به گزارش خط سلامت، هویت اجتماعی یعنی چه؟ ما فقط با ویژگی های فردی مان تعریف نمی شویم. خانواده، دوستان، شغل، فرهنگ و گروه هایی که به آنها تعلق داریم، بخشی از تصویری هستند که از خودمان می سازیم. ممکن است یک نفر در محل کار بیشتر نقش حرفه ای اش را تجربه کند و در خانه، هویت همسری یا والد بودنش پررنگ تر شود.
پس تغییر رفتار در موقعیت های مختلف، به تنهایی نشانه دورویی نیست. گاهی هر موقعیت بخشی متفاوت از هویت فرد را فعال می کند. مسئله زمانی جدی می شود که فرد برای پذیرفته شدن، مدام نظر و خواسته واقعی اش را پنهان کند.
دکتر مریم سامانی، روانشناس بالینی و استاد دانشگاه ، می گوید: برای فهم این الگو گاهی باید پرسید: فرد برای پذیرفته شدن از سوی چه کسانی، خودش را تغییر می دهد و اگر متفاوت باشد از چه چیزی می ترسد؟ در بعضی موارد، پشت سازگاری افراطی ترس از طرد شدن قرار دارد؛ فرد نگران است اگر مخالفت کند یا نظر واقعی اش را بگوید، دیگر جایی در آن جمع نداشته باشد.
وقتی تعلق، از خواسته های فرد مهمتر می شود
نظر همه گروه ها برای ما به یک اندازه اهمیت ندارد. هرچه عضویت در یک جمع برایمان مهم تر باشد، ممکن است بیشتر مراقب حرف ها و رفتارمان باشیم. فردی که در جمع دوستان احساس امنیت می کند، شاید راحت مخالفت کند؛ اما در جمعی که پذیرش آن را ضروری می داند، نظر واقعی اش را پنهان کند.
یک موقعیت ساده را تصور کنید: همه اعضای جمع از موضوعی با هیجان حرف می زنند، اما شما علاقه ای به آن ندارید. آیا می توانید بگویید علاقه ای ندارید یا برای اینکه از جمع کنار گذاشته نشوید، وانمود می کنید شما هم همان نظر را دارید؟
اگر این اتفاق بارها تکرار شود، تشخیص مرز میان آنچه واقعاً فکر می کنیم و آنچه برای پذیرفته شدن می گوییم دشوارتر می شود. فرد ممکن است به جای انتخاب آگاهانه، از ترس قضاوت یا طرد شدن پیروی کند.
انعطاف یا حذف خود؟
وی می گوید: سازگار شدن با موقعیت های مختلف بخشی از زندگی اجتماعی است. در محیط کار رسمی تر رفتار می کنیم، در جمع دوستان راحت تر هستیم و در خانواده ممکن است ملاحظه بیشتری نشان دهیم. این تفاوت ها لزوماً به معنای نقش بازی کردن نیستند.
تفاوت مهم اینجاست که فرد در سازگاری سالم می داند چه می خواهد و با توجه به شرایط تصمیم می گیرد؛ اما در خودسانسوری افراطی، ترس جای انتخاب را می گیرد. فرد ممکن است حتی فرصت نکند خواسته واقعی خود را بشناسد، چون پیشاپیش نگران واکنش دیگران است.
برای روشن شدن این تفاوت می توان پرسید: آیا برای حفظ رابطه یا عضویت در گروه، ارزش های مهم خودم را کنار می گذارم؟ آیا می توانم محترمانه مخالفت کنم؟ بعد از حضور در این جمع احساس آرامش دارم یا احساس می کنم تمام مدت نقش بازی کرده ام؟
نقش های اجتماعی چگونه به بخشی از هویت ما تبدیل می شوند؟
گاهی نقش هایی که در خانواده یا گروه به عهده می گیریم، به مرور بخشی از تعریف ما از خودمان می شوند. کسی که همیشه نقش فرد قوی را داشته، شاید نتواند به راحتی از خستگی اش بگوید. فردی که در خانواده مسئول حل اختلاف ها بوده، ممکن است تصور کند حق ندارد خودش به کمک نیاز داشته باشد.
