به گزارش خط سلامت، چند خط با طولهای متفاوت پیش چشم شرکتکننده قرار داشت و او باید مشخص میکرد کدام خط با خط اصلی هماندازه است. تشخیص پاسخ درست دشوار نبود، اما پیش از رسیدن نوبت او، اعضای دیگر گروه یک پاسخ آشکارا نادرست را انتخاب میکردند. شرکتکننده اکنون با دو انتخاب روبهرو بود: به آنچه میدید اعتماد کند یا پاسخ اکثریت را تکرار کند.
این موقعیت، اساس پژوهشهای مشهور سولومون اَش درباره همرنگی با جماعت بود. اعضای دیگر گروه، همکاران پژوهشگر بودند و عمداً پاسخ اشتباه میدادند. نتایج نشان داد تعدادی از شرکتکنندگان در برخی نوبتها با اکثریت همراه میشدند. البته همه افراد تسلیم نشدند و همراهی با گروه نیز در تمام پاسخها اتفاق نیفتاد. اهمیت پژوهش در این بود که نشان داد حتی روشن بودن پاسخ، ما را کاملاً از فشار اجتماعی مصون نمیکند.
همرنگی با جماعت چگونه قضاوت ما را تغییر میدهد؟
همرنگی زمانی رخ میدهد که فرد نظر، قضاوت یا رفتار خود را در جهت نظر و رفتار گروه تغییر دهد. این تغییر لزوماً نشانه ضعف شخصیت نیست. انسان برای شناخت موقعیتها و تصمیمگیری از دیگران کمک میگیرد؛ بهخصوص وقتی موضوع مبهم است یا تجربه کافی ندارد. مشکل زمانی آغاز میشود که موافقت دیگران، جای بررسی شواهد را بگیرد.
در یک جلسه کاری ممکن است پیشنهادی را نامناسب بدانیم، اما با دیدن موافقت همکاران سکوت کنیم. در جمع خانوادگی ممکن است درباره یک نفر اطلاعات کافی نداشته باشیم، اما قضاوت منفی دیگران را بپذیریم. در چنین موقعیتهایی باید میان تغییر نظر بر پایه اطلاعات تازه و همراهی برای جلوگیری از مخالفت، تفاوت گذاشت.
ترس از تنها ماندن؛ وقتی مخالفت هزینه دارد
گاهی فرد همچنان پاسخ خود را درست میداند، اما نمیخواهد تنها مخالف جمع باشد. نگرانی از تمسخر، دلخوری دیگران، آسیب دیدن موقعیت شغلی یا کنار گذاشته شدن میتواند او را به همراهی ظاهری سوق دهد. روانشناسی اجتماعی این مسیر را نفوذ هنجاری مینامد؛ یعنی همراه شدن برای پذیرفته شدن یا کاهش احتمال طرد.
مسیر دیگر، نفوذ اطلاعاتی است. فرد تصور میکند دیگران احتمالاً اطلاعات بیشتری دارند و به همین دلیل، قضاوت خود را تغییر میدهد. این اتفاق در موقعیتهای مبهم میتواند به تصمیم بهتر کمک کند، اما تعداد افراد بهتنهایی نشان نمیدهد اطلاعات آنها معتبر است. چند نفر ممکن است یک ادعای مشترک را از همان منبع نادرست گرفته باشند.
گاهی هر دو مسیر همزمان فعالاند. فرد هم به پاسخ خود شک میکند و هم از پیامد مخالفت میترسد. برای شناخت این وضعیت، باید پرسید آیا گروه دلیل تازهای ارائه کرده است یا فقط مخالفت کردن را دشوار کرده است؟
چرا حضور یک مخالف فشار جمع را کم میکند؟
در پژوهشهای اَش، شکسته شدن اتفاقنظر اکثریت میتوانست میزان همراهی با پاسخ نادرست را کاهش دهد. حضور فردی که پاسخ متفاوت میداد، موقعیت را تغییر میداد؛ شرکتکننده دیگر تنها کسی نبود که با جمع همراه نمیشد.
این یافته به معنای درست بودن هر مخالفتی نیست. اهمیت آن در فراهم شدن فرصت بیان نظر مستقل است. در محیط کار و خانواده نیز وقتی مخالفت محترمانه پذیرفته میشود، افراد فرصت بیشتری برای مطرح کردن تردیدها و اطلاعات متفاوت پیدا میکنند. در مقابل، جمعی که هر مخالفت را با تمسخر یا تنبیه پاسخ میدهد، ممکن است ظاهری یکدست داشته باشد، در حالی که اعضای آن در خلوت نظر دیگری دارند.
