به گزارش خط سلامت، در روایت فردی از تجربه اعتیاد، آسیب فقط به مصرف کننده محدود نمی ماند. خانواده و دوستان نیز با نگرانی، وعده های عملی نشده و اعتماد آسیب دیده زندگی می کنند. متن پیش رو، بازنویسی روایت ارائه شده از این تجربه است؛ روایتی درباره دیدن رنج دیگران و پذیرفتن مسئولیت جبران.
از محبتشان برای ادامه مصرف استفاده می کردم
اگر بخواهم صادق باشم، شاید شمردن بخش هایی از زندگی عزیزانم که اعتیاد من به آنها آسیب نزد، آسان تر باشد. بعضی از آسیب ها آشکار بود؛ پولی که قرض می گرفتم و پس نمی دادم، قول هایی که زیر پا می گذاشتم و وقت هایی که باید حضور می داشتم، اما نبودم. بعضی دیگر آرام و تدریجی اتفاق افتاد؛ هر بار که دروغ می گفتم، اعتماد میان ما کمی بیشتر از بین می رفت.
دروغ گفتم، فریب دادم و پول و وقت دیگران را هدر دادم. از کسانی قرض گرفتم که به وعده بازپرداخت من اعتماد داشتند، اما به ندرت به قولم عمل کردم. آنها زمانی می توانستند روی من حساب کنند. اعتیاد، حضور قابل اتکای مرا از زندگی شان گرفت.
نزدیکانم بارها فرصت دوباره دادند. می خواستند باور کنند این بار شرایط تغییر می کند. من از همین امید و محبت برای ادامه مصرف استفاده می کردم. توضیح دادن نقش اعتیاد در رفتارم، آسیبی را که به آنها زدم از بین نمی برد. امروز باید بپذیرم که اعتمادشان را شکستم و مسئولیت رفتارم را بر عهده بگیرم.
آنها با نگرانی زندگی می کردند
آن زمان، ذهنم بیشتر درگیر پیدا کردن مواد و ادامه مصرف بود. کمتر می دیدم انتظار کشیدن برای کسی که به قولش عمل نمی کند، چه فشاری به دیگران وارد می کند. خانواده و دوستانم نمی دانستند کدام حرفم واقعی است و کدام وعده دوباره فراموش خواهد شد.
به من فرصت کار و همراهی می دادند، اما همیشه نمی توانستند روی حضور و عملکردم حساب کنند. هر فرصت از دست رفته، فقط شکست من نبود؛ ناامیدی تازه ای برای کسانی بود که می خواستند به بازگشتم امیدوار بمانند.
یادآوری این رفتارها دردناک است. با این حال، اگر فقط از رنج خودم بگویم، بخش مهمی از واقعیت را نادیده گرفته ام. کسانی که دوستم داشتند نیز آسیب دیدند و حق دارند درباره آن حرف بزنند، ناراحت باشند و برای رابطه با من مرز بگذارند.
کمک گرفتن، آغاز تغییر بود
در مسیر بهبودی، کمک افرادی که کنارم ماندند نقش مهمی داشت. به تدریج توانستم از مصرف فاصله بگیرم و تغییرهایی در زندگی ام ایجاد کنم. این تغییر فقط برای خودم نبود؛ اطرافیانم نیز می توانستند تفاوت میان رفتار گذشته و تلاش امروز مرا ببینند.
اما نمی خواهم تجربه خودم را به وعده ای قطعی برای همه تبدیل کنم. مسیر بهبودی افراد یکسان نیست. آنچه از تجربه من می توان گفت این است که کمک گرفتن امکان تغییر را فراهم کرد و لازم نبود همه این مسیر را به تنهایی طی کنم.
گفتن حقیقت، بدون درخواست بخشش فوری
برای جبران، گفتن اینکه پشیمانم کافی نیست. باید بتوانم روشن بگویم چه کرده ام؛ کجا دروغ گفته ام، کدام تعهد را انجام نداده ام و چگونه از اعتماد دیگران استفاده کرده ام. اگر عذرخواهی را با توجیه همراه کنم، ممکن است دوباره رنج آنها را نادیده بگیرم.
پشیمانی قرار نیست دیگران را موظف کند فوراً مرا ببخشند. ممکن است هنوز خشمگین باشند، حرفم را باور نکنند یا برای نزدیک شدن دوباره زمان بخواهند. پذیرفتن این واکنش ها نیز بخشی از مسئولیت من است. نمی توانم از آنها بخواهم با سرعتی که برای من راحت تر است، اعتمادشان را بازسازی کنند.
جبران باید در زندگی روزمره دیده شود
اعتماد با یک گفت و گو برنمی گردد. اگر بدهی دارم، لازم است برای بازپرداخت آن برنامه ای واقعی داشته باشم. اگر قولی می دهم، باید در توانم باشد و به آن عمل کنم. اگر نمی توانم مسئولیتی را بپذیرم، باید پیش از ایجاد انتظار، صادقانه توضیح بدهم.
این بار، دیگران باید فرصت داشته باشند رفتارم را در طول زمان ببینند. حضور منظم، صداقت درباره مشکلات و احترام به مرزهای آنها، معنای عملی جبران است. بعضی رابطه ها ممکن است دوباره نزدیک شوند و بعضی دیگر شکل متفاوتی پیدا کنند. تلاش برای بهبودی، حق انتخاب دیگران را از آنها نمی گیرد.
نقش مشاوره و گروه های حمایتی در مسیر جبران
در کنار روایت شخصی، جبران آسیب های رابطه ای می تواند موضوع گفت و گو در مشاوره و گروه های حمایتی باشد. فرد می تواند درباره مسئولیت رفتار خود، شیوه عذرخواهی و تعهدهایی که توان انجامشان را دارد، صحبت کند. شنیدن تجربه دیگران نیز فرصتی برای فکر کردن به دشواری های این مسیر فراهم می کند.
گروه حمایتی جای همه نیازهای درمانی را نمی گیرد و نزدیکان نیز نباید تنها مسئول حفظ بهبودی فرد باشند. خانواده حق دارد برای سلامت، امنیت و آرامش خود کمک بگیرد و حدود همراهی اش را مشخص کند.
نمی توانم گذشته را پاک کنم، اما می توانم مسئول امروز باشم
درس هایی که از اعتیاد و مسیر بهبودی آموخته ام، ارزش رنجی را که به عزیزانم تحمیل کردم ندارند. نمی خواهم گذشته را زیبا جلوه بدهم. می خواهم آن را صادقانه ببینم تا رفتارم را تغییر دهم.
امید من این است که کسی که هنوز درگیر مصرف است، برای کمک گرفتن قدمی بردارد. برای خودم نیز جبران یعنی هر روز کاری انجام دهم که با پشیمانی ام هماهنگ باشد؛ حقیقت را بگویم، به تعهدهایم عمل کنم و بپذیرم اعتماد دیگران چیزی نیست که بتوانم مطالبه اش کنم. باید فرصت بدهم تا در رفتارم، دلیل تازه ای برای اعتماد پیدا کنند.
برای ورود به صفحه اینستاگرام دکتر مریم سامانی (روانشناس بالینی) کلیک کنید.تمام مطالب سایت اختصاصی و توسط تحریریه خط سلامت تولید شده است، استفاده با ذکر منبع و لینک دهی بلامانع است