در این شرایط، نقش اجتماعی فقط رفتاری موقت نیست؛ ممکن است فرد احساس کند اگر از آن فاصله بگیرد، دیگر دوست داشتنی یا مفید نخواهد بود. درمان می تواند به او کمک کند میان مسئولیت پذیری و نادیده گرفتن نیازهای خودش تفاوت بگذارد.
هویت اجتماعی در رابطه عاطفی
هر دو نفر با مجموعه ای از باورها، ارزش ها، خانواده، دوستان و علایق وارد رابطه می شوند. ساختن هویت مشترک و تصمیم گرفتن به عنوان یک زوج، بخشی از رابطه است؛ اما این هویت مشترک نباید همه بخش های فردی را از بین ببرد.
گاهی فرد برای تبدیل شدن به همسر ایده آل، از دوستانش فاصله می گیرد، علایقش را کنار می گذارد یا نظر واقعی اش را بیان نمی کند. بعد از مدتی ممکن است احساس کند خودش را نمی شناسد. رابطه سالم به هر دو نفر امکان می دهد هم به زندگی مشترک تعلق داشته باشند و هم خواسته ها و مرزهای فردی شان را حفظ کنند.
وقتی ما و آنها پررنگ می شود
هویت گروهی فقط بر رفتار ما درون گروه اثر نمی گذارد؛ گاهی نگاه ما به دیگران را هم شکل می دهد. ممکن است رفتار اعضای گروه خودمان را با تفاوت های فردی توضیح دهیم، اما اعضای گروه دیگر را با یک تصویر کلی قضاوت کنیم. پررنگ شدن مرز میان ما و آنها می تواند کلیشه و پیش داوری را تقویت کند.شناخت این فرایند کمک می کند پیش از قضاوت درباره گروه های دیگر، از خودمان بپرسیم آیا با افراد روبه رو هستیم یا با تصوری که از گروه آنها ساخته ایم.
چطور بفهمیم در یک جمع خودمان هستیم؟
از خودتان بپرسید آیا می توانید بدون ترس از طرد شدن مخالفت کنید؟ آیا برای پذیرفته شدن، خواسته ها یا ارزش های مهمتان را کنار می گذارید؟ آیا بعد از بودن در جمع، احساس نزدیکی و آرامش دارید یا فرسوده و نگران می شوید؟ اگر هیچ کس شما را قضاوت نمی کرد، باز هم همین رفتار را انتخاب می کردید؟
پاسخ این پرسش ها تشخیص روان شناختی نیست؛ اما می تواند نشان دهد در کدام رابطه ها یا جمع ها، بیشتر از خواسته خودتان فاصله می گیرید.
خود بودن به معنای نادیده گرفتن دیگران نیست
انسان در ارتباط با دیگران شکل می گیرد. خانواده، فرهنگ، دوستان و گروه های اجتماعی بر بخشی از هویت ما اثر می گذارند. خود بودن به معنای بی توجهی به دیگران یا نپذیرفتن هیچ تغییری نیست؛ به معنای آن است که برای پذیرفته شدن، پیوسته از بخش های مهم خودمان دست نکشیم.
اگر در یک جمع فقط زمانی پذیرفته می شوید که سکوت کنید یا همیشه با دیگران موافق باشید، بد نیست از خودتان بپرسید آیا این جمع جایی برای نظر و خواسته واقعی شما دارد؟ تعلق سالم باید امکان تفاوت را هم باقی بگذارد.
برای ورود به صفحه اینستاگرام دکتر مریم سامانی (روانشناس بالینی) کلیک کنید.تمام مطالب سایت اختصاصی و توسط تحریریه خط سلامت تولید شده است، استفاده با ذکر منبع و لینک دهی بلامانع است