روانشناسی جنایی شاخه ای از روانشناسی است. روانشناسی جنایی یک حوزه خاص است که به درک و مطالعه افکار، دیدگاه ها، انگیزه ها، کنش ها و واکنش های افرادی است که مرتکب جرم می شوند، می پردازد.
به گزارش خط سلامت هدف یک روانشناس جنایی این است که بفهمد و کشف کند که چه چیزی باعث می شود فردی مرتکب جرم شود و همچنین چگونه می توان به طور مؤثر مجرمان را بازپروری کرد.
نرخ جرایم در طول سال ها بالا و پایین می شود.
دلایل زیادی وجود دارد که نشان می دهد نرخ جرم و جنایت در طول زمان بالا و پایین می رود. افزایش جرم و جنایت در یک منطقه می تواند ناشی از عوامل زیادی باشد. این عوامل معمولاً شامل افزایش مواردی مانند :فقر، بیکاری، مراقبت های بهداشتی ناکافی، سیستم های مدرسه ضعیف، بیماری روانی، خانواده های با والدین مجرد ، مسائل مربوط به مواد مخدر و موارد دیگر است.
وقتی این شرایط ناگوار حاکم باشد، به طور طبیعی میزان جرم و جنایت افزایش می یابد.
کاهش نرخ جرم و جنایت باعث ایجاد محیطی سالم تر و شادتر می شود. اگر بخواهیم محله های امن تری داشته باشیم، این عوامل منفی باید در اولویت قرار گیرد تا نرخ جرم و جنایت کاهش یابد همچنین توجه به مواردی مانند افزایش حضور پلیس، افزایش نرخ زندانی شدن، ایجاد اشتغال، مسکن و مراقبت های بهداشتی برای نیازمندان در کاهش نرخ جرم و جنایت موثر است.
عواملی وجود دارد که بر رفتار و رفتار مجرمانه تأثیر می گذارد.
وقتی فردی درگیر رفتار مجرمانه است، انگیزه اش عوامل درونی خاصی است. در حالی که هیچ ژنی وجود ندارد که کسی را مجرم بسازد، ترکیب این عوامل ممکن است برخی از افراد را بیشتر به ارتکاب جنایت برساند. عوامل بیولوژیکی، جامعه شناختی و روانی بر ارتکاب جرم و جنایت در افراد تأثیر می گذارد. این امر روشن می کند که تمام جنبه های رفتار مجرمانه ریشه در روانشناسی دارد.
افراد ممکن است به دلیل زیست شناسی مرتکب جنایت شوند .
قشر جلوی مغز، آمیگدال و قشر سینگولیت قدامی بخش هایی از مغز انسان هستند. قشر جلوی مغز مسئول استدلال و کنترل خود است. آمیگدال مسئول چگونگی احساس ترس، پرخاشگری و نحوه تعامل اجتماعی در افراد است. قشر سینگولیت قدامی تکانه های ما را کنترل می کند و رفتارهای ما را تنظیم می کند. آسیب به هر یک از این بخشهای مغز ممکن است باعث شود که برخی افراد در طول زندگی خود مرتکب جنایت شوند. این بخش های مغز تا اواسط 20 سالگی به طور کامل رشد نکرده است. این باعث می شود که جرایم در بین کودکان و بخصوص نوجوانان بیشتر دیده شود. عوامل بیولوژیکی مانند سطح تستوسترون، دوپامین و سروتونین نیز نقش مهمی در بروز رفتار مجرمانه دارند.
افراد ممکن است به دلیل عوامل جامعه شناختی مرتکب جرم شوند.
عوامل جامعهشناختی را یکی از بزرگترین عوامل در گرایش افراد به سمت رفتار مجرمانه دانسته اند. بر این اساس جنایت در محلات رشد می کند و برای گروهی ایجاد انگیزه می کند به عنوان مثال معایب اجتماعی-اقتصادی، مسکن نامناسب، مراقبت های بهداشتی ضعیف در دسترس، و غیره. استانداردهای فرهنگی و اجتماعی و تربیت، فشارهایی را ایجاد می کند که افراد را به سمت جرم سوق می دهد. بسیاری از عوامل جامعه شناختی دیگر وجود دارد که کارشناسان معتقدند جرم و جنایت را افزایش می دهد.
افراد ممکن است به دلیل روانشناسی درونی مرتکب جرم شوند.
کارشناسان همچنین معتقدند ساختار روانی افراد ممکن است احتمال ارتکاب جرم را افزایش دهد. برخی از ویژگی های شخصیتی با رفتار مجرمانه و نامناسب گره خورده است. این ویژگی ها شامل جسارت، عدم پشیمانی، مسائل مربوط به سوء مصرف مواد، خود کنترلی ضعیف، ناتوانی در حل مشکل، راحت دروغ گفتن و موارد دیگر.
شیوه بزرگ شدن باعث می شود کسی بیشتر مرتکب جرم شود.
متأسفانه افراد نمی توانند انتخاب کنند چه کسی آنها را تربیت کند. کودکانی که در موقعیتهای بد بزرگ میشوند ممکن است بیشتر درگیر رفتار مجرمانه در زندگی شان باشند. وقتی کودکی در شرایط بسیار بدی بزرگ میشود، هنگام نوجوانی و بزرگسالی در با احتمال بیشتری مرتکب جرم و جنایت خواهد شد زیرا سرپرست مناسبی نداشته و از طرفی تحت آزار عاطفی، فیزیکی یا جنسی قرار گرفته است از سوی دیگر رفتارهای مناسب به او آموزش داده نشده و گاه آنها ناچار هستند که برای تامین هزینه های زندگی کار کنند.
کودکی که در خانهای پر استرس بزرگ میشود، نسبت به کودکی که در محیطی امن و مسئولیتپذیر بزرگ شده است، در معرض خطر بیشتری است.
جرایم علیه شخص و جرایم مالی
فقط به این دلیل که کسی مجرم است به این معنی نیست که همه جنایات احتمالی روی میز برای او قرار دارد. انواع جنایاتی که افراد مرتکب می شوند متفاوت است بنابراین موضوعات روانی آنان نیز با هم متفاوت است. آدم کشی و قتل، آدم ربایی، تجاوز جنسی و غیره در جرائم شخصی و آتش زدن ، سرقت، شرارت جنایی و از دسته جرایم مالی محسوب می شود.
همه این رفتارهای مجرمانه پیامدهایی دارند. با این حال، کسی که قادر به دزدی یا تجاوز است، ممکن است قادر به قتل یا آدم ربایی نباشد. درست است که هر دو مجرم هستند ولی هیچ کس مثل دیگری نیست چون مغز آنها با هم متفاوت است.
رفتار مجرمانه در نوجوانان و بزرگسالان متفاوت است.
وقتی صحبت از رفتار مجرمانه می شود، شرایط خاصی برای سن وجود دارد. هنگامی که یک نوجوان به دلیل جرمی محاکمه می شود، مجازات آنها ملایم تر است. این امید وجود دارد که نوجوانان یا کودکان بازپروری شوند و رفتار مجرمانه را ترک کنند. آنها هنوز در حال رشد هستند، می توانند یاد می گیرند اما وقتی یک بزرگسال در حال ارتکاب جرم دستگیر می شود مجازات می شود.
برای ورود به صفحه اینستاگرام کلیک کنید.تمام مطالب سایت اختصاصی و توسط تحریریه خط سلامت تولید شده است، استفاده با ذکر منبع و لینک دهی بلامانع است