به گزارش خط سلامت، ممکن است زندگی ظاهرا هیچ مشکلی نداشته باشد. خانه برقرار است، مسئولیت ها انجام می شوند و حتی رابطه جنسی نیز وجود دارد. با این حال، چیزی در کیفیت ارتباط تغییر کرده است. دو نفر دیگر از دنیای درونی یکدیگر خبر چندانی ندارند. درباره برنامه فردا صحبت می کنند، درباره هزینه ها و کارهای خانه تصمیم می گیرند، درباره فرزندان حرف می زنند، اما کمتر درباره ترس ها، امیدها، شکست ها و نیازهایی که در سکوت حمل می کنند، با یکدیگر سخن می گویند. در چنین شرایطی، فاصله عاطفی می تواند آرام و بی صدا رشد کند.
فاصله عاطفی چگونه آغاز می شود؟
فاصله عاطفی معمولا حاصل یک اتفاق منفرد نیست. بیشتر اوقات، از مجموعه ای از تجربه های کوچک شکل می گیرد. فردی خسته از سر کار به خانه می آید و می خواهد درباره روز سخت خود صحبت کند، اما با پاسخ کوتاهی روبه رو می شود. بار دیگر، از موضوعی که او را نگران کرده حرف می زند و احساس می کند طرف مقابل بیشتر به دنبال راه حل است تا فهمیدن احساس او. مدتی بعد ممکن است دیگر چیزی نگوید. این سکوت، در ظاهر آرامش ایجاد می کند، اما همیشه نشانه آرام شدن رابطه نیست.
گاهی انسان وقتی بارها احساس می کند شنیده نمی شود، به تدریج از تلاش برای شنیده شدن دست می کشد. در چنین وضعیتی، فاصله میان دو نفر بدون آنکه دعوای بزرگی اتفاق افتاده باشد، بیشتر می شود.
وقتی یک نفر دیگر شنونده زندگی ما می شود
یکی از نشانه های مهم فاصله عاطفی زمانی ظاهر می شود که فرد برای تجربه های هیجانی مهم زندگی خود، به تدریج به شخص دیگری مراجعه می کند. ممکن است یک همکار باشد که با حوصله گوش می دهد. ممکن است یک دوست قدیمی باشد که دوباره وارد زندگی شده است. ممکن است فردی باشد که در شبکه های اجتماعی با او آشنا شده است.
در ابتدا شاید هیچ چیز غیرعادی به نظر نرسد. صحبت کردن درباره کار، مشکلات روزمره یا حتی شوخی های ساده، بخشی از روابط انسانی است. مسئله زمانی تغییر می کند که ارتباط جدید به جایی برسد که فرد احساس کند این شخص او را بهتر از شریک زندگی اش می فهمد.
او خبرهای مهم را برای آن فرد می فرستد. وقتی ناراحت است سراغ او می رود. وقتی اتفاق خوبی رخ می دهد، دوست دارد ابتدا با او در میان بگذارد. بخش هایی از زندگی درونی که زمانی در رابطه اصلی جریان داشت، کم کم به رابطه دیگری منتقل می شود.
در این مرحله، حتی اگر رابطه جنسی وجود نداشته باشد، مرزهای عاطفی رابطه اصلی ممکن است در معرض تهدید قرار گرفته باشند.
چرا دیده شدن تا این اندازه مهم است؟
انسان فقط به دوست داشته شدن نیاز ندارد؛ به تجربه دیده شدن نیز نیاز دارد. دیده شدن یعنی دیگری متوجه شود که امروز حال من خوب نیست. بفهمد پشت عصبانیت من چه چیزی وجود دارد. بداند چه چیزی برایم مهم است و متوجه شود چه زمانی به حمایت نیاز دارم.
