هنوز عاشق هم هستند، اما دیگر همدیگر را نمی‌خواهند؛ چرا رابطه جنسی بعضی زوج‌ ها سرد می‌شود؟

خط سلامت: گاهی عشق هنوز سر جایش است، اما میل جنسی آرام‌ آرام خاموش می‌ شود. زوج کنار هم هستند، یکدیگر را دوست دارند، اما دیگر اشتیاقی برای نزدیک شدن ندارند. آیا این یعنی عشق تمام شده است؟ نه لزوماً؛ گاهی چیزی در رابطه تغییر کرده که میل جنسی را تحت تأثیر قرار داده است.

هنوز عاشق هم هستند، اما دیگر همدیگر را نمی‌خواهند؛ چرا رابطه جنسی بعضی زوج‌ ها سرد می‌شود؟

به گزارش خط سلامت، گاهی سرد شدن رابطه جنسی با یک دعوای بزرگ شروع نمی شود. خیانت نیست. نفرت نیست. حتی گاهی دلخوری جدی هم وجود ندارد.

دو نفر هنوز کنار هم صبحانه می خورند، برای هم چای می ریزند، درباره بچه ها تصمیم می گیرند، در روزهای سخت نگران حال یکدیگر می شوند و وقتی یکی بیمار می شود، دیگری بی قرار است اما وقتی شب می رسد، فاصله ای نامرئی میان آنها شکل می گیرد.

مرد می گوید: ما هنوز همدیگر را دوست داریم.

زن هم سرش را تکان می دهد: خیلی.

بعد هر دو سکوت می کنند. چون سؤال اصلی جای دیگری است:

پس چرا دیگر رابطه جنسی نداریم؟

عشق مانده است، اما میل تغییر کرده است. این یکی از سردرگم کننده ترین تجربه ها در زندگی مشترک است. زوج تصور می کند اگر عشق وجود داشته باشد، میل جنسی هم باید همیشه وجود داشته باشد اما میل جنسی و دلبستگی عاطفی، گرچه به هم مرتبط اند، یک تجربه واحد نیستند.

دلبستگی به ما می گوید: این آدم برای من مهم است، اما میل جنسی پرسش دیگری دارد: آیا اکنون کشش و آمادگی جنسی را تجربه می کنم؟

ممکن است پاسخ سؤال اول بله باشد و پاسخ سؤال دوم، در یک دوره از زندگی، نه. این تناقض ظاهری می تواند کاملا انسانی باشد.

زندگی مشترک گاهی میل را زیر مسئولیت ها دفن می کند

سال های اول رابطه معمولا فضای بیشتری برای تازگی دارند. قرارها، انتظار کشیدن، لباس پوشیدن برای یکدیگر، پیام های عاشقانه، غافلگیر شدن، لمس های کوتاه  و مهمتر از همه، تازگی ؛ اما بعد زندگی واقعی وارد می شود قبض ها، کار، فرزند، خرید خانه، بیماری والدین، مسئولیت های خانوادگی، کم خوابی، فشار اقتصادی و فهرستی از کارهایی که هیچ وقت تمام نمی شود. زوج هنوز یکدیگر را دوست دارند ، اما رابطه آنها ممکن است کم کم از زن و مرد به دو همکار بسیار خوب برای اداره زندگی تبدیل شود.

وقتی همسر تبدیل به همکار زندگی می شود

یک زوج ممکن است درباره همه چیز صحبت کند: بچه را چه کسی مدرسه ببرد؟، قبض را پرداخت کردی؟، برای مادر من وقت دکتر گرفتی؟، آخر هفته خرید کنیم؟، اما درباره خودشان کمتر حرف بزنند. نه فقط درباره بدن، نه درباره خواسته ها، نه درباره خیال ها، نه درباره چیزی که دلتنگش هستند.

رابطه از نظر عملکردی عالی است اما از نظر اروتیک، آرام آرام خاموش می شود. این همان جایی است که باید میان صمیمیت عاطفی و صمیمیت جنسی تمایز قائل شد.

