تفاوت بیولوژیکی اختلال استرس پس از سانحه (PTSD) در مردان و زنان چیست؟

خط سلامت: یک تحلیل جدید از نمونه های خون بیماران مبتلا به اختلال استرس پس از سانحه (PTSD) نشان می دهد که این وضعیت ممکن است توسط مکانیسم های بیولوژیکی اساساً متفاوت در مردان و زنان ایجاد شود. پژوهشگران دریافتند که مردان مبتلا عمدتاً کاهش در لیپیدهای خاص تنظیم کننده استرس را نشان می دهند، در حالی که زنان علائم شدیدتری از التهاب سیستمیک دارند.

تفاوت بیولوژیکی اختلال استرس پس از سانحه (PTSD) در مردان و زنان چیست؟

یک مطالعه جدید نشان می دهد PTSD ممکن است در مردان و زنان از طریق مکانیسم های بیولوژیکی کاملاً متفاوت ایجاد شود:

به گزارش خط سلامت مردان مبتلا به PTSD کاهش قابل توجهی در اندوکانابینوئیدها و لیپیدهای مرتبط با بافر استرس دارند، که توانایی مغز برای تنظیم پاسخ به تهدید را کاهش می دهد.

زنان مبتلا به PTSD سطح اندوکانابینوئید طبیعی دارند اما علائم التهاب سیستمیک بالایی نشان می دهند، از جمله افزایش اینترلوکین ها و TNF-α.

این تفاوت ها ممکن است توضیح دهد چرا برخی درمان های تجربی که سطح اندوکانابینوئیدها را افزایش می دهند، عمدتاً در زنان مؤثر نبوده است.

مطالعه بر اساس نمونه های خون ۱۷۳ بیمار انجام شد و نشان می دهد درمان های PTSD باید با توجه به جنسیت طراحی شوند و رویکرد «یک اندازه برای همه» ناکافی است.

تفاوت بیولوژیکی PTSD در مردان و زنان چیست؟

مردان: کاهش اندوکانابینوئیدها و لیپیدهای تنظیم کننده استرس و کاهش توانایی مغز در بافر استرس

زنان: سطح اندوکانابینوئید طبیعی اما التهاب سیستمیک بالا و فعال سازی مزمن سیستم ایمنی

پیامد درمانی: داروهای افزایش اندوکانابینوئیدها احتمالاً در مردان مؤثرتر است، زنان ممکن است نیاز به درمان ضد التهابی داشته باشند

نتیجه: ضرورت پزشکی دقیق و درمان مبتنی بر جنسیت

اختلال استرس پس از سانحه یک بیماری روانپزشکی است که در برخی افراد پس از مواجهه با رویدادهای شدید یا تهدیدکننده زندگی ایجاد می شود. مشخص شده است که این اختلال به طور یکسان جمعیت را تحت تأثیر قرار نمی دهد. زنان تقریباً دو برابر مردان با این بیماری تشخیص داده می شوند و معمولاً علائم طولانی تری دارند و نرخ بالاتری از مشکلات سلامت همزمان، مانند بیماری های خودایمنی، تجربه می کنند. با وجود این تفاوت های آشکار، دلایل بیولوژیکی این شکاف جنسیتی همچنان مبهم باقی مانده است.

پژوهشگران پزشکی به طور تاریخی بر دو شبکه داخلی خاص هنگام مطالعه اثرات تروما تمرکز کرده اند. اول سیستم اندوکانابینوئید است. این شبکه به عنوان یک بافر فیزیولوژیکی در برابر استرس عمل می کند و از پیام رسان های مبتنی بر لیپید برای کمک به مغز در پردازش ترس، تنظیم رفتارهای احساسی و بازگرداندن بدن به حالت آرامش پس از تهدید استفاده می کند. زمانی که این سیستم به درستی کار می کند، به خاموش شدن حافظه های ترس کمک می کند.

