وقتی همسرمان دیگر حرف نمی‌زند؛ سکوت در رابطه همیشه نشانه بی‌علاقگی است؟

خط سلامت: گاهی سکوت همسر، بلندتر از هر جمله‌ای شنیده می‌شود؛ اما آیا هر سکوتی به معنای تمام‌شدن عشق است؟ بعضی آدم‌ها وقتی می‌رنجند، بیشتر حرف می‌زنند و بعضی دیگر درست در همان لحظه، خاموش می‌شوند.

وقتی همسرمان دیگر حرف نمی‌زند؛ سکوت در رابطه همیشه نشانه بی‌علاقگی است؟

به گزارش خط سلامت، سکوت ممکن است نشانه فاصله عاطفی باشد، اما گاهی هم واکنشی برای محافظت از خود، فرار از تعارض یا فرصتی برای آرام‌شدن است. مسئله اینجاست که وقتی معنای سکوت را نمی‌دانیم، ممکن است آن را با بی‌علاقگی، طردشدن یا حتی خیانت اشتباه بگیریم و به جای نزدیک‌ترشدن، فاصله را بیشتر کنیم.

یک روز متوجه می‌ شوید همسرتان دیگر مثل قبل حرف نمی‌ زند. نه دعوایی در کار است، نه اعتراض مشخصی. فقط سکوت.

می‌ پرسید:  چیزی شده؟

می‌ گوید:  نه.

دوباره می‌ پرسید:  از من ناراحتی؟

جواب می‌ دهد:  نمی‌ دونم.

و همین نمی‌ دونم!  گاهی بیشتر از یک دعوای بلند، آدم را می‌ ترساند. ذهن شروع به حدس‌ زدن می‌ کند: دیگه دوستم نداره؟،   از من خسته شده؟، شاید شخص دیگری وارد زندگی‌ اش شده؟   چرا دیگه با من حرف نمی‌ زنه؟

اما سکوت همیشه یک معنا ندارد. گاهی سکوت، فاصله است. گاهی دفاع است. گاهی خشم است. گاهی خستگی است. گاهی ترس است   و گاهی، نشانه‌ ای از زخمی است که فرد هنوز نمی‌ تواند درباره‌ اش حرف بزند.

سکوت، زبان بدون کلمه است

در یک رابطه، ارتباط فقط با کلمات اتفاق نمی‌ افتد. لحن، نگاه، فاصله فیزیکی، تماس چشمی، حالت چهره و حتی سکوت می‌ توانند حامل پیام باشند. اما مشکل اینجاست که سکوت، برخلاف یک جمله روشن، تفسیرپذیر است.

وقتی همسرمان می‌ گوید: من ناراحتم. معنای مشخص‌ تری دارد. اما وقتی چیزی نمی‌ گوید، ذهن ما جای خالی را با تفسیر خودش پر می‌ کند   و اگر فرد دلبستگی ناایمن یا تجربه های قبلی طردشدن داشته باشد، ممکن است این سکوت را سریع‌ تر به معنای: من را نمی‌خواهد، تفسیر کند. در حالی که واقعیت ممکن است چیز دیگری باشد.

سکوت سالم با سکوت تنبیهی فرق دارد

این یکی از مهمترین تفاوت‌ هایی است که باید در رابطه شناخته شود. گاهی فرد برای اینکه از شدت هیجان پایین بیاید، موقتاً از گفتگو فاصله می‌  گیرد.

مثلاً می‌ گوید: الان خیلی عصبانی‌ ام. نیم ساعت زمان می‌ خوام تا آروم بشم، بعد درباره‌ اش حرف می زنیم.

این فاصله‌ گرفتن تنظیم‌ شده می‌ تواند به جلوگیری از تشدید تعارض کمک کند. اما شکل دیگری از سکوت وجود دارد: فرد عمداً ارتباط را قطع می‌ کند تا دیگری را تنبیه کند، مضطرب کند یا وادار به تسلیم کند. این وضعیت با سکوت سالم تفاوت اساسی دارد.

