این مقاله بررسی می کند «زندگی جنسی عالی» برخلاف تصویر ساده شده فرهنگ عامه، مفهومی پیچیده و چندبعدی است. به گفته دکتر پگی کلاین پلاتز، استاد دانشکده پزشکی دانشگاه اتاوا و درمانگر جنسی، شایع ترین چالش زوج ها اختلاف میل جنسی است، نه وجود اختلال در یکی از طرفین.
به گزارش خط سلامت پژوهش های او نشان می دهد که رضایت جنسی بیش از تعداد دفعات رابطه، به کیفیت تجربه، حضور کامل در لحظه، صمیمیت عاطفی، ارتباط همدلانه و اصالت میان زوج ها وابسته است. همچنین، میل جنسی کم همیشه نشانه مشکل نیست و گاهی واکنشی منطقی به رابطه جنسی نامطلوب محسوب می شود.
مطالعات روی «عاشقان خارق العاده» نشان می دهد ارگاسم شرط لازم یا کافی برای رابطه جنسی باشکوه نیست و ویژگی هایی مانند آسیب پذیری، بازیگوشی و تجربه تعالی نقش کلیدی دارند. نتایج مداخلات درمانی طراحی شده بر اساس این یافته ها، بهبود پایدار رضایت جنسی و عاطفی زوج ها را حتی ماه ها پس از درمان نشان داده است.
زندگی جنسی «عالی» آن چیزی نیست که فرهنگ عامه یا فیلم ها به ما نشان می دهند. پژوهش های علمی جدید نشان می دهند رضایت جنسی واقعی بیش از تکنیک، به کیفیت ارتباط، حضور در لحظه و صمیمیت عمیق میان زوج ها وابسته است.
چه چیزی باعث ایجاد یک زندگی جنسی «عالی» می شود؟
زندگی جنسی عالی بیش از تکنیک یا فراوانی رابطه، به کیفیت ارتباط، حضور در لحظه، صمیمیت عمیق، ارتباط همدلانه و اصالت میان زوج ها وابسته است. پژوهش ها نشان می دهند که میل جنسی کم یا زیاد لزوما نشانه مشکل نیست و آنچه اهمیت دارد، معنادار بودن تجربه جنسی است، نه تعداد دفعات آن.
دکتر پگی کلاین پلاتز می گوید که ناراحت کننده ترین زمان در مطب یک درمانگر جنسی در حوالی روز ولنتاین است. او می گوید: این روزی است که من بدبخت ترین زوج ها، مضطرب ترین زوج ها را می بینم.
فشار و انتظارات بالا می تواند ترکیبی انفجاری برای افرادی باشد که در حال حاضر با زندگی جنسی خود دست و پنجه نرم می کنند. به نظر می رسد رابطه جنسی به آن آسانی یا ساده نیست که فرهنگ عمومی ممکن است ما را به این باور برساند.
کلاین پلاتز که به عنوان روانشناس بالینی و درمانگر جنسی آموزش دیده است، سال های زیادی را صرف کشف دلایل متعدد نارضایتی جنسی کرده است. در سال 2018، او مروری بر تاریخچه درمان اختلالات عملکرد زنان در بررسی سالانه روانشناسی بالینی نوشت و روش های بحث برانگیزی را که در آن ها به ویژه جنسیت زنان در طول دهه ها مشاهده و درمان شده است بررسی کرد. او مدیر تیم تحقیقاتی تجربیات جنسی بهینه در دانشگاه اتاوا است. در سال 2020، او با الهام از یافته های مطالعه طولانی مدت خود روی زوج ها، کتاب «جنسیت باشکوه: درس هایی از عاشقان فوق العاده» را نوشت.
توصیه های تحقیقات او و همکارانش در مورد چگونگی ایجاد یک زندگی جنسی رضایت بخش تر و مرتبط تر اکنون به خوبی تنظیم شده و روی کاناپه های درمانگران جنسی مطرح می شود. این مصاحبه برای طولانی بودن و وضوح ویرایش شده است.
یکی از دلایلی که زوج ها در دفتر شما کار می کنند، عدم تطابق در میل است: شاید یکی از زوج ها چند بار در روز بخواهد رابطه جنسی داشته باشد و دیگری کمتر از یک بار در ماه. این چقدر رایج است؟
این شایع ترین مشکل ارائه شده در مطب های درمانگرهای جنسی است.
دلیل حضور زوج ها در مطب ما به دلیل وجود مشکل در یکی یا دیگری نیست، بلکه به این دلیل است که بین آن ها اختلاف وجود دارد که ما از آن به عنوان اختلاف میل جنسی یاد می کنیم.
این می تواند مشکل ساز باشد، زیرا تمایلات جنسی نشان دهنده چنین بخش مرکزی از هویت فرد است. احساس طرد شدن زمانی که شریک زندگی شما تمایلی به رابطه جنسی ندارد و احساس تعهد زمانی که نمی خواهید به احساسات شریک زندگی خود صدمه بزنید بسیار زیاد است. بسیاری از زوج ها در نهایت به این فکر می کنند که آیا از نظر میل و فراوانی با شریک زندگی خود هماهنگ هستند یا نه.