دومین شبکه مورد توجه سیستم ایمنی است. در مواقع استرس حاد یا آسیب، بدن پروتئین های التهابی به نام سایتوکاین ها را آزاد می کند. در کوتاه مدت این یک اقدام محافظتی است، اما التهاب مزمن می تواند ناسازگار شود. فعال سازی پایدار سیستم ایمنی شناخته شده است که بر مدارهای مغزی تنظیم کننده خلق و انگیختگی تأثیر منفی دارد.

اکثر تحقیقات پیشین در زمینه بیولوژی تروما این دو سیستم را به صورت جداگانه مطالعه کرده اند. بسیاری از مطالعات قدیمی داده های مردان و زنان را با هم ترکیب کرده اند که می تواند الگوهای خاص جنسیتی را پنهان کند. برای پر کردن این خلأ، تیمی به رهبری پریماروا آ. اسپانگولو از بخش روانپزشکی بیمارستان Brigham and Women و دانشکده پزشکی هاروارد مطالعه ای طراحی کردند تا هر دو سیستم را همزمان تحلیل کنند و بررسی کنند که آیا اثرات مولکولی اختلال بر اساس جنسیت بیولوژیکی متفاوت است یا خیر.

تیم پژوهشی از داده ها و نمونه های Biobank بیمارستان Mass General Brigham استفاده کرد و به طور گذشته نگر ۱۷۳ فرد را برای تحلیل انتخاب نمود. این گروه متعادل بود و شامل ۹۰ مرد و ۸۳ زن می شد. تقریباً نیمی از شرکت کنندگان تشخیص پزشکی تایید شده PTSD داشتند و نیم دیگر به عنوان گروه کنترل سالم بدون سابقه بیماری روانپزشکی بودند.

محققان نمونه های سرم را برای اندازه گیری غلظت های مولکولی کلیدی تحلیل کردند. برای ارزیابی سیستم بافر استرس، سطوح اندوکانابینوئیدها اندازه گیری شد، از جمله آندامید، مولکولی حیاتی برای تنظیم خلق و خو، و ۲-آراشیدونویگلیرول. همچنین لیپیدهای مرتبط مانند اولئویل اتانول آمید و اسید آراشیدونیک سنجیده شد. برای بررسی وضعیت ایمنی، سطح چندین نشانگر التهابی پرو-التهابی شامل پروتئین C واکنشی و انواع اینترلوکین ها سنجیده شد.

تحلیل نشان داد پروفایل های مولکولی به طور قابل توجهی بر اساس جنسیت متفاوت است. مردان مبتلا به PTSD کاهش قابل توجهی در اندوکانابینوئیدها نسبت به مردان سالم داشتند، به ویژه سطح آندامید، اسید آراشیدونیک و اولئویل اتانول آمید پایین بود. این نشان می دهد که در مردان، پاتوفیزیولوژی اختلال با اختلال در توانایی طبیعی بدن برای بافر شیمیایی استرس مرتبط است.

بیماران مرد علائم گسترده ای از اختلال ایمنی نشان ندادند. در مقایسه با گروه کنترل مرد سالم، مردان مبتلا به PTSD سطح نرمال برای اکثر نشانگرهای التهابی داشتند، تنها استثناء فاکتور نکروز تومور-آلفا بود که افزایش یافته بود.

در زنان تصویر بیولوژیکی کاملاً متفاوتی مشاهده شد. زنان مبتلا به PTSD کاهش آندامید یا اسید آراشیدونیک مانند مردان نشان ندادند و سطح اندوکانابینوئید آن ها عمدتاً با زنان سالم قابل مقایسه بود. حتی یک لیپید به نام ۲-آراشیدونویگلیرول در گروه زنان بیمار کمی بالاتر بود.

به جای کمبود لیپید، زنان پروفایلی با التهاب بیش فعال نشان دادند. زنان مبتلا سطح بالاتری از اینترلوکین-۶ و اینترلوکین-۸ نسبت به زنان سالم داشتند و همچنین سطح فاکتور نکروز تومور-آلفا افزایش یافته بود. این نشان می دهد که در زنان، اختلال بیشتر با فعال سازی مزمن سیستم ایمنی مرتبط است.

