنها زندگی می کند ممکن است از روابط خود رضایت داشته باشد، در حالی که شخصی متاهل یا پرمشغله ممکن است از تنهایی عاطفی رنج ببرد.

به همین دلیل، تعداد تماس ها یا حضور در جمع به تنهایی برای فهم تجربه تنهایی کافی نیست. کیفیت ارتباط، احساس تعلق و امکان دریافت حمایت نیز اهمیت دارند.

چرا تنهایی می تواند با سلامت روان ارتباط داشته باشد؟

روابط اجتماعی یکی از منابع مهم حمایت روانی هستند. در ارتباطی امن، فرد می تواند درباره نگرانی هایش صحبت کند، احساسات خود را تنظیم کند، از تجربه دیگران کمک بگیرد و هنگام مواجهه با بحران تنها نماند.

وقتی چنین ارتباطی در دسترس نیست، مدیریت فشارهای روزمره ممکن است دشوارتر شود. نبود حمایت اجتماعی می تواند با افزایش استرس، نشخوار فکری و احساس بی پناهی همراه باشد. از سوی دیگر، مشکلات جسمی یا روانی نیز ممکن است ارتباط فرد با دیگران را محدود کنند. بنابراین رابطه میان سلامت و تنهایی می تواند پیچیده و چندجهتی باشد.

نباید از این یافته ها نتیجه گرفت که تنهایی همیشه به افسردگی منجر می شود یا هر فرد منزوی به درمان روانشناختی نیاز دارد. تجربه تنهایی در دوره هایی از زندگی طبیعی است. آنچه اهمیت دارد، شدت و تداوم آن، رنجی که ایجاد می کند و تاثیرش بر عملکرد و کیفیت زندگی است.

آیا سبک زندگی سالم می تواند اثر انزوای اجتماعی را کاهش دهد؟

پژوهش یادشده نشان داد ارتباط انزوای اجتماعی با کاهش سال های زندگی بدون بیماری، در افرادی با سبک زندگی سالم تر محدودتر بود. با این حال، برای تنهایی ذهنی، چنین الگویی به همان شکل مشاهده نشد.

این تفاوت مهم است. فعالیت بدنی، خواب مناسب، تغذیه متعادل و رسیدگی به بیماری های جسمی می توانند بخش مهمی از مراقبت از سلامت باشند، اما لزوماً جای ارتباط انسانی رضایت بخش را نمی گیرند.

اگر فردی تنهاست، توصیه صرف به ورزش کردن یا سرگرم شدن ممکن است پاسخ کاملی به نیاز او نباشد. گاهی مسئله، نبود فرصت ارتباط است؛ گاهی تجربه طرد شدن، دشواری اعتماد یا از دست دادن یک رابطه مهم. در هر مورد باید شرایط واقعی فرد بررسی شود.

چگونه می توان از تنهایی مزمن پیشگیری کرد؟

نخست باید میان تنها بودن و احساس تنهایی تفاوت گذاشت. هدف، پر کردن تمام ساعت های روز با جمع و فعالیت نیست. برخی افراد به زمان تنهایی نیاز دارند و از آن لذت می برند. هدف، ایجاد ارتباطاتی است که در آنها امکان گفت وگو، اعتماد و دریافت حمایت وجود داشته باشد.

حفظ ارتباط منظم با دوستان، پیوستن به فعالیت های مورد علاقه، مشارکت در گروه های اجتماعی و اختصاص زمان برای روابط معنادار می تواند به تقویت احساس تعلق کمک کند. در مقابل، اگر ترس از قضاوت یا تجربه های دردناک گذشته مانع برقراری ارتباط شده باشد، فشار آوردن به فرد برای حضور بیشتر در جمع ممکن است کافی نباشد.

در مواردی که احساس تنهایی با ناامیدی پایدار، اضطراب شدید، کناره گیری گسترده یا افت عملکرد همراه است، ارزیابی تخصصی می تواند به شناسایی عوامل زمینه ای و انتخاب راهکار مناسب کمک کند.

نگاه روانشناختی 

دکتر مریم سامانی - روانشناس بالینی و استاد دانشگاه- می  گوید: از منظر روانشناسی، باید به کیفیت پیوندهای انسانی توجه کرد، نه فقط تعداد آنها. احساس تعلق زمانی تقویت می شود که فرد بتواند بدون ترس از تحقیر یا طرد شدن، بخشی از تجربه واقعی خود را با دیگری در میان بگذارد.

گاهی افراد در میان جمع حضور دارند، اما احساس می کنند باید نقش خاصی بازی کنند تا پذیرفته شوند. گاهی نیز ارتباطات فراوان آنلاین جای گفت وگوهای عمیق و حمایت متقابل را نمی گیرند. در چنین شرایطی، افزایش تعداد تماس ها لزوماً به کاهش تنهایی منجر نمی شود.

در بررسی تنهایی باید شرایط زندگی، فقدان های مهم، کیفیت روابط، وضعیت سلامت و فرصت های اجتماعی فرد را در نظر گرفت. مسئولیت کاهش تنهایی نیز فقط بر عهده خود فرد نیست؛ خانواده ها، محیط های کاری، مراکز آموزشی و نهادهای اجتماعی می توانند در ایجاد فرصت های واقعی برای ارتباط نقش داشته باشند.

خودسنجی؛ آیا تنها هستم یا ارتباطی که نیاز دارم در دسترس نیست؟

آیا کسی را دارید که بتوانید بدون نگرانی از قضاوت با او صحبت کنید؟ آیا ارتباطات شما بیشتر به گفت وگوهای سطحی محدود شده اند؟ آیا احساس می کنید در جمع حضور دارید، اما کسی تجربه واقعی شما را نمی شناسد؟ آیا به دلیل ترس، خستگی یا ناامیدی از ارتباط با دیگران فاصله گرفته اید؟ آیا این وضعیت برای مدت طولانی ادامه یافته و بر خواب، خلق یا فعالیت های روزانه شما اثر گذاشته است؟

پاسخ به این پرسش ها تشخیص روانشناختی نیست، اما می تواند به روشن شدن نیازهای ارتباطی و تصمیم برای تغییر کمک کند .

تنهایی همیشه به معنای تنها زندگی کردن نیست و حضور در میان دیگران نیز تضمین کننده احساس تعلق نیست. پژوهش تازه نشان می دهد که تنهایی و انزوای اجتماعی با سال های کمتری از زندگی سالم ارتباط دارند؛ یافته ای که ضرورت توجه به سلامت روابط انسانی را یادآوری می کند.

مقابله با تنهایی فقط دعوت افراد به بیرون رفتن یا بیشتر معاشرت کردن نیست. باید فرصت ایجاد روابط امن، معنادار و پایدار فراهم شود؛ روابطی که در آنها انسان بتواند نه فقط دیده شود، بلکه احساس کند شنیده و فهمیده می شود.

پایان خبر برای ورود به صفحه اینستاگرام دکتر مریم سامانی (روانشناس بالینی) کلیک کنید.
ارسال نظر

اخبار پربازدید
آخرین اخبار
خط سلامت
فیلم ها
  • خط سلامت: عشق و حسادت با هم مرتبط هستند زیرا یک هورمون مشترک در این دو احساس نقش دارد. عشق احساسی است که به هورمون…

گزارش ویژه
پادکست
اتاق درمان