سکوت به‌عنوان دفاع

گاهی فرد سکوت می‌ کند چون نمی‌ داند چگونه احساسش را بیان کند. بعضی افراد در خانواده‌ ای بزرگ شده‌ اند که صحبت‌ کردن درباره احساسات معمول نبوده است. برای آنها گفتن جمله‌هایی مثل: از رفتارت زخمی شدم یا می ترسم از دستت بدهم     یا  نیاز دارم بیشتر به من توجه کنی.؛  ممکن است بسیار دشوار باشد.  پس به جای حرف‌ زدن، سکوت می‌ کنند.  نه لزوماً چون اهمیتی نمی‌ دهند.  گاهی چون نمی‌ دانند چگونه اهمیت‌ دادن خود را به زبان بیاورند.

نگاه روانشناختی دکتر مریم سامانی

سکوت را نباید فوراً ترجمه کرد

در زوج‌ درمانی، یکی از اشتباه‌ های رایج این است که فرد سکوت همسرش را با معنایی که خودش از آن دارد یکی می‌ کند.

مثلاً: حرف نمی‌ زنه، پس دیگه دوستم نداره.

اما بین «سکوت» و «بی‌ علاقگی» فاصله زیادی وجود دارد. باید پرسید:  این سکوت در چه موقعیتی اتفاق افتاده است؟ بعد از دعوا؟ بعد از یک اتفاق دردناک؟ در تمام رابطه؟ فقط هنگام تعارض؟ وقتی فرد خسته است؟ یا در برابر موضوع خاصی؟

معنای رفتار، بدون شناخت زمینه آن قابل فهم نیست. گاهی چیزی که از بیرون «بی‌ تفاوتی» دیده می‌ شود، از درون اضطراب، درماندگی یا ترس از تشدید دعوا است.

الگوی سکوت و تعقیب

در بعضی زوج‌ ها، یک چرخه تکرارشونده شکل می‌ گیرد.

یکی می‌ گوید: بیا حرف بزنیم.

دیگری سکوت می‌ کند.  نفر اول مضطرب‌ تر می‌ شود: چرا جواب نمی‌دی؟

فرد دوم بیشتر عقب می‌ رود. نفر اول سؤال‌ های بیشتری می‌ پرسد. فرد دوم بیشتر سکوت می‌ کند  و در نهایت هر دو از یکدیگر ناراضی‌ اند.

یکی می‌ گوید:  او اصلاً با من حرف نمی‌ زند.

دیگری می‌ گوید:  او اصلاً به من فرصت نمی‌ دهد آرام شوم.

این همان چرخه‌ای است که در برخی روابط به الگوی تعقیب ـ کناره‌گیری (Demand/Withdraw) شباهت دارد.

وقتی سکوت، رابطه را فرسوده می‌ کند

سکوت زمانی خطرناک‌ تر می‌ شود که مزمن باشد. یعنی فرد بجای حل مسئله، دائماً از گفتگو فرار کند. موضوع‌ ها نیمه‌ کاره بمانند. احساسات بیان نشوند. نیازها گفته نشوند   و هر دو نفر به مرور یاد بگیرند: حرف‌ زدن فایده‌ ای ندارد.

در این حالت، ممکن است زوج در ظاهر دعوای کمتری داشته باشند، اما در واقع ارتباط عاطفی آنها کاهش یافته باشد. نبود دعوا همیشه نشانه آرامش نیست. گاهی نشانه این است که یکی یا هر دو نفر دیگر امیدی به شنیده‌ شدن ندارند.

سکوت عاطفی چیست؟

سکوت عاطفی با کم‌ حرف‌ بودن معمولی فرق دارد. ممکن است دو نفر کم‌ حرف باشند و رابطه بسیار صمیمی داشته باشند. اما در سکوت عاطفی، فرد دیگر احساسات، نیازها و تجربه‌ های درونی خود را با شریکش در میان نمی‌ گذارد. نه فقط درباره مسائل بزرگ. حتی درباره اتفاق‌ های روزمره هم ارتباط عاطفی کاهش پیدا می‌ کند.

-امروز چه حسی داشتی؟

-چی خوشحالت کرد؟

-چی ناراحتت کرد؟

-دلت می‌خواست من امروز چه کاری برایت انجام بدهم؟

این گفتگوهای کوچک، بخش مهمی از اتصال عاطفی زوجین هستند.

سکانسی از اتاق درمان؛ دیگر دعوا نمی‌ کنیم

زوجی گفتند: ما خیلی خوش‌شانسیم، چون تقریباً هیچوقت دعوا نمی‌کنیم.

اما چند دقیقه بعد، مشخص شد آنها تقریباً درباره هیچ مسئله مهمی هم صحبت نمی‌ کنند.

