بدن حادثه را فراموش نمی کند؛ چرا تروما سال ها بعد هم بدن را به واکنش می اندازد؟

خط سلامت: ممکن است سال ها از یک تصادف، رابطه آسیب زا، خشونت، فقدان یا یک تجربه تروماتیک گذشته باشد، اما کافی است صدای ترمز، بوی خاصی، زنگ تلفن یا حتی یک جمله آشنا شنیده شود تا قلب تندتر بزند و عضلات بدن منقبض شوند؛ انگار حادثه همین حالا دوباره اتفاق افتاده است.

بدن حادثه را فراموش نمی کند؛ چرا تروما سال ها بعد هم بدن را به واکنش می اندازد؟

به گزارش خط سلامت، فرد ممکن است با تعجب از خودش بپرسد: من که دیگر به آن اتفاق فکر نمی کنم، پس چرا بدنم هنوز واکنش نشان می دهد؟

پاسخ را باید در رابطه پیچیده میان مغز، بدن، حافظه و سیستم هشدار جستجو کرد. تروما فقط چیزی نیست که در خاطرات آگاهانه ما باقی بماند؛ یک تجربه شدید می تواند بر نحوه پردازش تهدید، برانگیختگی بدن، توجه و واکنش های شرطی شده نیز اثر بگذارد.

وقتی حادثه تمام شده اما سیستم هشدار هنوز فعال است

وقتی انسان با یک تهدید جدی روبرو می شود، بدن برای محافظت از او وارد حالت آماده باش می شود. ضربان قلب بالا می رود، تنفس تغییر می کند، عضلات منقبض می شوند و توجه نسبت به نشانه های خطر افزایش پیدا می کند.

این واکنش ها در اصل بخشی از سیستم دفاعی بدن هستند و در لحظه خطر می توانند به بقا کمک کنند. اما گاهی بعد از پایان حادثه، حساسیت سیستم هشدار همچنان باقی می ماند. در اختلال استرس پس از سانحه یا PTSD، افزایش برانگیختگی و واکنش پذیری می تواند با علائمی مانند گوش به زنگ بودن، تحریک پذیری، اختلال خواب و واکنش شدید به محرک های ناگهانی همراه باشد.

به زبان ساده، حادثه ممکن است در گذشته اتفاق افتاده باشد، اما مغز گاهی هنوز طوری واکنش نشان می دهد که انگار احتمال خطر دوباره وجود دارد.

آیا بدن واقعا خاطره حادثه را نگه می دارد؟

وقتی می گوییم بدن حادثه را فراموش نمی کند، نباید تصور کنیم بدن مانند یک دفترچه خاطرات، تجربه را به صورت مستقل ذخیره می کند.

حافظه یک فرایند پیچیده مغزی است. اما تجربه های شدید می توانند با تغییر در برانگیختگی فیزیولوژیک، توجه، پردازش تهدید و شکل گیری پاسخ های شرطی شده همراه شوند.

برای همین ممکن است فرد سال ها بعد با یک صدای خاص، بو، مکان یا موقعیت، واکنشی شدید نشان دهد؛ حتی زمانی که از نظر منطقی می داند خطری وجود ندارد مثلا فردی که هنگام یک تصادف صدای بوق شدیدی شنیده است، ممکن است سال ها بعد با شنیدن همان صدای مشابه، ناگهان قلبش تند بزند یا بدنش منقبض شود.

این واکنش لزوما به معنای از دست دادن کنترل یا غیرمنطقی بودن فرد نیست. سیستم عصبی ممکن است در حال استفاده از ارتباطی باشد که در گذشته برای محافظت از او شکل گرفته است.

 وقتی بدن زودتر از ذهن واکنش نشان می دهد

 دکتر مریم سامانی روانشناس بالینی و متخصص حوزه آسیب های روانی و تروما معتقد است: در کار بالینی، گاهی فرد می گوید دیگر از اتفاق گذشته عبور کرده است و حتی احساس می کند دیگر درباره آن فکر نمی کند، اما وقتی با موقعیت های خاص روبه رو می شود، بدنش واکنش نشان می دهد.

قلب تندتر می زند، تنفس سطحی می شود، دست ها عرق می کنند، عضلات منقبض می شوند یا فرد ناگهان احساس می کند باید از آن موقعیت فاصله بگیرد.

در نگاه روان شناختی دکتر مریم سامانی، اینجا مهم است که واکنش بدن نه به عنوان دشمن، بلکه به عنوان اطلاعاتی درباره وضعیت فرد بررسی شود.