بیایید به هر دو روی آن سکه نگاه کنیم. اول، ما افرادی داریم که میل جنسی بسیار بالایی دارند. آیا این یک «بی نظمی» است؟
اگر به نسخه های اولیه کتابچه راهنمای تشخیصی DSM در دهه 1950 نگاه کنیم، مشکلات ناشی از میل بیش از حد را فهرست کرده است. در زنان، این به عنوان نیمفومانی نامیده می شد و در مردان ساتیریازیس. تشخیص نیمفومانی در زنان بسیار جدی تلقی می شد و حتی درمان هایی مانند شوک الکتریکی یا لوبوتومی فرونتال پیشنهاد می شد، در حالی که مردان با میل جنسی بالا عادی تلقی می شدند.
پس از انقلاب جنسی، این نگاه تغییر کرد. در سال 1980، DSM-III تشخیص میل بیش از حد را حذف و تشخیص میل کم را جایگزین آن کرد. این تاریخچه نشان می دهد که تشخیص های بالینی بازتابی از ارزش های اجتماعی و جنسی هر دوره هستند.
در نسخه های بعدی DSM، تعاریف میل جنسی کم برای مردان و زنان تغییر کرد و در نهایت در DSM-5، میل و برانگیختگی در زنان در قالب یک تشخیص ترکیب شدند. کلاین پلاتز معتقد است وظیفه پزشکان این است که این مفاهیم را از هم تفکیک کنند و تشخیص دهند که مشکل مربوط به میل است یا برانگیختگی، فارغ از جنسیت یا هویت جنسی فرد.
برخی پزشکان سازش را به زوج هایی با اختلاف میل جنسی توصیه می کنند، اما کلاین پلاتز این رویکرد را نادرست می داند، زیرا هیچ یک از طرفین به آنچه واقعا نیاز دارند نمی رسند و در نهایت به نارضایتی بیشتر منجر می شود.
به گفته او، مشکل اغلب نه فراوانی رابطه، بلکه کیفیت آن است. چیزی که به نظر می رسد میل جنسی پایین است، ممکن است نشانه قضاوت خوب و واکنشی منطقی به رابطه جنسی نامطلوب باشد.
در حالی که بسیاری از تحقیقات بر کاهش بدی رابطه جنسی تمرکز داشته اند، کلاین پلاتز و تیمش تصمیم گرفتند روی افرادی تمرکز کنند که زندگی جنسی عمیقا رضایت بخشی داشتند. آنها مطالعه کردند که این افراد چه کاری را درست انجام می دهند.
این تحقیقات شامل افراد مسن، افراد LGBTQ+، روابط غیر تک همسری و سایر گروه هایی بود که مجبور بودند آگاهانه زندگی جنسی خود را بازتعریف کنند. در اولین مطالعه، 75 نفر مورد بررسی قرار گرفتند و مصاحبه هایی طولانی با آنها انجام شد.
برخلاف تصور رایج، در میان افرادی که «عاشقان خارق العاده» نامیده شدند، ارگاسم شرط لازم یا کافی برای رابطه جنسی باشکوه نبود. ویژگی های مهم تر شامل حضور کامل در لحظه، همگامی عمیق با شریک، صمیمیت شهوانی، ارتباط همدلانه، اصالت، آسیب پذیری، ریسک پذیری، بازیگوشی و تجربه تعالی بود.
این تجربه ها در میان زنان و مردان، جوان و مسن، و گروه های مختلف جنسی و رابطه ای تفاوت معناداری نداشت. آنچه برای درخشش یک فرد در رابطه جنسی لازم است، تقریبا جهانی بود.
یکی از زوج های مورد مطالعه که در دهه 70 زندگی خود بودند، توضیح دادند اگرچه فقط یک بار در هفته رابطه جنسی دارند، اما این رابطه از بعدازظهر پنجشنبه تا صبح دوشنبه ادامه پیدا می کند و به شکلی عمیق و معنادار تجربه می شود.
به گفته کلاین پلاتز، یکی از افسانه های رایج این است که رابطه جنسی باید خود به خودی باشد. در حالی که عاشقان خارق العاده آگاهانه تصمیم می گیرند زمان، انرژی و توجه خود را صرف آن کنند. عاشقان بزرگ ساخته می شوند، نه اینکه به دنیا بیایند.
تحقیقات این تیم منجر به طراحی یک مداخله گروه درمانی هشت هفته ای شد که به زوج ها کمک می کند آسیب پذیرتر، واقعی تر و بازیگوش تر شوند. نتایج نشان می دهد این روش باعث بهبود معنادار و پایدار در رضایت جنسی، اعتماد و ارتباط همدلانه زوج ها می شود، حتی شش ماه پس از پایان درمان.
نتایج نشان داد که اثربخشی آن حفظ شده است. اکنون تمرکز تیم بر کمک به زوج هایی است که با سرطان مواجه هستند، تا زندگی جنسی و عاطفی خود را حتی در شرایط دشوار حفظ کنند.
برای ورود به صفحه اینستاگرام کلیک کنید.تمام مطالب سایت اختصاصی و توسط تحریریه خط سلامت تولید شده است، استفاده با ذکر منبع و لینک دهی بلامانع است