مرد گفت:  وقتی ناراحته، چیزی نمی‌ گه.

زن گفت: چون وقتی حرف می‌ زنم، احساس می‌ کنم شنیده نمی‌ شم.

مرد گفت: من هم وقتی حرف می‌ زنه، نمی‌ دونم چی باید جواب بدم.

آنها دعوا را متوقف کرده بودند، اما گفتگو را هم متوقف کرده بودند. درمان قرار نبود آنها را وادار کند بیشتر دعوا کنند. قرار بود دوباره بتوانند با امنیت بیشتری حرف بزنند.

سکوت همیشه بد نیست

ما گاهی از ترس سکوت، تصور می‌ کنیم زوج سالم باید دائماً با هم صحبت کنند. اما این هم درست نیست. دو نفر می‌ توانند ساعت‌ ها کنار هم باشند و سکوت کنند، بدون اینکه از هم فاصله عاطفی داشته باشند.

سکوتی که در آن احساس امنیت وجود دارد، با سکوتی که در آن ترس، تنبیه یا بی‌ اعتمادی وجود دارد، یکسان نیست. گاهی نشستن کنار هم بدون حرف‌ زدن، خودش نوعی صمیمیت است.

پس سؤال این نیست: آیا همسر من ساکت است؟

سؤال مهمتر این است: این سکوت میان ما چه معنایی دارد؟

چگونه بفهمیم سکوت از کجا می‌آید؟

قبل از اینکه نتیجه‌ گیری کنیم، چند سؤال را بررسی کنیم:

آیا همسرمان بعداً به گفتگو بر می‌ گردد؟

آیا می‌   تواند توضیح دهد برای آرام‌ شدن به زمان نیاز دارد؟

آیا سکوت فقط در هنگام تعارض رخ می‌ دهد؟

آیا در سایر زمان‌ ها ارتباط عاطفی وجود دارد؟

آیا سکوت برای تنبیه یا کنترل استفاده می‌ شود؟

آیا فرد از بیان احساسات می‌ ترسد؟

آیا مدت‌هاست هیچ گفتگوی عمیقی بین شما شکل نگرفته است؟

پاسخ به این پرسش‌ ها، معنای سکوت را روشن‌ تر می‌ کند.

اگر همسرمان سکوت کرده، چه کار کنیم؟

اولین واکنش معمولاً این است که سؤالها را بیشتر کنیم. چی شده؟ چرا حرف نمی‌زنی؟ جواب بده. یعنی دیگه منو دوست نداری؟  اما فشار بیشتر ممکن است فردی را که از قبل در حالت دفاعی است، بیشتر عقب ببرد.

به جای آن می‌ توان گفت: می‌ بینم الان نمی‌ خوای حرف بزنی. اگر نیاز داری کمی زمان داشته باشی، قبول می‌ کنم؛ فقط دوست دارم بدونم چه زمانی می‌ تونیم درباره‌اش صحبت کنیم.

این جمله دو پیام همزمان دارد:   مرز را می‌ پذیرم، اما مسئله را رها نمی‌ کنم.

اگر خودمان سکوت می‌ کنیم چه؟

از خودمان بپرسیم: من چرا حرف نمی‌ زنم؟ آیا عصبانی‌ ام؟ می ترسم؟ نمی‌ دانم چه بگویم؟ فکر می‌ کنم حرف‌ زدن فایده‌ ای ندارد؟ می‌ خواهم طرف مقابلم را تنبیه کنم؟ یا واقعاً برای آرام‌ شدن به زمان نیاز دارم؟  اگر نیاز به زمان داریم، آن را به شکل روشن بیان کنیم. مثلاً: الان نمی‌ تونم درست صحبت کنم. یک ساعت زمان می‌ خوام و بعد برمی‌ گردم سر این موضوع.

این جمله با ناپدیدشدن، قهر یا قطع ارتباط بدون توضیح تفاوت دارد.

یک نکته مهم درباره قهر

قهر و فاصله‌گرفتن را نباید همیشه یکی دانست.

فاصله سالم یعنی: الان ظرفیت گفتگو ندارم، اما رابطه و مسئله برایم مهم است و برمی‌ گردم.

قهر تنبیهی ممکن است پیام دیگری داشته باشد: آنقدر تو را نادیده می‌ گیرم تا تسلیم شوی.