یک سوال مهم می تواند این باشد: بدن من در این لحظه تصور می کند باید از چه چیزی محافظت کند؟

البته هر علامت جسمانی را نباید به تروما نسبت داد. تپش قلب، درد، سرگیجه، مشکلات خواب یا علائم گوارشی می توانند دلایل پزشکی و روان شناختی متفاوتی داشته باشند. به همین دلیل علائم جدید، شدید یا مداوم باید در صورت نیاز از نظر پزشکی نیز بررسی شوند.

چرا یک بو یا صدا می تواند خاطره تروماتیک را فعال کند؟

مغز میان تجربه های مختلف ارتباط ایجاد می کند. یک صدا، بو، مکان، چهره یا حتی حالت خاصی از بدن می تواند در جریان یک تجربه تهدیدکننده با آن تجربه پیوند پیدا کند. بعدها همان محرک ممکن است دوباره ظاهر شود و سیستم هشدار را فعال کند.

این فرایند را می توان با مفهوم شرطی شدن ترس توضیح داد؛ یعنی محرکی که در ابتدا خنثی بوده، پس از همراه شدن با یک تجربه تهدیدکننده، می تواند بعدها به تنهایی واکنش ترس را فعال کند. به همین دلیل ممکن است فرد بگوید: می دانم اینجا امن است، اما بدنم طور دیگری رفتار می کند.

در برخی افراد این ارتباط ها با گذشت زمان و در شرایط مناسب تعدیل می شوند. اما در PTSD ممکن است واکنش های مرتبط با تهدید پایدارتر شوند و در موقعیت هایی فعال شوند که در زمان حال واقعا خطرناک نیستند.

چرا بعد از تروما خواب به هم می ریزد؟

برای بعضی افراد، شب فقط زمان استراحت نیست؛ زمانی است که نشانه های اضطراب و برانگیختگی بیشتر خودشان را نشان می دهند.

اختلال خواب یکی از مشکلاتی است که می تواند پس از تجربه های تروماتیک ایجاد شود. فرد ممکن است دیر خوابش ببرد، چند بار در طول شب بیدار شود، کابوس ببیند، با کوچک ترین صدا از خواب بپرد یا حتی از خوابیدن احساس ترس داشته باشد.

رابطه تروما و خواب دوطرفه است. تجربه تروماتیک می تواند خواب را مختل کند و خواب ناکافی نیز ممکن است تنظیم هیجان و توانایی مقابله با استرس را دشوارتر کند. بنابراین جمله ای مانند بدنم شب ها آرام نمی شود، برای ارزیابی وضعیت فرد اهمیت دارد و نباید به سادگی نادیده گرفته شود.

آیا تروما می تواند باعث درد جسمانی شود؟

رابطه میان تروما و درد، پیچیده است. تجربه های شدید استرس زا می توانند بر برانگیختگی سیستم عصبی، خواب، تنظیم هیجان و نحوه پردازش درد اثر بگذارند و در برخی افراد با مشکلات درد مزمن هم زمان شوند.اما این به معنای آن نیست که هر درد جسمانی ناشی از تروماست.

درد واقعی است و باید علت های جسمانی آن جدی گرفته شوند. نگاه روانشناختی قرار نیست درد را خیالی بداند؛ بلکه بررسی می کند عوامل جسمی و روانی چگونه ممکن است در کنار یکدیگر بر تجربه درد اثر بگذارند.

چرا بعضی افراد بعد از تروما از موقعیت های کاملا عادی فرار می کنند؟

یکی از پیامدهای مهم تجربه تهدید، اجتناب است. فردی که تصادف کرده ممکن است از رانندگی اجتناب کند. کسی که در یک رابطه آسیب دیده ممکن است از رابطه جدید فاصله بگیرد. فرد دیگری ممکن است از یک خیابان، سفر، مکان یا حتی موقعیتی که شباهت کمی به حادثه اصلی دارد دوری کند.

اجتناب در کوتاه مدت می تواند اضطراب را کاهش دهد، اما اگر به الگوی دائمی تبدیل شود، ممکن است ترس را پایدار نگه دارد زیرا فرد فرصت پیدا نمی کند تجربه کند که موقعیت فعلی با گذشته تفاوت دارد و بسیاری از چیزهایی که اکنون از آنها می ترسد، واقعا خطرناک نیستند.

به همین دلیل درمان های مبتنی بر شواهد برای PTSD بر کاهش علائم، پردازش تجربه تروماتیک و تغییر الگوهای اجتنابی تمرکز دارند؛ البته متناسب با شرایط هر فرد و در یک چارچوب درمانی امن.