پژوهشگران بررسی های آماری اضافی انجام دادند تا از استحکام یافته ها اطمینان حاصل کنند و کنترل تغییر ژنتیکی شایع در ژن FAAH را در نظر گرفتند، ژنی که آنزیمی برای تجزیه آندامید تولید می کند. حتی پس از کنترل ژنوتیپ شرکت کنندگان، تفاوت های جنسیتی همچنان آشکار بود.

تیم همچنین زیرگروهی از بیماران مبتلا به اختلال افسردگی اساسی همراه با PTSD را بررسی کرد. افسردگی یک بیماری همزمان رایج است که ویژگی های بیولوژیکی مشابهی با اختلالات تروما دارد. مطالعه نشان داد که الگوهای جنسیتی در این زیرگروه نیز برقرار بود؛ مردان هر دو اختلال سطح اندوکانابینوئید پایینی داشتند و زنان سطح التهاب بالایی.

این یافته ها توضیح بالقوه ای برای شکست برخی درمان های تجربی PTSD در گذشته ارائه می دهد. چندین کارآزمایی بالینی داروهایی را آزمایش کرده اند که با مهار آنزیم تخریب کننده اندوکانابینوئیدها، سطح آن ها را افزایش می دهند اما عمدتاً موفق نبودند. اسپانگولو و همکارانش اشاره می کنند که این کارآزمایی ها اغلب شامل اکثریت زنان بوده اند.

اگر زنان مبتلا به PTSD کمبود اندوکانابینوئید نداشته باشند، درمان هایی که هدفشان افزایش آن هاست احتمالاً مؤثر نخواهد بود. در مقابل، چنین درمان هایی برای مردان که کمبود واضح دارند، بسیار مفید خواهد بود. این مطالعه نشان می دهد که رویکردهای درمانی آینده باید بر اساس جنسیت بیمار تنظیم شوند و درمان زنان ممکن است نیاز به تمرکز بر کاهش پاسخ التهابی داشته باشد.

این مطالعه محدودیت هایی دارد که نتایج را در زمینه ای قرار می دهد. پژوهشگران از طراحی گذشته نگر بر اساس سوابق سلامت الکترونیکی استفاده کردند و مصاحبه بالینی زنده برای ارزیابی شدت فعلی علائم انجام ندادند. همچنین داده ای درباره زمان آسیب اولیه یا سختی های کودکی نداشتند.

علاوه بر این، مطالعه سطوح هورمون های جنسی مانند استرادیول را هنگام جمع آوری خون اندازه گیری نکرد. استرادیول شناخته شده است که بر سیستم ایمنی و سیگنال دهی اندوکانابینوئیدها تأثیر می گذارد. اسپانگولو و تیمش فرض می کنند که نوسانات هورمونی ممکن است نقش مکانیزم «ضربه های متعدد» را ایفا کند که زنان را در معرض این تغییرات آسیب پذیرتر می کند.

نویسندگان توصیه می کنند تحقیقات آینده این نشانگرهای بیولوژیکی را به صورت آینده نگر دنبال کنند و از آزمایش های تحریک کننده استرس استفاده کنند تا واکنش این سیستم ها در زمان واقعی مشاهده شود. تأیید این مسیرهای متمایز می تواند راه را برای پزشکی دقیق در روانپزشکی هموار کند و ضرورت فراتر رفتن از رویکرد «یک اندازه برای همه» در درمان سلامت روان را برجسته می کند.

برای ورود به صفحه اینستاگرام کلیک کنید.
ارسال نظر

آخرین اخبار
خط سلامت
فیلم ها
  • خط سلامت: عشق و حسادت با هم مرتبط هستند زیرا یک هورمون مشترک در این دو احساس نقش دارد. عشق احساسی است که به هورمون…

گزارش ویژه
پادکست
اتاق درمان