صمیمیت زیاد همیشه میل جنسی را بیشتر نمی کند

این شاید برای بسیاری از زوج ها عجیب باشد. تصور می کنیم هرچه بیشتر به هم نزدیک باشیم، میل جنسی هم بیشتر می شود اما رابطه انسانی پیچیده تر است. در یک رابطه طولانی مدت، فرد ممکن است همزمان احساس امنیت و آشنایی عمیق داشته باشد و در عین حال، بخشی از هیجان ناشی از تازگی را از دست بدهد.

پژوهش ها درباره روابط بلندمدت نشان داده اند که کیفیت رابطه، تازگی، تنوع و تجربه های مشترک جدید می توانند در حفظ میل جنسی نقش داشته باشند بنابراین امنیت و صمیمیت مهم اند، اما لزوما تمام داستان میل جنسی نیستند.

بدن وقتی خسته است، عاشقانه فکر نمی کند

این جمله را نباید دست کم گرفت. خستگی می تواند میل را تحت تأثیر قرار دهد اما خستگی فقط خواب آلودگی نیست. گاهی فرد از نظر روانی خسته است. تمام روز تصمیم گرفته. مراقب دیگران بوده. کار کرده. نگران بوده. گوش داده. حل مسئله کرده و شب دیگر ظرفیت چندانی برای تجربه لذت ندارد.

در چنین شرایطی، همسر ممکن است کاهش میل را شخصی تفسیر کند: دیگر برایش جذاب نیستم.

در حالی که بدن ممکن است فقط بگوید: من خسته ام.

وقتی رابطه جنسی به وظیفه تبدیل می شود

گاهی زوج برای اینکه مشکل ایجاد نشود، وارد رابطه جنسی می شوند بدون اینکه واقعا آمادگی داشته باشند. یک بار ، دو بار، چند بار. و کم کم یک پیام در ذهن شکل می گیرد: من باید رابطه داشته باشم تا همسرم ناراحت نشود.

از اینجا به بعد، رابطه جنسی ممکن است از تجربه لذت به یک وظیفه تبدیل شود. و هرچه این باید بیشتر شود، میل خودجوش ممکن است کمتر شود.

فشار برای میل داشتن، خودش ضد میل است

یکی از تناقض های جالب روان شناسی جنسی همین است. وقتی فرد احساس کند: باید الان تحریک شوم؛ ممکن است شروع کند به بررسی بدن خود.

-چرا هنوز تحریک نشدم؟ ، آیا مشکلی دارم؟، همسرم متوجه شده؟، نکند دیگر او را نمی خواهم؟ و این خودآزمایی، ذهن را از تجربه لذت دور می کند. به جای حضور در لحظه، فرد تبدیل به ناظر خودش می شود.

گاهی مشکل در تختخواب نیست

گاهی یک جمله نگفته، یک رنج قدیمی یا یک احساس حل نشده، ماه ها قبل از سرد شدن رابطه جنسی شروع شده است. مثلا زنی می گوید: او هیچ وقت من را نمی بیند.

وقتی دقیق تر صحبت می کنیم، منظورش زیبایی یا جذابیت نیست. می گوید: تمام کارهای خانه روی دوش من است.

مرد می گوید: من نمی فهمم چرا دیگر به من نزدیک نمی شود!

اما خودش متوجه نیست که ماه هاست همسرش احساس تنهایی می کند. در اینجا بدن ممکن است بخشی از داستانی را بیان کند که زوج هنوز درباره آن گفت و گو نکرده اند.

اما نباید هر کاهش میل را به مشکلات رابطه نسبت داد

این نکته بسیار مهم است. گاهی زوج خوب است.عشق وجود دارد. احترام وجود دارد اما فرد به دلایل دیگری کاهش میل دارد. افسردگی، اضطراب، مشکلات خواب، برخی داروها ، تغییرات هورمونی، درد، بیماری های جسمانی، تجربه های ناخوشایند جنسی یا تغییرات مربوط به مراحل مختلف زندگی بنابراین نباید هر کاهش میل را به سرد شدن عشق تعبیر کرد.