وقتی این تجربه برای مدت طولانی در یک رابطه وجود نداشته باشد، توجه فرد دیگری می تواند اثر عمیقی ایجاد کند. کسی که مدت ها احساس کرده حرف هایش شنیده نمی شود، ممکن است با یک جمله ساده مانند «می فهمم چقدر برایت سخت بوده» احساس کند بالاخره کسی او را دیده است. همین تجربه می تواند بسیار قدرتمند باشد.
پژوهش های مربوط به خیانت نشان داده اند که در کنار عوامل مختلف، انگیزه هایی مانند کمبود عشق، صمیمیت و توجه نیز در برخی تجربه های خیانت نقش دارند. با این حال، وجود چنین کمبودهایی به هیچ عنوان خیانت را توجیه نمی کند و نمی توان مسئولیت انتخاب فرد را به گردن شریک زندگی انداخت.
چرا رابطه جنسی به تنهایی نمی تواند فاصله عاطفی را از بین ببرد؟
گاهی تصور می شود تا زمانی که رابطه جنسی وجود دارد، پس رابطه عاطفی نیز سالم است. اما رابطه جنسی و صمیمیت عاطفی دو مفهوم کاملا یکسان نیستند. ممکن است دو نفر همچنان رابطه جنسی داشته باشند، اما درباره احساسات شان حرف نزنند. ممکن است در کنار یکدیگر بخوابند، اما هر کدام در دنیای روانی خود تنها باشند.
از سوی دیگر، کاهش رابطه جنسی نیز همیشه به معنای پایان صمیمیت نیست. گاهی فشارهای کاری، مشکلات جسمی، فرزندپروری، تغییرات زندگی یا دوره های پراسترس می توانند میل جنسی را تغییر دهند، در حالی که پیوند عاطفی همچنان برقرار است.
بنابراین برای فهم کیفیت رابطه، نباید فقط تعداد دفعات رابطه جنسی را اندازه گرفت. باید دید آیا دو نفر هنوز می توانند از نظر عاطفی به یکدیگر نزدیک شوند یا نه.
خیانت عاطفی از کجا شروع می شود؟
مرز دقیقی که برای همه روابط یکسان باشد وجود ندارد. هر رابطه مجموعه ای از توافق ها و انتظارات خاص خود را دارد. با این حال، پنهان کاری یکی از نشانه هایی است که باید جدی گرفته شود.
وقتی فرد می داند اگر همسرش پیام ها، تماس ها یا نوع ارتباط او را ببیند ناراحت خواهد شد و به همین دلیل آگاهانه آن را پنهان می کند، مسئله دیگر فقط یک دوستی ساده نیست.
هرچه این ارتباط پنهانی تر و صمیمی تر شود و بخش بیشتری از انرژی عاطفی فرد را به خود اختصاص دهد، احتمال اینکه با مرزهای رابطه اصلی در تعارض قرار بگیرد بیشتر می شود.
آیا هر فاصله عاطفی به خیانت منجر می شود؟
خیر. این نکته اهمیت زیادی دارد، زیرا نباید میان فاصله عاطفی و خیانت یک رابطه علت و معلولی ساده برقرار کرد.
بسیاری از افراد ممکن است دوره هایی از تنهایی، نارضایتی یا سردی را در رابطه تجربه کنند، اما هرگز وارد رابطه دیگری نشوند. بعضی افراد درباره مشکل خود صحبت می کنند، بعضی از زوج درمانی کمک می گیرند و بعضی دیگر اگر ادامه رابطه را ممکن نبینند، تصمیم به جدایی می گیرند. پس فاصله عاطفی یک هشدار است، نه پیش بینی قطعی خیانت.
نگاه روانشناختی
دکتر مریم سامانی- روانشناس بالینی و زوج درمانگر - می گوید: در اتاق درمان، گاهی فرد از خیانت همسرش صحبت می کند، اما وقتی داستان را با دقت بیشتری بررسی می کنیم، مشخص می شود که رابطه خیلی پیش تر از افشای خیانت، دچار تغییر شده بود.