تروما فقط در ذهن اتفاق نمی افتد

این جمله که همه چیز در ذهن توست، تصویر کاملی از تجربه تروما ارائه نمی دهد. ترس فقط یک فکر نیست. وقتی انسان احساس خطر می کند، ضربان قلب، تنفس، عضلات، توجه و رفتار نیز تغییر می کنند. به همین دلیل صحبت از پیامدهای جسمانی تروما به معنای جدا کردن بدن از ذهن نیست؛ برعکس، موضوع اصلی رابطه میان سیستم های مختلف مغز و بدن است.

فرد ممکن است از نظر منطقی بداند که خطر تمام شده، اما سیستم هشدار او هنوز نیاز به زمان و تجربه های جدید دارد تا احساس امنیت بیشتری پیدا کند.

آیا بدن دوباره می تواند احساس امنیت کند؟

تروما لزوما به معنای باقی ماندن همیشگی علائم نیست. سیستم عصبی انسان انعطاف پذیری دارد و درمان می تواند به فرد کمک کند رابطه خود را با تجربه گذشته تغییر دهد. هدف درمان این نیست که خاطره حادثه پاک شود یا فرد وانمود کند اتفاقی نیفتاده است. هدف این است که گذشته دیگر به اندازه ای زندگی امروز را کنترل نکند.

برای PTSD، درمان های مبتنی بر شواهدی مانند درمان پردازش شناختی، مواجهه طولانی مدت و EMDR مورد استفاده قرار می گیرند و انتخاب روش درمان باید بر اساس ارزیابی بالینی و شرایط فرد انجام شود.

یکی از تغییرات مهم در روند درمان این است که فرد بتواند میان آن زمان و اکنون تفاوت بگذارد. آن اتفاق در گذشته رخ داده است. اما من اکنون اینجا هستم. وقتی دانستن کافی نیست؛ بدن باید امنیت را تجربه کند گاهی فرد کاملا می داند که دیگر خطری وجود ندارد، اما بدنش هنوز واکنش نشان می دهد.

این همان جایی است که تفاوت میان دانستن و احساس کردن اهمیت پیدا می کند.

فرد ممکن است از نظر منطقی بداند که رانندگی امروز امن است، اما هنگام نشستن پشت فرمان قلبش تند بزند.

ممکن است بداند رابطه جدید با رابطه قبلی متفاوت است، اما با کوچک ترین نشانه ای از صمیمیت احساس ترس کند.

در چنین شرایطی، هدف فقط قانع کردن ذهن نیست. لازم است الگوهای واکنش، محرک ها، اجتناب ها و تجربه های هیجانی فرد در یک فرایند درمانی مناسب بررسی شوند.

اگر بدن شما هنوز می ترسد، آن را نادیده نگیرید

اگر بعد از یک تجربه شدید، واکنش های بدنی مداوم، کابوس، گوش به زنگی، اجتناب یا اضطراب شدید دارید، خودتان را به ضعف متهم نکنید.

در عین حال، هر علامت جسمانی را نیز به تروما نسبت ندهید. بدن را جدی بگیرید و در صورت نیاز، هم از نظر پزشکی و هم روان شناختی آن را بررسی کنید.

گاهی بدن قرار نیست گذشته را به ما یادآوری کند. گاهی فقط دارد یک پیام ساده می فرستد: من هنوز احساس امنیت نمی کنم. شنیدن این پیام می تواند نخستین قدم برای فهمیدن چیزی باشد که ذهن مدت ها تلاش کرده از آن عبور کند.

خاطره می ماند اما قرار نیست فرمان زندگی را به دست بگیرد

تروما به معنای پاک شدن گذشته نیست.ممکن است یک بو، صدا، خیابان یا جمله سال ها بعد همچنان خاطره ای را زنده کند. اما هدف بهبود این است که خاطره دیگر تمام زندگی امروز فرد را به گذشته پرتاب نکند. ممکن است حادثه هنوز بخشی از داستان زندگی فرد باشد، اما دیگر همه داستان نباشد.

خاطره می تواند باقی بماند؛ بدون اینکه فرمان زندگی را در دست بگیرد.

پایان خبر برای ورود به صفحه اینستاگرام دکتر مریم سامانی (روانشناس بالینی) کلیک کنید.
ارسال نظر

اخبار پربازدید
آخرین اخبار
خط سلامت
فیلم ها
  • خط سلامت: عشق و حسادت با هم مرتبط هستند زیرا یک هورمون مشترک در این دو احساس نقش دارد. عشق احساسی است که به هورمون…

گزارش ویژه
پادکست
اتاق درمان