یک زوج ممکن است در دو ریتم متفاوت زندگی کنند

یکی از آنها ساعت ۱۰ شب تازه آرام می شود. دیگری از ساعت ۹ خسته است. یکی برای نزدیکی، گفت و گو و لمس نیاز دارد. دیگری بعد از نزدیکی عاطفی احساس آمادگی بیشتری پیدا می کند. یکی میل جنسی خودجوش بیشتری دارد. دیگری بیشتر میل پاسخگو را تجربه می کند. اگر زوج این تفاوت ها را نشناسند، ممکن است خیلی زود به این نتیجه برسند: ما دیگر به درد هم نمی خوریم.

در حالی که شاید مسئله، تفاوت ریتم و نیاز باشد.

گفت و گویی که می تواند رابطه را تغییر دهد

بجای: تو دیگر من را نمی خواهی.

می توان گفت: دلم برای نزدیکی مان تنگ شده. دوست دارم بفهمم چه چیزی باعث شده فاصله بگیریم.

بجای: همیشه بهانه می آوری.

می توان گفت: می خواهم بفهمم چه زمانی احساس آرامش و آمادگی بیشتری داری.

به جای: پس دیگر جذاب نیستم.

می توان گفت: می خواهم بدانم چه چیزهایی هنوز برایت لذت بخش و جذاب است.

تفاوت این جمله ها فقط در کلمات نیست. در معنای رابطه ای آنهاست. یکی دفاع ایجاد می کند. دیگری امکان گفت و گو فراهم می کند.

تلنگر   روانشناختی دکتر مریم سامانی- روانشناس بالینی و زوج درمانگر

وقتی زوجی به دلیل کاهش رابطه جنسی مراجعه می کند، وسوسه بزرگی وجود دارد که خیلی سریع دنبال یک علت بگردیم.

اما در روان درمانی، گاهی سؤال مهم تر این است: این زوج چه زمانی از رابطه ای که داشتند فاصله گرفتند؟

گاهی جواب مربوط به چند ماه اخیر نیست. شاید از زمانی شروع شده که یکی از آنها احساس کرد دیده نمی شود یا زمانی که رابطه جنسی تبدیل به وظیفه شد یا زمانی که دعواهای کوچک هیچ وقت حل نشدند یا وقتی زندگی آن قدر شلوغ شد که دیگر هیچ فضای خصوصی برای «ما» باقی نماند و گاهی هیچ کدام از اینها نیست و مسئله کاملا جسمانی یا دارویی است.

به همین دلیل من کاهش میل را نه به عنوان یک عیب، بلکه به عنوان اطلاعاتی درباره وضعیت فرد و رابطه نگاه می کنم.

زوج ها گاهی به جای ساختن دوباره میل، دنبال مقصر می گردند

یکی می گوید: تو سرد شدی.

دیگری می گوید: تو همیشه فشار می آوری.

یکی می گوید: تو من را نمی خواهی!

دیگری می گوید: تو هیچوقت شرایط من را درک نمی کنی و رابطه وارد چرخه ای می شود که هر دو نفر در آن احساس طردشدگی می کنند. هرچه یکی بیشتر دنبال نزدیکی می رود، دیگری بیشتر عقب می کشد. هرچه دیگری عقب می رود، نفر اول بیشتر تلاش می کند و رابطه جنسی، به جای اینکه محل صمیمیت باشد، تبدیل به میدان قدرت و اثبات عشق می شود.

گاهی باید رابطه را از نو دید

بازگشت میل همیشه به معنای بیشتر رابطه داشتن نیست. گاهی باید دوباره به چیزهای ساده برگشت مثل زمان دونفره، گفت و گو بدون تلفن، لمس بدون انتظار رابطه جنسی، خنده، تجربه تازه، توجه کردن به بدن یکدیگر و مهمتر از همه، حذف فشار.