این تغییر لزوما به معنای آن نیست که فرد خیانت دیده مسئول اتفاقی است که رخ داده است. چنین برداشتی نادرست و آسیب زننده است. مسئولیت خیانت با کسی است که مرز رابطه را شکسته است.
اما برای فهمیدن آنچه در یک رابطه رخ داده، لازم است بدانیم چه زمانی گفت و گوها کمتر شدند، چه زمانی یکی از طرفین از بیان نیازهایش دست کشید، چه زمانی حمایت عاطفی جای خود را به بی تفاوتی داد و چه زمانی یک نفر احساس کرد دیگر نمی تواند برای تجربه های درونی خود به شریک زندگی اش مراجعه کند.
این نگاه به معنای مقصر دانستن فرد آسیب دیده نیست. معنای آن این است که روان شناس تلاش می کند تمام نقشه رابطه را ببیند، نه فقط آخرین اتفاق آن را.
وقتی فاصله را دیر می بینیم
دکتر مریم سامانی- روانشناس بالینی و زوج درمانگر - می افزاید: یکی از مشکلات روابط طولانی مدت این است که تغییرات کوچک معمولا جدی گرفته نمی شوند. کم شدن گفت و گوها طبیعی تلقی می شود. خستگی دائمی به زندگی روزمره نسبت داده می شود. کم شدن توجه، نتیجه مشغله دانسته می شود و فاصله عاطفی تا زمانی که بحران بزرگی ایجاد نکند، دیده نمی شود.
در حالی که رابطه نیز مانند هر بخش دیگری از زندگی نیاز به مراقبت دارد. صمیمیت خود به خود برای همیشه باقی نمی ماند. نیاز به توجه دارد، نیاز به گفت و گو دارد و گاهی نیازمند کمک تخصصی است.
از خودمان چه بپرسیم؟
گاهی لازم نیست منتظر یک بحران باشیم تا درباره رابطه فکر کنیم. کافی است از خود بپرسیم آیا هنوز از دنیای درونی یکدیگر خبر داریم؟ آیا وقتی اتفاق مهمی برایمان می افتد، هنوز اولین کسی که می خواهیم با او صحبت کنیم شریک زندگی مان است؟ آیا می توانیم بدون ترس از قضاوت درباره نیازها و ناراحتی هایمان حرف بزنیم؟ آیا هنوز در کنار یکدیگر احساس امنیت و دیده شدن داریم؟ این پرسش ها برای پیدا کردن مقصر نیستند. برای دیدن رابطه اند.
وی می گوید: خیانت همیشه از اتاق خواب شروع نمی شود. گاهی خیلی پیش تر، در سکوت یک میز شام آغاز شده است؛ جایی که دو نفر روبه روی هم نشسته اند، اما دیگر چیزی برای گفتن ندارند. گاهی در پیام کوتاهی اتفاق می افتد که هیچ کس در خانه منتظر شنیدنش نیست.
گاهی در لحظه ای که فردی بیرون از رابطه می گوید «حالت خوب نیست؟» و برای اولین بار بعد از مدت ها، کسی واقعا منتظر شنیدن پاسخ می ماند اما باید میان فهمیدن و توجیه کردن فاصله بگذاریم. ممکن است فاصله عاطفی زمینه ای برای نزدیک شدن به فرد دیگری ایجاد کند، اما خیانت همچنان یک انتخاب است.
رابطه سالم نیز فقط رابطه ای نیست که در آن خیانت اتفاق نمی افتد. رابطه سالم رابطه ای است که در آن دو انسان بتوانند پیش از آنکه فاصله به دیوار تبدیل شود، آن را ببینند، درباره اش حرف بزنند و برای نزدیک شدن دوباره تلاش کنند.
برای ورود به صفحه اینستاگرام دکتر مریم سامانی (روانشناس بالینی) کلیک کنید.تمام مطالب سایت اختصاصی و توسط تحریریه خط سلامت تولید شده است، استفاده با ذکر منبع و لینک دهی بلامانع است