سکوت همیشه نشانه موافقت نیست
گاهی افراد بهاشتباه تصور میکنند دیگران یک تصمیم را قبول دارند، چون هیچکس مخالفت نمیکند. هر عضو گروه، سکوت بقیه را نشانه رضایت میبیند و خودش نیز ساکت میماند. این وضعیت که با مفهوم جهل کثرتگرایانه ارتباط دارد، میتواند باعث ادامه پیدا کردن تصمیمی شود که بسیاری از افراد واقعاً از آن راضی نیستند.
به همین دلیل، برای شناخت نظر یک جمع، تنها شنیدن صدای بلندترین افراد کافی نیست. فراهم کردن امکان بیان نظر خصوصی، پرسیدن دلیل مخالفت و فرصت دادن به افراد کمحرف میتواند تصویر دقیقتری از دیدگاه گروه ایجاد کند.
وقتی نظر اطرافیان وارد رابطه عاطفی میشود
در رابطه عاطفی، فشار جمع میتواند تشخیص خواستهها و مرزهای شخصی را دشوار کند. فرد ممکن است از رفتاری ناراحت باشد، اما اطرافیان آن را معمولی بدانند یا حساسیت او را بیش از حد توصیف کنند. تکرار این واکنشها ممکن است باعث شود فرد پیش از بررسی رفتار طرف مقابل، به اعتبار احساس خود شک کند.
احساس ناراحتی بهتنهایی تمام واقعیت یک رابطه را توضیح نمیدهد، اما اطلاعاتی است که باید بررسی شود. لازم است مشخص شود چه رفتاری رخ داده، آیا تکرار میشود، چه اثری بر فرد دارد و آیا امکان گفتوگوی امن درباره آن وجود دارد. تأیید اطرافیان، تحقیر، تهدید یا کنترلگری را به رفتاری سالم تبدیل نمیکند.
شبکههای اجتماعی؛ محبوبیت چگونه جای اعتبار مینشیند؟
تعداد بازدیدها، پسندها و بازنشرها میتواند به یک ادعا ظاهری معتبر بدهد. وقتی افراد زیادی از یک توصیه روانشناختی حمایت میکنند، ممکن است مخاطب پیش از بررسی منبع، آن را بپذیرد. با این حال، پرمخاطب بودن نشان نمیدهد یک ادعا پشتوانه علمی دارد.
در این فضا، همرنگی با جمع ممکن است با اثر دیگری نیز همراه شود: آشنا شدن با یک ادعا بر اثر تکرار، میتواند درست بودن آن را محتملتر جلوه دهد. این دو فرایند یکی نیستند، اما میتوانند در پذیرش خبرها و توصیههای بیپشتوانه نقش داشته باشند. برای ارزیابی یک ادعا، باید منبع، کیفیت شواهد و محدودیتهای آن را بررسی کرد.
چگونه سهم خودمان را در تصمیمگیری حفظ کنیم؟
برای مستقل فکر کردن لازم نیست همیشه با جمع مخالفت کنیم. قدم اول، مکث پیش از تصمیم است؛ بهویژه وقتی همه با سرعت به یک نتیجه میرسند. سپس باید روشن کنیم چه شواهدی در اختیار داریم و کدام بخش از نظرمان تحت تأثیر واکنش دیگران قرار گرفته است.
شنیدن دیدگاه متفاوت نیز زمانی مفید است که با دلیل و شواهد همراه باشد. مخالفت صرف، ارزش بیشتری از موافقت صرف ندارد. هدف این است که بتوانیم نظر خود را توضیح دهیم، اطلاعات تازه را بپذیریم و در صورت نیاز، تصمیم را به زمان دیگری موکول کنیم.
یک پرسش کاربردی این است که اگر همین اطلاعات را بدون اطلاع از نظر جمع دریافت میکردیم، آیا باز هم همین انتخاب را داشتیم؟ پاسخ میتواند نشان دهد دیگران چه سهمی در تصمیم ما داشتهاند. استقلال فکری با آمادگی برای اصلاح اشتباه سازگار است؛ همانطور که شنیدن نظر دیگران با حفظ حق قضاوت شخصی سازگار است.
برای ورود به صفحه اینستاگرام دکتر مریم سامانی (روانشناس بالینی) کلیک کنید.تمام مطالب سایت اختصاصی و توسط تحریریه خط سلامت تولید شده است، استفاده با ذکر منبع و لینک دهی بلامانع است