وقتی هر لمس قرار نیست حتما به رابطه جنسی ختم شود، بدن ممکن است دوباره احساس امنیت و آزادی بیشتری کند.

رابطه جنسی را نمی توان از رابطه انسانی جدا کرد

بدن در خلأ زندگی نمی کند. اگر فرد در رابطه احساس تحقیر، فشار، بی اعتمادی یا تنهایی کند، این تجربه می تواند به زندگی جنسی هم راه پیدا کند اما برعکس آن هم ممکن است اتفاق بیفتد.

یک رابطه جنسی رضایت بخش می تواند احساس نزدیکی و پیوند را تقویت کند بنابراین رابطه عاطفی و رابطه جنسی دائما روی یکدیگر اثر می گذارند.

آیا می توان میل را برگرداند؟

در بسیاری از موارد، بله؛ اما نه با فشار وارد کردن ، گاهی باید ابتدا علت کاهش میل مشخص شود. اگر عوامل پزشکی یا دارویی مطرح باشند، ارزیابی پزشکی لازم است.

اگر اضطراب یا افسردگی نقش داشته باشد، باید درمان شود.اگر تعارض زوجی وجود داشته باشد، زوج درمانی می تواند کمک کننده باشد و اگر مشکل بیشتر مربوط به چرخه تعامل جنسی و فشار عملکرد باشد، درمان تخصصی مسائل جنسی می تواند مسیر متفاوتی داشته باشد. راه حل برای همه زوج ها یکسان نیست.

شاید هنوز همدیگر را دوست دارید

و این جمله را نباید دست کم گرفت. اگر هنوز برای حال یکدیگر اهمیت قائل هستید، هنوز با هم حرف می زنید، هنوز از موفقیت یکدیگر خوشحال می شوید و در روزهای سخت کنار هم می مانید، سرد شدن رابطه جنسی لزوما به معنای پایان رابطه نیست.

گاهی رابطه نیاز به بازشناسی دارد. دو نفری که سال ها کنار هم زندگی کرده اند، دیگر همان آدم های روز اول نیستند بدن شان تغییر کرده، ذهن شان تغییر کرده، مسئولیت هایشان تغییر کرده و شاید رابطه جنسی شان هم نیاز داشته باشد شکل تازه ای پیدا کند.

تلنگر آخر

بعضی زوج ها فکر می کنند: اگر هنوز عاشق هم باشیم، باید همیشه همدیگر را بخواهیم. اما ذهن و نیازهای انسان به این سادگی نیست. ممکن است عشق باقی بماند و میل تغییر کند. ممکن است رابطه خوب باشد اما بدن خسته باشد. ممکن است صمیمیت زیاد باشد اما تازگی کم شده باشد. ممکن است مشکل جنسی باشد، نه مشکل عشق و گاهی چیزی که در اتاق خواب خاموش شده، بیرون از اتاق خواب شروع شده است.

پس قبل از اینکه یکی از زوج ها بپرسد: دیگر من را نمی خواهی؟

شاید سؤال درست تر این باشد: چه اتفاقی برای ما افتاد که دیگر مثل قبل به هم نزدیک نمی شویم؟

گاهی پاسخ همین جا منتظر است. نه در جست وجوی مقصر؛ بلکه در جست وجوی رابطه ای که در میان سال های زندگی، مسئولیت ها و سکوت ها کمی از یاد رفته است.

پایان خبر برای ورود به صفحه اینستاگرام دکتر مریم سامانی (روانشناس بالینی) کلیک کنید.
ارسال نظر

اخبار پربازدید
آخرین اخبار
خط سلامت
فیلم ها
  • خط سلامت: عشق و حسادت با هم مرتبط هستند زیرا یک هورمون مشترک در این دو احساس نقش دارد. عشق احساسی است که به هورمون…

گزارش ویژه
پادکست
اتاق درمان