اولی می‌ تواند تنظیم هیجان باشد. دومی می‌ تواند ابزار قدرت باشد. تشخیص این تفاوت برای سلامت رابطه مهم است.

چه زمانی سکوت نیازمند توجه جدی‌ تر است؟

اگر سکوت به شکل طولانی و تکرارشونده درآمده باشد، ارتباط عاطفی تقریباً از بین رفته باشد، فرد دائماً از گفتگو اجتناب کند، یا سکوت به ابزار تنبیه و کنترل تبدیل شده باشد، بهتر است مسئله جدی‌ تر بررسی شود.

در چنین شرایطی، زوج‌ درمانی می‌ تواند به زوج کمک کند الگوی ارتباطی خود را بهتر بشناسند و راههای امن‌ تری برای بیان نیازها و تعارض‌ ها پیدا کنند.

خودارزیابی رابطه

به رابطه خودتان فکر کنید و از ۰ تا ۱۰ امتیاز بدهید:

چقدر می‌ توانم بدون ترس احساس واقعی‌ ام را بگویم؟

چقدر همسرم هنگام صحبت‌ کردن من گوش می‌ دهد؟

بعد از اختلاف، آیا دوباره به گفتگو برمی‌ گردیم؟

آیا سکوت در رابطه ما برای آرام‌ شدن است یا برای تنبیه؟

آیا موضوعات مهم حل می‌ شوند یا فقط ناپدید می‌ شوند؟

اگر پاسخ چند سؤال نگران‌ کننده است، شاید مسئله فقط کم‌ حرفی نباشد.

شاید رابطه نیاز به بازسازی شیوه ارتباط داشته باشد.

تلنگر آخر

گاهی پشت سکوت یک همسر، بی‌ علاقگی است. اما گاهی پشت همان سکوت، ترس، خستگی، خشم، درماندگی یا ناتوانی در بیان احساسات پنهان شده است. برای همین، قبل از اینکه سکوت را ترجمه کنیم، باید آن را بفهمیم.

سکوتی که می‌ گوید: الان نیاز دارم آرام شوم، اما برمی‌ گردم

با سکوتی که می‌ گوید:  می‌ خواهم تو را تنبیه کنم  ؛ یکی نیست.

و سکوتی که از بی‌ علاقگی می‌ آید نیز با سکوتی که از ترس می‌ آید تفاوت دارد. در رابطه سالم، هدف این نیست که همیشه حرف بزنیم.   هدف این است که حتی وقتی حرف‌ زدن سخت می‌ شود، راه برگشت به گفتگو را از بین نبریم.

گاهی مهمترین جمله در یک رابطه این نیست که: حرف بزن.

بلکه این است: هر وقت آماده بودی، من آماده‌ ام بشنوم؛ فقط نگذار بین ما سکوت، جای گفتگو را برای همیشه بگیرد.

منابع علمی

Christensen, A., & Heavey, C. L. (1990). Gender and social structure in the demand/withdraw pattern of marital conflict. Journal of Personality and Social Psychology, 59(1), 73–81. https://doi.org/10.1037/0022-3514.59.1.73

Gottman, J. M., & Levenson, R. W. (1992). Marital processes predictive of later dissolution: Behavior, physiology, and health. Journal of Personality and Social Psychology, 63(2), 221–233. https://doi.org/10.1037/0022-3514.63.2.221

Gottman, J. M., & Krokoff, L. J. (1989). Marital interaction and satisfaction: A longitudinal view. Journal of Consulting and Clinical Psychology, 57(1), 47–52. https://doi.org/10.1037/0022-006X.57.1.47

Overall, N. C., & McNulty, J. K. (2017). What type of communication during marital conflict is beneficial for relationship satisfaction? Current Opinion in Psychology, 13, 41–45. https://doi.org/10.1016/j.copsyc.2016.03.002

Johnson, S. M. (2004). The Practice of Emotionally Focused Couple Therapy: Creating Connection. Brunner-Routledge

پایان خبر برای ورود به صفحه اینستاگرام کلیک کنید.
ارسال نظر

اخبار پربازدید
آخرین اخبار

دکتر مریم سامانی، روانشناس بالینی و عضو هیأت علمی دانشگاه

خط سلامت
فیلم ها
  • خط سلامت: عشق و حسادت با هم مرتبط هستند زیرا یک هورمون مشترک در این دو احساس نقش دارد. عشق احساسی است که به هورمون…

گزارش ویژه
پادکست
اتاق درمان